سه‌شنبه ۲۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۴
تسخير قلب انسان ها ساده نيست

بيش‌ از سه‌ دهه‌ توليد فرهنگي‌ و تاليف‌ و تدوين‌ و ترجمه‌ بيش‌ از 27 جلد كتاب‌ حجيم‌ در عرصه‌هاي‌ شعر پارسي‌ و ارمني‌شناسي‌ و ادبيات‌ منظوم‌ و منثور ارمني‌ و نگارش‌ ده‌ها مقاله‌ و....

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) فرشاد شيرزادي :بيش‌ از سه‌ دهه‌ توليد فرهنگي‌ و تاليف‌ و تدوين‌ و ترجمه‌ بيش‌ از 27 جلد كتاب‌ حجيم‌ در عرصه‌هاي‌ شعر پارسي‌ و ارمني‌شناسي‌ و ادبيات‌ منظوم‌ و منثور ارمني‌ و نگارش‌ ده‌ها مقاله‌ و برگزاري‌ گفت‌وگوهاي‌ پرشمار مطبوعاتي‌ و راديوتلويزيوني‌ از احمد نوري‌زاده‌ شاعر، مترجم‌ و پژوهشگر چهره‌اي‌ آشنا براي‌ خوانندگان‌ ارمني‌ جهان‌ و خوانندگان‌ مطبوعات‌ فارسي‌ زبان‌ ترسيم‌ كرده‌ است‌. با اين‌ شاعر ، نويسنده و مترجم‌ گفت‌وگويي‌ انجام  داده‌ايم‌ درباره آثار فرهنگي اش،شعر ارمني و... 


از اينكه‌ تنها شاعر غيرارمني‌ جهان‌ هستيد كه‌ به‌ زبان‌ ارمني‌ هم‌ شعر مي‌سراييد چه‌ احساسي‌ داريد و اصولا تجربه‌ سرودن‌ شعر به‌ زبان‌ ارمني‌ چگونه‌ است‌؟

به‌ گزارش‌هاي‌ مطبوعات‌ ارمني‌ زبان‌ جهان‌ و رسانه‌هاي‌ صوتي‌تصويري‌ ارمنستان‌ من‌ اولين‌ شاعر غيرارمني‌ در تاريخ‌ هستم‌ كه‌ به‌ زبان‌ ارمني‌ هم‌ شعر مي‌سرايم‌. تاكنون‌ دو مجموعه‌ از شعرهاي‌ ارمني‌ام‌ را با عنوان‌هاي‌ «سلام‌ بر شما ارمني‌ها» و «در شب‌ تنهايي‌ و روياها» منتشر كرده‌ام‌ و مجموعه‌ سوم‌ شعرهاي‌ ارمني‌ام‌ نيز با عنوان‌ «وقتي‌ به‌ ياد تو مي‌افتم‌» آماده‌ چاپ‌ است‌.
به‌ عقيده‌ من‌ يك‌ شاعر واقعي‌ اگر به‌ صدها زبان‌ هم‌ تسلط‌ كافي‌ داشته‌ باشد و با قوالب‌ و فنون‌ شعري‌ همه‌ اين‌ زبان‌ها آشنا باشدأ به‌ همه‌ آن‌ صدها زبان‌ مي‌تواند شعر بسرايد.
من‌ هنگام‌ سرودن‌ شعر به‌ زبان‌ ارمني‌ مثل‌ سرودن‌ شعر به‌ زبان‌ فارسي‌ عادت‌ دارم‌ واژه‌هاي‌ مركب‌ شعري‌ ابداع‌ كنم‌ كه‌ براي‌ خوانندگان‌ تازگي‌ دارد. تاكنون‌ چند نفر‌ از منتقدان‌ ادبي‌ ارمني‌ با شگفتي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اشاره‌ كرده‌اند و واژه‌هاي‌ شعري‌ ابداع‌ شده‌ توسط‌ بنده‌ را در ادبيات‌ منظوم‌ ارمني‌ امري‌ كاملا بي‌سابقه‌ و بديع‌ ارزيابي‌ كرده‌اند. 

از نظر شما ادبيات‌ ارمني‌ توانايي‌ آن‌ را دارد كه‌ در عرصه‌ فرهنگ‌ جهاني‌ حرفي‌ براي‌ گفتن‌ داشته‌ باشد؟ 

به‌ عقيده‌ من‌ ادبيات‌ ارمني‌ هم‌ به‌ مثابه‌ حاصل‌ عرقريزان‌ روحي‌ فرهيخته‌ترين‌ فرزندان‌ ملت‌ ارمني‌ شايستگي‌ آن‌ را دارد كه‌ در كنار فرهنگ‌هاي‌ همه‌ ملل‌ جهان‌ حرف‌ خود را بزند، منتها دشواري‌ كار در اين‌ است‌ مترجماني‌ كه‌ بتوانند اين‌ فرهنگ‌ ارزشمند را به‌گونه‌يي‌ شايسته‌ به‌ ديگر زبان‌ها ترجمه‌ كنند، وجود ندارد.
البته‌ هستند كساني‌ كه‌ با اتكا به‌ آشنايي‌ اندك‌ خود با زبان‌ ملي‌ و زبان‌ ترجمه‌ كارهايي‌ كرده‌اند، اما اين‌ كارها به‌ دليل‌ ضعف‌هاي‌ بسيار با موفقيت‌ همراه‌ نبوده‌اند و از سوي‌ خوانندگان‌ مورد استقبال‌ واقع‌ نشده‌اند. من‌ بارها عرض‌ كرده‌ام‌ آشنايي‌ اندك‌ با يك‌ زبان‌ براي‌ ترجمه‌ به‌ هيچ‌وجه‌ كافي‌ نيست‌.
براي‌ ترجمه‌ يك‌ اثر ادبي‌ مترجم‌ الزاما بايد با پيشينه‌ تاريخي‌ صاحب‌ آن‌ اثر كاملا آشنا باشد. در ثاني‌ براي‌ ترجمه‌ يك‌ شعر مترجم‌ خودش‌ هم‌ حتما بايد شاعر باشد تا بتواند ظرايف‌ و دقايق‌ شعري‌ شاعر اصلي‌ را درك‌ و هضم‌ كند و سپس‌ در زبان‌ ترجمه‌ ،به نوعي اثر را بازآفريني‌ كند.
در هر حال‌ خواننده‌ فرهيخته‌ و صاحب‌ تفكر را نمي‌توان‌ فريب‌ داد. 

استقبال‌ مردم‌ ارمني‌ از فعاليت‌هاي‌ فرهنگي‌ شما چگونه‌ است‌؟

ارمني‌ها مردمي‌ قدرشناس‌ هستند و كسي‌ را كه‌ به‌ فرهنگ‌شان‌ خدمت‌ كند هرگز از ياد نمي‌برند و حتي‌ بسياري‌ از بناها و خيابان‌هاي‌ مهم‌ و ارزشمند خود را به‌ نام‌ همين‌ خادمان‌ فرهنگي‌ خود نامگذاري‌ مي‌كنند و در تاريخ‌ از آنها به‌ نيكي‌ ياد مي‌كنند. 

در محافل‌ فرهنگي‌ و حكومتي‌ ارمنستان‌ شما را به‌ مثابه‌ پل‌ دوستي‌ ملت‌ ارمني‌ و ملل‌ فارسي‌زبان‌ مي‌شناسند. احساس‌تان‌ را در اين‌باره‌ بيان‌ كنيد


بله‌، حق‌ با شماست‌. من‌ با آقاي‌« روبرت‌ كوچاريانن»‌ رييس‌ جمهوري‌ ارمنستان‌ ديدار داشته‌ام‌ و با برخي‌ از وزرا و مقام‌هاي‌ حكومتي‌ و رييس‌ انجمن‌ نويسندگان‌ ارمنستان‌ دوستي‌ دارم‌. همه‌ اين‌ افراد بخوبي‌ به‌ ارزش‌ كار فرهنگي‌ من‌ به‌عنوان‌ پل‌ دوستي‌ دو ملت‌ واقف‌ هستند و به‌ آن‌ ارج‌ مي‌نهند و ما بازتاب‌ آن‌ را در مطبوعات‌ و رسانه‌هاي‌ صوتي‌تصويري‌ ارمنستان‌ شاهد هستيم‌. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ من‌ زندگي‌ام‌ را وقف‌ خدمت‌ به‌ فرهنگ‌ بويژه‌ فرهنگ‌ ارمني‌ كرده‌ام‌ و از اين‌ انتخاب‌ خودم‌ هم‌ راضي‌ هستم‌. به‌ عقيده‌ من‌ مي‌توان‌ براحتي‌ شهرها و قلعه‌ها را تسخير كرد اما تسخير قلب‌ انسان‌ها كار ساده‌يي‌ نيست‌.
با افتخار بايد عرض‌ كنم‌ كه‌ در قلب‌ ملت‌ ارمني‌ جاي‌ گرفته‌ام‌ و شادمان‌ هستم‌ كه‌ به‌ مثابه‌ يك‌ خدمتگزار ناچيز به‌ فرهنگ‌ غني‌ و كهنسال‌ ملت‌ ارمني‌ خدمت‌ مي‌كنم‌ و آن‌ را به‌ خوانندگان‌ فارسي‌زبان‌ مي‌شناسانم‌. 

مكانيزم‌ ذهني‌ شما هنگام‌ سرودن‌ شعر چگونه‌ عمل‌ مي‌كند؟‌ هنگام‌ سرودن‌ شعر در انتخاب‌ زبان‌ دچار مشكل‌ نمي‌شويد؟

اين‌ عمل‌ با فرآيند مغزي‌ ويژه‌اي‌ صورت‌ مي‌گيرد. اما نكته‌ جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ از سوي‌ من‌ هيچ‌ انتخاب‌ زباني‌ صورت‌ نمي‌گيرد. قدر مسلم‌ محرك‌ ذهني‌ خاصي‌ كه‌ مكانيزم‌ سرايش‌ شعر را به‌ كار مي‌اندازد وارد عمل‌ مي‌شود و من‌ تنها هنگامي‌ به‌ خودم‌ مي‌آيم‌ كه‌ مي‌بينم‌ قلم‌ بر كاغذ مي‌چرخد و شعر در حال‌ زايش‌ است‌.
من‌ حتي‌ در لحظه‌هاي‌ آغازين‌ كار به‌ زباني‌ كه‌ فراگرد مغزي‌ براي‌ توليد شعر برگزيده‌ اعتنايي‌ ندارم‌ و تنها پس‌ از آن‌ كه‌ كار سرودن‌ شعر به‌ پايان‌ رسيد آن‌ را بازخواني‌ مي‌كنم‌ و تنها در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ متوجه‌ زباني‌ كه‌ مغز براي‌ سرودن‌ شعر برگزيده‌ است‌ مي‌شوم‌. 

شما در شعرهاي‌ فارسي‌ خود نيز اقدام‌ به‌ ابداع‌ واژه‌هاي‌ مركب‌ شعري‌ مي‌كنيد. آيا تعمدي‌ در اين‌ كار داريد يا تصادفي‌ است‌؟

بنده‌ بارها عرض‌ كرده‌ام‌ كه‌ من‌ شعر را نمي‌سرايم،‌ بلكه‌ شعر مرا مي‌سرايد. در لحظه‌هايي‌ كه‌ مغز براثرتاثير محرك‌ها، شروع‌ به‌ فعاليت‌ مي‌كند و در راستاي‌ سرايش‌ شعر به‌ كار مي‌افتد خود به‌ خود مصالح‌اش‌ را كه‌ واژه‌ها هستند از «اتاقك‌هاي‌ حافظه‌» بيرون‌ مي‌كشد و با آنها به‌ بازي‌هاي‌ خلاقه‌ مي‌پردازد.
يك‌ ذهن‌ آفرينشگر و فعال‌ معمولا با ابزار خود كه‌ در زمينه‌ كار من‌ واژه‌ها هستند به‌ گونه‌اي‌ بازي‌ خلاقه‌ مي‌پردازد و مي‌كوشد نگرشي‌ نو به‌ محيط‌ اطراف‌، به‌ عالم‌ درون‌ و انسان‌ داشته‌ باشد و اين‌ نگرش‌ نو به‌ محيط‌ و عاطفه‌ را با واژگان‌ در خور بيان‌ كند و نتيجه‌اش‌ اين‌ مي‌شود كه‌ وقتي‌ اثر را براي‌ بازنگري‌ مي‌خواني‌ مي‌بيني‌ واژه‌هاي‌ مركب‌ شعري‌ تازه‌يا‌ ابداع‌ كرده‌اي‌. 

تاكنون‌ آثاري‌ چون‌ «صد سال‌ شعر ارمني‌» در زمينه‌ شعر و «پتر اول‌» و «باغ‌ سيب‌، باران‌ و چند داستان‌ ديگر» را در زمينه‌ نثر از شما ديده‌ايم‌. تازگي‌ها هم‌ در خبرها آمده‌ بود سرگرم‌ نگارش‌ يك‌ رمان‌ سه‌ جلدي‌ به‌ نام‌ «در گذرگاه‌ رنج‌» هستيد. لطف در اين‌ باره‌ بيشتر توضيح‌ دهيد. 

«صدسال‌ شعر ارمني‌» كه‌ بيش‌ از هفتاد شاعر ارمني‌ را با حدود ششصد شعر كوتاه‌ و بلند معرفي‌ مي‌كند از سوي‌ منتقدان‌ ارمني‌ زبان‌ و فارسي‌ زبان‌ كاري‌ آكادميك‌ ارزيابي‌ شد و حتي‌ برخي‌ نوشتند در طول‌ هفتاد سال‌ ارمنستان‌ شورايي‌ كه‌ انستيتوهاي‌ بسياري‌ فعال‌ بودند كتابي‌ با اين‌ كميت‌ و كيفيت‌ در زمينه‌ معرفي‌ شاعران‌ ارمنستان‌ حتي‌ به‌ زبان‌ ارمني‌ هم‌ منتشر نشد.
اين‌ كتاب‌ نمونه‌هاي‌ شعري‌ ارمني‌ قابل‌ ارايه‌ به‌ خواننده‌ فارسي‌ زبان‌ در طول‌ صدسال‌ را شامل‌ مي‌شود. كتاب‌ «باغ‌ سيب‌، باران‌ و چند داستان‌ ديگر» هم‌ نمونه‌هاي‌ ارزشمند ادبيات‌ داستاني‌ ارمني‌ در دهه‌هاي‌ گذشته‌ را در برگرفته‌ است‌ كه‌ هر دو ‌ با حروفچيني‌ و چاپ‌ جديد به‌ خوانندگان‌ فارسي‌ زبان‌ عزيز عرضه‌ شد.
درباره‌ رمان‌ سه‌ جلدي‌ «در گذرگاه‌ رنج‌» كه‌ اين‌ روزها سرگرم‌ نگارش‌ آن‌ هستم‌ بايد بگويم‌ كه‌ اين‌ رمان‌ نيم‌ قرن‌ زندگي‌ مرا در توفاني‌ترين‌ مراحل‌ تاريخ‌ ميهنم‌ شامل‌ خواهد شد كه‌ با بيان‌ داستاني‌ ارايه‌ خواهد شد.
من‌ در اين‌ پنجاه‌ و اندي‌ سال‌ هم‌ باربر و كارگر بوده‌ام‌ و هم‌ مدير هتل‌ و هم‌ روزنامه‌نگار و هم‌ شاعر و نويسنده‌ و مترجم‌ و پژوهشگر و روي‌ هم‌ رفته‌ زندگي‌ دشوار و پرماجرايي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ام‌ و با كساني‌ زيسته‌ام‌ كه‌ برخي‌ از آنها چهره‌هاي‌ تاريخي‌ ماندگاري‌ هستند. اگر زندگي‌ فرصت‌ بدهد و من‌ بتوانم‌ هر سه‌ جلد رمان‌ را كه‌ داراي‌ دوره‌ بندي‌هاي‌ ويژه‌ خود هستند به‌ پايان‌ ببرم‌ دست‌ كم‌ دخترم‌ و همسرم‌ خواهند توانست‌ شناختي‌ از زندگي‌ گذشته‌ من‌ كسب‌ كنند و در عين‌ حال‌ داستاني‌ جالب‌ را بخوانند.



نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها