پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۴
كتاب ويسهوفر تلاش‌هاي جديد تاريخ‌نگاران غربي است

كامران فاني گفت: كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» نوشته «ژوزف ويسهوفر» يك نمونه از تلاش‌هاي جديد تاريخ‌نگاران غربي است. با چنين آثار جدي كه در غرب پديد آمد، ديگر تقريبا ديدگاه قديمي درباره شرق دگرگون شده است و اكنون شرق و غرب را دو تمدن مي‌دانند كه با هم مراوده و داد و ستد داشته‌اند.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» نوشته‌ ژوزف ويسهوفر با ترجمه‌ جمشيد ارجمند در نشست هفتگي شهر كتاب مركزي نقد و بررسي ‌شد. ويسهوفر در اين اثر به موضوع مهم و جالب ارتباط‌ها و مناسبات فرهنگي و تاثيرگذاري ميان تمدن‌هاي ايران و يونان و روم پرداخته است. 

در اين نشست کامران فاني (ويراستار مجموعه مطالعات ايران باستان، مترجم و نويسنده)، کنستانتينوس پاساليس (رايزن فرهنگي يونان در ايران)، محمدرضا دربندي (رايزن سابق فرهنگي ايران در يونان) و جمشيد ارجمند (مترجم) درباره كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» نوشته‌ ژوزف ويسهوفر سخن گفتند. 

«مجموعه مطالعات ايران باستان» ترجمه مهم‌ترين و تازه‌ترين آثار برگزيده راجع به ايران باستان را از هزاره‌هاي دور دست ماقبل تاريخ تا زوال ساسانيان در دسترس فارسي‌زبانان قرار مي‌دهد. در دهه‌هاي اخير مطالعات بسياري درباره وجوه گوناگون امپراتوري هخامنشي، ساساني، اشكاني و... صورت گرفته كه در روشن كردن گوشه‌هاي مختلف آن امپراتوري عظيم موثر بوده است. 

ويسهوفر در كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» به موضوع مهم و جالب ارتباط‌ها و مناسبات فرهنگي و تاثيرگذاري ميان تمدن‌هاي ايران و يونان و روم پرداخته و اين مساله را شايد براي نخستين‌بار از زاويه‌ شرق به غرب نگريسته و خود در اين مورد تاکيد هم کرده است. 

كامران فاني در ادامه سخنانش گفت: چند سال پيش دكتر رحيم شايگان، فرزند داريوش شايگان، كه اكنون استاد دانشگاه در آمريكاست، به ايران آمده بود. صحبت از كتاب‌هايي شد كه در جهان درباره ايران منتشر مي‌شود. من گفتم كه مخاطب اصلي آن كتاب‌ها خود ما ايراني‌ها هستيم اما متاسفانه كمتر از وجود چنين كتاب‌هايي اطلاع پيدا مي‌كنيم. 

وي افزود: در نتيجه شايسته است كه بهترين آن كتاب‌ها انتخاب تا شناخت مبهم و محدود ما از تاريخ‌مان برطرف شود و تحقيقات تاريخي در ايران پربارتر انجام گيرد. دليل اين كار هم روشن است. ايران كشوري با تاريخ چند هزار ساله است. در اين ميان، تمدن باستاني ايران نه تنها يكي از جلوه‌هاي بارز تمدن ماست، بلكه بر غناي تمدن بشري افزوده است. طبعا آشنايي با اين تمدن نه تنها براي ما ايرانيان، بلكه براي همه جهان لازم است. 

اين مترجم يادآور شد: به هر حال قرار شد كه بهترين كتاب‌ها انتخاب شود و هر ساله شماري از آن‌ها را به فارسي ترجمه كنيم. ضرورت داشت كه افرادي براي انتخاب آثار برگزيده شوند كه ارزش علمي كتاب‌ها را بشناسند. بدين ترتيب «شروو» كه از برجسته‌ترين اوستاشناسان دنيا هستند، «ريچار فراي» و رحيم شايگان برگزيده شدند. 

فاني گفت: در ايران هم هياتي عهده‌دار اين كار شد كه شامل ژاله آموزگار، داريوش شايگان و ضيايي بودند. اين مجموعه كه بدين سان شكل گرفت، «مطالعات ايران باستان» نام دارد و به همت تورج اتحاديه سرپرستي مي‌شود. تاكنون 10 عنوان از اين مجموعه منتشر شده است. تمام كتاب‌ها هم در 15 سال اخير تاليف شده‌اند، چون در 25 سال اخير تحولاتي جدي در تاريخ‌نگاري كلاسيك و تاريخ‌نگاري جهان باستان پديد آمده است. 

وي افزود: هنگامي كه از جهان باستان سخن مي‌گوييم، روشن است كه ايران جايگاه يگانه‌اي در آن جهان دارد. در آن موقع، ايران و يونان مركز تمدن جهان بودند. در آن زمان مصر بعد از 3 هزار سال، به رخوت افتاده بود. از سوي ديگر، ايران در طي 12 قرن، تنها تمدن مهمي بود كه در شرق وجود داشت اما ايران آن روزگار دو چهره داشت، يكي رو به غرب و ديگري رو به شرق. 

وي افزود: ايران باستان در سه دوره با جهان غرب رابطه برقرار كرد، دوره اول به جنگ‌هاي «فره ورتيش» و «هووخشتره»، پادشاهان ماد، با نيروهاي يونان بازمي‌گردد. فره ورتيش بر اثر كسوفي كه رخ مي‌دهد با غربي‌ها قرارداد صلح مي‌بندد و رودخانه «هاليس» مرز ايران و يونان مي‌شود. دوره دوم به زمان كوروش مي‌رسد. كوروش با شكست دادن «ليديه» و گرفتار شدن «كرزوس» به مرزهاي يونان نزديك مي‌شود. دوره سوم هم به زمان شاهان هخامنشي پس از كوروش بازمي‌گردد. 

فاني يادآور شد: يونان از قرن ششم پيش از ميلاد، تحولات حيرت‌انگيزي پيدا كرد و در تمام زمينه‌ها يك گام اساسي در تاريخ بشريت برداشت. در چنين وضعيتي بود كه با ايران رو در رو شد. مقابله آنها به سه جنگ بزرگ انجاميد. اين سه جنگ در زمان كوروش، داريوش و خشايارشا هخامنشي به وقوع پيوست. جنگ آخر، كه در زمان خشايارشا روي داد، همواره به عنوان بزرگ‌ترين جنگ تاريخ جهان شناخته شده است. تمام دعواي مورخان هم بر سر اين جنگ و پيامدهاي آن است. حتي مساله از ايران و يونان فراتر رفته و شكل جهاني گرفته است. 

ويراستار مجموعه مطالعات ايران باستان گفت: نظر غالب اين است كه يوناني‌هاي غربي سرزمين‌شان مهد دموكراسي بود و با ايرانيان شرقي كه مركز استبداد به‌شمار مي‌رفتند، جنگيدند و پيروز شد. اين موضوع اصلي كتاب‌هاي تاريخ جهان باستان است. متولي آن هم اروپاست. پس طبيعي است كه شيوهظ اي از تاريخ‌نگاري در غرب شكل بگيرد كه مبتني بر اين چنين فرضي است. 

وي افزود: اين نگاه از قبل نيز وجود داشته اما در قرن نوزدهم ميلادي است كه بارورتر مي‌شود. گسترش چنين ديدگاهي هم سه دليل داشت، يكي آن كه منابع تقريبا همه يوناني است، دوم آن كه منابع ايراني در اين باره بسيار كم است و ما نمي‌دانيم كه ايراني‌ها به اين جنگ چگونه نگاه مي‌كردند، سوم آن كه در قرن نوزدهم نگاه غرب مدرن به شرق عقب مانده بر تاريخ‌نگاري آنها هم اثر گذاشت و با فرافكني، 2 هزار سال قبل را هم به همان گونه ديدند، يعني تصور مي‌كردند كه هر آنچه از سلاطين عثماني ديده‌اند، در دربار كوروش و داريوش هم به همان صورت بوده است. در سطح عمومي هم همين نظر وجود داشت. خود ما ايراني‌ها هم هيچ قدمي براي تصحيح اين نظر برنداشتيم. 

وي افزود: در 25 سال گذشته، يك خانم هلندي به نام «هلن سانسيسي» كارگاه هخامنشي‌شناسي تشكيل داد كه از دل آن 15 جلد كتاب به نام «تاريخ هخامنشيان» بيرون آمد. در همان زمان در فرانسه هم «پير بريان» با نوشتن چند كتاب، از جمله «داريوش سوم در سايه اسكندر مقدوني» و «تاريخ هخامنشي»، ديدگاه‌هاي تازه‌اي را مطرح كرد. 

همين كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» نوشته «ژوزف ويسهوفر» هم يك نمونه از تلاش‌هاي جديد تاريخ‌نگاران غربي است. با چنين آثار جدي كه در غرب پديد آمد، ديگر تقريبا ديدگاه قديمي درباره شرق دگرگون شده است و اكنون شرق و غرب را دو تمدن مي‌دانند كه با هم مراوده و داد و ستد داشته‌اند. ميزان جنگ‌هاي ميان دو تمدن ايران و يونان هم بيشتر 15 سال نيست و اين در مقايسه با ارتباط فرهنگي و اجتماعي ميان آن دو، ساليان ناچيزي است. پيداست كه يونان نمي‌توانست امپراتوري بزرگ ايران را ناديده بگيرد. 

وي افزود: هيچ شكي نيست كه فرهنگ جهاني مديون فرهنگ يونان است. اتفاقا در قرن‌هاي دوم و سوم اسلامي هم يك‌بار ديگر ايران و يونان با فرهنگ‌هاي هم آشنا شدند و ايرانيان آثار فلسفي يونان را ترجمه كردند. اين كار در طي صد سال انجام شد و بسياري از كتاب‌هاي فلسفي، رياضي، نجوم و پزشكي يوناني توسط ايرانيان ترجمه شد. اين كار از زمان ساسانيان و به زبان پهلوي آغاز شده بود. 

يك نكته ديگر هم كه دليل بر اثرپذيري دو تمدن ايران و يونان از هم است، به زمان اسكندر برمي‌گردد. مي‌دانيم اسكندر كه مرحله جديدي را در جهان پي افكند، از امپراتوري ايران الگوبرداري مي‌كرد. تمدن «هلينيسكي» هم كه پس از تمدن «هلني» پديد آمد، وامدار تمدن هخامنشي بود. روم هم كه بعدها جانشين يونان شد، همين كار را كرد و از تمدن هخامنشي الگو برداشت و همانند هخامنشيان سبب شكوفايي علم و هنر ملت‌هايي شد كه تابع آنها بودند. 

به هر روي، ترجمه كتاب كتاب «ويسهوفر»، براي ما ايرانيان ارزش بسيار دارد و چه بسا باعث بشود كه تاريخ‌نويسي نوين در ايران رونق بگيرد و ايرانيان خود مدافع فرهنگ و تاريخ باستاني‌شان باشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها