دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۴
بی‌توجهی داستان نويسان ایرانی خارج از کشور  به اجتماع و فرهنگ ایران

كامران ‌پارسي‌نژاد در نشست «نقد ادبيات داستاني دهه 80» گفت: آثار توليد شده ايراني خارج از كشور در دهه ۸۰ به دليل بي‌توجهي به مسايل جامعه و فرهنگ ايراني، چندان درخور تعمق نيست. وي ادامه داد: در دهه 80 در ميان نويسندگان پيشكسوت كمتر با رشدي چشمگير مواجه بوديم، ولي آثاري از نويسندگان نوقلم در اين سال‌ها خلق شد كه داراي جسارت و زواياي ديد تازه‌اي بود.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، مجتبي رحماندوست، در نشست «نقد ادبيات داستاني دهه 80 »كه عصر ديروز (يكشنبه، 10 مرداد)، با حضور فيروز زنوزي جلالي، كامران پارسي‌نژاد و حسين فتاحي، در سراي اهل قلم برپا شد، به گرايش برخي نويسندگان به زندگي‌نامه‌نويسي در دهه 80 اشاره كرد و گفت: در دهه 80 آثاري درباره  شخصيت‌هايي به دست نويسندگان خلق شد كه زندگي‌نامه آن‌ها مستند و پرجاذبه است و آنقدر جذاب است كه به راحتي رمان خوانده مي‌شود. من عناصر تقويت‌كننده رمان را قبول دارم، اما هيچ كدام از آنها با دو عنصر تعليق و جاذبه در داستان برابري نمي‌كند. در دهه 80 آثاري مانند «دا»، «بابانظر»، خاطرات عزت‌شاهي و برخي ديگر خلق شد كه داراي اختصاصات جذاب و باورپذير داستاني بود.
 
وي افزود: البته شايد ضعف اين آثار آن است كه شخصيت‌هاي آن‌ها كاملا مستندند؛ در حالي كه در رمان شخصيت‌ها نبايد مستند باشد. اما اين زندگي نامه‌ها ويژگي‌هاي مانند تضادهاي داستاني، غير‌قابل پيش‌بيني بودن، تعليق و غيره را به طرز موثري دارا هستند.
 
رييس جمعيت دفاع از فلسطين؛ با اشاره به نظريات داستاني در زندگي‌نامه‌نويسي توضيح داد: در مباني نظري ادبيات داستاني غالبا گفته شده كه نويسنده بايد از موضوعاتي باورپذير بنويسد، ولي وقتي خاطره‌اي واقعي در قالب داستان نوشته شده باشد، به طور اتوماتيك و ناخودآگاه باورپذير است.  در هر حال كتاب خاطرات و زندگي نامه مي‌تواند جايگزين رمان مدرن امروز ايران باشد، چرا كه ما شخصيت‌هاي زيادي در تاريخ، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس براي نوشتن داستان داريم. 

وي گفت: اگر برخي داستان‌ها در غالب زندگي نامه داستاني نوشته شوند، ضمن آنكه تدوين آن‌ها نيز به گونه‌اي جذاب و تكنيكي باشد، چرا نام رمان بر خود نگيرند. 

رحماندوست در پايان گفت: در مجموع مي‌توان اذعان داشت كه وقتي سفرنامه‌ و زندگي‌نامه‌هاي بسيار باجاذبه‌اي در اين دهه خلق شده، چرا ما نتوانيم زندگي‌نامه و سفرنامه‌هايي با تكيه بر تجربه‌ها و اصول تكنيكي داستان توليد كنيم و چرا در اين صورت نتوانيم آن‌ها را رمان بناميم.
 
كامران پارسي‌نژاد نيز با طرح سوالي در اين باره كه در ابتدا بايد ديد كه آثار توليد شده داستاني در دهه 80 به لحاظ كمي و كيفي در  چه مرتبه‌اي قرار دارند؟ با مروري بر دو نسل داستان‌نويسي خارج از كشور در اين دهه گفت: در دهه 80، برخي نويسندگان خارج از كشور كه متعلق به نسل نوتر بودند، با تأثير از فرهنگ و جامعه ايراني نوشتند، ولي برخي كه نسل دوم به حساب مي‌آمدند و زمان بيشتري را در خارج از كشور به سر بردند، طرح مسائل ايراني در آثارشان كم‌رنگ شد و بيشتر به موضوعات مهاجرت پرداختند. كه البته برخي از اين گرايشات به طور ناخواسته اتفاق افتاد. 

اين نويسنده افزود: همچنين شايد مواجهه برخي نويسندگان ايراني مقيم خارج از  كشور، با برخي آزادانديشي غربي آثار آنان را به ضعف‌هاي ساختاري دچار ساخت. ضمن آنكه هيچ گرايش و تمايلي به طرح مسايل سياسي درباره نظام يا دولت خاصي نيز در آثارشان مطرح نشد و طبق نظر بسياري از كارشناسان و منتقدان ادبيات، آثار ايراني توليد شده اين دهه در غرب چندان درخور تعمق نبود. 

پارسي‌نژاد در يك جمع‌بندي كلي درباره ويژگي‌هاي ادبيات داستاني در دهه 80 گفت: در اين دهه در ميان نويسندگان پيشكسوت كمتر با رشدي چشمگير مواجه بوديم، ولي آثاري از نويسندگان نوقلم در اين سال‌ها خلق شد كه داراي جسارت و زواياي ديد تازه‌اي بود. ضمن آنكه توجه به تكنيك‌هاي داستان‌نويسي نيز در اين آثار ديده شد. اما در هر حال براي رصد اين آثار حداقل يك دهه زمان لازم است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها