به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، در این نشست ادبی، شرکتکنندگان به جمعخوانی و تحلیل نخستین مجموعه داستان گلی ترقی پرداختند و ابعاد مختلف روایت و ساختار داستانها را مورد بررسی قرار دادند.
در ادامه، حاضران درباره شگردهای نویسنده در توصیف، دیالوگنویسی و بهرهگیری از شکستهای زمانی و مکانی گفتوگو کردند؛ عناصری که به باور شرکتکنندگان، نقش مؤثری در پیشبرد روایت و عمقبخشی به فضای داستان ایفا میکنند.
همچنین در این نشست، شخصیتپردازی، فضای حاکم بر داستانها و پیامهای انسانی اثر تحلیل شد و شرکتکنندگان، بازتاب دغدغههای مشترک انسانی در روایتهای گلی ترقی را از ویژگیهای برجسته این مجموعه داستان دانستند.
در بخشی از کتاب «من هم چه گوارا هستم» آمده است: «… موتور را خاموش کرد و سرش را مایوسانه به پشتی تکیه داد. تقویم اش را در آورد و ورق زد. نه، اشتباهی در کار نبود. دوشنبه هفده مهر، روز تولدش بود. توی سرش حساب کرد. بعد مشکوک و حیرت زده با انگشت هایش شمرد و مطمئن شد که درست سی و نه سال دارد. حس کرد که پوست اش یک مرتبه گر گرفته و کفشهایش انگار چند شماره کوچک تر شده است. کت اش را در آورد و یقه ی پیراهن اش را با عجله باز کرد. با خودش فکر کرد: «همین چند وقت پیش سی سالم بود. چه طور یه مرتبه سی و نه سالم شد؟ …»
نظر شما