شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۷
نتيجه داستان‌هاي سعدي مهم‌تر از پايان ماجراهاست

دكتر محمد پارسانسب در درس گفتار سعدي گفت: بیش از نیمی از قصه‌هاي سعدي ساخته ذهن اوست. سعدي با آن كه گاهي داستان‌هايش را ناتمام مي‌گذارد، به قدري هنرمندانه داستان را به پايان مي‌برد كه ما متوجه ناتمامي داستان او نمي‌شويم. براي او نتيجه‌گيري از داستان، بسيار مهم‌تر از پايان ماجراهاست.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر محمد پارسانسب استاد دانشگاه تربيت معلم در بيست‌و‌دومين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره‌ سعدي كه به بررسي و تحليل قصه‌پردازي سعدي در بوستان اختصاص داشت و در شهر كتاب مركزي برگزار شد، گفت: اگر ما امروزه داستان‌هاي گذشته را با تئوري‌هاي جديد مقايسه مي‌كنيم، براي اين نيست كه نقص‌هاي نوشته‌هاي پيشينيان را نشان بدهيم. 

قصه‌پردازي سعدي در بوستان
وي افزود: طبيعي است كه تطبيق نظريه‌هاي جديد با متن‌هاي قديمي درست نيست. هدف ما اين است كه با مطالعه روشمند و علمي و بكارگيري نقد جديد، آثار گذشتگان را بررسي دوباره كنيم و از درون آن‌ها نظريه‌هايي براي قصه و افسانه به‌دست بياوريم. آن‌چه امروزه اهل نقد با متون ادب فارسي انجام مي‌دهند، برعكس آن چيزي است كه صاحبان اثر كرده‌اند. 

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: گذشتگان ما، تركيبي سنجيده را در قالب غزل يا داستان عرضه داشته‌اند و از ما خواسته‌اند كه از اثر آنان ايده و انس بگيريم. اما ما با تجزيه و تحليل داستان‌ها به شيوه استقرايي، متن را از كليت خود جدا و به اجزاي سازنده تقسيم مي‌كنيم. با اين كار مي‌كوشيم تا به هنر شاعر يا نويسنده پي ببريم و دريابيم كه او به چه فرم ادبي دست پيدا كرده است. البته چنين كاري مانع لذت بردن ما از متن نيست. 

ماخذ و سرچشمه داستان‌هاي سعدي
وي افزود: با بررسي ساختار داستان‌هاي «بوستان» سعدي مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه او در نگارش كتابش تحت تاثير «مخزن‌الاسرار» نظامي بوده است. نظامي در كتاب خود موضوعي را مطرح مي‌كند و براي تبيين بهتر آن، مثال‌ها و قصه‌هايي را مي‌آورد. چنين ساختي را در «بوستان» سعدي هم مي‌توانيم بيابيم. در «حديقه» سنايي نيز، با حجم بيشتري، چنين ساختي به‌كار رفته است. اما به نظر مي‌آيد كه سعدي از نظامي بيشتر تاثير پذيرفته است، تا سنايي. 

پارسانسب خاطرنشان كرد: از سويي ديگر بايد توجه داشت كه آن‌چه از ادب گذشته ما باقي مانده است، بيشتر قصه‌پردازي است. نويسندگان آن قصه‌ها، روايت‌هاي پيشينيان را با فرم و ساخت و برداشت مختلفي، دوباره ساخته‌اند. بنابراين اغلب حكايت‌هاي موجود، پيشينه‌اي در ادب گذشتگان و يا در فرهنگ شفايي ما دارد. 

وي افزود: اما سعدي بسيار كم از پيشينيان خود داستان اخذ كرده است. گويي او چندان اعتقادي به مآخذ پيش از خود ندارد و داستان‌هايش را يا با تخيل خود مي‌سازد يا از فرهنگ عامه مي‌گيرد. با توجه به آمار و ارقام، مي‌توان گفت كه حدود 20 تا 30 درصد داستان‌هاي سعدي در متون گذشته سابقه و مشابهت دارد. نصف بيشتر قصه‌هاي سعدي ساخته ذهن اوست. 

قصه‌پردازي سعدي و تفاوت آن با آثار پيشينيان
وي افزود: داستاني در «بوستان» سعدي هست كه با اين بيت آغاز مي‌شود «يكي از بزرگان اهل تميز / حكايت كند ز ابن عبدالعزيز». اين قصه درباره ابن عبدالعزيز و نگين انگشتري اوست. روايت‌هاي چهارگانه‌اي از اين داستان را در مآخذ پيش از سعدي مي‌توان يافت. اين حكايت، نخست در «رساله قشيريه» آمده است؛ سپس در «كشف‌الاسرار» ميبدي و «روح‌الارواح» سمعاني و آنگاه در كتاب «گزيده» تاليف ابوطاهر خانقاهي. 

اين استاد دانشگاه گفت: اما آن‌چه سعدي از اين داستان حكايت مي‌كند با چهار ماخذ ديگر تفاوت دارد. سعدي شخصيت داستان را عوض مي‌كند و نقش را نه به پسر عبدالعزيز، بلكه به پدر مي‌دهد و روايتي منطقي‌تر و پذيرفتني‌تر مي‌سازد. سعدي در داستان بحران و زمينه‌اي را پديد مي‌آورد تا حساسيت خواننده را تحريك كند. در ضمن، يك حادثه نمايشي را هم مي‌سازد تا خواننده احساس شخصيت اصلي داستان را دريابد. 

وي افزود: از همه مهم‌تر آن كه سعدي ارجاعات تاريخي متن‌هاي چهارگانه را مي‌گيرد و آن را با مسايل اجتماعي پيوند مي‌زند. در چهار ماخذ ياد شده، با گزارشي وصفي از اين داستان روبه‌روييم؛ اما سعدي آن را به روايت نمايشي و حركت‌دار تبديل مي‌كند. سعدي به قصه خود شخصيت‌هاي ديگري هم افزوده است. 

پارسانسب خاطرنشان كرد: آن‌ها ملامت‌گراني هستند كه فضاي داستان را رنگ ديگري مي‌دهند. چند بن مايه داستاني هم در حكايت او مي‌توان يافت. همانند وقوع خشكسالي، بخشندگي، ايثار و ملامتگري. از سوي ديگر موقعيت‌هاي مقابل هم را به داستان افزوده است. همانند تجمل و دارندگي از يك طرف و فقر و پريشاني رعيت از طرف ديگر. سعدي اين دو را در مقابل هم مي‌گذارد. 

تاثيرگذاري بيشتر قصه‌هاي سعدي در مقايسه با ماخذهاي داستاني 
وي افزود:‌ روايت ديگري كه سعدي در «بوستان» آورده است مربوط به بايزيد بسطامي و طشت خاكستري است كه بر سر او مي‌ريزند. داستان سعدي ساده، اما بسيار زيباست. از اين داستان هم چهار روايت ديگر مي‌شناسيم. يكي «رساله قشيريه» است، ديگري «كيمياي سعادت» امام محمد غزالي، سومين روايت عطار است در «تذكرةالاولياء». در اين سه ماخذ شخصيت داستان ابوعثمان حيري است. ماخذ چهارم كتاب «اسرار التوحيد» است كه داستان را به ابوسعيد نسبت مي‌دهد.

وي افزود: داستان سعدي، چهار بيت بيشتر نيست. او در ابتدا فضاسازي مي‌كند و برخلاف چهار ماخذ پيشين كه اصلا از پاكيزگي و نظافت سخني به ميان نمي‌آورند، بر اين جنبه از داستان تاكيد مي‌كند. بيت‌هاي سعدي چنين است «شنيدم كه وقتي سحرگاه عيد/ ز گرمابه آمد برون بايزيد؛ يكي طشت خاكسترش بي خبر/ فرو ريختند از سرايي بسر؛ همي گفت شوليده دستار و موي/ كف دست شكرانه مالان به روي؛ كه اي نفس من در خور آتشم/ به خاكستري روي در هم كشم؟» 

استاد دانشگاه تربيت معلم گفت:‌ در بيت‌هاي سعدي از صحنه‌سازي‌هاي «اسرار التوحيد» خبري نيست. از همه مهم‌تر آن كه شخصيت اصلي داستان سعدي، واگويه دروني دارد. سعدي آراستگي ظاهري بايزيد را با آلودگي درون او در تقابل قرار مي‌دهد. اتفاق ديگري كه در داستان او مي‌افتد اين است كه اشخاص ديگر داستان حذف مي‌شوند. از سويي ديگر، سعدي در نقل داستان دست به ايجاز مي‌زند. به هر حال در سنجش با چهار روايت ديگر، به نظر مي‌رسد كه سعدي از «كيمياي سعادت» بيشتر اثر پذيرفته باشد. 

مقايسه داستاني از «بوستان» سعدي و «انوار سهيلي» كاشفي
وي افزود: كتاب «انوار سهيلي» در قرن دهم توسط واعظ كاشفي نوشته شده است. مقايسه داستاني از اين كتاب با «بوستان» سعدي، مي‌تواند ما را با دگرگوني‌هاي داستان‌نويسي در كتاب‌هاي پيشينيان، آشنا كند. داستان سعدي چنين آغاز مي‌شود «يكي گربه در خانه زال بود/ كه برگشته ايام و بد حال بود؛ دوان شد به مهمانسراي امير/ غلامان سلطان زدندش به تير/ چكان خونش از استخوان مي‌دويد/ همي گفت و از هول جان مي‌دويد؛ اگر جستم از دست اين تير زن/ من و موش و ويرانه پيرزن» 

وي افزود: حكايت كاشفي بسيار طولاني است و او هدف داستان‌پردازي دارد. اما سعدي به جنبه آموزشي داستان نگاه مي‌كند و آن را بسيار كوتاه مي‌آورد. كاشفي داستان را از سعدي گرفته و دخل و تصرف بسيار در آن كرده است. درون مايه هر دو داستان بر مذمت حرص و زياده‌خواهي تكيه دارد. اما داستان كاشفي به سبب داشتن راوي و تصريح او بر زمان و مكان داستان، و استفاده از عنصر توصيف و گفت‌وگوي ميان شخصيت‌ها، بسط روايي قابل ملاحظه‌اي يافته است. در مقابل، سعدي كوشيده است كه به مدد هنرهاي زباني و روايي خود، از گزند ايجازي كه داستان او دارد، بكاهد. 

استاد دانشگاه تربيت معلم در سخنان پاياني خود خاطرنشان كرد: سعدي با آن كه گاهي داستان‌هايش را ناتمام مي‌گذارد، به قدري هنرمندانه داستان را به پايان مي‌برد كه ما متوجه ناتمامي داستان او نمي‌شويم. براي او نتيجه‌گيري از داستان، بسيار مهم‌تر از پايان ماجراهاست. 

پس از پايان سخنراني پارسانسب، به مناسبت روز بزرگداشت فردوسي، دو تن از استادان زبان و ادبيات فارسي هند و تاجيكستان، درباره شاهنامه و بزرگداشت جايگاه فردوسي سخن گفتند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها