دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۵
اگزیستانسیالیسم؛ فلسفه ای که داستان و شعر شد

عباس پژمان در نشست نقد و بررسی کتاب «دیوار» اثر سارتر در سرای اهل قلم، گفت: اگزسيتانسياليسم را نمي‌توان مكتبی ادبي قلمداد كرد؛ اين مكتب جزو مكاتبي از فلسفه است كه تاثير زيادي بر ادبيات گذاشت و بيش از هر مكتب ديگري انديشه‌هايش به صورت شعر و داستان درآمد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، پژمان در نشست نقد و بررسي مكتب ادبي اگزيستانسياليسم و تحليل كتاب «ديوار» نوشته ژان پل سارتر،كه عصر ديروز(یکشنبه ۱۵ دي) در سراي اهل قلم برپا شد، گفت: ديوار، يكي از داستان‌هاي خوب دنياست كه جزو داستان هاي اگزيستانسياليستي به شمار مي‌رود و كاري كاملا داستاني است.اين داستان تلميحي به داستان ايوب دارد. 

مترجم «والس خداحافظي» در ادامه گفت: ادبيات اگزيستانسياليستي عميقا زاييده تفكر مرگ است و داستان ديوار در طول يك شب اتفاق مي افتد كه تا پايان آن زندگي سه شخصيت كتاب به پايان می‌رسد و از اين سه نفر، دو نفر آنان كمونيست اند.

«رضا نجفي» نيز كه دراين نشست درباره مكتب اگزيستانسياليسم سخن مي گفت، توضيح داد: اگزيستانسياليسم مكتبي آلماني است كه بعد از جنگ جهاني اول در آلمان گسترش يافت و «كي يركه گارد» از اولين سردمداران آن است. ولي در حقيقت ما دو نوع اگزيستانسياليسم سارتري و هايدگري داريم.

اين نويسنده در ادامه اضافه كرد: اگزيستانس، به معني وجود است و اگزيستانسياليست‌ها به تقدم وجود بر ماهيت در مورد انسان قايل، و هر دو گروه اگزيستانسياليست، به نوعی وانهادگي انسان معتقدند.

نويسنده كتاب «شناخت زندگي و آثار هرمان هسه» در بيان معتقدات هايدگر در اين باره گفت:فلسفه هايدگر از «هوسرل» گرفته شده. ادموند هوسرل نيز پديدارشناس بود. اگر به عقب تر برويم، مي رسيم به كانت، كه به «شي في نفسه» پرداخت و اينكه ما به دليل محدود بودنمان نمي‌توانيم چيزي را خارج از زمان و مكان تصور كنيم.

فلسفه هوسرل كوششي بود بر اينكه به آن شي في نفسه برسد و اين پديدارشناسي تا حدود زيادي بر فلسفه هايدگر تاثير گذاشت.

وي تصريح كرد: به اعتقاد هايدگر ما هستي خود را فراموش كرده‌ايم و انسان ها مي توانند با انتخاب‌هاي خوب، ماهيت‌شان را شكل بدهند .

وي علاوه بر اشاره به ديدگاه‌هاي روانشناسي فرويدي در اين مكتب، گفت: سارتر، فلسفه را وارد اجتماع كرد. هايدگر به اين امر معتقد نبود، در حالی که سارتر به تعهد و عمل سياسي اعتقاد داشت. بنابراين جنبه فمينيستي كه اگزيستانسياليسم سارتري دارد، در اگزيستانسياليسم هايدگري به چشم نمی‌خورد.

سپس پژمان توضيح داد: هيچ‌گاه در تاريخ، فلسفه و ادبيات اينقدر به هم نزديك نبوده‌اند. بخش‌هايي از كتاب تهوع، گویی فلسفه است؛ قسمت دیگری از آن، دربرگیرنده ادبيات اگزيستانسياليستي و بخش ديگرش، ادبيات متعهد و سياسي است.

نجفي نيز اضافه كرد: با وجود آنكه «آلبر كامو» گفته من اگزيستانسياليست نيستم، ولي ادبيات او جزو ادبيات اگريستانسياليستي است. ادبيات كامو با سارتر متفاوت است. چون كامو دنبال سياست نيست و بيشتر يك اومانيست به شمار می‌آید.

وي با بيان اينكه آثار سارتر غالبا داراي فضاهاي سياه است، كارهاي كامو را در اين مقايسه خورشيدي‌تر و اميدوارانه‌تر دانست.

پژمان نيز در پايان گفت: در هر حال اگزسيتانسياليسم را نمي‌توان مكتبی ادبي قلمداد كرد. اين مكتب جزو مكاتبي از فلسفه است كه تاثير زيادي بر ادبيات گذاشت و بيش از هر مكتب ديگري انديشه‌هايش به صورت شعر و داستان درآمد و بيشترين تاثير را بر نمايشنامه گذاشت و بر تئاتر پوچي قرن بيستم نيز بسيار تاثيرگذار بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها