به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، جلالالدین سادات آلاحمد، معروف به جلال آلاحمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی، در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد.
جلال اصالتا متعلق به اورازان طالقان بود، ولي در تهران زندگي كرد و به واسطه فضاي خانوادگي كه در آن پرورش يافت و نيز روحيات خودش، زندگی متفاوت و گاه متناقضي را در دوران جواني پشت سر گذاشت و ملغمهاي از تفكرات و گرايشاتي شد كه ورد زبان همعصران و يارانش بود. وی با وجود حضور در احزاب مختلف، در نهايت به جستوجوي حقيقت وجودي خودش مشغول شد.
حضور در جريانات اجتماعي سياسي، سفرهاي او به خارج از ايران و نيز حضورش در ميان گروههاي مختلف نويسندگان و روشنفكران، منجر به تغييراتي در سير انديشهاش شد و همه اينها ممري براي تجربهآزمايي بود كه اين نويسنده و هنرمند از سر ميگذراند.
جلال در سال ۱۳۲۲ به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته ادبیات فارسی تحصیل كرد. يك سال بعد هم به حزب توده پيوست و سه سال بعد از عضويت در آن انصراف داد.
در آثار متعدد اين نويسنده كه قلم پرخاشگر و جنجالياش را به جان هر نابساماني اطرافش ميانداخت، تصاويري از دقايق حساس روزگارش ديده ميشود. او نخستين مجموعه داستانش به نام «دید و بازدید» را در دوران تجربياتش در حزب توده و خروج از آن منتشر كرد.
جلال همچنانكه روشنفكران هم عصرش را به چالش ميكشيد، نثري تاثيرگذار را نيز در اين رابطه از خود برجاي گذاشت. او نقد جرگهاي از روشنفكران آن روزگار را نه فقط با خلق داستان، كه با نوشتن مقالات اجتماعی، پژوهشهای مردمشناسانه، سفرنامهها و آثار متعددي كه از نويسندگان غربي ترجمه ميكرد، پي گرفت.
مهمترين ويژگي آثار جلال نثری گزارشي ، پرخاشگر و البته پرسشگر او است و اين در اولين آثارش از «ديد و بازديد» گرفته تا سفرنامههايش از جمله «خسی در میقات» یا داستان «سنگی بر گوری» به خوبي نمود يافته است.
اين نويسنده در دوراني از پرماجرترين احوال تاريخ سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر ايران ميزيست و همه اين اتفاقات، منجر به بلوغ و تحول تفكر او در مواجهه با آنچه بر اجتماع اطراف و انسان سرزمينش ميرود، شد. از اين حيث كمتر نويسندهاي مانند او یافت ميشد كه هم در جرگه سياست باشد و هم محصل و و هنرمند و گزارشنويس.
او با ملغمهای از تفكرات حزبي، مردمي، مذهبي و... كه در او دروني شده و حقيقت يافته بودند، نوشتن را ادامه داد. به همين دليل داستانهاي جلال همگي نثري گزارشي از شرايطي را دارند كه او را عميقا متاثر ساختند. تصويرهای ملموس از خانواده و جامعه و انسان روزگار جلال رد پاي پررنگي در آثارش يافتهاند و حساسيتها و نگاه متعهد و پرسشگر او را به خوبي باز ميتابانند.
نخستین داستان جلال در سال ۱۳۲۴ در مجله «سخن»، به سردبيري پرویز ناتل خانلری منتشر شد. قلم زدن او در سخن، مجموعهاي از آشناییها با نويسندگان هم عصر خودش مانند هدايت و ديگران را برايش در پي داشت.
خانلری در این زمینه گفته است: ... «زیارت» را جلال آل احمد با پست فرستاده بود. من گرفتم و خواندم و به نظرم آمد كه خوب است. دادم هدایت خواند، او هم تصدیق كرد. وقتی كه چاپ شد سروكله آل احمد پیدا شد. دیدم همان شاگرد ماست در دانشكده. خودش به عنوان گله میگفت كه «زیارت» را داده است به یكی از استادان دانشكده كه بخواند. استاد گفته بود كه چرت و پرت نگو، درست را بخوان، كه به كلی توی ذوقش خورده بود، اما وقتی كه چاپ شد، آل احمد خوشحال شد.»
وي با آموختن زبان فرانسه، آثاري مانند «قمارباز» نوشته داستایفسكی را در سال ۱۳۲۷ و «بیگانه» اثر «آلبر كامو» را ترجمه كرد.
بعد، مجموعه داستانهاي «سه تار» و «سوءتفاهم» اثر آلبركامو را در سال ۲۹ عرضه كرد و در همين دوران با سیمین دانشور آشنا شد: «...در این دوره است كه زن میگیرم. وقتی كه از اجتماع بزرگ دستت كوتاه شد، كوچكش را در چاردیواری خانهای میسازی. از خانه پدری به اجتماع حزب گریختن و از آنجا به خانه شخصی... از سال ۱۳۲۹ هیچ كاری به این قلم منتشر نشده كه سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد و اوضاع همین جورهاست تا قضیه ملی شدن نفت و ظهور جبهه ملی و دكتر مصدق كه از نو كشیده میشوم به سیاست و از نو سه سال دیگر مبارزه...» وی بعد از سه سال فعالیت در جبهه ملی در سال ۱۳۳۲ از آن كناره میگیرد: «... به علت اختلاف نظر با دیگر رهبران نیروی سوم، ازشان كناره گرفتم و میخواستند ناصر وثوقی را اخراج كنند كه از رهبران حزب بود؛ و با همان «بریا» بازیها. كه دیدم دیگر حالش نیست. آخر ما به علت همین حقه بازیها از حزب توده انشعاب كرده بودیم و حالا از نو به سرمان می آمد... .»
عدهاي به نثر جلال آلاحمد نامهايي چون شلاقي، تلگرافي، منزهطلب و ..دادهاند. او با شجاعتي كه در سنتشكني در نثر فارسي داشت، با حذف بسیاری از بخشهاي دستوري جمله، به نثرش ضربآهنگی تند و شتابزده داد. در راستاي اشراف بر تكنيك نيز گروهي از نويسندگان و منتقدان معتقدند كه جلال با استفاده از برخي المانهاي نثر کهن فارسی و سبك نویسندگان پیشرو فرانسوی به زبان خاص خود رسيده است.
آثار جلال آل احمد به پنج مقوله با موضوعات قصه و داستان، مشاهدات و سفرنامه، مقالات، ترجمه. خاطرات و نامهها تقسيم ميشوند.
داستان و مقاله: پنج داستان (۱۳۵۰)، نفرین زمین (۱۳۴۶)، ارزیابی شتابزده (۱۳۴۳)، سنگی بر گوری (نوشته ۱۳۴۲، چاپ ۱۳۶۰)، غرب زدگی (۱۳۴۱)، نون والقلم (۱۳۴۰)، مدیر مدرسه (۱۳۳۷)، سرگذشت کندوها (۱۳۳۷)، زن زیادی (۱۳۳۱)، سه تار (۱۳۲۷) ، از رنجی که میبریم (۱۳۲۶)، دید و بازدید (۱۳۲۴) و در خدمت و خیانت روشنفکران (انتشار پس از مرگ)، سفر به ولایت عزراییل، مکالمات، یک چاه و دو چاله، نیما چشم جلال بود، در خدمتیم اسرائیل و عامل امپریالیسم (چاپ کتاب در تاریخ مهر ۱۳۵۷).
سفرنامهها: خسی در میقات (۱۳۴۵)، سفر روس، سفر آمریکا، جزیره خارک در، یتیم خلیج فارس (مشاهدات، ۱۳۳۹)، تاتنشینهای بلوک زهرا (مشاهدات، ۱۳۳۷) و اورازان (مشاهدات، ۱۳۳۳)
ترجمه: تشنگی و گشنگی (با هزارخانی، ۱۳۵۱)، چهل طوطی (با سیمین دانشور، عبور از خط (با هومن، ۱۳۴۶)، مائدههای زمینی (با پرویز داریوش، ۱۳۴۳)، کرگدن (۱۳۴۵)، بازگشت از شوروی (۱۳۳۳)، دستهای آلوده (۱۳۳۱)، سوء تفاهم (۱۳۲۹)، بیگانه (با خبرهزاده، ۱۳۲۸) و قمارباز (رمان).
نظر شما