در «دانشنامه داستانهاي كهن فارسي» داستانهاي بيش از پنجاه منبع فارسي در هزار صفحه گردآوري و به زبان ساده بازنويسي شده است. به گفته مدير پژوهشگران اين دانشنامه، همواره از دريچه جاذبههاي ادبي و لفظي به ادبيات فارسي نگريسته شده است، اما اين اثر از زاويه معارف ديني به اين ادبيات مينگرد.\
وي افزود: اين دانشنامه تنها مجموعهاي از داستانهاي كهن فارسي به شمار نميرود، زيرا اين داستانها پس از گردآوري، با زباني امروزي بازنويسي شدهاند. دليل به كار گرفتن اين نوع از نوشتار در بازنويسي، تسهيل مطالعه آن توسط عموم مردم بوده است.
نويسنده كتاب «چشم در چشم فرات» با اشاره به صبغه ديني اين اثر گفت: ادبيات فارسي همواره با جاذبههاي لفظي و ادبي شناخته شده، در حالي كه در لايههاي زيرين آن فرهنگي نهفته وجود دارد كه تأثير بسياري از فرهنگ و آموزههاي اسلامي پذيرفته است.
هاديمنش ادامه داد: همين تأثيرپذيري زياد، انگيزهاي براي گروه 10 نفره محققان اين دانشنامه به وجود آورد تا ادبيات فارسي را نه از حيث ادبي، بلكه از ديدگاه حكمت و فرهنگ بررسي كرده، آن را با معارف ديني تطبيق دهند. ادبيات فارسي فارغ از مسايل ادبي، از ايدئولوژي برخوردار است. براي مخاطبان ادبيات فارسي، تنها زيبايي لفظي نميتواند ملاك باشد. به عنوان مثال، هنگامي كه از مثنوي معنوي سخن ميگوييم، خارج از فضاي وزن و قافيه، با معارف و تعاليم بلندي روبهروييم كه برگرفته از آموزههاي اسلامي است.
وي اين جنبه از ادبيات فارسي را دچار نوعي بيتوجهي دانست و گفت: آثاري نظير شرح مثنوي علامه جعفري نيز در ميان تفسيرهاي مثنوي به چشم ميخورند كه البته كافي نيست. به همين علت، محققان اين دانشنامه در فضايي خارج از فضاي ادبيات داستاني به بازگويي مفاهيم آثار كهن و فاخر فارسي پرداختهاند.
هاديمنش درباره انتشار اين كتاب گفت: پهندامنه بودن و حجم زياد هزار صفحهاي اين كتاب وسواس زيادي را در انتشار آن به وجود آورد، چرا كه شايسته است چنين اثري به صورت نفيس و درخور محتواي آن چاپ شود. همين وسواسها سبب شد اين كتاب را تاكنون به نشر خاصي نسپاريم.
وي با اشاره به برخي مشكلات ميان نويسندگان و ناشران گفت: بسياري از كتابها در مرحله نگارش اثري فاخر به شمار ميآيند، اما همين اثر در هنگام انعقاد قرارداد براي انتشار به عنوان يك كالا در نظر گرفته ميشود و به اين ترتيب ارزش محتوايي و زحمات نويسنده ناديده انگاشته خواهد شد.
اين نويسنده ادامه داد: دشوارترين مرحله نشر يك كتاب، عقد قرارداد انتشار آن است. توجه داشته باشيم چنين معضلاتي قلم را از دست نويسنده ميگيرد و وي را بيانگيزه ميسازد. اميدوارم اين مشكلات از سر راه برداشته شده، نويسندگان به امنيت شغلي دست يابند.
هاديمنش بار ديگر به اهداف اين دانشنامه اشاره كرد و گفت: اين اثر با بيش از هزار صفحه، در پي آشنا كردن عموم مردم كشورمان با داستانهاي فارسي است. به همين دليل به صورت موضوعي و بر اساس محتواي بلند ديني موجود در ادبيات كهن تنظيم شده است. از ميان اين موضوعات ميتوان به عاقبتانديشي اشاره كرد.
وي افزود: داستانهاي ساده شده اين دانشنامه براي مربيان، مبلغان، نويسندگان كودك و نوجوانان، برنامهسازان تلويزيوني، نمايشنامهنويسان و داستاننويسان بسيار مفيد خواهند بود، زيرا اين افراد بدون مراجعه به يكايك منابع كهن فارسي، سوژههاي بسياري را پيشرو خواهند داشت.
اين نويسنده و پژوهشگر با اشاره به حذف داستانهاي مربوط به معصومان(ع) در اين دانشنامه گفت: شأن احاديث و سيره معصومان(ع) ايجاب ميكند كه در كتابها حديثي به آنها پرداخته شود. همچنين بازگويي زندگي معصومان(ع) نياز به استنادهاي تاريخي دارند، موضوعي كه در داستانهاي اين دانشنامه شايد چندان صادق نباشد.
وي يكي ديگر از حذفيات اعمال شده در اين اثر را تحريفات نسبت داده شده به صوفيه برشمرد و گفت: به دليل لحاظ شدن چنين حساسيتهايي گمان ميكنم كه اين كتاب به اثري مرجع در حوزه خودش تبديل شود.
هاديمنش خاطرنشان كرد: در مقدمه «دانشنامه داستانهاي كهن فارسي» از زحمات نويسندگاني كه در راه بازنويسي اين داستانها گام برداشتهاند، مانند علامه جعفري و مرحوم مهدي آذريزدي قدرداني شده است.
وي بازنويسي اين داستانها را به معناي خلاصهسازي آنها ندانست و گفت: حتي فضاسازي نيز در اين بازنويسيها به چشم نميخورد. به طور كلي، شاخص دخل و تصرف پژوهشگران در تدوين اين دانشنامه، انتقال عيني مطالب به مخاطب، بدون هرگونه بازآفريني و شاخ و برگ دادن بود.
نظر شما