پاريس، مينو خاني، خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا): کتاب بعدي وي نيز با عنوان «ژاپني هايي که غذاهايشان را در يخچال فاسد نمي کنند» نوعي دستور غذاي آشپزي است تا مردم بتوانند مواد غذايي شان را بهتر نگهداري و از فاسد شدن آنها جلوگيري كنند، در ماه مي طي دو هفته 10 هزار نسخه فروخت. «جينوسوکه اوتسوکا» که در ژاپن به مبلغ آشپزي براي فقرا (ساده و سالم) معروف است، زنگ خطر بحران غذايي را به صدا درآورده است.
به نظر او ژاپني ها كم كم مثل شهروندان کشورهاي توسعه يافته به اسراف بيش از حد مواد خوراکي روي ميآورند و در بحراني که شديدتر هم ميشود شركت مي کنند. به نظر وي «در کشورهاي ثروتمند نوعي تکبر وجود دارد که باعث مي شود غذاها دور ريخته شوند و اين درحالي است كه فقرا به آن نياز اساسي دارند.»
البته ظاهراً شرايط، پيچيدهتر از آن است که او توصيف مي کند، ولي براي بسياري از ژاپني ها از آن غافلند. يکي از حدود 40 کتابي که وي منتشر کرده، به ميانبرنامه تلويزيوني تبديل شده و داستان مصور آن هم به تازگي انتشار يافته است. با ظهور فقر جديد در آرشپيل و افزايش قيمت مواد غذايي، اين کتاب بيش از پيش طرفدار پيدا كرده، ولي جينوسوکه اوتسوکا يک چهره تلويزيوني نيست. مي گويد: «من پيامي ندارم و نمي خواهم به يک كارشناس تغذيه تبديل شوم.»
خانه چوبي او که بيش از نيم قرن از ساخت آن مي گذرد، در محله فقيرنشين موگورو در توکيو خيلي بين خانه هاي ديگر مشخض نيست. با شلوار جين، پاي برهنه، لباس شوميز چهارخانه، موهاي بلند موج دار که روي شانه هايش ريخته و ريش بزي، رفتار کساني را دارد که در دهه 60 و 70 ميلادي براي سفر، در جاده براي ماشينهاي گذري دست تکان مي دادند تا سفرشان ارزانتر تمام شود. سن زيادي ندارد، 53 سال. و گيتاري که در گوشه اتاقش گذاشته نشان مي دهد به موسيقي فولکلور علاقهمند است.
خانه اش مثل اغلب خانه هاي سنتي ژاپني، تاريک است، يک طرف آن با حصير و سيبهايي که براي خشک شدن به نخي رشته شده اند ساخته شده و پر از اشياي عتيقه اي است که در گذشته خريداري کرده است. روي ميز کار بزرگش بطري هايي با سبزيهاي خشک شده در کنار انبوه کتابهاي خاک گرفته اي که در ابتداي قرن منتشر شده اند، قرار دارد.
کتابي را که به تازگي منتشر شده است نشان مي دهد. سوژه اش تطبيق موقعيت غذايي در ژاپن در سالهاي 1930 - آغاز توسعه چين- و امروز است. مي گويد: «نقاط مشترک زيادي وجود دارد. ابتدا، وابستگي فوق العاده به خارج براي غذا. امروز ژاپن فقط به اندازه 39 درصد ميزان مورد نياز خود مواد غذايي توليد ميكند. ضمن اينکه در مساله تجارت مواد غذايي، بسيار آسيبپذير شده است.» اين مساله بعد از شکست در جنگ به وجود آمد، ولي وي به نکتهاي که والدينش راجع به قحطي در زمان جنگ مي گويند، اشاره مي کند: «طلا يا آثار هنري با ارزش با يک کيسه برنج معاوضه مي شد.»
جينوسوکه اوتسوکا، پسر اغذيهفروشي در شهر کيتاگيوشو در جنوب کشور است و در رشته کشاورزي تحصيل کرده است، قبل از اينکه در آرشپيل، به طرفداري از جنگ بپردازد، دوچرخهفروشي کند و فروشنده عتقيه بشود. زماني که در نيمه دوم دهه 80 ميلادي خانه ها بازسازي مي شدند، مردم ارزش اشيا و لوازمشان را نمي دانستند و حتي آنها را تعمير نمي کردند. او در حالي که به کشويي اشاره مي کند، مي گويد: «من اين وسايل را برمي داشتم و تعميرشان مي کردم. مثلا اين پله چوبي را ببينيد. قيمتي نداشت ولي امروز يك ميليون ين ميارزد. اين مثالي از اسراف در جوامع مدرن است.»
توضيح مي دهد که يخچال، وسيلهاي بسيار خطرناك است: «زياد خريد مي کنيم، آنها را در يخچالهايمان انبار مي کنيم و بعد که خراب شدند دور مي ريزيم.»
در کتاب آخرش توضيح مي دهد که در گذشته روشهاي زيادي براي نگهداري مواد غذايي از طريق نمک سود کردن و تقطير وجود داشت. در آشپزخانه کوچکش يک يخچال متوسط دارد. تاکيد مي کند: «بله من هم از يخچال استفاده مي کنم؛ ولي بهتر است قبل از اينکه مواد غذايي فاسد شوند، راهي براي نگهداري آنها پيدا کنيم.» و اين کار خيلي ساده است: سيب در يخچال مانده است؟ خب، کافي است آن را حلقه حلقه کنيم و بگذاريم خشک شود. ماهي اضافه آمده است؟ به سادگي مي توان بعد از نمک سود کردن، آن را خشک کرد. بعد مي توان آن را تا يک هفته نگه داشت.
او اظهار تاسف مي کند که مردم حتي غذا پختن بلد نيستند و غذاي خود را آماده از سوپر مارکتها مي خرند، انبار مي کنند و مي گذارند فاسد شوند تا آنها را دور بريزند. «حتي در دهکده ها! در زمان گرما، ژاپني ها هر سال عملا همان اندازه که مواد غذايي توليد مي کنند، دور مي ريزند.»
اوتسوکا تنها کسي نيست که درباره اسراف مواد غذايي صحبت مي کند و نظر ميدهد. هيرويوکي سوماتسو، رييس بخش سلامت غذايي در وزارت کشاورزي و جنگلداري، در يادداشتي که اخيرا در روزنامه ناگاساکي منتشر شده يادآوري کرده است: «ژاپن کشوري است که به کشورهاي فقير کمک غذايي مي کند، ولي خود 19 ميليون تن مواد غذايي را که حتي به آنها دست زده نشده است دور مي ريزد.»
بر اساس تحقيقي از مرکز دانشگاهي کيوتو ـ که 140 خانواده را مد نظر داشته، نزديک به يک سوم زباله هاي خانگي، مواد غذايي بسته بندي شده است. (11 در صد بيشتر از سال 2003). اوتسوکا ادامه مي دهد: «به اين رقم بايد غذاهاي دور ريخته شده را که تاريخ مصرفشان منقضي شده است، افزود.»
در پاسخ به اين سوال که اين شرايط چطور تفيسر مي شود، مي گويد: «کساني که قحطي را تجربه کرده اند، براي محكمكاري، يخچالهايشان را پر مي کنند؛ ولي جواناني که در زمان وفور نعمت متولد شده اند، نمي توانند به غذا ـ که سنتهاي فرهنگي همه تمدنها را منتقل مي کند ـ احترام بگذارند و قدر آن را بدانند.»
خوب، چطور مي شود اين شرايط را درمان کرد؟ به نظر وي مردم بايد عاداتهايشان را عوض کنند. او اينطور توضيح ميدهد: «مردم براي يک کاسه برنج آماده که به راحتي ميشود آن را در خانه درست کرد، 10 برابر پول ميدهند. افرادي هم که به لحاظ مالي ضعيفترند اصولا در سوپرمارکتها و سلفسرويسها غذا مي خورند و به اين ترتيب روزانه بيش از هزار ين بابت غذا ميپردازند. اين، همان مبلغي است كه من براي مواد غذايي سالم و تازه هزينه ميكنم؛ ولي مردم اين قدرت تشخيص را ندارند، ضمن اينکه براي پولدارها غذا خوردن نوعي تفريح است.»
يکي از اولين کتابهايي که او را در جامعه مطرح کرد «مدرسه اوتسوکا: به ميز کم راضي شدن» (1994) نام داشت. بعد از آن «زندگي غذايي با 9 هزار ين در ماه» (1997) و در سال 2002 نيز «176 دستور غذا با سبزيجات دوران تايشو (1911- 1925)» را منتشر کرد.
جينوتسوکه اوتسوکا آدمي منزوي است و از تمام جنبشهاي به نفع تغذيه برتر مثل «آشپزي آهسته» پرهيز ميکند. مي گويد: «اغلب اين جنبشها، يک فرقهاند». او طرفدار زيادي ندارد و از اينترنت استفاده نمي کند. خانه اش گرم نيست. يک تنور مربع شکل در زمين درست كرده که زمستانها در آن هيزم روشن ميكند. مي گويد: «اگر سردمان شود، ساکي مي نوشيم.» او ميداند از چه چيز حرف مي زند. اوتسوکا مشاور شرابسازي ساکي است و اسم مستعارش، اوتسوکا، برگردان ژاپني ودکا.
نظر شما