ایبنا نوجوان: «زهرا زواریان» متولد سال 1341 و کارشناس ارشد رشتهی فلسفهی غرب است.
او که مدتی هم به عنوان دبیر تعلیمات دینی در دورههای راهنمایی و دبیرستان فعالیت داشته و از سال 1367 و با ورود به کلاسهای داستاننویسی، به طور حرفهای وارد حوزهی نویسندگی شده است.
با این نویسنده دربارهی دوران کودکی و نوجوانیاش، کتابهایی که مطالعه میکرده و اینکه چگونه از دنیای نویسندگی سردرآورده گفتوگو کردهایم.
زواریان دربارهي دوران کودکی و نوجوانی خود گفت: «من در خانوادهای مذهبی بزرگ شدم و در مدارس مذهبی هم درس خواندم. در واقع خانوادهام به دلیل فضای غیرمذهبی که بر جامعهي آن زمان حاکم بود معتقد بودند باید در محیط بهتری تربیت شوم به همین دلیل نیز در مدارسی تحصیل کردم که تحت پوشش جامعهي تعلیمات اسلامی بود.»
مذهب و مسائل مذهبی از همان دوران نوجوانی یکی از اصلیترین دغدغههای خانم نویسنده بوده و مطالعاتش را هم در همین حوزه ادامه داده است. گرچه در آن زمان کتابهای مختص کودکان و نوجوانان کمتر منتشر میشدند، اما این باعث کم شدن اشتیاق زواریان به مطالعه نشده است: «از همان زمان کودکی و نوجوانی علاقه و دغدغهام مسائل مذهبی بود و پرسشهای جدی در این زمینه داشتم. مطالعاتم هم بیشتر به همین حوزه مربوط میشد. البته زمان نوجوانی ما فضای جامعه مذهبی نبود و افرادی مانند من که دغدغههای مذهبی داشتیم در تنگنا بودیم؛ اما اشتیاق بسیار زیادی هم به مطالعهي کتابهایی که در این زمینه منتشر میشد داشتیم. مثلاً در دوران کودکی ما «مجلهي پیام شادی» منتشر میشد که خیلی آن را دوست داشتم و همیشه منتظر انتشار شمارهي جدید آن بودم. بزرگتر که شدم مجلهی «مجلهي مکتب اسلام» را میخواندم که به برخی پرسشهای جدی ما پاسخ میداد. همچنین به یاد دارم در دورهای که کتابهای دکتر شریعتی منتشر میشدند، پول تو جیبیام را جمع میکردم تا بتوانم آنها را بخرم و مطالعه کنم.»
نویسندهي «دامنی از جنس آب» هم مانند بسیاری از ما در دوران نوجوانی سوالهای جدی درباره خدا، دین و حتی خودش به عنوان یک انسان داشته است. زواریان از این سوالها که به نظر بیجواب میرسند با عنوان طوفان یاد کرد و گفت: «گرچه جو مذهبی خانواده در مسیر زندگیام تاثیرگذار بود اما علاقههای شخصی خودم هم تاثیر داشت. من دختر کنجکاو و جسوری بودم و هميشه دربارهي دینم سوالات جدی داشتم. این سوالها و فکرها مانند توفان رسید و همهي ذهنم را درگير كرد؛ اما همین فکرها باعث شد که خیلی جدیتر به دین و مذهبم فکر کنم تا فقط یک مسلمان شناسنامهای نباشم.
فکر میکنید خانم نویسنده پاسخ اين پرسشها را چگونه پیدا کرده است؟ «تحقیق دربارهي همه ادیان را شروع کردم. آن زمان کتابهایی وجود داشتند که مطالعهاي تطبیقی دربارهي دینهای مختلف انجام داده بود، من تقریباً همهي آنها را خواندم. کتابهای ادیان دیگر مانند مسیحیت و زرتشت را هم مطالعه کردم تا به جواب سوالاتم برسم. گرچه دورهي بسیار سختی بود اما الحمدالله به خیر گذشت!»
اما چطور شد زهرا زواریان که سرگرم مطالعهي آثار جدی بود، پا به دنیای نویسندگی گذاشت؟ «در زمان نوجوانی گاهی چیزهایی برای خودم مینوشتم؛ اما وقتی دبیر شدم، از آنجا که با بچهها رابطهی صمیمانهای داشتم، گاهی در دفتر خاطراتشان مطالبی مینوشتم. همان زمان بعضی از بچهها به من میگفتند که شما باید نویسنده میشدید. تا اینکه با کلاسهای داستاننویسی آشنا شدم و آن زمان مانند تشنهای بودم که به آب رسیده باشد. چون تا آن زمان فقط کتابهای فلسفی، اعتقادی و کلامی خوانده بودم اما در این کلاسها با کتابهایی آشنا شدم که زندگی در آن موج میزد. در آن دوران من نزدیک به 18 ساعت در روز مطالعه میکردم چون فکر میکردم آنچه را تا آن زمان یاد گرفتهام میتوانم در قالب داستان و به شکلی بهتر ارائه دهم.»
زواریان، پس از شرکت در کلاسهای افرادی همچون فریدون عموزاده خلیلی، محسن و نقی سلیمانی، رضا رهگذر و حسن حسینی و آشنایی با نویسندگانی مانند سیدمهدی شجاعی در مجلهی رشد جوان، وارد فضای حرفهای داستاننویسی شده است.
او مدتی هم همراه با شهید آوینی در مجلهي ادبیات داستانی به عنوان دبیر تحریریه و سپس سردبیر فعالیت جدي داشت.
نخستین کتاب این نویسنده که در سال 1369 به چاپ رسیده، «نجوای حریر» نام دارد. این کتاب، مجموعه داستانهای منتشر شدهی او در مجلهی «رشد جوان» است.
اما شاید بیشتر مخاطبان، زهرا زواریان را به عنوان نویسندهی کتابهای مذهبی میشناسند. کتابهایی همچون «دامنی از جنس آب»، «خاتون عشق»، «بهشتهی من»، «نزدیکتر بیا احمد(ص)» و «او آسمانی بود» که هر کدام به یک شخصیت یا واقعهي اسلام میپردازد.
زواريان دربارهی تعریف آثار مذهبی معتقد است: «بخشی از کتابها، تاریخ مذهب را روایت میکنند که موضوع مستقیمی دارند، اما برخی از کتابها هستند که مذهب در لایههای درونی آنها وجود دارد. به نظر من هنر هنرمندان، ارائهي کتابهایی است که لایههای عمیق دینی در آنها باشد بدون آنکه پیام مستقمی در آن وجود داشته باشد.»
این نویسنده دربارهي کتابهای مذهبی که برای نوجوانان نوشته میشود هم گفت: «نخستین ویژگی اين كتابها اين است که نباید پیام مستقیمی داشته باشد و قبل از هر چیز بايد داستان باشد. داستان و رمان تعاریف خاص خود را دارند. مثلاً نویسنده در رمان نمیتواند شعار دهد چون از ادبیت کار کاسته میشود. پیام مستقیمی هم نباید داشته باشد؛ چون باز هم از ارزش ادبی کتاب کم میشود. هنر نویسنده این است که پیام را در لایههای زیرین به مخاطب منتقل کند.
اگر نویسنده از ابتدا با این پیشفرض کارش را شروع کند که میخواهم پیام مذهبی به بچهها بدهم، هرگز نمیتواند داستان خوبی بنویسد. بسیاری از نویسندگان ما هم از ابتدا تصمیم میگیرند که داستانی با موضوع انتظار امام زمان(عج) بنویسند ولی چون کارشان کوششی است و نه جوششی، داستان خوبی نمیشود.
دومین ویژگی مهم این است که داستان باید با مخاطب ارتباط برقرار کند؛ چون هر دورهای شرایط خاص خودش را دارد. شاید نوجوانان امروز کتابهایی را دوست دارند که اصلاً زمان ما مطرح نبودند؛ بنابراین نویسنده باید مخاطبان خود را بشناسد.»
«کالسکهی عروس»، یکی از کتابهای زواریان است که اکنون مراحل چاپ را در انتشارات مدرسه میگذراند.
او در این کتاب به زندگی مادر امام زمان (عج) پرداخته است.
جریان نگارش این کتاب از زبان خوش شنيدني است: «وقتی مسؤولان انتشارات مدرسه از من خواستند تا کتابی با موضوع زندگی مادر امام زمان(عج) برای نوجوانان بنویسم، ابتدا مقاومت کردم؛ چون معتقد بودم موضوع زندگی ایشان ممکن است برای بچهها مناسب نباشد؛ اما در نهایت تسلیم اصرارهایشان شدم اما باید بگویم ورود به داستان برایم بسیار سخت بود چون کتاب، روایت یک موضوع تاریخی – مذهبی است که دست نویسنده برای ایجاد تغییرات در آن خیلی باز نیست.»
این نویسنده نگارش کتاب کالسکهی عروس را یک تجربهی خوب توصیف کرد و گفت: «در این کتاب تلاش کردم تجربهی جدیدی را به کار بگیرم و آن پیوند زدن افق دید انسان امروز به انسان گذشته است. معمولاً مخاطبان با خواندن کتابهای تاریخی و مذهبی به گذشته پرتاب میشوند؛ اما در کالسکهی عروس ما با بچههای یک کلاس روبهرو میشویم که نام یکی از آنها ملیکاست. معلم از ملیکا معنی نامش را میپرسد اما او نمیداند. همین موضوع باعث میشود ملیکا به دنبال معنی نامش وارد تاریخ شود و با زندگی «ملیکا» با «نرجس خاتون» که مادر امام زمان(عج) است آشنا شود. در واقع در این کتاب تلاش کردم گذشته را در محدودهي سنی نوجوان و با روایتی ساده بیان کنم.»
زواریان پیش از «کالسکهی عروس»، کتاب خاتون عشق را دربارهي زندگی مادر امام زمان(عج) نوشته بود که البته مخاطبانش بزرگسالان هستند. او دربارهی اینکه چرا به نگارش زندگی این بانوی بزرگوار علاقهمند است، گفت: «داستان نرجس خاتون، مادر امام زمان (عج) خیلی شگفتانگیز است. خصوصاً برای خانمهایی که داستان را میخوانند و با شخصیت اصلی همذات پنداری میکنند. به نظر من اگر کسی بخواهد با دین آشنا شود کافی است این واقعه را بخواند و باور کند. چون در اینصورت یک دیندار درجه یک خواهد شد. من آرزو دارم بتوانم یک رمان جدی دربارهی این داستان بنویسم؛ رمانی که بتواند ویژگیهای یک رمان جهانی را داشته باشد.»
ما هم امیدواریم خانم زواریان به آرزوی خود برسد.
شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۵
نظر شما