محسن رضايي در جمع پژوهشگران دفاعمقدس گفت: عمليات كربلاي 5 نشان داد كه صدام، نيروي مطمئني براي جلوگيري از پيروزيهاي پيدرپي ايران نيست و انقلاب اسلامي، توانايي فروريختن وي را دارد. بنابراين، عمليات كربلاي 5 از نظر سياسي، مكمل عمليات والفجر 8 بود و نشان داد كه جنگ بايد تمام شود./
محسن رضايي در آغاز اين نشست، پس از تقدير از مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس به پاس برپايي اين جلسات تخصصي، به تبيين اجمالي 2 عمليات ياد شده و تاثير آنها بر شكلگيري زمينههاي پايان جنگ تحميلي عراق عليه ايران پرداخت.
وي عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 را به عنوان مجموعه شكلدهنده موج جديدي در جنگ معرفي كرد و گفت: ابعاد استراتژيكي، تاكتيكي و سياسي جنگ تحميلي عراق عليه ايران از ابتدا تا انتها تغييرات زيادي داشتهاند و شايد اين جنگ يكي از پُرتغييراتترين نبردهاي دنيا از جهت استراتژي سياسي و تاكتيكي باشد.
اين فرمانده سالهاي دفاعمقدس درباره دليل تغييرات پيدرپي در عرصههاي ياد شده، اظهار داشت: ملت ايران به تنهايي، در مقابل قدرتهاي جهاني ايستاد. آنان بدون تغييرات مداوم، توانايي برهم زدن معادلات دشمن را نداشتند. دشمن نيز به ناچار در مقابل تحولات ايران، تغييرات مداومي ايجاد ميكرد.
رضايي خاطرنشان كرد: وقتي عراق به ايران حمله كرد، استراتژي ما "آزادي سرزمينها" بود و در سال اول جنگ با نبردهاي كلاسيك به جايي نرسيديم. اما در سال دوم جنگ تحميلي عراق عليه ايران، نخستين تحول در جبهه ايران رخ داد و سبك جديدي از نبرد شروع شد. يعني نيروهاي سپاه و ارتش با هم تركيب شدند و عمليات ثامنالائمه (ع) (شكست حصر آبادان) سرآغاز اين تحول بود. سبك نبرد، تاكتيك و فرماندهي جنگ، با تاكيد بر همان استراتژي آزادي سرزمينها تغيير كردند.
وي از عملياتهاي موفقيتآميزي مانند بيتالمقدس (آزادسازي خرمشهر) ياد كرد و گفت: از آزادسازي خرمشهر تا عمليات خيبر، بنبستي در جنگ به وجود آمد. ايران از عمليات "رمضان" تا نبردهاي پشتيبان آن مانند "محرم"، "مسلمبنعقيل" و "والفجر مقدماتي" و تا سال 1362، گرفتار اين بنبست بود. در واقع در طول اين 2 سال، ايران قادر به باز كردن دروازههاي عراق نشد. بنابراين، نتيجه گرفتيم كه بايد استراتژي تازهاي را شروع كنيم.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: سالهاي 1362 و 1363 نبردها در مناطقي صورت گرفتند كه تواناييهاي رزمي عراق در آن نقاط، قابل استفاده نباشند. در واقع در اين استراتژي، تدبير عملياتي، خلاء رزمي ايران را پُر ميكرد. به همين سبب، مناطق آبگرفتگي عراق براي اين حركت انتخاب شدند تا توانايي ابزارهايي مانند توپهاي دشمن، كاربرد كمتري پيدا كنند و بخشي از نيروهاي عراق، با زمين طبيعي از دست دشمن خارج شوند.
محسن رضايي درباره گام بعدي ايران در ايجاد تغييرات استراتژيكي، تاكتيكي و سياسي در جنگ تاكيد كرد: سومين موج تغييرات در جبهه ايران، در 2 بُعد سياسي و نظامي صورت گرفت. سپاه و ارتش در بخش نظامي، عملياتها، فرماندهي و منطقه نبرد خود را از هم جدا كردند. در بخش سياسي نيز استراتژي "جنگ براي صلح" به "جنگ براي پيروزي" تغيير كرد. در واقع اين تغيير استراتژي، پس از تصرف فاو صورت گرفت. پس از اين عمليات، زنجيرهاي از نبردها براي دستيابي به پيروزي شكل گرفتند و طرح 500 گردان را به مسوولان ارايه داديم.
فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاعمقدس، تاكتيك فريب بزرگ را به عنوان يكي از مهمترين تاكتيكهاي استفاده شده در عمليات والفجر 8 معرفي كرد و اظهارداشت: عمليات كاملي در 200 كيلومتر بالاتر از منطقه اصلي نبرد شكل داديم و تمام روشهاي يك عمليات، از جادهكشي تا انتقال موشكهاي هاگ را انجام داديم. به همين دليل، اطلاعات استخبارات (سازمان اطلاعاتي ارتش عراق)، آمريكا و منافقين، اشتباه شد و تنها عمليات فريب بزرگ ما در تاريخ جنگ ثمر داد. "طه یاسین رمضان" (يكي از مقامات وقت حزب بعث عراق) از ارايه اطلاعات دروغ آمريكا به عراق گلايه كرد. اين در حالي بود كه خود آمريكاييها هم فريب خورده بودند.
رضايي اضافه كرد: همزمان با عمليات فريب بزرگ، ايران به فاو حمله كرد و يكي از فرصتهاي طلايي خود را به دست آورد و به حاشيه اروند نفوذ كرد كه اين تصرف، دستاوردهاي فوقالعادهاي براي ايران داشت. با تصرف فاو كه در منتهياليه عراق قرار داشت، رابطه اين كشور با خليجفارس قطع و پايگاههاي موشكي اين بندر به تصرف ما درآمدند. همچنين اسكلههاي البكر و العميه نيز در اختيار ما قرار ميگرفتند.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه به تشريح چگونگي عملي شدن نبرد والفجر 8 پرداخت و گفت: اين عمليات، 22 بهمن سال 1364 آغاز شد و با انهدام سنگين ارتش عراق به پايان رسيد. نيروهاي عراقي كه حدود 120 كيلومتر با خط مقدم فاصله داشتند، زيرآتش ما بودند و به همين سبب از عمليان والفجر 8 با نام "نبرد كمرشكن" ياد ميكنند.
اين فرمانده سالهاي دفاعمقدس، درباره دستاوردهاي سياسي عمليات والفجر 8 گفت: خرداد سال 1365، مك فارلين به ايران آمد و نخستين پيشنهاد معامله آمريكا با ايران شكل گرفت. چون پس از عمليات والفجر 8، احتمال شكست صدام و تسلط ايران بر خليجفارس وجود داشت و اين هراس، آمريكا را به فكر معامله انداخت. اما باز هم سعي كردند كه با چند كيك و انجيل و موشك تاو، دل ما را به دست آورند! ولي به هدف خود نرسيدند و ناكام بازگشتند.
محسن رضايي در ادامه، عمليات كربلاي 4 را مقدمه اجراي عمليات كربلاي 5 دانست و گفت: نيروهاي ايران در عمليات كربلاي 5 به 12 كيلومتري بصره نزديك شدند. اهميت اين شهر از فاو كمتر نبود. نزديك شدن به بصره، يعني مهمترين شهر جنوب عراق، به مثابه شكستن دژ شملچه و نا امن شدن پايگاه هوايي شعيبيه عراق بود. زير آتش رفتن بصره، فضاي تازهاي به موج حملات ايران به عراق بخشيد.
وي تاكيد كرد: عمليات كربلاي 5 نشان داد كه صدام، نيروي مطمئني براي جلوگيري از پيروزيهاي پيدرپي ايران نيست و انقلاب اسلامي، توانايي فروريختن سد دفاعي عراق را دارد و اگر اين قدرت بالنده انقلابي با اسرائيل روبرو شود، قطعا" پيروز خواهد شد و جهان اسلام، تبديل به يك قدرت جهاني شده و منافع غرب تهديد خواهد شد. بنابراين، كربلاي 5 از نظر سياسي، مكمل والفجر 8 بود و يك علامت خطر استراتژيك را نشان داد و آن علامت اين بود كه جنگ بايد تمام شود.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: قطعنامه 598، حدود 6 ماه پس از عمليات كربلاي 5 صادر ميشود و همزمان با آن، فشارها به ايران افزايش پيدا كرده و جنگ دريايي و حملات شيميايي و موشكباران شهرها تشديد ميشوند. در واقع از يكسو قطعنامه 598 صادر شده و از سوي ديگر با پيروزي ايران در عملياتهاي كربلاي 5 و والفجر 8، سعي در پايان دادن به جنگ دارند و آن را به سرازيري و نفع ايران، سوق ميدهند.
رضايي، صدور قطعنامه 598 را در اوج پيروزيهاي ايران و به نفع كشور دانست و گفت: غرب به ايران فشار ميآورد تا به شرايط اين قطعنامه اكتفا كند. چون تصور غرب درباره جنگ ايران و عراق، اين بود كه اين نبرد، برنده نخواهد داشت. بلكه ايران، صدام را در اين جنگ كنترل و صدام هم از صدور انقلاب اسلامي، جلوگيري ميكند. اما عمليات والفجر 8، اين تصور را تغيير داد. برنده شدن ايران در جنگ، منجر به سقوط صدام ميشد. پس با اتمام جنگ، هم صدام باقي ميماند و هم ايران برنده ميشد.
وي در پايان سخنانش به دشواريهاي اجراي عمليات والفجر 8 اشاره كرد و گفت: نيروهاي ايراني 75 شبانه روز، پاتك عراقيها را پاسخ ميدادند. چون آنها براي بازپسگيري فاو تمام توان خود را به كار ميگرفتند.
در پايان نوزدهمين نشست علمي ـ تخصصي مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس با عنوان "نقش عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 در روند پايان جنگ"، نويسندگان دفاعمقدس و پژوهشگران مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس، به گفتوگو و بحث درباره سخنان محسن رضايي پرداختند.
نظر شما