حسن ذوالفقاري در دهمين نشست درسگفتارها درباره سعدي گفت: گلستان سعدي كتابي بود كه پيوسته در مكتبخانهها خوانده ميشد. همانند كتابهاي «نوشآفريننامه» يا «معراجنامه» نبود كه گاه گاهي درس داده ميشد. گلستان كتاب پايهاي همه مكتبخانهها بود. به همين دليل است كه سخنان سعدی در زبان مردم ضربالمثل شده است.\
وي كه عصر چهارشنبه (۶ آبان) در مركز فرهنگي شهر كتاب سخن ميگفت با اشاره به گلستان سعدي اشاره كرد و افزود: همينها سبب ميشود كه از خود بپرسيم كه چه سري و نيروي كلامي در سعدي هست كه زبان او را هنرمندانه كرده است؟ چرا نثر گلستان فاخر و زيبا است؟ اما پيش از پاسخ دادن به اين پرسشها، بايد ديد كه چرا سعدي در قلب مردم جاي دارد؟ و چرا مردم، گلستان را كتابي مقدس ميدانند؟
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: ميدانيم كه گلستان سعدي كتابي بود كه پيوسته در مكتبخانهها خوانده ميشد. همانند كتابهاي ديگري چون «نوش آفريننامه» يا «معراج نامه» نبود كه گاه گاهي درس داده ميشد، گلستان كتاب پايهاي همه مكتبخانهها بود. به همين دليل است كه سخنان سعدي در زبان مردم به صورت ضربالمثل درآمده است.
اين نويسنده كتابهاي درسي يادآور شد: چيزي نزديك به 400 «مثل» از او در گلستان وجود دارد كه فارسي زبانان بكار ميبرند. يك نويسنده بايد بسيار توانا و هنرمند باشد كه جملههايش به آن درجه از زيبايي برسند كه به صورت ضربالمثل رواج پيدا كنند. سعدي چنين هنري را در حد كمال داشت.
وي افزود: بيشک نثر گلستان يکي از شاهکارهاي زبان فارسي است که ابعاد گوناگون زيباييشناختي نثر را ميتوان در آن دريافت. سعدي در اين اثر گرانسنگ خود از تقارنها و تناسبهاي زباني و بياني، آرايهها و عناصر ادبي، وزن عروضي، تناسبهاي کلامي و... به نحو شايستهاي استفاده کرده است.
نويسنده «دايرهالمعارف داستانهاي فارسي» خاطرنشان كرد: بر پايه تحقيقي كه درباره «مقلدان سعدي» شده است، 65 شاعر را يافتهاند كه بطور مستقيم يا غير مستقيم از سعدي تاثير گرفتهاند. اين تنها مربوط به گذشتگان نيست و نويسندگان معاصري همانند جلال آل احمد هم گفتهاند كه تحت تاثير نثر سعدي بودهاند. اگر به شاعراني هم توجه كنيم كه بيرون از ايران ميزيستهاند، درخواهيم يافت كه مقلدان سعدي بسيار بيشتر از اين مقدار است كه اشاره شد.
مدرس و عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس خاطرنشان كرد: شرحهاي فراواني هم بر «گلستان» سعدي نوشتهاند. من در پاكستان كتابهاي بسياري را ديدم كه نثر گلستان را ساده سازي كردهاند، يا كتابهاي مصوري از گلستان پديد آوردهاند. در شبه قاره هند نيز گلستان سعدي نفوذ داشته است. ميتوان گفت كه هر جا زبان فارسي رواج داشته، گلستان هم خوانده ميشده است. شايد يكي از دلايل ارجمندي زبان فارسي در بين بيگانگان و رواج آن، همين تداول گلستان بوده است.
وي افزود: بسياري از بزرگان ادب ما به اهميت سعدي و اثر گزاري گلستان او اشاره كردهاند. «فروغي» فصاحت، بلاغت و استحكام سخن سعدي را ستايش كرده و گفته است كه سعدي در 700 سال پيش به زبان ما سخن نگفته است، بلكه اين ما هستيم كه به زبان او سخن ميگوييم. «جلالالدين همايي» نثر گلستان را «آيت محكمه زبان فارسي» ميدانست و دكتر «غلامحسين يوسفي» مينوشت كه هنر سعدي آن بود كه نثر فارسي را از فضل فروشي و پيچيدگي نجات داد و به آن اعتدال بخشيد.
ذوالفقاري به حكايتهاي سعدي اشاره كرد و گفت: در گلستان سعدي 181 حكايت آورده شده است. از اين مقدار، 100 حكايت آن داراي يك گفتوگو و يك كنش هستند. ميدانيم كه داستان براي آن كه شكل بگيرد بايد هم كنش داشته باشد و هم گفتوگو. در 80 حكايت ديگر گلستان اين كنش را نميبينيم. سعدي براي پوشاندن اين عيب، با لطايف به كلامش قدرت داده است.
وي افزود: سعدي گفتوگوها را هنرمندانه آورده است كه كنش داستاني را بايد در «كلام» او ديد. از همين رو ضرب آهنگ پاياني در اين دست حكايتهاي او، در بازيهاي كلامي نهفته است. در اين موارد، ممكن است كه تمام لطف حكايت وابسته به يك كلمه باشد. پس هنر سعدي را در اين نيز ميتوان دانست كه از صنعتگري به سود داستانپردازي استفاده كرده است.
نويسنده «فرهنگ بزرگ ضربالمثلهاي فارسي» خاطرنشان كرد: سعدي حكايتي به اين مضمون دارد كه «هندويي نفت اندازي همي آموخت. حكيمي گفت تو را كه خانه نيين است، بازي نه اين است». اين شايد مينيماليستيترين حكايت ادبيات قديم ما باشد. تمام هنر سعدي در اين حكايت در بازي كلامي او با دو واژه «نيين» و «نه اين» نهفته است. اين حكايت نه چيزي كم دارد و نه اضافه. چون فضاي حكايت او تنها يك خط است، سعدي ناگزير است كه كلمات را آن قدر دقيق انتخاب كند كه به هدفش برسد.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: واژگان عربي كه سعدي بكار ميبرد، همگي متعارفاند و در زبان مردم كاربرد داشتهاند. به دليل اهميتي كه فعل دارد و گاه به اين دليل كه سعدي ميخواهد موازنه و سجع درست كند، فعل را جابجا ميكند يا در جمله آن را مقدم ميآورد. اين باعث ميشود كه در جملههاي او حذف به قرينه صورت گيرد و عبارت او موزون شود. اين جابجاييها و حذفها، به آهنگين شدن كلام سعدي، كمك بسيار كرده است.
وي افزود: سعدي در گلستان از 1250 تركيب وصفي استفاده كرده است. سعدي استعارهساز است و از هر چيز سادهاي ميتواند استعاره بسازد، با گل و گياه، ابزار جنگي، وسايل زندگي، طبيعت و هر چيز ديگري كه فضاي داستان به او اجازه استفاده از آن را بدهد استعارههای خالي از حشو ميسازد. «مشبه به»هاي او در تشبيهات هم به گونهاي هستند كه به سادگي فهميده نميشوند. از اين رو تشبيهات او خواننده را به تامل و تلاش وادار ميكند.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: يك بحث محوري گلستان، سجع و توازن و وزن و آهنگهاي آن است. سعدي نثر مسجع دارد، اما نوع سجع او با ديگران تفاوت دارد و در سجع سازي پايبند اعتدال است. سجعهاي او در بافت كلام جا ميافتند و به گونهاي استفاده شدهاند كه باعث افزايش آهنگ ميشوند. اين سجعها گاه 2 پاره و گاه 3 پارهاند. سجعهاي مزدوج هم دارد مانند «نزهت ناظران» و «فصحت حاضران».
وي افزود: بسياري از اديبان بر سجعپردازان ايراد گرفته و گفتهاند كه آنها با آوردن كلمات مترادف، جمله را از بلاغت خارج ميكنند. اين ايراد تا حدي درست است؛ ولي ما در سجعهاي سعدي حشو و زوايد نميبينيم و اين گونه نيست كه او خواسته باشد كه با سجع، وزن كلام را پر كند.
ذوالفقاري در پايان سخنانش تأكيد كرد: ما نياز داريم كه گلستان را بشناسيم. بي دليل نبود كه گذشتگان ما با گلستان مانوس بودهاند چرا كه مضامين اخلاقي سعدي همواره راهنماي زندگي ايرانيان بوده است. از سويي ديگر سعدي به ما ميآموزد كه چگونه بنويسيم و چگونه حرف بزنيم. اگر كسي ميخواهد نويسنده خوبي شود، ناگزير است كه بارها و بارها گلستان را بخواند. اين را هم بايد در نظر گرفت كه گلستان يك ميراث فرهنگي است كه بايد آن را به نسل بعد منتقل كرد.
نظر شما