سه‌شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۲
مي‌نويسد تا تنها نماند

مريم مقيمي - در طول تاريخ، بشر هميشه بسياري از آموزه‌ها و روش زندگي را در قالب داستان و افسانه آموخته است. داستان نويسي و داستان گويي، بخشي از زندگي انسان بوده و بسياري از تجارب آدميان و نسل‌ها، از طريق خواندن و شنيدن زندگي شخصيت‌هاي حقيقي و افسانه‌اي به دست آمده و نيز بسياري از نيازها با استفاده از اين تجارب برطرف شده است. امروز نيز بسياري از نويسندگان و داستان‌نويسان، با ارايه زندگي شخصيت‌ها و خلق خير و شر در آثارشان نسل امروز و فرداي ما را در به دست آوردن اين تجارب ياري مي‌رسانند.

علي مؤذني از نويسندگاني است كه بعد از انقلاب به جرگه داستان‌نويسان پيوسته است. خود مي‌گويد: «كار جدي من در داستان‌نويسي از وقتي شروع شد كه وارد دانشكده هنرهاي دراماتيك شدم؛ در سال 58. هرچند رشته‌ام نمايشنامه نويسي بود، اما موضوع‌ها و مضمون‌ها خود را به صورت داستان در ذهن من تزيين مي‌كردند...»
تا چاپ اولين كتابش در سال 1368 كه مجموعه داستان «كلاهي از گيسوي من» بود، مؤذني داستان نويسي را بنا به نياز دروني خويش و نمايشنامه‌نويسي را به ضرورت مي‌نوشت. او در پاسخ به اين كه چرا مي‌نويسد، مي‌گويد: «مي‌نويسم كه خود و دنياي پيرامونم را كشف كنم. مي‌نويسم تا از تنهايي به درآيم و به جمع بپيوندم. مي‌نويسم تا مگر از ظاهر قضايا به باطن آن‌ها برسم. مي‌نويسم تا به لايه‌هاي زيرين زندگي دست پيدا كنم. مي‌نويسم تا وجدانم را براي محكوم كردن خودم به كار بگيرم...»
همچنين به اين سوال كه چرا ميان شروع فعاليت او تا چاپ اولين كتابش ده سالي فاصله است؟ پاسخ مي‌دهد: «... خودم را از همان شروع كار ملزم كردم در صورتي اقدام به چاپ آثارم بكنم كه بتوانم از آن‌ها دفاع كنم. غريزي نوشتن ارزشمند است اما نه هميشه. بايد آگاهي به اصول نوشتن در هر قالبي در ذهنم نهادينه مي‌شد و به نوشتنم خط و ربط مي داد. رسيدن به چنين نتيجه‌اي كه حالا وقتش رسيده است، براي من ده سالي طول كشيد. عجله‌اي نداشتم، چون مي‌دانستم داستان‌ها اگر داستان باشند، هيچ وقت كهنه نخواهند شد...»
مؤذني در سال 1364 از دانشكده هنرهاي زيباي تهران فارغ‌التحصيل شد.
او در پاسخ به اين سوال كه چرا تحصيلاتش را با دانشكده هنرهاي دراماتيك شروع كرده و در دانشكده هنرهاي زيبا به پايان رسانده، مي‌گويد: بعد از انقلاب فرهنگي، ما را از هنرهاي دراماتيك به هنرهاي زيبا منتقل كردند. در واقع بعد از انقلاب فرهنگي دانشكده هنرهاي دراماتيك منحل شد و دانشجويانش در دانشگاه‌هاي ديگر پراكنده شدند...»
مؤذني در اين سال‌ها نمايشنامه «كيسه بكس» و تعدادي نمايشنامه ديگر را نوشت. همچنين نوشتن داستان‌هاي كوتاه از دغدغه‌هاي جدي زندگي اوشد كه تعدادي از آن‌ها در مجموعه داستان «كلاهي از گيسوي من» در سال 1368 به چاپ رسيد و او را به عنوان داستان‌نويسي موفق و جدي معرفي كرد. نقدهاي تحسين‌آميز بسياري درباره اين مجموعه نوشته شد. دومين كتاب او در سال 1369 و با نام «كيسه بكس» منتشر شد. كيسه بكس نمايشنامه‌اي است كه در سال 1363 نوشته شده و بارها و بارها «بدون اجازه من...» تقريبا در اكثر نقاط كشور اجراهاي گوناگوني را توسط گروه‌هاي مختلف به خود پذيرفته است كه «چند تايي از آن‌ها را ديدم و بسيار نااميد شدم...»
سومين كتاب او «نوشدارو» رماني است كه در سال 1370 توسط انتشارات جويا چاپ و نقدهاي زيادي درباره آن نوشته شد. مضمون نوشدارو و كيسه بكس بيشتر حول و حوش نسل جواني مي گذرد كه زير فشار مشكلاتي كه نسل هاي پيشين بر دوش او مي گذارند، در همان آغاز جواني از پاي در مي‌آيد يا اگر هم از پاي در نيايد، شيريني زندگي در كامش تلخ مي‌شود، زيرا بار آمده نسلي است كه جز سركوب كردن، روش ديگري بلد نيست.
نيمه اول دهه هفتاد، سال‌هاي پركاري مؤذني است كه آثار منتشر شده او در دو زمينه مشخص تقسيم مي‌شود: يكي موضوع‌ها و مضمون‌هاي ديني برگرفته از قرآن و ديگري جنگ. به طور مشخص داستان‌هاي بلند «كشتي به روايت توفان»، «دوستي»، «بشارت» و رمان «سفر ششم» و نيز نمايشنامه‌هاي «هاقيل» (برگرفه از اسم هابيل و قابيل) و «دريايي» (نگاهي به زندگي حضرت يونس) و نيز مجموعه داستان «دلاويزتر از سبز» برگفته از قرآنند كه حاصل اين آثار، مؤذني را به عنوان خادم قرآن برگزيده كرد.
«كشتي به روايت توفان» از ديد كنعان، پسر حضرت نوح(ع) با توفان نوح برخورد مي‌كند. «دوستي» نگاهي به زندگي حضرت ابراهيم(ع) دارد. «بشارت» داستان حضرت عيسي(ع) با نگاه به انجيل برنابا روايت مي‌شود كه البته مؤذني در فيلم نامه «مسيحايي» نيز –كه در سال 1371 چاپ شد- همين موضوع را روايت كرده است. رمان «سفر ششم» نيز به زندگي حضرت موسي(ع) مي‌پردازد. مجموعه داستان «دلاويزتر از سبز» نيز كه يكي از برگزيدگان بيست سال ادبيات داستان نويسي ايران است، شاهد داستان‌هايي كوتاه از موضوع‌ها و مضمون‌هاي قرآني است كه بگفته منتقدان بسيار، مؤذني توانسته است داستان‌هاي در خور و مدرن از مضمون‌هاي ديني ارايه دهد. آنچه آثار مؤذني را در عرصه دين متمايز و شاخص مي‌كند، هنري بودن اين آثار است. مؤذني بر خلاف كساني كه ماجراهاي قرآني را خلاصه يا بازنويسي مي‌كنند، با اين موضوع‌ها و مضمون‌ها برخورد خلاقانه كرده و همين است كه خواننده را مجذوب و شيفته مي‌كند. او روايت شخصي خويش را به ما بر مي‌نماياند، روايتي كه نشان مي دهد او ين موضوع‌ها و مضمون‌ها را به خوبي درك و تجربه كرده و توانسته آن‌ها را چنين موثر پرداخت كند.
مضمون جنگ نيز بخشي از آثار مؤذني را در بر مي‌گيرد، آثاري متفاوت از جنگ كه تازگي‌اش در آن‌سال‌هايي كه درباره جنگ بسيار نوشته مي‌شد، به خوبي احساس مي‌شد. مؤذني در آثاري چون «قاصدك»، «عقب‌گرد»، در «انتظار شاعر» كه اين سه داستانهاي كوتاه او از جنگ هستند و نيز رمان‌هاي «ملاقات در شب آفتابي»، «نه آبي نه خاكي» و «ظهور» به خوبي نشان داد كه هر عرصه‌اي از موضوع و مضمون در دستان او مي‌تواند بهانه‌اي براي عرضه هنر ناب شود. او كه هر قالب هنري را «اجراي هنرمندانه محتوا» مي‌داند، توانست در زمينه جنگ آثاري پديد آورد كه در عين خواندني بودن، بسيار موثرند و لايه‌هايي از زندگي را پيش روي خواننده قرار مي‌دهند.
رمان «ارتباط ايراني» و فيلمنامه رمان 5 جلدي «شب نامه» از آثار مؤذني درباره انقلابند. ارتباط ايراني ماجراي جواني است كه به اصرار پدرش –كه متهم به كودتا عليه شاه است- براي در امان ماندن از ساواك، در نوجواني به امريكا مي‌رود و... فيلم‌نامه رمان 5 جلدي شب نامه نيز از نخست وزيري علي اميني در سال 1339 شروع مي‌شود و تا دوازدهم بهمن 1357 ادامه مي‌يابد. از ويژگي‌هاي اين فيلم‌نامه رمان خواندني كه بخش كوتاهي از آن تبديل به سريال «شب چراغ» شده، وجود صدها شخصيت واقعي و تخيلي است كه در قالبي داستاني زندگي جذابي را برخواننده مي‌نمايانند و تجربه‌اي عميق از زندگي و تاريخ را بر او مكشوف مي‌كنند. نگارش اين فيلمنامه رمان 4 سال از زندگي مؤذني را به خود اختصاص داد و شدت كارش «موهايم را سفيد كرد.»
از ديگر آثار مؤذني بايد به نمايشنامه «مفرد مذكر غائب» اشاره كرد كه به زندگي مليكا مادر امام عصر(عج) مي‌پردازد كه همين موضوع را مؤذني در فيلم‌نامه‌اي به نام «مليكا» كه اكنون زير چاپ است و به زودي روانه بازار مي‌شود، پرداخته است. تقابل يك زندگي در دو قالب، يكي نمايشنامه و ديگري فيلم‌نامه، بايد خوراك جذابي براي اهل نقد باشد.
مؤذني طي دو سه سال گذشته، به گفته خود، مشغول سروسامان دادن به آثار چاپ شده‌اش بوده است. او سه مجموعه داستان كوتاهش با نام‌هاي «كلاهي از گيسوي من»، «دلاويزتر از سبز» و «حضور» را در يك مجلد با نام شعر به انتظار تو توسط انتشارات نيستان به چاپ رسانده است.
مؤذني قصد دارد سه داستان بلند «كشتي به روايت توفان»، «دوستي»، «بشارت» و رمان «سفر ششم» را نيز در يك مجلد با نام چهار فصل جمع آورد و در اختيار علاقه‌مندان قرار دهد.
مؤذني حدود 10 سالي است كه به كار فيلم‌سازي روي آورده و حاصل تلاش او در اين عرصه، نگارش فيلمنامه‌هاي «مسيحايي»، «مليكا»، «شب چراغ» و ساخت چهار فيلم نود دقيقه‌اي با نام‌هاي «انتقام»، «هفتاد و سومين تن»، «تفتيش» و «آپارتمان» است. سه فيلم اول از شبكه يك و دو پخش شده‌اند و آپارتمان مراحل نهايي فني‌اش را طي مي‌كند. 


                                               """""""""""""""
                          علي موذني:قرآن مسير زندگي ام را تغيير داد

*‌ مطالعات جانبي شما در چه زمينه‌هايي است؟
*‌*‌ چون به عنوان يك داستان نويس مجبور به شخصيت پردازي هستم، ناچارم در مورد هر رشته‌اي به قدر كفايت اطلاعات كسب كنم و براي پرداخت شخصيت، وجوه روانشناختي- جامعه شناختي و ساير موضوعاتي را كه مربوط به رشته‌هاي مختلف مي‌شود، بايد بدانم و در حول و حوش آن‌ها مطالعه كنم.
*‌ غير از اين نوع مطالعه، كه به رشته تخصصي شما بر مي‌گردد، به آثار غيرمرتبط هم علاقه داريد؟
*‌*‌ تقريبا تفاوتي ندارند. مطالعه مباحث روانشناسي، از علايق من است.
*‌ نوشته‌هايتان بيشتر در چه زمينه‌هايي است؟
*‌*‌ حدود بيست و چهار عنوان كتاب دارم كه در زمينه‌هاي مختلف و داستان‌هاي اجتماعي است. سه رمان درباره جنگ و يك رمان درباره قضاياي انقلاب دارم كه به صورت فيلمنامه چاپ شده. در مورد مضامين برگرفته از قرآن نيز، چند داستان بلند نوشته‌ام كه در اين خصوص در سال 1378 به عنوان خادم قرآن برگزيده شدم. يكي از رمان‌هايم درباره جنگ، به نام ظهور، برنده رمان سال 1378 و نيز ملاقات در شب آفتابي در سال 1376 برنده بهترين رمان شد.
*‌ غير از نويسندگي به چه حرفه‌اي اشتغال داريد؟
*‌*‌ از سال 1375 وارد كار فيلمنامه نويسي شدم و به عنوان ناظر كيفي در كارها و توليد شركت داشتم. از سال 1380 شروع به ساخت تله فيلم كردم كه اكنون تعداد آن‌ها به 4 عدد مي‌رسد.
*‌ به چه نويسندگاني اعم از داخلي يا خارجي، علاقه داريد؟
*‌*‌ در 28 سال گذشته، مدام خوانده‌ام و اين خواندن نوشته‌هاي نويسندگان، بسياري را در بر مي‌گيرد. معتقدم اوج كار هر نويسنده بيشتر در يك يا دو اثرش است؛ حتي نويسندگاني كه بزرگي آن‌ها در ذهن ما جاافتاده است. مثل تولستوي و چوخوف و از نويسندگان خودمان مثل بهرام صادقي، صادق هدايت، گلشيري و ساعدي و بسياري نويسندگان ديگر. بنابراين من نمي‌توانم اطلاق كنم كه كدام نويسنده را بيشتر دوست دارم. مي‌توانم بگويم كدام اثر از كدام نويسنده را بيشتر مي‌پسندم.
*‌ در بين كارها و آثار خودتان كدام را بيشتر دوست داريد؟
*‌*‌ در لحظه نگارش، تمام وجود من در اختيار اثر است. زيرا بايد به بالاترين مرحله فرم خودش دست پيدا كند در نتيجه من براي هيچ يك از آثارم كم نمي‌گذارم. ببينيد! وقتي كه براي يك اثر هيچوقت كم نگذاريد و بيشترين توانتان را براي شكل‌گيري آن به كار ببريد خود به خود آن اثر برايتان عزيز مي‌شود و در نتيجه هيچ اثري نمي‌تواند بر ديگري برتري داشته باشد. هر يك داراي خاصيت و خصوصيتي‌اند كه بنا بر تشخيص، بايد شاخصه‌هاي آن‌ها را دريافت. خلاصه اين كه من با تمام آثارم ارتباط برقرار مي كنم و حتي وقتي كه الان بعد از سال‌ها به آثارم بر مي‌گردم، هيچ فكر جديدي به ذهنم نمي‌رسد و در كليات اثر تغييري را دوست ندارم و نسبت به ساختار آن «اي كاش» ندارم و اين نشان دهنده آن است كه در زمان نگارش، ناخودآگاه و خودآگاه من به گونه‌اي فعال بوده كه آن اثر به ساختار مناسب خودش دست پيدا كرده و جايگاه خودش را يافته است.
*‌ در زندگي شما  -چه در تحقيقات و چه در زندگي نويسندگيتان- چه كسي بيشتر موثر بوده است؟
*‌*‌ كسي را به طور مشخص نمي‌توانم نام برم اما مي‌توانم ادعا كنم كه خواندن زندگي بزرگان چه نويسنده چه فيلسوف يا هر كسي كه كار بزرگي كرده، در روند زندگي‌‌ام بي‌اثر نبوده. در اين باره، به اين نكته پي‌برده‌ام كه هر انساني، اگر به جايگاه والايي رسيده، دو علت داشته است: يكي جديتش در كارها و ديگري همتش و تركيب اين دو باعث مي‌شود يك نويسنده، يك شاعر و يك هنرمند و هر انسان شاخصي بتواند به آنچه مي‌خواهد دست پيدا كند. تنها استعداد براي پيشرفت يك هنرمند كفايت نمي‌كند بلكه شخصيت نويسنده است كه مي‌تواند آن استعداد را آنگونه كه بايد پرورش دهد.
اما آنچه كه نه به عنوان شخص، بيشترين تاثير را در زندگي من گذاشت و مسير زندگيم را تغيير داد قرآن است كه روند زندگيم را عوض كرد، به من جهان بيني و به نوشته‌هايم جهت داد و مرا از سرگرداني فلسفي درآورد.
*‌ قرآن را چگونه مي‌خوانديد كه اين تغييرات ايجاد شد؟
*‌*‌ اول ترجمه فارسي را شروع كردم، اما كم‌كم متوجه شدم كه بايد قرآن را با تفسير بخوانم و اين براي درك شأن نزول آيات لازم است. مطالعه در تفسير قرآن يك سال و نيم طول كشيد و من در اين مدت به هر تفسيري مراجعه مي‌كردم و نظر مفسران مختلف را با هم تطبيق مي‌دادم و اين باعث شد كه نسبت به قرآن اشراف خوبي پيدا كنم. از 24 اثر من 15 كتاب برگرفته از قرآن است و اين نشان دهنده تاثير اين كتاب مقدس است كه نقطه عطفي در زندگي نويسندگي من شد. بعضي از كتاب‌ها هم كه مستقيما از قرآن برگرفته نشده تفكر ديني بر آن حاكم است.
*‌ آيا شرايط جغرافيايي هم بر نويسندگي شما موثر بوده؟
*‌*‌ فكر مي‌كنم در نوع نگاه من به آدم‌ها بسيار موثر بوده است. تهراني هستم و شايد به همين دليل افق ديدم وسيع باشد زيرا تجربه‌هاي بسياري در اينجا است كه براي يك جوان شهرستاني وجود ندارد و شايد هيچ يك از اين تجربه‌ها در محيط‌ها و در شهرهاي ديگر فراهم نمي‌شود. انقلاب در زمان كودكي و نوجواني من اتفاق افتاد كه عظمت آن در تهران ديدني‌تر از جاهاي ديگر بود و بسياري از نويسندگان، آرزو و دغدغه ديدن آن تجربه‌ها را داشتند كه براي من فراهم بود.
*‌ آيا در خواندن كتاب و داشتن مطالعه، استعداد يا عوامل ديگري  تاثيرگذار است؟
*‌*‌ خواندن كتاب يك نياز است، يعني بشر به دلايل مختلف مطالعه مي كند. سطحي‌ترين دليل آن رفع كنجكاوي است و بالاترين علتش افزودن سطح دانش خود و كسب تجربه است. البته به هر حال، استعداد علاقه مي آورد، با سياست‌هايي كه اعمال مي‌شود مي‌توان افراد را كتابخوان بار آورد. قطعا كتابخواني يك روش تربيتي مي‌خواهد. بهتين الگو در كتابخواني پدر و مادرند كه اگر همان طور كه براي كارهايشان برنامه‌ريزي مي‌كنند ساعتي در شبانه‌روز را به مطالعه اختصاص دهند، بچه‌ها هم همين‌گونه بار مي‌آيند زيرا بچه به طور مستقيم و غيرمستقيم تحت تعليم رفتار پدر و مادر است و الگوي بعد مدرسه است كه رفتار عمومي را در آن مي‌بيند. در جايي كه نه دانش‌آموزان به طور عموم اهل كتاب‌خواندنند و نه معلم دغدغه‌اي براي مطالعه دارد، چه انتظاري مي‌توان از وي داشت؟ حتي اگر كتابخانه‌اي هم در مدرسه‌اي هست تقريبا مورد بي‌اعتنايي واقع مي‌شود و اين باعث خواهد شد كه خود به خود كتابخواني از حافظه جامعه ما پاك شود و اگر هم پاك نشود، به عنوان كاري است كه در آخرين بخش از تصميم‌گيري‌ها است و در اولويت قرار ندارد. ارتقاي سطح فرهنگ جامعه به وسيله مطالعه و كتابخواني، باعث مي‌شود در بسياري از هزينه‌ها صرفه‌جويي شود و اين آموزش، يعني همان تربيت صورت گرفته كه البته بايد سيستماتيك باشد تا هر انساني نسبت به آسيب‌هاي اجتماعي كه نتيجه ناآگاهي است، مصونيت پيدا كند.
*‌ چه راهكارهايي را پيشنهاد مي‌كنيد؟
*‌*‌ در خصوص جذب افراد به مطالعه، جامعه شناسان و روان‌شناسان بايد در بالاترين سطح، طراحي و تلاش كنند كه چگونه اين امر در جامعه ترويج پيدا كند. در اختيار قرار دادن رايگان كتاب به افراد  نيز مي‌تواند به عنوان روش جذبي بيان شود. كتابخواني را به عنوان يك مساله تربيتي بايد پيش از دبستان شروع كرد. بايد ياد بگيريم كه كتاب را به عنوان يك كالاي با ارزش در مناسبت‌ها اهدا كنيم. آن را از حالت تزئيني بيرون بياوريم و اين شايد يكي از روش‌هاي موثر باشد. غير از اين‌ها، وظايفي به عهده ارگان‌هاي دولتي است كه با انجام آن، اين امر در جامعه ترويج پيدا خواهد كرد.
*‌ هدف سوژه‌هاي شما بيشتر چه كساني‌اند؟
*‌*‌ من سال‌ها به اين عنوان شهرت داشتم كه به مسايل خانم‌ها خوب پرداخته‌ام. نمونه آن، مجموعه داستان «كلاهي از گيسوي من» است كه از هفت داستان، پنج مورد آن به خانم‌ها پرداخته شده و نيز مجموعه داستان حضور كه همين اتفاق در آن افتاده است و همچنين در كتاب دلاويزتر از سبز. البته معتقدم كه در پرداخت شخصيت نويسنده موظف است كه عدالت را رعايت كند و رعايت عدالت يعني اين كه حقوق هر كسي در جايگاه خودش برآورده شود. حتي بيشتر از عدالت رعايت تقسيط مهم است يعني حق هر كسي را به اندازه استعدادش عطا كردن. به همين دليل به خانم‌ها به عنوان نيمي از وجود انسان كه بسيار در زندگي مردها نقش تعيين كننده‌اي دارند و همين‌طور به آقايان، مي‌پردازم. اما فكر مي‌كنم كفه ترازو بيشتر به نفع خانم‌هاست!
*‌ آيا به عنوان يك نويسنده از طرف ارگان‌هاي رسمي به سفر خارج از كشور اعزام شده‌ايد؟ يا به تعبير ديگر چه حمايت‌هايي از طرف اين ارگان‌ها از شما صورت مي‌گيرد؟
*‌* خير، به سفري اعزام نشده‌ام. حتي بيمه هم نيستم و به طور حرفه‌اي از فيلمنامه‌نويسي و فيلم‌سازي ارتزاق مي‌كنم.
*‌ تيراژ كتاب‌هايتان چگونه است؟
*‌*‌ رمان «ملاقات با شب آفتابي» امسال به چاپ ششم رسيده است. اساسا كارهايي كه با انتشارات خصوصي بوده معمولا هر دو سال يك بار به چاپ جديد رسيده از جمله كتاب «شعر به انتظار تو» كه سال گذشته در انتشارات نيستان به چاپ دوم رسيد يا كتاب «ظهور» كه چاپ اول آن امسال وارد بازار شد، حدود يك ماه پيش به چاپ دوم رسيد. «ملاقات در شب آفتابي» و «كلاهي از گيسوي من» به عنوان اولين مجموعه داستان مورد استقبال قرار گرفته است. آثار من با جامعه ارتباط برقرار كرده اما شايد هدف‌گيري من در انتخاب بعضي از ناشران باعث شده تا برخي از آثار در همان چاپ اول يا دوم بمانند!
*‌ خودتان براي تشويق فرزندانتان و ايجاد انگيزه براي مطالعه آن‌ها چه كارهايي مي‌كنيد؟
*‌*‌ قطعا من براي آن‌ها الگو هستم و آن‌ها هم علاقه‌مند به مطالعه و كتابخوان هستند. البته مراقبت‌هايي را دارم از جمله اين كه كتابي متناسب با سن و سالشان بخوانند نه آنچه كه باعث اضطرابشان مي‌شود. زيرا اگر كتاب متناسب با سن و سال خودشان نباشد تاثير شخصيت‌هاي مختلف و تجربه‌هاي خاصي كه كرده‌اند، نه تنها كمكشان نمي‌كند بلكه به دليل نداشتن آن تجربيات، آن‌ها را نسبت به دنيا مضطرب مي‌كند. بنابراين سعي مي‌‌كنم در انتخاب كتاب، همه جوانب را در نظر بگيرم تا متناسب با دركشان باشد. اگر اينگونه باشد مطالعه برايشان لذت بخش‌تر مي‌شود. من دوست دارم فرزندانم نسبت به پيرامونشان مقاومت و آگاه باشند و نيز با عزت نفس بالا، تا در مقابل مشكلات در نمانند.
*‌ همسرتان چقدر در نويسندگي شما تاثيرگذار بوده‌اند؟
*‌*‌ ايشان خودشان دست به قلم هستند. 6 اثر دارند و در مطبوعات نيز نقد مي‌نويسند و به عنوان يك زن آگاه نسبت به مقوله نويسندگي، هرگز مخل نوشتن من نبودند و اتفاقا شرايط را به صورت بسيار عالي برايم فراهم كرده‌اند و اين در آرامش من در نوشتن بسيار موثر بوده است. 



                                           '''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
                            علي مؤذني از نگاه فرزام شيرزادي (داستان نويس)
                                 هويت مستقل در فرهنگ مذهبي

علي مؤذني با توجه به تعداد‌ آثاري كه طي چند سال اخير نوشته و منتشر كرده، به عنوان يك نويسنده حرفه‌اي، در معناي فني و فرهنگي كلام، شناخته شده است. مؤذني را مي توان يكي از اندك كساني دانست كه در حوزه ادبيات جنگ، چهره شاخص و درخشاني از خود نشان داده‌اند. كار و ديدگاه او در قلمرو داستان از اصالت، اقتدار و استقلال سخن مي گويد. بارزترين مشخصه دروني و بيروني داستان‌ها و رمان‌هاي مؤذني، ناظر بر هويتي مستقل در عرصه فرهنگ مذهبي است. شايد جوهره مذهبي آثار او را از اين ديدگاه، بتوان فراتر از انتزاع و حتي تعهدهاي صرف اخلاقي برآورد كرد.
يكي ديگر از ويژگي‌هاي آثار اين نويسنده، واقع نمايي در داستان است؛ كتاب‌هاي «ظهور» و «ملاقات در شب آفتابي» چنان قدرتي در واقع‌نمايي جزء به جزء داستان دارند كه خواننده براي پذيرفتن وقايع، ترديدي به دل راه نمي دهد. از سويي انگار هر سوژه و موضوعي كه سراغ موذني مي‌آيد براي داستاني شدن است. نوع نگاهي كه او در اكثر داستان‌هايش دارد، برگرفته از مذهب و فرهنگ ملي است، اما خواننده حس نمي‌كند كه گويا چيزي مثلا «فرهنگي» را به اجبار به خورد او مي‌دهند آن هم با چاشني‌هاي نامطبوع!
بد نيست به عنوان نكته آخر، نظر او را در اين خصوص بدانيم. او درباره ديدگاه اخلاقي‌اش در داستان چنين مي گويد: «با هر ديدگاهي، آنچه برايم مهم است، پرداخت داستان است؛ چرا كه اگر اين مهم صورت گيرد، شأن آن ديدگاه هم حفظ شده است. بنابراين تعهد من در اينجا تنها به پرداخت اثر است، نه آن كه من مصلح اجتماعي باشم و بخواهم مثلا با نوشتن داستان‌هاي مذهبي، مروج اخلاق باشم يا با پرداختن به اساطير ايراني، كاري را انجام دهم كه فردوسي خود را در يك دوره تاريخي، به انجام آن ملزم مي‌دانست.
من، هم و غمي جز پرداخت داستانم ندارم، چون مي‌دانم اگر در اين پرداخت موفق شوم، در برابر آنچه ملي يا مذهبي است، اداي دين كرده‌ام.
اعتقادم اين است، هر موضوع يا مضموني كه سراغ من مي‌آيد، تنها به قصد داستان شدن است، چون آن‌ها براي اين كه با طراوت بمانند، به داستاني شدن خود سخت راغبند و از آنجا كه من، هم ايراني‌ام و هم مسلمان، در معرض اين موضوع‌ها و مضامينم.


كتابشناسي علي موذني
1- كلاهي از گيسوي من (مجموعه داستان) انتشارات برگ 1368
2- كيسه بوكس (نمايشنامه) انتشارات نمايش 1369
3- نوشدارو (رمان) انتشارات جويا 1370
4- دلاويزتر از سبز (مجموعه داستان) انتشارات برگ 1371
5- قاصدك (داستان) دفتر ادبيات و هنر مقاومت 1372
6- مسيحايي (فيلمنامه) انتشارات برگ 1372
7- بشارت (داستان بلند) محراب انديشه 1372
8- هاقيل (نمايشنامه) دفتر نمايشنامه‌هاي مذهبي 1373
9- دريايي (نمايشنامه) دفتر نمايشنامه‌هاي مذهبي 1373
10- دوستي (داستان بلند) انتشارات برگ 1373
11- سفر ششم (رمان) محراب انديشه 1373
12- كشتي به روايت توفان (داستان بلند) انتشارات مدرسه 1373 (1378 چاپ چهارم)
13- ملاقات در شب آفتابي (رمان) انتشارات قدياني 1374 (1386 چاپ ششم)
14- در انتظار شاعر (داستان) انتشارات همراه 1375
15- نه آبي نه خاكي (رمان) دفتر ادبيات و هنر مقاومت 1375 (1386 چاپ دوم)
16- ارتباط ايراني (رمان) دفتر ادبيات انقلاب اسلامي 1376
17- حضور (مجموعه داستان) انتشارات برگ 1376
18- شب نامه (فيلمنامه 5 جلد) انتشارات قدياني 1381
19- چهار فصل (داستان) انتشارات طه 1383
20- مفرد، مذكر، غايب (نمايشنامه) انتشارات جمكران 1384 (1384 چاپ سوم)
21- شعر به انتظار تو (مجموعه داستان) انتشارات نيستان 1385
22- ظهور (رمان) انتشارات نيستان 1386

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها