یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۵:۴۴
«نامه بهارستان»؛ از نسخه خطي تا چاپ سنگي

پانزدهمين دفتر از دهمين سال انتشار «نامه بهارستان»، مجله بين‌المللي مطالعات و تحقيقات نسخه‌هاي خطي به دست‌نويس‌هاي فرهنگ باستاني ايران، شاهنامه‌پژوهي، منابع كهن نسخه‌پردازي و سندنويسي و نسخه‌هاي ساختگي و مخدوش مي‌پردازد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، پانزدهمين دفتر از دهمين سال انتشار «نامه بهارستان»، مجله بين‌المللي مطالعات و تحقيقات نسخه‌هاي خطي با عناوين منابع كهن نسخه‌پردازي و سندنويسي، نسخه‌شناسي، پژوهش‌هاي فني، متن‌شناسي، شاهنامه‌پژوهي، سندشناسي، دست‌نويس‌هاي فرهنگ باستاني ايران، اصطلاحات از گنج خانه متون، مرقع و قطعه، نسخه‌هاي ساختگي و مخدوش، يادگارها از گذشتگان، از نسخه خطي تا چاپ سنگي، جستارهاي گونه‌گون، پرسش‌ها، يادداشت‌ها و درباره جستارهاي پيشين، چاپ و در دسترس محققان، نسخه‌شناسان و علاقه‌مندان ميراث فرهنگي نسخه هاي خطي قرار گرفته است. 

سرآغاز مقالات شماره تازه «نامه بهارستان»، تصحيح و ترجمه «رسالة النقط و الشكل» تاليف ابوبكر محمد سراج است. اين متن كه به زبان عربي است، آن گونه كه مصحح آن حميدرضا مستفيد نوشته، يكي از كهن‌ترين و مهم‌ترين منابع در علم علامت‌گذاري خط قرآن يا خط عربي به‌شمار مي‌آيد. در اين تصحيح افزون بر متن عربي و برگردان فارسي آن، عكس تمام صفحات رساله ياد شده نيز چاپ شده است. 

متن تصحيح شده ديگري كه در «نامه بهارستان» آورده شده است «حدائق الوثائق» نام دارد كه از شمار قديم‌ترين رساله‌هاي فارسي در علم شروط و قباله‌نويسي است. رساله «حدائق الوثائق» متني بازمانده از نيمه نخست سده هفتم قمري است كه مصطفي گوهري فخرآباد و حميدرضا ثنايي آن را ويرايش و با افزودن مقدمه‌اي در شرح حال مولف و ويژگي‌هاي رساله او، چاپ كرده‌اند. 

كفايت كوشا نيز «بخش احوال خطاطان و نقاشان از كتاب جواهرالاخبار» را برگزيده و ويرايشي از آن عرضه كرده است. اين متن كه در اواخر سده دهم قمري نوشته شده است، آگاهي‌هاي ارزشمندي درباره هنرمندان خوشنويس و نقاش عصر صفوي به‌دست مي‌دهد. مصحح بخش چاپ نشده‌اي از اين كتاب را بر پايه دست‌نويسي منحصر به‌فرد، چاپ كرده است. اين بخش درباره پيدايش خط، انواع خط، خوشنويسان و نقاشان عصر صفوي و خط سياق است. در انتها نيز نمايه‌اي شامل اعلام مختلف و اصطلاحات نسخه‌شناسي ارايه شده است. 

«نگاهي به ضابطه‌هاي نسخه‌شناسي» عنوان مقاله‌اي از استاد ايرج افشار است. در اين گفتار به اهميت ضوابط نسخه‌شناسي دست‌نويس هاي فارسي پرداخته شده است. اين ضابطه‌ها از آن رو كه در تاريخ‌يابي قطعي و روشن كتابت نسخ و يافتن قدمت آن‌ها اهميت بسيار دارند، در خور نگرشي ويژه‌اند. نوشته ايرج افشار صورت نهايي شده يكي از سخنراني‌هاي اوست. 

محمد تهراني، پژوهشگر و ترميم كار نسخه‌هاي خطي، نكته‌اي درباره جزوبندي و ترفند صحافي را در مقاله «نشان صحاف» عرضه كرده است و يوشيفوساسه كي، مدرس دانشگاه توكايي ژاپن، «مجموعه ترجيعات سركاري» را كه متني از عصر قراقويونلوها (سده نهم) است، موضوع تحقيق خود قرار داده و كوشيده است تا ضمن معرفي و بررسي ويژگي‌هاي نسخه‌شناسي آن، سرگذشت دست‌نويس را نيز پي‌گيري و ارايه كند. 

استاد محمدرضا شفيعي‌كدكني نيز همانند ديگر نوشته‌هاي راه‌گشا و آگاهي‌بخش خود، موضوعي را برگزيده است كه تاكنون از ديد پژوهشگران ادبيات فارسي پنهان مانده بود. او در مقاله «پير هري غير از خواجه عبدالله انصاري است»، ثابت مي‌كند كه كتاب تفسيري كه تاكنون به غلط از خواجه عبدالله انصاري دانسته مي‌شد، تاليف شخص ديگري به نام ابو احمد عمر بن عبدالله معروف به پير هري بوده است كه در حدود سال 400 قمري مي‌زيسته است. 

اين اشتباه از آن رو پيش آمده است كه رشيدالدين فضل‌الله ميبدي در مقدمه كتاب «كشف الاسرار» به تفسير شيخ الاسلام عبدالله بن محمد اشاره كرده و اين تصور را دامن زده است كه تفسير ياد شده از خواجه عبدالله انصاري است. 

دو مقاله ديگر از «نامه بهارستان» با شاهنامه فردوسي پيوستگي دارد. نخست جستار دكتر خالقي مطلق است با نام «بررسي و ارزيابي شاهنامه سن ژزف». اين دست‌نويس يكي از كهن‌ترين نسخه‌هاي به‌جاي مانده از شاهنامه است كه در كتابخانه سن ژزف لبنان نگهداري مي‌شود و زمان چنداني نيست كه از پيدا شدن آن مي‌گذرد. دكتر خالقي مطلق با ارزيابي دقيق شاهنامه سن ژزف، آن را از ديد دانش نويس‌هاي كهن برابر با نسخه لندن (مورخ 674 ق) و كم ارزش‌تر از نسخه فلورانس (مورخ 614 ق) دانسته‌اند. مي‌دانيم كه دست‌نويس فلورانس كهن‌ترين نسخه خطي شاهنامه است. 

در نوشتاري ديگر دكتر جلال متيني شاهنامه مستوفي قزويني و شاهنامه بايسنغري را در مقاله «نخستين و دومين تصحيح شاهنامه از سده هشتم و نهم هجري» معرفي و حدود ارزش آن‌ها را در مطالعات مربوط به شاهنامه فردوسي تعيين كرده است. به اين دو مقاله شاهنامه‌شناختي، نوشته كتايون مزداپور را هم بايد افزود. جستار او كه «درود رستم و آفرين ايزدان» نام دارد، نظري درباره ميزان اصالت دست‌نويس شاهنامه فلورانس است. 

نويسنده درود رستم به كيخسرو در داستان «بيژن و منيژه» شاهنامه را با يك شعرواره به زبان پهلوي در كتاب «شايست و ناشايست» مي‌سنجد و آن را گواه نادرستي ديدگاه كساني مي‌گيرد كه بر اصالت و قدمت نسخه فلورانس تاكيد مي‌ورزند. 

كتايون مزداپور در نوشته‌اي ديگر از «نامه بهارستان»، ونديداد يكي از بخش‌هاي اوستا را در مقاله با نام «ونديداد دستور روانيان» بررسي كرده است. موبد رستم خدامراد روانيان دارنده نسخه‌اي كهن (نگاشته شده در سال 1011 خورشيدي) از ونديداد بوده است كه اكنون مبناي ارزيابي و بررسي نويسنده مقاله قرار گرفته است. «سرخط آزادي» نيز نوشته‌اي پژوهشي از رسول جعفريان درباره سرمشق فارسي آزاد نامه بردگان در دوره قاجار است. اين سرمشق‌ها، اسنادي بوده‌اند كه هنگام آزادي بردگان به امضاء مي‌رسيدند. 

در بخش «نسخه‌هاي ساختگي و مخدوش» مجله «نامه بهارستان»، دو نوشته به چاپ رسيده است. نخست ترجمه مقاله «اندرز نامه/ كاپوسنامه» ريچارد فراي است به برگردان كاوه بيات. «كاپوسنامه» دست‌نويسي جعلي و ساختگي از كتاب «قابوس نامه» عنصرالمعالي است كه داستاني خواندني دارد. نوشته دوم نامه‌اي از ريچارد فراي به شادروان دكتر مهدي بياني درباره خريداري همان نسخه ساختگي است. 

در بخش «يادگارها از گذشتگان» نوشته‌هايي از سيدعلي آل‌داوود، عليرضا ابراهيمي‌جعفري، محمود فرخ، پريسا كرم رضايي، الهه محبوب فريماني و سيد احمد هرمزد آمده است كه به ترتيب به موضوعاتي از اين گونه پرداخته‌اند كتابدار چه شغلي است؟، از ميان اوراق ميرزا حسنعلي خان نائيني، دو يادداشت و يك نامه به دكتر مهدي بياني، حال و روز كاتبان، تخته خط ميرعلي و عليرضا عباسي، وراقي در يكصد سال گذشته. 

از ديگر بخش‌هاي كوتاه «نامه بهارستان»، «جستارهاي گونه‌گون» را بايد نام برد. در اين بهره از مجله، محمدحسين اسلام پناه نكته را درباره كتابت شاهنامه در حاشيه «ظفر نامه» مستوفي قزويني برشمرده است. نوشته او «كتابت شمارشگر» نام دارد. اميد رضايي «سهمي از وقف براي خريد و استكتاب كتب شرعيه در دوره قاجار» را بررسيده است و علي نويدي ملاعلي يكي از كاتبان «بياض تاجظ الدين احمد وزيري» را شناسايي كرده است. تاج‌الدين احمد از وزيران دانشمند ايراني در سده هفتم قمري بوده است. از او بياضي به‌جاي مانده است كه ايرج افشار و مرتضي تيموري چاپ عكسي آن را در سال 1353 منتشر كرده‌اند. 

استاد ايرج افشار نيز واژه «اپليسري» را شناسانده است. «اپليسري» نوعي از كاغذ است. استاد افشار صورت‌هاي گوناگون اين واژه را آورده است و افزوده‌اند كه «اين اصطلاح كاملا ناشناخته است. نه آن را در منابع ديگر ديده‌ام، و نه از شخص نسخه‌شناسي شنيده‌ام» و از اهل تخصص خواسته‌اند كه نسخه‌شناسان را در يافتن معناي اين واژه ياري دهند. 

دكتر جلال خالقي‌مطلق در يادداشتي كوتاه پرسشي را درباره بخش گمشده «تاريخ بيهقي» مطرح كرده‌اند. در همين شماره نريمان اسحاقي «بررسي نتايج آماري ارزيابي شاهنامه سن ژزف بيروت» را پايه تحقيق خود ساخته است. از ديگر نوشته‌هاي پاياني «نامه بهارستان» مي‌توان به «تاريخ كتابت ونديداد دانشگاه» (محمدحسين اسلام پناه)، «قصص الانبياء نايي بوشنجي» (نامه فكري سلجوقي به ايرج افشار)، «نامه علامه محمد قزويني به غلامرضا فرخ منش درباره بيتي از گلستان سعدي»، «رقم‌هاي شاه محمود نيشابوري» (حميدرضا قليچ‌خاني) و «تعيين سوره‌ها و آيه‌ها در قطعات پوست نوشت قرآن» (حميدرضا مستفيد) اشاره كرد. 

دفتر پانزدهم از سال دهم انتشار «نامه بهارستان» (مجله بين‌المللي مطالعات و تحقيقات نسخه‌هاي خطي) در 400 صفحه و با بهاي 7 هزار تومان به مدير مسوولي رسول جعفريان و سردبيري نادر مطلبي‌كاشاني منتشر و در اختيار نسخه‌پژوهان و محققان كتاب‌شناس قرار گرفته است. «نامه بهارستان» به صاحب امتيازي كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي منتشر مي‌شود. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها