در نشست «نمادپردازي در داستانهاي مولوي» بررسي شد
مولوي از جريان سيال ذهن در داستانهايش به خوبي بهرهبرده است
نشست «نمادپردازي در داستانهاي مولوي» عصر امروز -7 آبان- در بخش دوم سلسله نشستهاي كنگره مولانا با حضور سيدكاظم موسوي استاد دانشگاه شهركرد، محمدرضا بخاريان عضو هيات علمي دانشگاه يزد، دكتر شهره انصاري عضو پژوهشكده علوم انساني و ميترا پيشوازاده دانشجوي دكتراي ادبيات برگزار شد.
وي افزود: خود باوري انسان از مسير من يا خود آگاه، يكي از ابعاد وجودي اوست، اما آنچه در ضمير ناخودآگاه او وجود دارد، به آساني قابل دريافت نيست بلكه حجابهاي تو در تويي است كه براي محو آنها به آگاهي تلاش و عنايت الهي نياز است.
موسوي با اشاره به اين كه داستانهاي متعدد مثنوي هر كدام نوعي رهگشايي اين پيچيدگي است، ادامه داد: داستان پيرچنگي علاوه بر دو ساخت بسيار زيباي آن، از ژرف ساختي بسيار قوي برخوردار است. دو شخصيت اصلي اين داستان، دو تابلو برجسته براي خودآگاهي و ناخودآگاهي هستند.
محمدرضا بخاريان، عضو هيات علمي دانشگاه يزد نيز در اين نشست مقاله خود را با عنوان «داستان چهار مرغ خليل» ارايه كرد و گفت: بن مايه ساختاري اين داستان، اضطراب اهل دنيا از وسواسهاي شيطاني است.
وي افزود: شگرد مولانا اين است كه داستان را به تعليق مياندازد و اكنون به اين حركت، جريان سيال ذهن ميگويند.
بخاريان ادامه داد: زنده كردن نفس به حيات ابدي، مرهون ميراندن شهوات، پرهيز از آرزوي عمر طولاني و اجتناب از روح تهاجمي است.
استاد دانشگاه يزد تصريح كرد: طرح اصلي داستان با گسستهاي متعدد از طريق بيان انديشههاي عرفاني مولانا محو ميشود؛ همان كه از آن به جريان سيال ذهن تعبير ميشود. مولانا در بيان داستان داناي كل است.
دكتر شهره انصاري، پژوهشگر پژوهشكده علوم انساني و سخنران بعدي اين نشست، مقاله خود را با عنوان «پژوهشي در نمادپردازي دو كهن –نماد درخت و آتش در حكايات دقوقي» ارايه كرد و گفت: در ميان داستانهاي مثنوي به ويژه داستان دقوقي و حكايت مكاشفه، احاطه او از منظر نسخ شناسي برجسته است.
وي افزود: مولانا با رمزسازي از دو كهن الگوي درخت و آتش، با توجه به شيوهاي كه امروزه آن را رمزگرايي بر روند و بالاجويي ميخوانند و با استفاده از نمادگرايي استعاري به اين نماد كهن، هويتي تازه ميبخشد.
انصاري ادامه داد: در عرفان ايران باستان، تصوير يك درخت با نور ماه است كه به عنوان انسان كامل آمده است. نور مقصود معرفت است كه اوليا الله به انسانهاي كامل ميبخشند، البته اين در تمام اديان هست كه پيامبران هالهاي از نور دارند و مظهر و نماد انسان كامل هستند.
اصغر تازه كندي، عضو هيات علمي دانشنامه بزرگ فارسي نيز در اين نشست درباره مفهوم نمادين آتش در مثنوي، مقاله خود را ارايه كرد و گفت: ارتباط نمادين عشق، تطهير، شهوت، رياضت و خشم با آتش مورد توجه است. مولانا آتش را به دليل گرمي و نور به عشق مانند كرده است. همچنين وي آتش را مظهر پاكي ميداند و ميگويد كه سوزانندگي آتش، پاكي را همراه ميآورد.
ديگر سخنران اين نشست، ميترا پيشوازاده، دانشجوي دكتراي ادبيات نيز به ارايه مقاله خود با عنوان «اساطير در آثار مولانا» پرداخت و گفت: از ديدگاه اساطيري، آتش داراي جلوههاي اسطورهاي است.
در اين مقاله با نگاهي ويژه به عنصر آتش در اساطير، با خوانش اسطوره گذشتن سياوش از آتش، آن را با داستان ابراهيم در آتش برابر كردهام و سپس با رويكرد تطبيقي يا نقد بينامتني، داستان در آتش افكندن كودك را مورد مطالعه قرار دادهام.
وي افزود: مثنوي، جلوهگاه اساطير باستان است و مولانا با تخيلي شاعرانه به بازآفريني جلوههاي گوناگون اساطيري در قالب اسطورههاي زمان خود پرداخته است.
پيشوازاده در پايان به جمله پل ديكور اشاره كرد و گفت: انسان مدرن نه ميتواند از اسطوره خلاص شود و نه ميتواند آن را در شكل ظاهرش بپذيرد. اسطوره همواره با ما خواهد بود، اما بايد هميشه نسبت به آن برخوردي انتقادي داشته باشيم.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم آبان ماه شروع شده و تا دهم همين ماه در تهران، تبريز و خوي ادامه خواهد داشت.
نظر شما