كتابها و مقالات گوناگوني براي شناخت رويدادهايي كه منجر به قيام خونين 17 شهريور شدند، در دسترس محققان قرار دارند كه از ديد پژوهشي درخور اهميتاند و بررسي اين منابع، نياز هر پژوهشگر تاريخ معاصر ايران محسوب ميشود.
اين منابع شامل كتابها، منابع، پژوهشها، خاطرات، اسناد، تكنگاريها و تاريخ شفاهياند و بررسي اين منابع، نياز هر پژوهشگر تاريخ معاصر ايران محسوب ميشود. با نگاهي به چند ماخذ تاريخي، مروري بر كتابها و منابع تاريخي رويداد 17 شهريور داشته ايم تا خوانندگان تاريخ معاصر با اين دسته از كتابها بيشتر آشنا شوند.
مهمترين کتابهايي که درباره فاجعه 17 شهريور 1357 منتشر شده شامل «الامام الخميني و 17 شهريور» با ترجمه محمدجواد مهري، «گام به گام با انقلاب (جلد اول)» اثر اکبر خليلي به كوشش دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزه هنري، «سير تکويني انقلاب اسلامي» به قلم جواد منصوري به كوشش دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي، «تصميم شوم - جمعه خونين» توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامي، «روز شمار انقلاب اسلامي به كوشش دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزه هنري، ريشههاي انقلاب اسلامي ايران و شرحي از 17 شهريور به قلم «آيتالله علامه نوري» به كوشش انتشارات نويد نور است.
«انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواک» به كوشش مرکز بررسي اسناد تاريخي، «نشست تخصصي 17 شهريور 57؛ کالبد شکافي يک واقعه، مجموعه سخنرانيها و مقالات» اثر رخشنده اولادي، هدايتالله بهبودي، مهدي توکلي و عبدالمجيد معاديخواه به كوشش موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي و فرهنگسراي انقلاب، «تاريخ شفاهي قيام هفده شهريور 57» اثر محمد طحان به كوشش مرکز اسناد انقلاب اسلامي، «سياست خارجيها: مجموعه سخنرانيهاي سيد كمال خرازي وزير امور خارجه (17 شهريور 1376 تا 19 تير 1380) گردآوري و تنظيم دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي،«17 شهريور 1357» اثر رخشنده اولادي، هدايتالله بهبودي و عبدالمجيد معاديخواه نيز از جمله كتابهايي اند كه در زمينه واقعه 17 شهريور 57 به رشته تحرير درآمدهاند.
پژوهشگران در كتاب «17 شهريور 1357»به نكات تازهاي دست يافتهاند و معتقدند كه در هفده شهريور1357 واقعهاي رخ داد كه پس از گذشت نزديك به سي سال، هنوز نكات جديدي درباره آن مطرح ميشود. اين واقعه در مهجوريت مضاعف به سر ميبرد.
از يك سو سازمانهاي فرهنگي، شاهدان واقعه و ديگر نهادهاي تاريخي مرتبط نتوانستهاند ابعاد آن را به تصوير بكشند و از سوي ديگر عدهاي با اغراض سياسي و در پي تطهير حكومت پهلوي برآنند تا ثابت كنند، اساساً كشتاري در اين روز اتفاق نيافتاده است.
با بررسي اين كتابها ميتوانيم دريابيم كه با گسترش دامنه انقلاب و تظاهرات مردمي در شهرهاي مختلف دولت جمشيد آموزگار مجبور به استعفا شد و محمدرضا شاه، جعفر شريف امامي را که از سران فراماسونري و 15 سال رييس مجلس سنا بود به قصد كنترل اوضاع، مأمور تشكيل كابينه جديد كرد.
رژيم شاه با اين تغيير و تحول و اعلام سياست آشتي ملي و احترام به روحانيت، سعي داشت اوضاع را كنترل كرده و از خشم و نفرت عمومي بكاهد؛ اما هوشياري حضرت امام خميني (ره) باعث شد كه ايشان طي پيامي خطاب به ملت ايران نقشه رژيم را رسوا و مردم انقلابي را بيش از پيش آگاه و خروشان كند.
به اين ترتيب در 13 شهريور 1357 كه مصادف با روز عيد فطر بود راهپيمايي تاريخي و عظيمي برپا شد. اين تظاهرات در روز 16 شهريور ماه بار ديگر تكرار و در بين مردم اعلام شد كه صبح روز بعد، يعني 17 شهريور ماه در ميدان و خيابان ژاله (شهدا) تجمع صورت خواهد گرفت.
در نخستين ساعات جمعه 17 شهريور ماه، رژيم شاه توسط ارتشبد غلامعلي اويسي فرماندار نظامي تهران اعلام حكومت نظامي كرد؛ اما مردم در ميدان ژاله (شهداي كنوني) تجمع كردند و ناگهان با ديدن تانكها و زرهپوشهاي نظامي و مأموران مسلسل به دست حكومت نظامي غافلگير شدند.
مأموران مسلح پس از چند بار اخطار از زمين و هوا جمعيت را ناجوانمردانه هدف رگبار قرار دادند و مردم بيگناه را به خاك و خون كشيدند. عده زيادي از مردم در اين روز توسط دژخيمان رژيم به شهادت رسيدند، اما اين حادثه نقطه عطفي در افزايش خشم و اعتراض عمومي مردم و رسوايي بيش از پيش رژيم شد و در تاريخ ننگين ستمشاهي به عنوان جمعه سياه و جمعه خونين براي هميشه باقي ماند.
اشغال ايران توسط متفقين و نيروهاي بيگانه
كتابها و مقالات گوناگوني براي شناخت رويدادهايي كه منجر به اشغال ايران توسط نيروهاي بيگانه و تبعيد رضا خان پهلوي شد، در دسترس محققان و جويندگان تاريخ معاصر ايران قرار دارد كه از ديد پژوهشي درخور اهميتاند.
كتاب «در آخرين روزهاي رضا شاه» با عنوان فرعي «تهاجم روس و انگليس به ايران در شهريور 1320»، نوشته ريچادرز استوارت، تحقيقي مهم است كه با رويدادنگاري دقيق و بهرهگيري از اسناد راكد وزارت خارجه انگليس فراهم آمده است. اين كتاب توسط عبدالرضا هوشنگ مهدوي و كاوه بيات به فارسي ترجمه شده است. (نشر نو)
اسناد مربوط به اشغال ايران نيز توسط محمد تركمان در كتاب «اسناد نقض بيطرفي ايران در شهريور 1320» با عنوان فرعي «سياست خارجي در آستانه اشغال» چاپ و منتشر شده است. (نشر كوير). در كتاب «ذكاءالملك فروغي و شهريور 1320» باقر عاقلي نيز يافتههاي تاريخي و اسناد معتبري ارايه شده است كه از ارزش تحقيقي برخوردارند (نشر علمي).
براي بررسي سياست انگليس در ايران روزگار پهلوي اول، كتاب «سياست انگليس و پادشاهي رضا شاه» نوشته هوشنگ صباحي با ترجمه پروانه ستاري (نشر نقره) در خور يادآوري است. به همين گونه كتاب «روابط سياسي و اقتصادي ايران و آلمان بين دو جنگ جهاني» گردآوري مركز اسناد انقلاب اسلامي، ماخذ مطمئني براي دلايل گرايش ناگهاني دولت ايران به سوي آلمانهاست. همچنين بايد به كتاب «شهريور20 و مطبوعات ايران» نوشته الول ساتن و كوئل كهن (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)، اشاره كرد كه گامي براي شناخت فضاي سياسي و اجتماعي آن دوره پرتلاطم است و جايگاه مطبوعات را در آن روزگار روشن ميسازد.
يك رويداد ويژه تاريخي در شهريور 1320
هنگامي كه ايران توسط نيروهاي بيگانه اشغال شده بود و دل هر ميهن دوستي به درد ميآمد، روزي حسين گل گلاب صحنه دردناكي را ميبيند كه يك هموطن او از سربازي انگليسي كتك ميخورد و فحاشي ميشنود و همان سرباز بيگانه به افسري ايراني نيز كه قصد مداخله داشت، سيلي ميزند. گل گلاب از ديدن آن حادثه چنان منقلب ميشود كه با چشماني اشكبار نزد روحالله خالقي؛ آهنگساز نامدار ايراني، ميرود و با تاثر و اندوه ميپرسد: «كار ما به اينجا رسيده كه سرباز اجنبي توي گوش نظامي ايراني بزند؟» خالقي به او ميگويد: «ناراحتي تاثيري ندارد، بيا كاري كنيم و سرودي بسازيم.»
همان جا شادروان گل گلاب شروع به زمزمه شعري ميكند و خالقي موسيقي آن را مينويسد. زنده ياد غلامحسين بنان نيز آن را با صداي هوش ربا و فراموش نشدني خود ميخواند و در زماني كوتاه سرود «اي ايران» توسط اركستر بزرگ ملي ايران ساخته ميشود و بر سر زبانها ميافتد: «اي ايران اي مرز پرگهر، اي خاكت سرچشمه هنر، دور از تو انديشه بدان، پاينده ماني تو جاودان...»
نظر شما