رهبر معظم انقلاب در دومین کنگره بین المللی بزرگداشت علامه محمدتقی مصباح یزدی تاکید کردند؛
نگذاریم آثار علامه مصباح یزدی کهنه شود
رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی درباره علامه محمدتقی مصباح یزدی فرمودند: نگذاریم این آثار کهنگی پیدا کند. یعنی آن روزی که ایشان این مؤسّسهی امام خمینی را راه انداختند، یک کار تازهای بود؛ آیا امروز هم اگر به همان شکلی که اوّل راه افتاده، اداره بشود، باز هم تازه است؟ این، جای سؤال است؛ این به عهدهی شماها است.
در این مراسم پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم، کلیپی از صحبت های آیت الله مصباح یزدی درباره سردار شهید حاج قاسم سلیمانی پخش شد. حجت الاسلام والمسلمین علی مصباح، فرزند آیت الله مصباح یزدی طی سخنانی گفت: کنگره امسال به تبعیت از فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند: «آیت الله مصباح استاد فکر بود» به این نام نامیده شد تا با استفاده از همه بزرگان و صاحبان فکر و اندیشه و آشنایان با تفکرات علامه مصباح و خط و مشی سیره ایشان، برخی از ابعاد این فرمایش رهبری را واکاوی کنیم و از تحقیقات و نظرات اساتید در این زمینه بهره ببریم.
وی ادامه داد: بزرگداشت علما به عنوان یک «شخص» جایگاه خیلی بلندی ندارد بلکه جایگاه و اهمیت این نوع بزرگداشت ها به دلیل بزرگداشت مقام علمی و عبودیت است. در این جمعها اگر به نکات مورد نظر این بزرگان که مغز همه آنها شناخت و معرفت خدا و راه رسیدن به او و راه هدایت انسان ها به همین مسیر نورانی است، توجه کنیم و این مسأله را هدف قرار دهیم و یک قدم در این مسیر پیش برویم، ارزش بسیاری دارد و امیدواریم که این جمع و کنگره این هدف را دنبال کند و در این مسیر قدم برداریم.
حجت الاسلام والمسلمین علی مصباح عنوان کرد: برای برگزاری این کنگره عده بسیاری تلاش شبانه روزی را متقبل شدند که وظیفه دارم از همه این عزیزان تشکر و قدردانی کنم. همچنین از همه نهادها و مراکزی که برای برپایی این جمع، همکاری صمیمانه و دلسوزانه داشتند نیز تشکر می کنم.
در ادامه این مراسم بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار خانواده آیتالله محمدتقی مصباح یزدی که ۵ دیماه ۱۴۰۱ برگزار شده بود، صبح امروز در محل برگزاری دومین همایش بزرگداشت علامه مصباح یزدی در تهران منتشر شد.
بیانات رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار بدین شرح است:
«بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین سیّما بقیّه الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید. بعد از مدّتها آقایان را و بعضی از خانمها را زیارت کردیم. بزرگداشت جناب آقای مصباح یکی از واجبات کارهای حوزه و روحانیّت و ماها و همه است و بزرگداشت ایشان به معنای زنده نگه داشتن جهتگیری ایشان و راه ایشان است.
مرحوم آقای مصباح (رضوان الله علیه) یک خصوصیّات منحصربهفردی داشتند که من در مجموعه فضلای برجستهی قم که از قدیم میشناختیم، و حالا هم بحمدالله برکات بعضیشان ادامه دارد، نگاه میکنم، جامع این خصوصیّات را کسی مثل مرحوم آقای مصباح مشاهده نمیکنم؛ علم فراوان، فکر خوب و نوآور، بیان رسا و واضح، انگیزهی تمامنشدنی و بینظیر، خلقیّات و رفتارهای شایسته و برجسته، سلوک و معرفت و توجّه معنوی و مانند اینها؛ مجموع اینها را واقعاً انسان نمیتواند پیدا کند. اینها در آقای مصباح جمع بود.
بالاخره رفتن برای همه هست: اِنَّکَ مَیِّتٌ وَ اِنَّهُم مَّیِّتُون؛(۱) اگر چه خسارت است امّا بالاخره چارهای نیست، ناگزیریم؛ علاج این است که آن راه ادامه پیدا کند؛ آن ابتکار و آن کارهایی که ایشان کردهاند: همین «طرح ولایت» یکی از ابتکارات ایشان است؛ همین تشکیلات عظیم مرکز تحقیقات امام خمینی(۲) یکی از همان ابتکارات است؛ کتابهایی که ایشان نوشتهاند، چه کتابهای علمی، چه آنچه مربوط به اخلاقیّات و معنویّات و [برای] استفادهی عموم و مانند اینها است، یکی از آن کارها است؛ اینها را نباید گذاشت تعطیل بشود. الحمدلله آثار ایشان از همه جهت خوب است؛ آثار صوتی ایشان خیلی آثار خوبی است. سخنرانیهای ایشان را یک مدّتی که در آن حسینیّه سخنرانی داشتند، در عصرهای ماه رمضان تلویزیون پخش میکرد؛ من مینشستم پای تلویزیون گوش میکردم؛ نمیدانم کِی بود. حالا من عصری مینشستم گوش میکردم؛ عصر ماه رمضان بود. به ایشان گفتم؛ گفتم اینها خیلی برجسته است، واقعاً خیلی خوب است؛ آدم مینشیند گوش میکند، واقعاً استفاده میکند. خب اینها نبایستی متوقّف بشود؛ نباید مسکوت بماند، فراموش بشود. ایشان آثار صوتی دارند، آثار مکتوب دارند، آثار مؤسّسه و بنیانهای مؤسّساتی، مثلِ آنهایی که اسم آوردیم ــ یا شاید هم غیر آنها که من خبر ندارم ــ دارند، الحمدلله فرزندان خوبی دارند، آقازادههای خوبی دارند؛ وَ بَثَّ مِنهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساء؛(۳) الحمدلله؛ برکات نسلیشان هم برکات خوبی است.
در مورد حفظ آثار، نکتهای که وجود دارد، این است که نگذاریم این آثار کهنگی پیدا کند. یعنی آن روزی که ایشان این مؤسّسه امام خمینی را راه انداختند، یک کار تازهای بود؛ آیا امروز هم اگر به همان شکلی که اوّل راه افتاده، اداره بشود، باز هم تازه است؟ این، جای سؤال است؛ این به عهدهی شماها است. آقای رجبی(۴) و شما آقایان ببینید چه کار باید کرد که آن تازگی و طراوت حفظ بشود. آن اوّلی که ایشان این کار را شروع کردند، خب یک کار خیلی نوِ جدیدی بود، توجّههایی را به خودش جلب کرد؛ حالا هم باید همان جور باشد.
یا مثلاً کتابهای ایشان. خب حالا بعضی از کتابها، کتابهای علمی است، کتاب درسی است، مثلاً فرض کنید فلسفه؛ خب حفظش به این است که در حوزه در جاهایی که مقتضی است تدریس بشود؛ امّا برخی از آثار مکتوب ایشان آثاری است که باید در ذهنها جایگزین بشود؛ بحث علم و فن و مانند اینها نیست؛ فکر است؛ باید در ذهن مخاطب بنشیند. چه جوری میشود نشاند؟ امروز با صِرف اینکه حالا تعداد نسخههایی که از یک کتاب چاپ میشود، بالا باشد یا پایین باشد، مسئله تمام نمیشود؛ یعنی این جور کتابهای فکری [این جوری حفظ نمیشود]. چرا، بعضی از کتابها هست که وقتی تعداد و تیراژ بالا برود، این یک موفّقیّت است؛ فرض کنید کتابهایی که در شرح حال شهدا مینویسند؛ خب هر چه افراد بیشتر بخوانند، بیشتر بهرهمند میشوند. کتابهای فکری این جوری نیست؛ کتابهای فکری لازم است در فکر رسوخ کند؛ و این، صرفاً با نشر کتاب حاصل نمیشود. شما نگاه کنید غربیها در این کارها خوب واردند، خوب بلدند؛ ببینید مثلاً فرض کنید فلان متفکّر، حالا مثلاً هِگل مگر چند کتاب نوشته؟ افکارش را از داخل این کتابها استخراج میکنند و درمیآورند، تخلیص میکنند، خلاصه میکنند، آن فکر را با بیانهای مختلف، با زبانهای مختلف، با شیوههای مختلف پخش میکنند، منتشر میکنند. این کار [در مورد ایشان هم] باید انجام بگیرد.
من البتّه گمان میکنم قبلها به خود مرحوم آقای مصباح (رضوان الله علیه) یا شاید به بعضی از شاگردهای ایشان راجع به ملّاصدرا این حرف را زدم که کتاب ملّاصدرا تدریس میشود، امّا لبّ حرفهای ملّاصدرا چیست؟ ملّاصدرا چند مسئله اساسی دارد؛ اینها را پیدا کنید، بکشید بیرون، روی اینها بحث بشود، کار بشود، کتاب نوشته بشود، مباحثه بشود؛ این لازم است. در مورد خود آقای مصباح همین جور است و باید این جوری بشود. نگاه کنید، ببینید آن جهتگیری فکری ایشان، آن نقطهی تمرکز فکری ایشان چیست، چه در مسائل فلسفی، چه در مسائل اجتماعی، چه در مسائل اعتقادی و فکری، در فضای مجازی و از این قبیل پخش میشود ــ یک تکّه حرف را پخش کنید، این منتشر بشود، در ذهنها بماند، به زبانها بیاید، تکرار بشود؛ و مثل مَثَلِ سائر(۵) که در زبانها تکرار میشود و میمانَد، این فکر بماند، معلوم بشود این، فکر آقای مصباح است؛ تا افراد اسم آقای مصباح را میآورند، هر کسی که دیده این تکّهها را، این نوشتهها را، ذهنش به یکی از اینها متوجّه بشود، یادش بیاید. مثلاً یکی از راههای پخش فکرِ یک آدمِ متفکّر برجسته عمیقی مثل آقای مصباح این است.
صوت هم خیلی خوب است. حالا شاید لازم نباشد از اوّل تا آخرِ یک سخنرانی را پخش کنیم ــ آن [کار] شاید یک مقداری تأثیر را هم کم کند ــ امّا بالاخره میتوان از یک صوتِ یک ساعته یا مثلاً سه ربع ساعتهای که مستمع را کاملاً جذب میکرده، مثلاً یک ربع ساعت مطلب درآورد.
یکی از چیزهایی که در این جلساتِ داخل حسینیّهی(۶) ایشان نظر من را خیلی جلب میکند، این است که وقتی [فیلم آن را] پخش میکنند، آدم میبیند اوّلاً مستمعین که متراکم نشستهاند، همه جوانند، یعنی مثلاً یک آدم مسنّ بالای چهل سال شاید در اینها دیده نمیشود؛ همه جوانند. و [ثانیاً] همه همین طور محوند! این خیلی مهم است. من چون خودم سخنرانم، دهها سال [سخنرانی کردهام]، به این نکات توجّه دارم. چه زمانی هست که سخنران احساس میکند موفّق است؟ این نگاهها و برخوردها و بهاصطلاح آن نمایشهایی که از رفتار مستمع وجود دارد، نشاندهنده یک حقیقتی است؛ این را شما در سخنرانیهای ایشان مشاهده میکنید، یعنی این من را خیلی جلب میکند. ایشان چه دارد میگوید که این جور همه دلها را، چشمها را مجذوب کرده، مبهوت کرده؟ این تکّههای خاص را پیدا کنید، مکرّر پخش کنید.
خوشبختانه صدا و سیما نسبت به این قضیّه روی خوش نشان داده. حالا گاهی اوقات هست مسئولانِ رسانهها و مانند اینها روی خوش به یک چیزی نشان نمیدهند، [ولی] نسبت به کارهای ایشان الحمدلله صدا و سیما گرایش خوبی دارد و در ساعات مختلف [پخش میکند]. من گاهی عبور میکنم، [وقتی] نگاه میکنم میبینم، یا گاهی نشستهام میبینم که از ایشان چیزهای زیادی را پخش میکنند؛ حیات آقای مصباح این است، زنده بودن آقای مصباح این است.
خب جسم ایشان رفت، حیف هم بود، خیلی حیف بود، یعنی وجود ایشان واقعاً مایه برکت بود، آدم از دیدن ایشان استفاده میکرد؛ یکی از این کسانی [بود] که ما در طول عمر دیدیم از دوره جوانیشان، نه حالا؛ آن وقت که ایشان شاید هنوز ازدواج هم نکرده بود ــ من قبل از اینکه بیایم قم، در مشهد با ایشان آشنا شدم؛ گمان میکنم مثلاً سال ۳۶، ۳۷ بود ــ از آن وقت آدم میفهمید ایشان یک مرد متدیّن، اهل دین و اهل تقوا بودند. از جملهی آن کسانی بود که «مَن یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُه»(۷) بود؛ رؤیت ایشان هم آدم را کمک میکرد، پیش میبُرد، به یاد خدا میانداخت. خب هر چه از آن جوانی گذشت، ایشان بهتر هم شد؛ اگرچه هر چه هست، مال همان دورهی جوانی است. شما جوانها قدر این دوره را بدانید؛ آنچه آن آخرِ کار به درد آدم میخورد و گیر آدم میآید و برای آدم میماند، همین [چیزی] است که حالا شماها کسب کردهاید و دارید کسب میکنید. جوانها قدر جوانیشان را بدانند.
خدا انشاءالله درجاتشان را عالی کند. بله، دو سال از درگذشتشان گذشت؛ دوازدهم دی بود. خداوند انشاءالله درجات ایشان را عالی کند و ایشان را مشمول مغفرت و رحمت خودش قرار بدهد.
والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته
(۱ سورهی زمر، آیهی ۳۰؛ «قطعاً تو خواهى مُرد، و آنان [نیز] خواهند مُرد.»
(۲ مؤسّسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
(۳ و از آنان، مردان و زنان زیادی منتشر ساخت. (برگرفته از قرآن کریم؛ سورهی نساء، آیهی ۱
(۴ آیتالله محمود رجبی (رئیس فعلی مؤسّسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره))
(۵ مَثَلی که بین مردم جاری و متداول است.
(۶ جلسات هفتگی درس اخلاق مرحوم آیتالله مصباحیزدی (رحمه الله) سالیان متمادی در حسینیّهی دفتر رهبر معظّم انقلاب در قم برگزار میشده است.
(۷ کافی، ج ۱، ص ۳۹»
در ادامه آیت الله محمود رجبی رئیس مؤسسه پژوهشی آموزشی امام خمینی (ره) در سخنانی گفت: این کنگره به نام استاد فکر نامگذاری شد و میخواهیم به یک حوزه تولید علم و تربیت متفکر از سوی علامه اشاره کنم. نزدیک به نیم قرن علامه مصباح در حوزه علوم انسانی اسلامی تلاش کردند که از آشنایی عمیق با این علوم تا تحلیل و نقد علوم و نظریه پردازی در حوزه معارف و نهادسازی در این عرصه و تربیت شاگردان و جریان سازی و امتداد جریان سازی در زندگی اجتماعی جامعه همت بگماردند.
وی با طرح این سوال که چرا این عالم عمر خود را صرف چنین چیزی کرد؟ ادامه داد: علامه هرکاری را شروع میکرد به صورت جامع به آن میپرداخت و در این عرصه هم تنها به عرصه علوم انسانی و اسلامی اکتفا نکرده و به تمام جنبههای مختلف آن بها میدادند.
آیت الله رجبی با تاکید بر اهمیت و تاکید بر علوم انسانی اسلامی گفت: علوم انسانی فرهنگ ساز است برخلاف سایر علوم، این علوم میتواند فرهنگ صحیح یا غلط را در جامعه ساخته یا عرضه کند و چنان این علوم نقش دارد که غربیها علوم انسانی را علوم فرهنگی مینامند.
مدیر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به اینکه فرهنگ همان هویت جامعه است، افزود: فرهنگ مانند هواست نه میتواند انسان بدون هوا زنده بماند و اگر هوای آلوده تنفس کند نیز شانس زندگی اش کم میشود. جامعه نیازمند هوای سالم است و علوم انسانی فرهنگساز همان هوای سالم برای جامعه خواهد بود.
وی اولین خصیصه علوم انسانی را از نگاه علامه فرهنگ سازی دانست و عنوان کرد: اگر علوم انسانی بر بنیان باطل شکل بگیرد فرهنگ باطلی را به جامعه تحویل میدهد و اگر برمبنای علوم درستی شکل بگیرد فرهنگ درستی خواهد ساخت. علوم انسانی هویت ساز است. نظام سلطه برای آنکه بتواند مسلط شود از طریق علوم انسانی وارد شده است که انبوه تحقیقاتی که در غرب صورت گرفته به سلطه گرفتن برخی رشتهها اذعان کرده اند.
رجبی گفت: علوم انسانی با فرهنگی که میسازد نقش مهمی در هویت و شکل گیری جامعه دارد. فرهنگ سلطه علوم انسانی خود را بر مبنای تحقیر و سلطه گرفتن اقشار مستضعف جهان قرار میدهد. استحاله فرهنگی توطئه ای است که اگر صورت بگیرد جامعه به دست خود ملت سقوط خواهد کرد. در مقطعی تئوریسینهای غربی اعلام کردند که خیالشان در خصوص جامعه اسلامی راحت شده چرا که استحاله فرهنگی رخ داده است. در حالی که افراد و شخصیتهایی مثل آیت الله مصباح نقشه دشمن را برهم زدند.
وی بیان کرد: تلاش بی وقفه علامه در مقابل تهاجم فرهنگی بوده است. اگر علوم انسانی فرهنگساز است باید دید کدام فرهنگ مد نظر است؟ و کدام فرهنگ هویت اسلامی را رقم میزند؟ علامه به خوبی تشخیص داد که اگر علوم غربی مبنا و ملاک قرار بگیرد فرهنگ غربی را به دنبال خواهد داشت و با تمام تلاش خود به تأسیس بنیاد باقرالعلوم و مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) همت گماشت که در آن مبانی را طرح و نقد کنند و شاگردانی چندین سال در محضر علامه به نقد اندیشهها پرداختند.
رجبی اضافه کرد: نیاز بود سند تولید علوم انسانی نوشته شود و علامه در کنار محققانی که بتوانند آن را بنویسند همت گذاشت و توصیه کردند تا در جلسات فراوان برای تدوین سند علوم انسانی وقت گذارند. با اشراف ایشان سند نوشته شد و تمام فعالیتهای مؤسسه در راستای تولید علوم انسانی اسلامی ساماندهی شد.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: علامه طرح ولایت را ساماندهی کردند تا جامعه دانشگاهی را تغذیه کنند. علامه مصباح تشخیص دادند که فرهنگی که برخواسته از تولید علوم انسانی است در سطح جامعه مشخص شود و تحصیل کردگان از این عرصه باید بهره مند شوند. سپس به سمت تحت پوشش قراردادن کل رفتند.
نظر شما