به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهر کتاب نیاوران در عصر سهشنبهای پاییزی، میزبان هفتاد و سومین جلسه از نشستهای فرهنگی «عصر سهشنبههای بخارا» بود. این نشست که با هدف ایجاد پل ارتباطی میان نویسندگان، منتقدان و مخاطبان برگزار میشود، این بار به واکاوی رمان «جاسوسان شمسآباد بالا» اختصاص داشت؛ اثری که توسط نشر تاریخ ایران منتشر شده و تلاش میکند تا با نگاهی طنزآمیز، یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخ معاصر ایران را روایت کند. در این نشست، منصوره اتحادیه، ناهید طباطبایی، پریناز علیش قرهگوزلو، سمیرا دردشتی و علی دهباشی با نگاههایی متفاوت، به کالبدشکافی این اثر پرداختند.
هنرمندی در مرز دو جهان؛ از بوم نقاشی تا دنیای روایت
پریناز علیش قرهگوزلو، نویسنده و نقاش ایرانی که از مادری ایرانی و پدری مصری متولد شده، در ابتدای سخنان خود به مسیری پرداخت که او را از دنیای رنگها به دنیای کلمات رساند. او که دوران تحصیل خود را در تهران، سوئیس و آمریکا گذرانده و در زمینههای سینما، نقاشی و نویسندگی تخصص دارد، بر پیوند ناگسستنی میان هنرهای تجسمی و ادبیات تأکید کرد.
علیش قرهگوزلو اظهار داشت: «حرفه اصلی من نقاشی است و آثارم در گالریهای مختلفی از نیویورک تا دبی به نمایش درآمده است، اما معتقدم خلاقیت، فارغ از ابزار، یک جریان واحد است. نویسندگی و نقاشی هر دو تلاشی برای ثبت جهان هستند؛ تنها تفاوت در این است که گاهی مداد را کنار میگذاریم و قلم را به دست میگیریم.» وی اشاره کرد که تجربه زیست در فرهنگهای مختلف و تحصیل در کشورهای غربی، به او کمک کرده است تا بتواند با نگاهی جامعتر، تضادهای فرهنگی موجود در رمانش را به تصویر بکشد.
طنز؛ ابزاری برای تابآوری و روایت حقیقت
یکی از محورهای بنیادین این نشست، بررسی فلسفه استفاده از «طنز» در یک رمان تاریخی بود. نویسنده با اشاره به این نکته که طنز در وجود ایرانیان نهفته است، گفت: «ما ایرانیها حتی در سختترین لحظات، نوعی شوخطبعی را حفظ میکنیم. طنز برای من ابزاری بود تا بتوانم مسائل بسیار جدی و تلخ تاریخی را بهگونهای مطرح کنم که باعث افسردگی مخاطب نشود.»
او با استناد به دیدگاه چارلی چاپلین که معتقد بود زندگی از نمای نزدیک تراژدی و از نمای دور کمدی است، توضیح داد که فاصله زمانی ما با وقایع سال ۱۳۲۰، اجازه میدهد تا با نگاهی کمدی به تضادهای آن دوران بنگریم. به گفته او، طنز به نویسنده آزادی میدهد تا بدون ترس از قضاوتهای سخت، حقیقت را در قالب شوخی روایت کند و مخاطب را به تفکر وادارد.

جاسوسان شمسآباد بالا؛ بازسازی اتمسفر ۱۳۲۰
رمان «جاسوسان شمسآباد بالا» در تابستان سال ۱۳۲۰، همزمان با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم، روایت میشود. محور داستان خانواده «عظیمی» است که در باغی در شمال تهران زندگی میکنند. این باغ در رمان، فراتر از یک مکان، به عنوان یک «شخصیت» عمل میکند؛ مکانی که در آن، در حالی که بیرون از دیوارهای باغ، هرجومرج، جاسوسبازیها و تنشهای سیاسی میان انگلیس، روسیه و آلمان جاری است، در درون آن، زندگی اشرافی با همان آرامش و سنتهای قدیمی ادامه مییابد.
نویسنده برای خلق این فضای ملموس، از منابع متنوعی استفاده کرده است. او میگوید: «من روزنامههای آن دوران را زیر و رو کردم، خاطرات مکتوب را خواندم و ساعتها به روایتهای شفاهی مادرم و مادربزرگم گوش سپردم. شخصیتهایی مانند «میس جونز»، معلم انگلیسی، یا دامادان خانواده با ویژگیهای متضاد، همگی ترکیبی از واقعیتهای تاریخی و تخیلات داستانی هستند تا تصویری جامع از آن دوران ارائه دهند.»
تاریخ اجتماعی مستخدمین؛ صدای گمشده در اسناد
پریناز علیش در بخش تحلیلی نشست، با ورود به مبحث «تاریخ اجتماعی»، به یکی از نقاط قوت رمان پرداخت: توجه به جایگاه مستخدمین خانگی. با اشاره به اینکه تاریخ معمولاً توسط پیروزان و اربابان نوشته شده، بر اهمیت ثبت صدای قشر فرودست تأکید کرد.
او با ارائه آماری از اسناد نفوس تهران در سال ۱۲۴۸ شمسی، اشاره کرد که حدود ۱۱ درصد از جمعیت تهران را خدمه و خدمتکاران تشکیل میدادند. وی توضیح داد: «دسترسی به اطلاعات درباره زندگی خصوصی مستخدمین سخت است، زیرا اسناد پراکنده هستند. اما من سعی کردم از طریق منابعی چون "سیاهه" (دفترهای خرج خانه) و مکاتبات خصوصی، به زندگی آنها نزدیک شوم.»
در این رمان، رابطه ارباب و مستخدم تنها یک رابطه مالی نیست، بلکه نوعی «حمایت متقابل» است که در نبود نهادهای دولتی، جایگزین امنیت اجتماعی شده بود. نویسنده با تبیین سلسلهمراتب خدمه (از ننه و دده گرفته تا للی و نوکران مرد)، نشان داد که هر فرد در این ساختار، جایگاه و منزلت خاصی داشته است و این روابط پیچیده، بخشی از هویت اجتماعی آن دوران را میساخت.

عاملیت زنان؛ میان سنت، مدرنیته و سکوت
تحلیلگران نشست، بهویژه سمیرا دردشتی، بر محور «زنانگی» در رمان تمرکز کردند. در رمان «جاسوسان شمسآباد بالا»، زنان دارای «عاملیت» هستند؛ آنها در فضای خانه تصمیم میگیرند، عشق میورزند و حتی در لایههای زیرین، با ساختارهای پدرسالارانه میجنگند.
یکی از نکات قابل توجه، بررسی وضعیت زنان در دوران گذار بود. در حالی که نسلهای قدیمیتر حافظ سنتها بودند، نسلهای جوانتر (مانند شخصیت گلوریا) با تحصیل و ورزش، در حال تجربه نوعی آزادی جدید بودند. همچنین، نویسنده با به تصویر کشیدن زنان خارجی در رمان، از کلیشههای شرقشناسانه فاصله گرفته و آنها را در سطحی همپایه با زنان ایرانی نشان داده است؛ تعاملی که نشاندهنده شروع دوران مدرنیته در لایههای اجتماعی است.
پارادوکس مدرنیته؛ زبان فرانسوی و تفکر سنتی
در ادامه بحثها، به تضادهای رفتاری اشراف قاجار پرداخته شد. منتقدان خاطرنشان کردند که این طبقه، «دریچه ورود مدرنیته» به ایران بود؛ افرادی که در خارج تحصیل کرده و به زبانهای اروپایی تسلط داشتند، اما به محض بازگشت به خانه، دوباره در دل سنتهای سختگیرانه و نظام اربابرعیتی غرق میشدند.
نمونه بارز این پارادوکس در رمان، صحنههایی است که شخصیتها با زبان فرانسوی (نماد تمدن) درباره «اصل و نسب» و «آبرو» (نماد سنت) بحث میکنند. این تضاد، نشاندهنده این حقیقت است که مدرنیته در آن دوران، بیشتر در قالب ابزارها و ظاهر (مانند خودرو و لباس) وارد شده بود، اما ساختارهای ذهنی همچنان در بند سنتهای قدیمی بودهاند.
ادبیات به مثابه تاریخ
در پایان نشست، علی دهباشی و سایر سخنرانان بر این نکته تأکید کردند که رمانهای تاریخی مانند «جاسوسان شمسآباد بالا»، در واقع بازخوانی تاریخ به شیوه تخیلی هستند. آنها اشاره کردند که اگر تاریخ رسمی، روایت پیروزان باشد، ادبیات، روایت مردم است و تنها از طریق آن است که میتوانیم نبض زندگی واقعی مردم را در هر دوره احساس کنیم.
پریناز علیش قرهگوزلو در پایان سخنانش، با قدردانی از نشر تاریخ ایران و مجله بخارا، بر اهمیت نقد تأکید کرد و گفت: «نقد، حکم آب و هوا را برای حیات هنرمند دارد و تنها چیزی است که باعث میشود نویسنده در مسیر تکامل، فروتن بماند.» این نشست با استقبال گسترده مخاطبان و امضای نسخههای کتاب توسط نویسنده به پایان رسید.
نظر شما