یک کارمند نهادهای بشردوستانه بینالمللی در کتابی جديد، ابعاد مختلفی از این که چگونه قدرتهای بزرگ مفهوم «مداخلات بشردوستانه» را برای رسیدن به اهداف خود به کار گرفتهاند، بررسی کرده است.\
او در مصاحبهای درباره کتاب خود گفت: قبل از سال 2003 سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی به طور مداوم از «مسوولیت اقدام» برای متوقف کردن نقض حقوق بشردوستانه توسط صدام حسین در عراق سخن میگفتند، ولی اکنون کارشناسان حقوقی و حامیان مداخلات نظامی خارجی برای حل بحرانهای انسانی از «مسوولیت حمایت» را جایگزین مفهوم قبلی کردهاند. از عراق گرفته تا سومالی و کوزوو، مداخلات انساندوستانه به طرز مصیبتباری اشتباه بود و پیامدهایی که برای مردم آن کشورها داشت، بسیار مهلک بود، مردمی که فقط نیازمند حمایت بودند، نه مداخله.
او با اشاره به مداخلات انگلیس و آمریکا گفت: «بوش» و «بلر» از ادعاهای انساندوستانه برای تغییر رژیمها استفاده میکردند. حدود 10 سال قبل «تونی بلر» به آمریکا رفت و درباره دکترین جدیدی صحبت کرد، دکترینی که بلر با استناد به آن معتقد بود بر اساس اجازه سازمان ملل، میتوان به کشوری دیگر حمله کرد.
به گفته فولی، این سخنان بلر همزمان با بحران کوزوو بود و از همان زمان به بعد ما شاهد بحران در میان کارکنان نهادهای بشردوستانه بودهایم، زیرا این کارمندان مجبور بودند در کشمکشها در کنار نیروهای نظامی کار کنند ولی در عین حال، اندک اندک به عنوان بخشی از نیروهای اشغالگر تلقی میشدند.
او با اشاره به مداخله نظامی آمریکا در افغانستان شرح میدهد چگونه کارمندان نهادهای بشر دوستانه در طول زمان از سوی عناصر محلی به عنوان نیروهای اشغالگر تلقی شده و نیروهای طالبان در افغانستان آنها را مورد حمله قرار دادهاند.
وي گفت: هرچه روند جنگ در افغانستان پیش میرفت، تلاشهای دولت بوش برای ادغام کارمندان نهادهای بشر دوستانه در عملیاتهای ضدآشوب افزایش مییافت و من معتقدم ماموریت طبیعی ما، قربانی شد. در عراق نیز همین روال طی شد و ما به عنوان بخشی از نیروهای اشغالگر نگریسته میشدیم.
نظر شما