جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۸
تفاوت زن و مرد ريشه در فرهنگ جامعه دارد نه جنسيت

محمدمهدي لبيبي مترجم كتاب «جنسيت وزندگي روزمره»‌ در نشست نقد و بررسي اين كتاب در سراي اهل قلم گفت: نويسنده كتاب معتقد است بسياري از تفاوت‌هاي زن و مرد ارتباطي با جنسيت و تفاوت‌هاي زيستي ندارد، بلكه اين فرهنگ جوامع است كه چنين تفاوت‌ها و تبعيض‌هايي را رقم مي‌زند.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نشست نقد و بررسي كتاب «جنسيت وزندگي روزمره»‌ نوشته ماري هولمز، با حضور محمدمهدي لبيبي مترجم كتاب، دكتر شهلا اعزازي، جامعه‌شناس در حوزه مطالعات زنان، نويسنده و مترجم و عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و الهه حبيبي، به عنوان دبير جلسه در سراي اهل قلم خانه كتاب، برگزار شد.

لبيبي در ابتداي نشست گفت: بسياري از آثار جامعه‌شناسي به مباحث نظري مي‌پردازند و به فلسفه نزديك مي‌شوند، اما اين اثر موضوعات ملموس زندگي را با بيان مثال‌هاي متعدد و جذاب براي خوانندگان تشريح مي‌كند كه همين امر احساس خوبي به مخاطب مي‌دهد، زيرا زمينه درك بهتري از شرايطي كه در آن واقع شده است را به وي ارايه مي‌كند.

وي افزود: نويسنده اين كتاب استاد دانشگاه در كشور استرالياست و پيش از اين در سال 2007 كتاب جذاب و خواندني «جنسيت چيست؟» را تأليف كرده است. كتاب «جنسيت وزندگي روزمره» وي نيز در 2009 به نگارش درآمده و بلافاصله در ايران ترجمه و منتشر شد. البته بخش‌هايي از اين كتاب در حدود سي صفحه پيش از انتشار حذف شد.
وي درباره محتواي كتاب گفت: هولمز در ابتدا به تفاوت‌‌هاي زن و مرد مي‌پردازد. به باور او، اين تفاوت‌ها حاصل نگرش جامعه است. به اين معنا كه افراد در درون جامعه و در خلال رشدشان رفتارهاي زنانه يا مردانه را مي‌‌آموزند. در فرهنگ‌هاي متفاوت اجتماعات، افراد نسبت به نوزاد دختر يا پسر حس و جبهه‌گيري متفاوتي دارند و شيوه خاصي از پرورش را براي آنها اعمال مي‌كنند.

اين نويسنده و مترجم افزود: اين مسيرهاي متفاوت به جامعه‌اي بستگي دارد كه افراد در آن متولد شده‌اند، رشد مي‌كنند. از ديدگاه وي، بسياري از تفاوت‌هاي زن و مرد ارتباطي با جنسيت و تفاوت‌هاي زيستي ندارد، بلكه اين فرهنگ جوامع است كه چنين تفاوت‌ها و تبعيض‌هايي را رقم مي‌زند.

لبيبي درباره بخش بررسي تاريخي و تطبيقي اين كتاب گفت: هولمز در اين بخش، وضعيت زنان در قرون مختلف را بررسي كرده، بيان مي‌دارد كه در دوره معاصر بسياري از نابرابري‌ها مرتفع شده است. به اعتقاد او، زنان و مردان با يكديگر متفاوت‌اند، اما نه تا اين اندازه كه در جوامع مختلف بر آن تأكيد مي‌شود.

وي افزود: هولمز معتقد است پدرسالاري در دنياي كنوني از ميان نرفته، بلكه از پدرسالاري خصوصي به پدرسالاري عمومي تغيير وضعيت داده است. اين گفته به آن معناست كه تحكم مردانه در خانه‌ها و حريم‌هاي خصوصي از سوي پدر و شوهرها بسيار كمرنگ شده، اما اين تحكم هنوز در كل جامعه وجود دارد. زنان هنوز هم مجبورند از جماعت مردانه حساب ببرند. به قول بورديو، جامعه‌شناس فرانسوي، هنوز خشونتي نمادين در جامعه مشهود است.

لبيبي ادامه داد: به گفته هولمز، نابرابري‌هاي زنان و مردان كمرنگ شده است، اما كماكان در جوامع وجود داشته و در اشكال ديگري ظهور مي‌يابد. به عنوان مثال، زنان جوامع صنعتي هنوز در اسارت مد و لاغري و لباس‌هاي مارك‌دار هستند.

در ادامه دكتر شهلا اعزازي به بيان ديدگاه‌هايش درباره اين كتاب پرداخت و گفت: طبق يكي از مشهورترين نظريات جامعه‌شناختي، زندگي و سرنوشت افراد و تمامي اموري كه فرد در زندگي با آن روبه‌روست، بستگي به طبقه اجتماعي او دارد، اما واقعيت اين است كه جنسيت نيز هم‌پايه طبقه اجتماعي، بر زندگي افراد تأثيرگذار است.
وي افزود: بايد از مترجم تشكر كنم، زيرا كتاب خوبي براي ترجمه برگزيد، اما به نظر مي‌رسد كه وي با حوزه مطالعات زنان آشنايي جامعي نداشته باشد و تأليفات و ترجمه‌هاي پيشين مترجم نيز مؤيد همين مطلب‌اند.

اعزازي نيز به معرفي اين كتاب از ديدگاه خودش پرداخت و گفت: كتاب ساختي زيبا، نمايه و فهرست منابع كاملي دارد و اشتباهات چاپي آن نيز اندك است.

وي سپس درباره محتواي كتاب گفت: هولمز تفاوت‌هاي زنان و مردان را مي‌پذيرد و منكر آن نيست، اما معتقد است كه اين تفاوت به معناي كمال مردان و نقص زنان است و همواره زنان به عنوان موجودات متفاوت و ناكامل‌تر از مردان پنداشته شده‌اند. او در بحث تاريخي اين كتاب كه از جذابيت خاصي برخوردار است، عنوان مي‌كند كه مفهوم زنانگي در فرهنگ‌هاي مختلف، متفاوت است.

وي افزود: هولمز همچنين به دنبال پاسخ اين سوال نيز بوده است كه چرا انديشمندان جامعه‌شناسي كه تعداد آنان نيز اندك نيست، هيچ‌گاه به موضوع جنسيت نپرداخته‌اند. او مي‌گويد اين جامعه‌شناسان در بهترين حالت، كورجنس بودند و همواره بر طبقه و قوميت تأكيد مي‌كردند.

عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي برخي از بخش‌هاي كتاب را دچار پراكندگي دانست و گفت: برخي از مباحث به سرانجام نمي‌رسند و نتيجه‌اي از آنها در كتاب قابل مشاهده نيست كه البته اين امر مي‌تواند به دليل بي‌توجهي نويسنده، مترجم يا حذفيات كتاب باشد.

وي به بي‌توجهي هولمز به پژوهش‌هاي انديشمندان جنسيت در اين كتاب اشاره كرد و گفت: وي بيشترين منابع اين كتاب را از ميان آثار نظريه‌پردازان جامعه‌شناسي انتخاب كرده است. هولمز همچنين برخي مطالب را بسيار گذرا مطرح مي‌كند كه نه براي كارشناسان اين حوزه سودي دارد و نه براي خواننده ناآشنا به اين مبحث.

اعزازي افزود: نويسنده در بخش «آينده جنسيت» اين كتاب، مباحث تازه و جالبي را مطرح مي‌كند كه شايد در ساير كتاب‌هاي حوزه زنان به چشم نمي‌خورد. به اعتقاد او، در آينده مرزهاي جنسيتي دگرگون شده، شرايط مبهمي بروز مي‌كند. در آن زمان تنها انسانيت مهم خواهد بود و جنسيت نقش چنداني در طرز تفكرها و برداشت‌ها نخواهد داشت. او همچنين نظريه‌اي كاملا متفاوت را نيز مطرح مي‌كند كه بر اساس آن تفاوت‌هاي زن و مرد به جايي مي‌رسد اين دو جنس كاملا از يكديگر فاصله مي‌گيرند.

وي افزود: هولمز در پايان كتابش نتيجه مي‌گيرد كه جنسيت برساخته اجتماعي است، بنابراين مي‌تواند صورت‌هاي ديگري نيز به خود بگيرد.

اعزازي در نقدهايش از اين اثر به برخي اشكالات تايپي اشاره كرد و به ترجمه برخي اسم‌ها و عناوين كتاب‌هايي كه در كتاب ذكر شده‌اند، تناقض در ذكر سال انتشار اين كتاب و همچنين عدم تخصص مترجم در مطالعات زنان نيز نقدهايي وارد كرد.

در ادامه لبيبي گفت: از يك سو، عدم تخصصم در حوزه مطالعات زنان را مي‌پذيرم، اما از سوي ديگر به حوزه‌هاي متفاوتي علاقه‌مندم و در ترجمه اين كتاب نيز بسيار جانب امانت‌داري رعايت كردم. مشكلات محتوايي نيز متوجه نويسنده است.

وي افزود: تناقض در سال انتشار نيز به عهده ناشر است كه در بخشي از شناسنامه به جاي 2009، سال 2008 را زمان انتشار كتاب ذكر كرد. پراكندگي مطالب نيز بر عهده من نبود و متوجه نويسنده يا حذفيات كتاب است.

لبيبي ادامه داد: به عنوان يك مترجم به برخي بخش‌هاي اين كتاب انتقاداتي دارم كه يكي از آنها بزرگ‌نمايي‌هاي عجيب و غريب و همچنين ناديده گرفتن نقش دين و سياست در وضعيت زنان است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها