چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۳:۵۱
رازي و ابن‌سينا به دانشگاه‌ها بازگشتند

يكي از اساتيد موسسه تحقيقات طب اسلامي گفت: بر خلاف نظر برخي از مسشرقين بي‌انصاف، ايراني‌ها در علم طب بسيار سابقه طولاني دارند و زحمات زيادي كشيده‌اند كه كتاب مفردات «ابن قيطا» يكي از دلايل اثبات اين مدعاست.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر مهدي اصفهاني در جريان نشستي كه با موضوع «طب سنتي، حال و آينده» به همت كتاب ماه علوم و فنون در دانشكده طب سنتي برگزار شد، افزود: برخي از اين مستشرقين مدعي‌اند ايراني‌ها طب يوناني را گرفتند، نگه‌داشتند و سپس به يوناني‌ها بازگرداندند، در حالي كه هرگز اين‌طور نيست. مثلا در كتاب مفردات يكي از دانشمندان طب يونان، 450 مفرده آورده شده، در حالي كه تعداد اين مفردات در كتاب «ابن قيطا» از دانشمندان مسلمان به 2000 مفرده افزايش يافت. رازي نيز كتابي درباره جالينوس نوشت كه شك بر جالينوس نام دارد كه در حقيقت رد جالينوس است.

وي با بيان اين‌كه دانش طب مرهون تلاش همه ملت‌هاست، گفت: ايران از ايام بسيار دور در تاريخ داراي دانش پزشكي بوده كه وجود مكتب پزشكي «صده» در اكباتان و مكتبي ديگر در اروميه، اين ادعا را اثبات مي‌كند.

وي با اشاره به وجود دانشگاه جندي‌شاپور و چگونگي تشكيل آن در دوره قبل از تمدن اسلامي در ايران، گفت: اكثر كتاب‌هاي تدريسي در اين دوره، يوناني و اغلب دانشجويان اين دانشگاه نيز خارجي بودند، اما در دوره تمدن اسلامي وضعيت تغيير يافت و اسلام خدمات بزرگي به دانش پزشكي كرد كه يكي از آنها شكستن نظام طبقاتي در يادگيري علم طب در جامعه بود. در رهنمودهاي اسلامي نيز اطلاعات زيادي ارائه شده كه هنوز دانش روز به آنها نرسيده است.

دكتر اصفهاني ادامه داد: در اواخر دوره بني‌اميه و اوائل دوره بني‌عباس،  ترجمه كتاب‌هاي طب يوناني به زبان عربي شروع شد، دانشمندان ما از آنها استفاده زيادي كردند و اتفاقا خود را مقيد مي‌دانستند كه در كتاب‌هاي خودشان ارجاع بدهند.

اين استاد موسسه تحقيقات طب اسلامي افزود: سر آغاز كار پزشكي ما در دوره تمدن اسلامي از زمان «علي‌بن رين طبريه» بود كه كار از نو نويسي كتاب‌هاي پزشكي را آغاز كردند و اوج اين تكامل را در زمان رازي مي‌بينيم كه اين تابغه بي‌مانند پزشكي، كارهاي متعددي انجام داد و بعد از وي دانشمنداني نظير «علي بن عباس مجوسي»، «جرجاني» و ديگران آمدند كه اوج تكامل طب ما در همين حدود قرون سه و چهار بود. در اين دوران آل بويه به بحث و رشد و تكامل علمي ميدان دادند.

وي اصطلاح طب سنتي را براي طب ايراني اسلامي، اصطلاحي رسا ندانست و گفت: ما داراي مكتب طب ايراني- اسلامي هستيم، طبي كه در قرون سه و چهار داشتيم و در قرون پنج و شش تكرار شد، قدري افزايش يافت و قرن‌هاي بعدي اندكي به آن اضافه شد.

دكتر اصفهاني با اشاره به روند رو به رشد طب ايراني اسلامي در اوايل دوره صفويه و سپس مهاجرت برخي پزشكان ايراني به هند و تشكيل مكاتب ايراني هندي، گفت: در هندوستان، مغولان آنجا و گوركانيان، فرهنگ‌پرور بودند و به دانش پزشكي ميدان دادند و دانشمندان كتاب‌هاي زيادي در اين باره نوشتند. اين جريان با افولي كه پيدا كرد، تا دوره قاجار ادامه يافت.

 هنگامي كه مدرسه دارالفنون توسط اميركبير شكل گرفت، تعدادي از اساتيد غربي آمدند و طب جديد را مطرح كردند و گاهي سوسوكنان طب سنتي هم مطرح مي‌شد، مثل اعتمادالاطباء كه هر دو جنبه طب سنتي و جديد را مي‌دانست. اواخر دوران قاجار و اوائل دوران پهلوي كه مقارن با اوج دوران پزشكي غرب بود، عملا طب سنتي به حاشيه رفت. البته افرادي بودند كه در اين زمينه فعاليت مي‌كردند، اما مطرح كردن طب سنتي به نوعي بازگشت به عقب و مخالفت با فرهنگ و علم روز به حساب مي‌آمد.

دكتر اصفهاني با بيان اينكه طب ما به خاطر نگرش عميقي كه به انسان و بيماري‌هاي او دارد، يك مكتب قوي است، افزود: دانش روز به تفكر طب سنتي نياز دارد و اميدوارم با تشكيل دانشكده طب سنتي، اين موضوع محقق شود.

وي با اشاره به اينكه تا زمان آغاز انقلاب اسلامي در ايران، طب سنتي به عنوان طب علفي و نام‌هايي اين‌گونه شهرت داشت، گفت: پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به ديدگاهي كه حضرت امام خميني(ره) نسبت به طب سنتي داشتند و در كتاب كشف‌الاسرار نيز مطالبي را در اين زمينه به رشته تحرير درآوردند، عده‌اي دور هم جمع شدند و در نهايت در سال 1383 شوراي عالي برنامه‌ريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با وجود برخي مخالفت‌ها كه از ريشه با طب سنتي مخالف بودند و آن را شارلاتانيسم مي‌خواندند، مصوبه‌اي را براي تشكيل اين دانشكده تصويب كرد كه درنهايت در سال 1387 اولين گروه از دانشجويان وارد دانشكده طب سنتي شدند. در حقيقت رازي و ابن‌سينا به دانشگاه‌ها بازگشتند و اين فرصت ايجاد شد تا روي صدها كتاب كه زير خاك زمان مدفون شده بودند، كار شود.

وي با اشاره به ترجمه برخي از كتاب‌هاي طب ايراني اسلامي به زبان‌هاي ديگر از جمله مغولي و بالعكس، گفت: در زمينه طب سنتي حدود 20 هزار عنوان كتاب قابل رديابي است، اما در حدود 13000 تا 14000 عنوان آن قابل دسترسي‌اند. البته تعداي از آنها از دست رفته، ورق ورق شده يا به سرزمين‌هاي ديگر منتقل شده است. تعداد كتابهايي هم كه در ايران و كشورهاي عربي چاپ شده، به 250 عنوان نمي‌رسد، اما تعدا كتاب‌هايي كه به صورت‌هاي ديگر مثل چاپ سنگي هستند، مي‌تواند خيلي بيشتر از اينها باشد. الان نيز نزديك به 300 كتاب به صورت «فكسي‌ميله» در دسترس دانشگاهيان قرار گرفته و همين تعداد نيز در نوبت توزيع است و تا دو هفته ديگر در اختيار دانشگاه‌ها قرار خواهد گرفت. اين تعداد بايد تا رقم 13000 يا 14000 افرايش يابد.

دكتر اصفهاني با اشاره به كار عميقي كه عده‌اي از پژوهشگران براي تصحيح و بازنويسي اين كتاب‌ها مشغول انجام آن هستند، گفت: با وجودي كه اين افراد كار سنگيني پيش رو دارند، اما من افق اين كار را بسيار روشن مي‌بينم. 

در ادامه جلسه، دكتر كشاروز نيز طي سخناني به وجود بخش تئوري در طب قديم ايران اشاره كرد و گفت: پزشكان ابتدا كتاب‌هاي اين رشته را مي‌خواندند، سپس طب باليني را زير نظر اساتيد مي‌گذراندند و شواهدي داريم كه مسلمانان مخترع طب باليني بودند.

وي با بيان اينكه طب سنتي، نام شايسته‌اي براي مكتب پزشكي ما نيست، افزود: در اينجا سنت به تجربيات مكرري گفته مي‌شود كه نسل به نسل انتقال پيدا كرده ‌است و چنين تجربياتي با ظرفيت بسيار بالايي، "حقيقت" هستند. در حقيقت سنت به معناي تجربيات ارزشمندي است كه در طول تاريخ ايجاد شده و سنت با اين مفهوم شكل گرفت. طب سنتي ايران نيز تجربيات چند هزار ساله‌اي است كه همچون ميراثي به ما رسيده است.

وي ادامه داد: علم، جديد و قديم ندارد، بلكه موهبتي الهي است. پزشكي آينده نيز دانشي است كه علوم مختلف را در خود دارد و بشر به سمت طبي مي‌رود كه به هيچ زماني اختصاص ندارد، بلكه به خداوند و بشر دردمند اختصاص دارد.

وي با اشاره به مهجور ماندن طب سنتي كشورما در دوره‌اي از زمان گفت: متاسفانه 200 سال ابن‌سينا و رازي را پشت در دانشگاه‌ها نگه داشتند و نگذاشتند علم آنها به زبان روز بيان بيان شود.

در ادامه اين نشست، دكتر محقق‌زاده در پاسخ به سوالاتي كه درباره تحريف تاريخ پزشكي در سريال كره‌اي «جواهري در قصر» معروف به سريال «يانگوم» مطرح شد، گفت: در حالي كه اين سريال به قرن 13 يا 14 ميلادي بازمي‌گردد، حتي در لباس‌هاي برخي بازيگران آنها 12 پرچم تخت جمشد ديده مي‌شد.

وي افزود: كشور كره در تاريخ تمدن، تمدن مستقلي ندارد و بهترين كتاب‌هايش نيز متعلق به كشور چين بود. چين نيز از طريق جاده ابريشم ارتباط نزديكي با ايران داشت و طب سنتي تبت نيز از ايران گرفته شده بود، اما در سريال جواهري در قصر، افرادي كه كار فرهنگي را برعهده داشتند، چنين تحريفاتي را انجام دادند.

وي در ادامه به ريشه ايراني بسياري از كلمات و اصطلاحات رايج اشاره كرد كه با گذشت زمان ظاهري بيگانه به خود گرفته است و گفت: مثلا در ايران قديم ماده‌اي به نام «كاه ربا» وجود داشت برخي اشيا را جذب مي‌كرد كه معادل يوناني «قطرون» براي آن ايجاد شد و در عربي به آن «القطرون» گفتند و سپس تبديل به «الكترون» شد. حالا ما به صنعت مربوط به آن، «صنايع الكترونيكي» مي‌گوييم و اعراب به آن «صنايع الكهربائيه» مي‌گويند.

وي افزود: اگر آثار مكتوب مقابله و مطالعه شود، آنگاه مي‌فهميم كه در طب سنتي ما كارهاي زيادي شده است، مثل كتاب خلاصه التجارب يا بدايع‌الوقايع. لذا در دروران اسلامي هم نوع‌آوري‌هاي زيادي در زمينه دانش مستند شده است. 

نشست كتاب ماه علوم و فنون، عصر ديروز(سه شنبه) با حضور دكتر محمدرضا شمس اردكاني رئيس دانشكده طب سنتي، دكتر عبدالعلي محقق‌زاده استاد دانشگاه شيراز، دكتر محسن اصفهاني مدير گروه طب سنتي دانشگاه شاهد، دكترهادي مازوچي پزشك و نويسنده كتاب‌هاي پزشكي و دكتر منصور كشاورز معاون آموزشي دانشكده طب سنتي در دانشكده طب سنتي برگزار شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها