رمان «ژاک قضا و قدری و اربابش»، كتابي از دیدرو متفکر و نویسنده فرانسوی، سهشنبه سوم در شهرکتاب مرکزی نقد میشود. در این نشست مینو فرشچی (مترجم کتاب)، احمد سمیعی گیلانی، ناصر فکوهی و حسین شیخرضایی حضور دارند._
در این جلسه که روز سهشنبه ۳ اردیبهشت، از ساعت ۱۷ دایر است، مینو فرشچی (مترجم کتاب)، احمد سمیعی گیلانی، ناصر فکوهی و حسین شیخرضایی به سخنرانی میپردازند.
ترجمه فرشچی از کتاب «ژاک قضا و قدری و اربابش» سال گذشته توسط انتشارات فرهنگ نشر نو منتشر شد.
دیدرو در سال ۱۷۱۳ میلادی در لانگر، (شهرستانی در شمال شرقی فرانسه) به دنیا آمد. پدرش استاد چاقو ساز از طبقه متوسط بود و امید داشت پسرش روزی به کسوت کشیشان درآید.
این نویسنده در مدرسه یسوعیان لانگر با نویسندگان یونانی و لاتینی عهد باستان آشنا شد و فرهنگ کلاسیک در اندیشهاش، همراه با دلبستگی به تعالیم اومانیستی، آیین سخنوری، زیبایی شناسی و اخلاقیات، ریشه در همین آموزشها داشته است.
آشنایی این نویسنده با زبان و ادبیات انگلیسی و علاقهاش به نمایشنامهنویسان کلاسیک فرانسه تاثیر زیادی در سبک نویسندگی او داشت. وی در سال ۱۷۴۷ همراه با دالامبر سرپرست مشترک دایرهالمعارف شد و ۲۵ سال توان و نیروی خود را صرف این دانشنامه سترگ کرد.
این دایرهالمعارف در ابتدا قرار بود ترجمه و اقتباسی از «دایرهالمعارف چمبرز» باشد،اما به همت دیدرو دامنهاش وسعتی به مراتب بیشتر گرفت و مردانی چون مونتسکیو، ولتر و روسو به همکاری با او و دالامبر پرداختند.
دیدرو در طول حیات خود، و در نظر اکثر هم عصرانش بیشتر به عنوان یک دایرهالمعارف نویس شهرت یافت. بهترین آثارش، از جمله چهار رمان «گوهرهای رازگشا»، «راهبه»، «برادر زاده رام» و «ژاک قضا و قدری و اربابش» به شهرت رسیدند و البته برخی از آثار او پس از مرگش به انتشار رسید.
از دیگر آثار دیدرو می توان به «اندیشه های فلسفی» (۱۷۴۶)، «گلگشت شکاک» (۱۷۴۷)، «نامه درباره نابینایان» (۱۷۴۹)، «آنامه درباره کر و لالها» (۱۷۵۲)، «اندیشههایی در تفسیر طبیعت» (۱۷۵۳)، «نمایشنامه پسر نامشروع» (۱۷۵۷)، «پدر خانواده» (۱۷۵۸)، «نگارخانهها؛ مقالات درباره نقاشی» (۱۷۵۹)، «رویای دالامبر» (۱۷۶۹)، «سفرنامه بوگنویل» (۱۷۷۳)، «مقدمات فیزیولوژی» (۱۷۷۳) و «نظر خلاف عرف درباره هنرپیشگان» (۱۷۷۸) اشاره کرد.
نظر شما