به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فصل سوم رویداد «نقد و تماشا» با همکاری باغ کتاب تهران از روز چهارشنبه ۸ بهمنماه آغاز شد. در اولین شب از این رویداد که به اکران آثار برگزیده «انیمیشن اقتباسی» اختصاص داشت انیمیشن «غول آهنی» به کارگردانی «بِرَد بِرد» به نمایش درآمد؛ انیمیشنی که بر اساس کتابی به همین نام نوشته «تد هیوز» شاعر و نویسنده انگلیسیزبان ساخته شده است. نشست نقد و بررسی این انیمیشن نیز پس از به پایان رسیدن اکران با حضور «حسن صنوبری»، «سپیده جانباز» و جمعی از دوستداران انیمیشن و مخاطبان حاضر در برنامه، در سالن شماره ۴ پردیس سینمایی باغ کتاب برگزار شد.
غول آهنی، انیمیشنی در نقد دیگریهراسی
حسن صنوبری (منتقد سینما و انیمیشن)، ابتدا با مرور جایگاه تاریخی این اثر، «غول آهنی» را چه در ساخت و تکنیک چه در پرداخت و محتوا نقطه عطفی در انیمیشن آمریکا دانست و بیان کرد این اثر به علت رویکرد خاص سیاسی – اجتماعیاش در زمان خود به نوعی مورد بایکوت قرار گرفته است. اولین سینمایی بلند و مستقل «برد برد» در جوایز و جشنوارههای غربی نه تنها به اندازه آثاری مثل «شگفت انگیزان» و «موش سرآشپز» که هر دو برنده جایزه اسکار شدهاند مورد توجه قرار نمیگیرد، بلکه حتی به شکستی تجاری در روزگار خودش تبدیل میشود. با این حال به مرور بر محبوبیت این کار افزوده شده، در رتبهبندیها امتیازش از بسیاری از انیمیشن دیگر کارگردان پیشی گرفته و امروزه از نظر منتقدان جزو آثار «سینمای کالت» قرار گرفته است.
در ادامه این منتقد به بررسی کتاب منبع اقتباس پرداخت و گفت: «بیشتر تفاوتها میان کتاب و انیمیشن ناظر به این است که زمانه عوض شده و آقای بِرد میخواهد ضمن همسخنی با «تد هیوز» درباره مسائلی مثل اخلاق، انسانیت، کودک، محیط زیست، طبیعت، و دیگریهراسی، سخن روزگار خودش را بگوید.» صنوبری مسئله دیگریهراسی را مسئله کلیدی کارگردان در زمانه خود، و علت انتخاب این اثر توسط وی برای اقتباس دانست.
ردپای نادر ابراهیمی در داستان غول آهنی
صنوبری در ادامه درباره نحوه رسیدن این کتاب به ایران و ترجمه آن به زبان فارسی گفت: «این کتاب که در سال ۱۹۶۸ نوشته برخلاف خیلی از کتابها زود به ایران میرسد و «نادر ابراهیمی» بعد در دهه پنجاه آن را به زبان فارسی ترجمه میکند. نگرش و جهان نادر ابراهیمی علاوه بر اینکه در نثر پاکیزه و ادیبانۀ اثر مشهود است، با موخرهای خواندنی که بر کتاب نوشته تکمیل میشود. میتوانیم از اینجا به موضوع بنگریم که چه نسبتی بین جهان نادر ابراهیمی، یک نویسنده عمیقاً ایرانی، احساساتی، شاعرانه، با روحیه ایجابی، سازنده، و جنگجو و آقای تد هیوز انگلیسی وجود داشته است؟ میتوان گفت دهه پنجاه ایران اوج صنعتی شدن، اوج شروع مصرفی شدن و ورود ولو ظاهری به دروازه های مدرنیته بود؛ میتوان گفت نادر ابراهیمی آنجا بین وضعیت و سرزمین خود با این اثر همنسبتی پیدا میکند که از دل متن تمدن غربی، نقدی بر غرب مییابد که تا حد زیادی منطبق بر نگرش شرقی است؛ نقدی بر صنعتزدگی، سرمایهسالاری، جنگطلبی، و دیگریستیزی غربی.»
غول آهنی برد برد چه تفاوتی با غول آهنی تد هیوز دارد؟
در بخش دوم گفتوگو و با ورود به خود انیمیشن، صنوبری «بِرَد بِرد» را جزو هنرمندانی دانست که در انیمیشن آمریکا نقش پل را دارند و نقش مهمی در دوران گذار از دیزنی با داستانهایی سرشار از سادگیهای شدید و تکرارهای بسیار در پیرنگ، به سوی پیکسار با پیچیدگیها و خلاقیت بیشتر در داستانهایش ایفا کردهاند. بِرد همچنین از کسانی است که در این حوزۀ جغرافیایی سینما در تبدیل انیمیشن از اثری صرفاً مناسب کودک به اثری که برای بزرگسال هم بهره دارد تاثیرگذار بوده است.
او در ادامه بیان کرد: «غول آهنی پر از بینامتنیت و ارجاع است. یکی از روشهایی که انیمیشن با استفاده از آن در مورد روزگار خود به شما اطلاعات میدهد از طریق چیزهاییست که در تلویزیونهای موجود در تصویر و قصۀ انیمیشن پخش میشود. یکی از آنها یک انیمیشن واقعیست به نام «Duck and cover» که در آمریکا به کودکان یاد میدهد هنگام حملات هستهای چطور از خودشان مراقبت کنند. حتی عبارت «هولوکاست هستهای» را هم در تصویر میشود دید. این نشان میدهد در آن دوران و در آن کشور همواره اضطرابی ایجاد میشده، که به دنبالش خشمی برای نابود کردن دیگری ایجاد شود. در حقیقت انیمیشن در پسزمینۀ خود ماجرای دیگریهراسی و سپس دیگریستیزی دولت آمریکا به ویژه پس از روزگار جنگ سرد را نشان میدهد»
وی سپس غول آهنی را نمادی از مواجهه انسان آن دوره بهویژه انسان آمریکایی با «دیگری» معرفی کرد و توضیح داد: «در مقابل غول آهنی مهیب قدرتمند نمادی از همان دیگریست که همه از او میترسند. دیگریای که واقعاً هم میتواند آسیب بزند، اما این غول آهنی به مرور و با قهرمانیها و فداکاریهایی که در خود به نمایش میگذارد، نشان میدهد خطرناک بودنش برای وقتیست که به او حمله میشود، و در غیر این صورت نه تنها حمله نمیکند، که خیلی هم میتواند مفید واقع شود. غول آهنی در کتاب بیشتر نماد صنعت و علم است اما در انیمیشن بِرَد بِرد نماد «دیگری» را در غول آهنی میسازد. چیزی که واقعاً آدم نیست، واقعاً خطرناک است، از ما نیست، با ما نیست، کسیست که ما نمیشناسیمش. مردم دشمن چیزهاییاند که نمیشناسند و قدرتها هم همیشه از این جهل استفاده میکنند. هوگارت هم او را نمیشناسد ولی با پاکی، وجدان، انرژی، و صداقتی که در کودکانگی هست میتواند با این موجود آشنا شود و در ادامه داستان، در تلاش است تا او را به بقیه معرفی کند. چون میداند اگر دیگران هم او را بشناسند، به شرط وجدان و انسانیت، دیگر به چشم یک دشمن و یک غیرانسان با او مواجه نمیشوند.»
گفتنیست سلسله رویدادهای «نقد و تماشا» که توسط مجله میدان آزادی برگزار میشود، در هر فصل به اکران آثار برگزیده سینمای ایران و جهان در یک سیر هنری یا موضوعی خاص و نقد و بررسی آنها میپردازد. در فصلهای پیشین این رویداد «بهترین انیمیشنهای هایائو میازاکی» در فصل تابستان، و «فیلمهای برگزیده سینمای اقتباسی ایران و جهان» در فصل پاییز و همزمان با هفته کتاب به نمایش درآمدند.
فصل سوم این رویداد تا ۱۳ اسفند ماه ادامه دارد و با اکران، نقد و بررسی سه انیمیشن «قلعه متحرک هاول» اثر «هایائو میازاکی» در ۲۹ بهمن، «مدفن کرمهای شبتاب» اثر «ایسائو تاکاهاتا» در ۶ اسفند و «توتوچان: دختری آنسوی پنجره» اثر «شینوسکه یاکووا» در ۱۳ اسفند دنبال میشود.
نظر شما