به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مهمترين ويژگي «فرهنگ ادبيات فارسي» گردآمدن اطلاعات گوناگون ادبي از شرح احوال شاعران و نويسندگان ديروز و امروز تا معرفي آثار، اصطلاحات ادبي، قصهها و داستانها و تلميحات، اشارات ادبي، فولكلور، شخصيتها و داستانهاي شاهنامه، اساطير ايران، شرح حال عرفا و بزرگان صوفيه، مفاهيم ادبي و عرفاني، اصطلاحات تصوف و افسانههاي عاميانه در يک کتاب است.
محمد شريفي، پژوهشگر و نويسنده «فرهنگ ادبيات فارسي» درباره اين كتاب به خبرنگار «ايبنا» گفت: پيشنهاد تدوين چنين کتابی را محمدرضا جعفري مدير انتشارات فرهنگ نشرنو در سال 1372 به من ارایه داد. اگر چه اين پيشنهاد بسيار وسوسهانگيز بود ولي من در ابتدا جرأت گام نهادن در اين راه را در خود نمیديدم. بر اين باور بودم که گردآوري چنين فرهنگی كار اساتيد ادبيات است اما ديری نگذشت که وسوسه بر من غلبه کرد و كمكم كارم را با خواندن و خلاصه کردن رمانهای معاصر شروع كردم و به مرور به بخشهای ديگر پرداختم.
وي به زمان گردآوري اين فرهنگنامه اشاره كرد و گفت: کار نگارش اين فرهنگ به مدت 15 سال به صورت پاره وقت اما پيوسته ادامه داشت و سرتاسر اين كار را صرف نظر از کمکهای بیدريغ ويراستار کاردان کتاب که در بسياری موارد راهنمايم بود به تنهايي انجام دادم. بعد از اتمام مرحله نخست گردآوري مطالب، اين کتاب بارها و بارها خوانده شد و ويرايش و انجام اصلاحات تکميلی نيز سه سال به درازا کشيد. طی اين مدت كوشش ما بر اين بود كه كتاب چند جلدي نشود و در اين راه از انواع روشها از نوع قلم و صفحهبندی كتاب گرفته تا فشردگي مقالات و حتی عبارات بهره گرفتيم.
اين ويراستار حوزه نشر افزود: در حوزه ادبيات و فرهنگ، فرهنگنامههاي گوناگون و متعددي منتشر شده. آنچه در اين فرهنگ گرد آمده با اين دايره شمول تا کنون سابقه نداشته است. هر يک از فرهنگنامههايي كه تاكنون منتشر شده غالبا يك يا دو يا سه شاخه از ادبيات را دنبال كردهاند و به صورت يكجا به آن نپرداخته و به كل گستره ادبيات فارسي نظر نداشتهاند.
وي به حجم مقالات اين فرهنگنامه اشاره كرد و گفت: حجم مقالات اين فرهنگنامه بر اساس معيارهايي تعيين شده و در همه جا کوشش فراوان شده تا ضمن رعايت ايجاز و اختصار مطالب مورد نياز جستوجوگر در اختيار قرار گيرد و اضافه بر آن حذف شود؛ زيرا جستوجوگر يا مخاطب اين کتاب از نظر ما دانشجويان و علاقهمندان به ادبيات فارسی بوده است. طبعا اگر كسي به اطلاعات عميقتر و گستردهتري نياز داشته باشد بايد به منابع تخصصيتر در آن زمينه مراجعه كند.
وي به نمونههايي در اين زمينه اشاره كرد و گفت: به عنوان نمونه در اين كتاب حدود يك ستون از «بايزيد بسطامي» سخن گفته شده و يا يك و نيم صفحه به رمان «بوف كور» اختصاص يافته است؛ در حالی که ميدانيم كه در هر دو مورد مقالات فراوان و حتي كتابهايي به رشته تحرير درآمده كه به كار اهل تحقيق ميآيد. اما به نظر من در هر دو مورد آنچه دانستن آن بسيار لازم و ضروری بوده در اين مقالات آمده است. بنابراين حجم مقالات بر اساس ارايه ضروريترين اطلاعات براي مخاطب عام تعيين شده است و البته حجم مقالات به هيچ وجه نشان دهنده اهميت موضوع مقاله و جايگاه آن در ادبيات فارسي نيست.
شريفي به جايگاه شخصيتها و داستانهاي بزرگترين حماسه ملی ايران يعنی شاهنامه در اين فرهنگنامه اشاره كرد و گفت: تقريبا تمامی داستانهای شاهنامه در فرهنگ ادبيات فارسی در قالب مقالهای مستقل خلاصه شده است و فهرست 64 داستانی که از شاهنامه استخراج شده در ذيل مقاله شاهنامه آمده است. در مورد شخصيتهای شاهنامه نيز به همين ترتيب عمل شده يعنی به هر يک مقالهای اختصاص داده شده است. به عنوان نمونه شخصيت اسفنديار که نام اوستايي او «سپنتو داته» است با توجه به روايت اوستايي و متون پهلوی توصيف شده و آنگاه به داستان او در شاهنامه پرداخته شده است و از مجموع اينها تصويری نسبتاً جامع از شخصيت اسفنديار به دست داده شده است.
وي به اساطير ايران و مدخلهاي اسطورهاي ايران در اين دانشنامه اشاره كرد و گفت: در اين فرهنگنامه مدخلهاي اساطيري ايران نيز گردآمده است، تصور ميکنم بيش از 200 مدخل اساطيري در اين فرهنگنامه داريم، مدخلهايي نيز وجود دارند كه اگرچه مستقيماً اساطيري نيستند ولي با اسطورهها ارتباط پيدا ميکنند و ريشه در اساطير دارند.
شريفي به محور اصلي كتاب اشاره كرد و گفت: محور اصلي اين كتاب پرداختن به ادبيات خلاقه است شامل شعر، نثر داستانی، و متون نثر غيرداستانی كه ارزش ادبي دارند. بنابراين در حوزه ادبيات کلاسيک، منظومهها و آثار داستانی به تفصيل معرفی شدهاند و در متون منثور غير داستانی هم اگر کتابی موضوع مقالهای واقع شده ويژگی ادبی آن کتاب توضيح داده شده است.
این پژوهشگر افزود: آنگاه دايره را کمی گسترده تر کرده و به توضيح اشارات (مانند نرگس، سرو، روباه، عطارد، زهره، و...) و تلميحات (مانند پيراهن يوسف، عصای موسی، مرغ عيسی، و...) و اصطلاحات ادبی (مانند ايجاز و عروض و راوی و...) پرداختهام. در حوزه ادبيات معاصر شرح حال تمام نويسندگان و شاعران مطرح و همچنين خلاصه تمامی رمانها و نمايشنامههای مشهور يا برنده جوايز ادبی را به صورت مجزا آوردهام.
وي بنياد كار در اين فرهنگ را بر ادبيات خلاقه به ويژه ادبيات داستاني دانست و افزود: هنگامي كه شما كتاب تاريخ ادبيات ايران تأليف دكتر «ذبيحالله صفا» را مطالعه ميكنيد در آن كتابهاي پزشكي، تاريخي و جز اينها هم معرفي شده و مؤلف، آنها را به عنوان بخشي از ادبيات فارسي شناخته است.
به گفته این پژوهشگر، در تمام دنيا مرسوم است كه فرهنگ مكتوب را جزيي از ادبيات به حساب ميآورند و به شاخههای گوناگون تقسيم میکنند؛ مثلاً ادبيات حقوقی. اما كوشش وی بيشتر معطوف به معرفي گونههاي خلاقه ادبيات فارسي بوده است؛ يعني داستان، شعر، نمايشنامه و آثاري كه برآمده از تخيل و خلاقيت نويسنده يا شاعر است.
وي افزود: در اين فرهنگنامه آيين تصوف و مشايخ صوفيه سهم بهسزايي دارند زيرا صوفيه و آيين تصوف نقش بسيار مهمی در ادبيات ما دارند. بسياري از قصههاي جذاب و آموزنده ما ميراث صوفيه است. بسياري از تعبيراتي كه شعراي ما به كار بردهاند مانند خرقه، دلق، پير، شيخ معانی و تعابير صوفيانه دارند. همچنين درک اصطلاحات صوفيه نظير حيرت، شوق و ذوق برای فهم و درک اشعار بسياری شاعران مهم ما چون مولوی، عطار و حافظ اهميت تمام دارد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه در مقدمه كتابتان اشاره كردهايد كار حك و اصلاح اين فرهنگ ادامه دارد، گفت: فعلاً چندان مطمئن نيستم كه برنامههايي براي چاپ بعدي كتاب داشته باشم زيرا مدتی منتظر نظرات خوانندگان و استفادهکنندگان خواهم ماند اما تصور میکنم نخستين كاري كه انجام بدهم اين است كه معيار سني نويسندگان و شاعران را که اکنون شامل متولدين پيش از 1340 میشود را كمي جلوتر بکشم تا اشخاص و آثار ديگري از نسل جوان را وارد اين فرهنگ كنم. ديگر اينكه در قسمت اشارات، تلميحات و مفاهيم ادبي شايد بتوان بيشتر كندوكاو كرد؛ زيرا مباحث اين حوزهها بيانتهاست و هر چه در اين زمينه بيشتر بخوانم و بررسي كنم نكات جديدتري خواهم يافت.
شريفي در ادامه سخنانش خاطرنشان كرد: من هماكنون نيز چند مقاله آماده دارم كه در چاپهاي بعدي به اين فرهنگ اضافه خواهم كرد و اين روند همچنان ادامه خواهد داشت زيرا اگر چنين اثري پويايي نداشته باشد و بهروز نباشد و موضوعات جديد را دنبال نكند به مرور زمان از کارآيياش کاسته خواهد شد. هم اکنون يكي از ويژگيهاي اين فرهنگنامه اين است كه تا بهار ۱۳۸۸ يعني شش ماه قبل از انتشار به روز است.
وي به فرهنگ سنتشكني اشاره كرد و گفت: در اين فرهنگ ادبيات معاصر و همچنين ادبيات عاميانه در کنار ادبيات كهن آورده شده كه اين کار به نظر من چند حسن دارد. اول اينکه استفاده کننده پاسخ سوال خود را در هر زمينه از ادبيات که باشد در يک کتاب خواهد يافت. ديگر اينکه چه بسا کسی که به ادبيات معاصر علاقهمند است به اين ترتيب با ادبيات کهن فارسی آشنا و بدان علاقهمند شود. يا به عنوان مثال کسی که اهل ادبيات کهن فارسی است در ادبيات عاميانه جذابيتهايی بيابد.
وي به ملاك انتخاب آثار و چهرهها در اين فرهنگ اشاره كرد و گفت: ادبيات معاصر بخش برجستهاي از فرهنگ ادبيات فارسي است. در انتخاب نويسندگان و شاعران معاصر ضمن در نظر گرفتن اهميت، شهرت، محبوبيت، شمار آثار، و نظر منتقدان يک معيار سني هم قائل شدهايم به اين ترتيب که تولد پيش از 1340 را معيار قرار دادهايم، با اين استدلال كه جايگاه نويسنده يا شاعري كه هماكنون لااقل 47 سال دارد تثبيت شده است و ميتوان با در نظر گرفتن ساير معيارها درباره او تصميم گرفت. البته آثاري از نويسندگان جوان كه برنده جوايز ادبي بودهاند از اين قاعده مستثني شده و به هر يك از آنها مقالهاي مستقل اختصاص يافته است.
فرهنگ ادبيات فارسي نتيجه 15 سال تلاش مستمر محمد شريفی است كه با ويراستاري محمدرضا جعفري از سوي فرهنگ نشر نو و انتشارات معين منتشر شده است. وي با اين كتاب مرجع هزار و هفتصد صفحهاي به ياري كساني آمده است كه ميخواهند ادبيات فارسي را بهتر و بيشتر بشناسند و دقيقتر پژوهش كنند.
مؤلف كتاب «فرهنگ ادبيات فارسي» زاده مهر ۱۳۴۵ تهران است و سالهاست كه به عنوان كتابپرداز و ويراستار حرفهاي در حوزه نشر فعاليت دارد. پيش از اين كتاب «گفتهها و نكتهها» را تأليف و توسط انتشارات توتيا منتشر كرده و همچنين تأليف بخشهايي از «دايرهالمعارف دانش بشر» را نيز عهدهدار بوده است.
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۴:۴۶
نظر شما