نشست «نقد و بررسي آراي خاورشناسان در جمع و تدوين قرآن كريم» صبح امروز(چهارشنبه) در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد. به اعتقاد كارشناسان اين نشست، بر اساس مستندات دقيق تاريخي، قرآن در زمان پيامبر(ص) گردآوري شده است و حتي ترتيب آيات نيز از سوي خداوند تعيين ميشد.
ابتدا دكتر فروغ پارسا با بيان اين كه «با تحولات الهيات مسيحي در اواسط قرن نوزدهم ميلادي، پروتستانها مطالعات تاريخي ـ انتقادي را درباره زندگي مسيح(ع) آغاز كردند» گفت: متألهان پروتستان با رويكردي تاريخمحور در پي كشف چگونگي پيدايي لايههاي كتاب مقدس برآمدند، امري كه شرقشناسان غربي را نيز براي انجام چنين تحقيقي درباره قرآن برانگيخت.
وي خاستگاه اصيل تمامي مطالعات قرآني غرب را از قرن هفتم به بعد در كليساهاي مسيحي دانست و گفت: فتوحات گسترده اسلام، متألهان مسيحي را به آيين اسلام توجه داد، امري كه از همان دوران آنان را به مطالعات جدي درباره كتاب آسماني اين آيين ترغيب كرد. البته آنان با گرايشي جدلي رديههاي بسياري بر قرآن و حقانيت آن نگاشتند.
پارسا ادامه داد: تحولات فلسفه علم علاوه بر ساير رشتههاي علوم، مطالعات قرآني خاورشناسان غربي را نيز تحت تأثير قرار داد. نخستين دوره اين مطالعات از قرن هفتم تا نوزدهم ميلادي، از رويكردي جدلي برخوردار بود. دانشمندان اين دوره قرآن را مقتبس از عهدين ميدانستند.
وي با اشاره به غلبه رويكرد اثباتگرايي در علوم مختلف از اواخر قرن نوزدهم و اوايل بيستم گفت: اين رويكرد مطالعات قرآني خاورشناسان را نيز متأثر كرد. شرقشناسان اين دوره نگاهي شكاكانه به كل منابع اسلامي داشتند. «گلدتسيهر» يكي از انديشمنداني است كه مطالعات دامنهداري درباره قرآن انجام داد و كتابهايي نيز با موضوع تاريخ و فقه اسلامي نوشت.
پارسا افزود: او به طور كلي اعتبار تاريخ روايات و منابع اسلامي را زير سوال برد و معتقد به شكل گرفتن آنها پس از پيامبر اسلام(ص) بود. گلدتسيهر معتقد بود كه هرگز متن ثابتي از قرآن وجود نداشت و حتي ارادهاي براي واحد كردن آن در ميان اعراب به چشم نميخورد.
وي به يكي ديگر از خاورشناسان اثباتگرا با نام «آنتوني مينگالا» روحاني كاتوليك و متعصب اشاره كرد و گفت: او نيز منابع كهن اسلامي را اصيل نميپنداشت و روايات مربوط به جمع و تدوين قرآن را نيز جعلي ميدانست. به باور او، براي مشخص كردن تاريخ و كيفيت جمع قرآن بايد به منابع تاريخي مسيحيت و سرياني رجوع كرد. مينگالا تدوين قرآن كريم را مربوط به زمان عبدالملك اموي ميداند.
پارسا ادامه داد: به اعتقاد مينگالا، قرآن اقتباسي از عهدين است و خط آن نيز آثار آشكاري از خط سرياني دارد و بنابراين عربي نبود، چرا كه محيط جغرافيايي و فرهنگي پيامبر اكرم(ص)، خطي بيقاعده و بدوي داشت و اساسا در مكه و مدينه زبان نوشتاري به چشم نميخورد و تنها خط سوري ـ عبري به كار گرفته ميشد. همچنين به گفته مينگالا، تا پيش از قرن هفتم ميلادي، هيچ متن واحدي از قرآن موجود نبود.
وي به نظرات خاورشناس اثباتگراي ديگري اشاره كرد و گفت: هفتاد سال پس از مينگالا، خاورشناس ديگري با نام كريستوفر لوكزنبرگ، كتابي با عنوان «قرائت آرامي ـ سرياني از قرآن» نوشت كه بسيار مشابه آراي مينگالا بود. به اعتقاد لوكزنبرگ، زبان نوشتاري در زمان نزول قرآن سوري بود. او نيز قرآن را مقتبس از عهدين ميداند.
پارسا ادامه داد: جان برتون، نويسنده كتاب «جمع قرآن» كه در سال 1977 منتشر شد، به دليل معتبر نبودن منابع تاريخي اسلامي جمع قرآن در زمان ابوبكر و عثمان را جعلي دانسته و معتقد است كه اين كتاب در زمان پيامبر(ص) تدوين شد.
وي به يكي ديگر از خاورشناسان اثباتگرا با نام «جان ونزبرو» اشاره كرد و گفت: او نيز نظير ساير اثباتگرايان، منابع اسلامي را فاقد اصالت تاريخي دانسته و معتقد است كه براي يافتن اطلاعات درباره جمع و تدوين قرآن كريم بايد به نقد ساختاري متن آن پرداخت. به باور ونزبرو، روند تدوين و شكلگيري قرآن نظير شكلگيري متون مقدس است و طي حداقل سه قرن به اين صورت درآمد و تدوينگر آن نيز شخص واحدي نيست. اين نظريه بدان معناست كه قرآن تا پيش از قرن سوم هجري جمع نشده بود. وي همچنين قرآن را دربردارنده آيينها و سنتهاي بينالنهرين و عراق در زمان پيامبر(ص) ميدانست.
پارسا افزود: در اواخر قرن بيستم و غلبه پستمدرنيزم، مطالعه قرآني خاورشناسان دستخوش تحولات قابل توجهي شد. اين تغييرات معلول پيدايي چرخش فرهنگي و گرايش مطالعات قرآني از مفاهيم روبنايي به زيربنايي بود. تا پيش از اين دوران، شرقشناسي گرايشي نژادپرستانه داشت و به عنوان راهگشاي غربيان براي تسلط بر شرق به شمار ميآمد، اما بروز چالشهاي جدي در سنت فكري مدرنيزم و پيدايش تفكرات پستمدرنيستي، اين تفكر را در شرقشناسان متزلزل ساخت و سبب شد تا بسياري از آنان رويكردي متفاوت از گذشته در پيش گيرند.
وي هارالد موتسكي، خاورشناس آلماني، را يكي از انديشمندان اين دوره برشمرد و گفت: او كوشيد تا تمام پيشفرضها، روشها و نتايج خاورشناسان پيشين را نقد كرده، به بازنمايي اعتبار احاديث درباره جمع قرآن بپردازد. به اعتقاد او، اگر بخواهيم تمام كتابهاي تاريخي اسلام را غيراصيل بپنداريم، به كل بشريت و ميراث آن ظلم كردهايم.
پارسا ادامه داد: آنجليكا نويورث، يكي ديگر از خاورشناسان آلمانيتبار است كه موسسهاي براي بررسي نسخ خطي قرآن تأسيس كرد و نتايح آن را به صورت الكترونيك در اختيار پژوهشگران قرار داد. وي همچنين نسخ خطي قرآن كه در يكي از مساجد صنعا در سال 1972 كشف شده بود را بررسي كرد. ديدگاههاي اين انديشمند به دور از تعصيات خاورشناسان اثباتگراست.
در ادامه اين نشست، مريم قبادي به بخشي از اشكالات خاورشناسان كه در هشت مورد قابل تعريفاند، پاسخ گفت. به اعتقاد وي، مهمترين اين اشكالها، عدم شكلگيري خط عربي در زمان پيامبر اكرم(ص) است و اثبات اين موضوع به ساير اشكالات نيز پاسخ ميگويد.
وي با اشاره به تحقيقاتي كه درباره زبان و خط از پيش از اسلام در اين پژوهش صورت گرفت اشاره كرد و گفت: در اين ميان، خط فنيقي مورد بررسي ويژه قرار گرفت، زيرا دهها خط غربي و شرقي از اين خط نشأت گرفتهاند. از يك سو، خط يوناني را بهوجود آورد كه خود توانست تمام خطوط اروپايي را شكل دهد و از سوي ديگر، خط آرامي را پديد آورد كه فرهنگ خاورميانه در قالب آن بيان شد.
قبادي افزود: در نتيجه اين تحقيقات بايد گفت كه آشنايي اعراب جاهل پيش از اسلام با خط و نگارش با وجود كمبود آثار قابل اثبات است و گسترش تدريجي زبان عربي در قالب خط نبطي و تحول اين خط به خط عربي را به روشني ميتوان ديد و اين امر با توجه به دستنوشتههاي كشف شده مربوط به پيش از اسلام، قابل بررسي است.
وي درباره پرسش ديگر خاورشناسان مبني بر اختلاف روايات مربوط به جمع قرآن گفت: در اين باره خاورشناسان به سه گروه تقسيم ميشوند. گروه نخست به جمع قرآن در دوران خلفا، گروه دوم در دوران پيامبراكرم(ص) و گروه سوم در دوران عثمان معتقدند كه اتفاق نظر در دوران سوم از همه بيشتر است.
قبادي نظر گروه نخست مبني بر جمع قرآن در دوران خلف را رد كرد و گفت: اين ديدگاه صرف نظر از مشكلات سندي، با آيات قرآن، روايات ديگر در همين زمينه، اجماع مسلمين و عقل سازگاري ندارد. بر اساس مستندات دقيق تاريخي، قرآن در زمان پيامبر(ص) گردآوري شده است و حتي ترتيب آيات نيز از سوي خداوند تعيين ميشد. همچنين عدم جمع قرآن در زمان پيامبر اكرم(ص) با روح نبوي در تعارض است.
نظرات