اكبراكسير، شاعر: شهريار آنچنان كه از نامش بر ميآيد، شهريار غزل و شهريار شعر بومي است. او چون شاعر ملي ما فردوسي، حافظ زبان فارسي نبوده، اما سرآمد شاعران شعر بومي است._
شهريار توانست خود را با غزلهايي كه به گفته خودش الهامگرفته از غزليات حافظ بود، در طول زندگي پر فراز و نشيباش به فارسيزبانان بشناساند.
او در يكي از شگفتانگيزترين دورانها به دنيا آمد و خود را به تهران رساند. نخستين شاعر شهرستاني كه بدون خونريزي تهران را فتح كرد. به سرعت او را شناختند و با شعرش انس گرفتند. اين به آساني برنميآيد مگر آنكه از ذوق و قريحهاي خاص برخوردار باشيد.
شهريار توانست اين كار را به خوبي به انجام رساند. حضور در ميان شاعران بزرگ و معاصر و شركت در محافل شعرخواني از او شهريار ساخت.
زمان،مكان و استعداد فطري همگي عواملي تاثيرگذار در شعر شهريار بودند و توانستند شهريار را به آن مرتبهاي رسانند كه سالروز درگذشت او در تقويم به نام «روز ملي شعر و ادب فارسي» و بزرگداشتش ناميده شود و همواره تركزبانان و فارسيزبانان از او به عنوان شاعري ملي ياد كنند.
شهريار سلطان هزار سال شعر و ادب فارسي است. او خود را با شعرهاي عاطفي و عاشقانهاش به اثبات رساند و تاريخ قوم آزاده ايراني را با شعر «حيدر بابايه سلام»(شعري كه پس از انتشارش تمام كشورهاي تركزبان را زير سيطره خود قرار داد) به كل دنيا مخابره كرد.
در يك نگاه زيباييشناسانه به شعر تركي «حيدر بابايه سلام» متوجه ميشويم هر شعري كه تريبون قوم و ملت خودش باشد به سرعت ثبت ميشود و شاعر را به اوج شهرت و محبوبيت ميرساند.
رسيدن به شهرت كاري است آسان و با عناصر رسانهاي نيز ميتوان بدان دست يافت. اما محبوبيت كار ظريفي در عالم هنر است. اين ممكن نيست مگر آنكه هنرمند دلي پاك و ضميري صاف داشته باشد.
«علي اي هماي رحمت» يكي از ناميترين سرودههاي او را ميتوان نسخه دومي از غزل حافظ با عنوان «به ملازمان سلطان» دانست.
صافي دل شهريار او را بر دلها نشاند. شهريار با «علي اي هماي رحمت» پلههاي شهرت و محبوبيت را به سرعت طي كرد چرا كه اين شعر، شعري ملي و آييني بود.
شهريار با اين شعر به دو هدف خود يعني شعر آييني و غزلپردازي با درونمايه و سوز و گداز عارفانه در ادبيات دست يافت.
او شاعر مردم شد، در اين روزگار يكي از آرزوهاي تمام شاعران، شاعري مردمي شدن است. تمام شاعران ميتوانند به اين مقام دست يابند اگر كه از سرچشمه معرفت بنوشند.
در بررسي شعر او به استفاده از زباني ملموس، اشياء و پديدهها، كلمات و اصطلاحات عاميانه ميرسيم كه توانسته شعر را از دربار جدا كند و ميان مردم آورد.
ذوق شهريار حاصل تزكيه نفس، دل پاك و احساس نابي است كه او را با اشك چشم و آه شبانه در زادگاه كوهستانياش به جويباري بدل ساخت.
شهريار شدن كار شهريار است. آنچه همواره به جوانان گفتهام نيز همين بوده، براي جاودانه شدن چون شهريار بايد فروتني آموخت و از نوگرايي غافل نبود.
شعر شهريار پارادوكسي با تخلص او «شهريار» دارد. او همان گداي خاكنشين ادبيات ماست.
نظر شما