انديشههاي سيد جمالالدين اسد آبادي اهميت فراواني دارد و بحث و بررسي درباره او همواره مورد توجه پژوهندگان و تاريخنگاران بوده است. وي تلاشهاي مستمري براي رويارويي با انحطاط و عقبماندگي كشورهاي اسلامي انجام داد. از اين رو شناخت تاريخ معاصر ايران و سرزمينهاي اسلامي بدون بررسي و بازشناسي انديشهها و فعاليتهاي او كامل و همه سويه نخواهد بود.
افزون بر اين كه سيد جمالالدين تلاشهاي مستمري براي رويارويي با انحطاط و عقبماندگي كشورهاي اسلامي انجام داد. از اين رو شناخت تاريخ معاصر ايران و سرزمينهاي اسلامي بدون بررسي و بازشناسي انديشهها و فعاليتهاي او كامل و همه سويه نخواهد بود.
شمار كتابهايي هم كه درباره سيد جمالالدين نوشتهاند، خوشبختانه آن اندازه هست كه خواننده پيگير را ياري دهد تا مواضع فكري و پايههاي انديشه او را بشناسد و تداوم تفكر او را در ساليان بعد و حركتهاي ضد استعماري سرزمينهاي شرق دنبال كند. در اينجا تنها مروري گذرا بر برخي از آن مآخذي خواهيم داشت كه شناخته شدهترند و در تحقيقات تاريخي به آنها استناد بيشتري ميشود.
نخست بايد به اسناد و مداركي توجه كرد كه محقق را براي شناخت رويدادهاي پر فراز و نشيب زندگي سيد جمالالدين ياري ميكنند. برخي از اين اسناد به مساله زادگاه و تابعيت سيد جمالالدين اختصاص دارند. ميدانيم كه او براي دوري از اقدامات دولت مستبد ناصرالدين شاه، گاه خود را تبعه افغانستان معرفي ميكرد. از اين رو درتاريخ به نام «افغاني» نيز شناخته شده است. ساليان پيش صفاتالله جمالي، يكي از منسوبان او، كتاب «اسناد و مدارك درباره ايرانيالاصل بودن سيد جمالالدين اسدآبادي» (تهران، انتشارات ابنسينا – بي تا) را منتشركرد.
ايرج افشار و اصغر مهدوي نيز كتاب مهم و پايهاي «مجموعه اسناد و مدارك چاپ نشده درباره سيد جمالالدين افغاني» (انتشارات دانشگاه تهران– 1342) را عرضه كردند. اين كتاب بر پايه اسناد متعلق به حاج محمدحسن امينالضرب فراهم آمده است. به تازگي نيز سيدهادي خسرو شاهي كه ساليان بسياري است به تحقيق درباره زندگي و انديشه سيد جمالالدين اسدآبادي ميپردازد، كتاب «اسناد سيد جمالالدين حسيني اسدآبادي در وزارت خارجه» را تهيه و تنظيم كرده است. اين اثر در ده فصل نوشته شده است و به روابط خارجي ايران در ميان سالهاي 1254 تا 1314 قمري ميپردازد.
تعدادي از اسناد اين كتاب مربوط به سالهاي 1313و 1314 است و با نامههايي ارتباط دارد كه سيد جمالالدين در عثماني نوشته است. شماري از اسناد نيز درباره ايراني بودن اسدآبادي است. كتاب خسرو شاهي توسط مركز چاپ و نشر وزارت امور خارجه (1388) در دسترس پژوهندگان قرار گرفته است. ابوالحسن جمالي اسدآبادي نيز «نامههاي تاريخي و سياسي جمالالدين اسدآبادي» (انتشارات پرستو– 1360) را گردآوري كرده است.
كتاب مهم محمدمحيط طباطبايي، «نقش سيد جمالالدين اسدآبادي در بيداري مشرق زمين» (دفتر نشر فرهنگ اسلامي– 1370)، را نبايد از ياد برد. كتاب طباطبايي سرشار از نكتههاي راهگشاي تاريخي است كه خواننده را متوجه اهميت فعاليتها و انديشههاي سيد جمالالدين ميكند. اين كتاب با مقدمهاي از سيد هادي خسرو شاهي و در پنج فصل منتشر شده است.
در فصل اول به بنيانگذاري نهضتهاي اسلامي پرداخته شده است و در فصل دوم نقش اسدآبادي در پيدايش و رشد مطبوعات شرق مورد توجه قرار گرفته است. اتحاد اسلام و سيد جمالالدين اسد آبادي، عنوان فصل سوم است و در فصل چهارم به توضيح درباره ارتباطات و مناسبات سيد جمالالدين در افغانستان، مصر و اروپا اختصاص داده شده است. سرانجام، در فصل پاياني، درباره روابط سيد جمالالدين با صدراعظم (امين السلطان) و ديگر رجال آن روز ايران و ارتباط او با چهرههاي برجسته روزگارش مطالب ارزشمندي آورده شده است، ضمن آن كه در اين فصل توضيحاتي نيز درباره شاگردان و پيوستگان سيد جمالالدين نيز ميتوان يافت.
كتابهاي «سيد جمالالدين و انديشههاي او» از مرتضي مدرسي چهاردهي (انتشارات اميركبير– 1352)، «مفخر شرق» از غلامرضا سعيدي (دفتر نشر فرهنگ اسلامي– 1370)، «بنيانگذار نهضت احياي تفكر ديني» از محمدجواد مصاحبي (انتشارات فكر روز– 1375) نيز از شمار كتابهاي محققانهاي بهشمار ميآيند كه هر كدام به بررسي انديشههاي سيد جمالالدين ميپردازند. به همين گونه بايد از كتابهاي «سيد جمالالدين و تفكر جديد» نوشته كريم مجتهدي (نشر تاريخ ايران– 1363)، «سيد جمالالدين اسدآبادي» از عباس رمضاني (انتشارات ترفند – 1383) و «روشنگر شرق» از محمد مسعود نوروزي (انتشارات قصيدهسرا – 1383) نام برد و اهميت آنها را برشمرد.
نوروزي در كتابش به مراحل مختلف زندگي اسدآبادي و سفرهاي او ميپردازد و عملكرد او را از خلال آثارش بررسي ميكند. شماري از دست نوشتههاي اسدآبادي نيز در پايان كتاب چاپ شده است.
درباره رويدادهاي زندگي سيد جمالالدين، كتاب علياصغر حلبي با عنوان «زندگي و سفرهاي سيد جمالالدين اسدآبادي» (انتشارات زوار– 1356) در خور توجه است و كتاب «افكار و انديشههاي سيد جمالالدين اسدآبادي» نوشته حقنظر نظراف، با ترجمه سيد ضياءالدين شفيعي و محمدعلي عجمي (پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي حوزه هنري– 1387) خواننده را با شيوه تفكر سيد جمالالدين و پايههاي آن آشنا ميسازد.
«مجموعه مقالات كنگره بينالمللي سيد جمال الدين اسدآبادي» (از انتشارات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي– 1383) نيز روشنگر نكات بسياري درباره اين شخصيت بزرگ اسلامي است. كنگره ياد شده در ديماه 1375 برگزار شد. سيد احمد موثقي هم در كتاب «سيد جمالالدين مصلحي متفكر و سياستمدار» (قم، موسسه بوستان كتاب– 1380) با تحليل افكار و مبارزات سيد جمالالدين، فعاليتهاي فرهنگي و سياسي او را مورد توجه قرار ميدهد و از آرمانها و مقاصد او سخن به ميان ميآورد.
در اينجا يادآوري كتاب «سيد جمالالدين حسيني، پايه گذار نهضتهاي اسلامي» نوشته صدر واثقي (انتشارات پيام– چاپ دوم، 1355) ضرورت دارد. كتاب واثقي شامل سي و دو فصل درباره زندگي سيد جمالالدين است. دو فصل آخر كتاب اختصاص به انديشههاي اين متفكر اسلامي دارد. كتاب واثقي پاياننامه تحصيلي اوست كه با راهنمايي استاد شهيد مرتضي مطهري فراهم آمده است.
دو كتاب ديگر را نيز بايد نام برد كه ساليان پيشتر منتشر شدهاند. نخست «خاطرات سيد جمالالدين اسدآبادي مشهور به افغاني» نوشته محمدپاشا مخزومي است كه مرتضي مدرسي چهاردهي ترجمه كرده است (تهران– 1328) و ديگري «مقالات جماليه» (بعضي از مقالات سيد جمالالدين) به كوشش ابوالحسن جمالي (تهران ، 1358). اين نيز درخور يادآوري است كه جلدهاي پيوسته 19 و 20 «فصلنامه تاريخ و فرهنگ معاصر» (پاييز و زمستان 1375) ويژه نامهاي تحقيقي درباره اين چهره برجسته اسلامي است.
«سيد جمالالدين و وحدت اسلامي» از محيط طباطبايي، «سيد جمالالدين اسدآبادي و جامعالازهر مصر» از دكتر نورالله كسايي، «سيد جمالالدين اسد آبادي و مساله ملت و مليت» از دكتر رضا داوري، «سيد جمالالدين اسدآبادي قهرمان نهضتهاي اسلامي» از سيد غلامرضا سعيدي و «تاثير سيد جمالالدين اسدآبادي در نهضتهاي آزاديخواهانه» از دكتر علي اصغر حلبي، عنوان برخي از مقالات آن شماره از فصلنامه ياد شده است.
نظر شما