سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملّی جمهوری اسلامی ایران، چاپ سوم کتاب «روزگار بیقراری» را در ۴۴۴ صفحه با اصلاحات و ساختاری جدید، چاپ و روانه بازار نشر کرد. تحقیق و تدوین این اثر را مصطفی نوری انجام داده است. با انتشار این اثر تعداد منشورات سازمان به ۱۶۸۶ عنوان رسید.

سوم شهریور ۱۳۲۰ ارتش متفقین (انگلستان و شوروی) ) بدون توجه به اعلام بیطرفی دولت ایران در جنگ جهانی دوم، وارد ایران شدند و یک دوره پرآشوب و ناآرامی را از نظر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در تاریخ ایران رقم زدند. در این روزگارِ نوظهور علاوه بر بحران دموکراسیخواهی که با بازشدن فضای سیاسی زمینه بروز و ظهور یافته بود، مجموعهای از عناصر نوظهور اجتماعی و عوامل مسبوق به سابقه محلی که بهطور کلی میتوان آن را میراث برجایمانده از ادوار گذشته خواند، در بلایا و مصائبی که بر جامعه سایه افکنده بود، تأثیر مستقیم گذاشتند.
هدف عمده آنها از اشغال ایران عبارت بود از دستیابی به راههای ارتباطی کشور برای کمکرسانی به شوروی، استفاده از منابع نفتی کشور، اخراج کارشناسان و اتباع آلمانی برای جلوگیری از اقدامات خرابکارانه آنها در رابطه با راههای ارتباطی و چاههای نفت و از بین بردن احتمال کودتا ازسوی طرفداران آلمان نازی و در نهایت ایجاد آمادگی برای جنگ در سرحدات ایران در صورت رسیدن ارتش آلمان به کشورمان. سفرای دو کشور اشغالگر در یادداشت تقدیمی به مقامات ایرانی انگیزه این اقدام خود را تمایلات آلمانگرایی در سیاست خارجی ایران ذکر کردند. آنها معتقد بودند که این تمایلات موجب افزایش فعالیت جاسوسان آلمانی در ایران شده است و اگر این چنین ادامه یابد، ایران تبدیل به پایگاهی برای انجام عملیات تبلیغاتی و خرابکارانه علیه دولتهای انگلستان و شوروی خواهد شد.
علی منصور، نخستوزیر وقت ایران، به مذاکره با نمایندگان دو دولت پرداخت اما به علت آنکه به هیچ نتیجه مطلوبی دست نیافت و دیگر خود را قادر به اداره امور نمیدید از مقام خود استعفا داد و محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) سررشته امور را در دست گرفت. حضور متفقین در ایران از جنبههای مختلفی قابل طرح و بررسی است. با یورش نیروهای بیگانه تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی ایران پایمال اجانب شد و این مساله باعث شد کشورمان تا مدتهای مدیدی نتواند خود را از قید و بند قدرتهای سلطهگر برهاند. از نظر اقتصادی، با آنکه ایران درگیر مشکلات عدیدهای بهخصوص قحطی و گرانی مایحتاج عمومی بود، باید عهدهدار مخارج میهمانان ناخوانده خود نیز میشد. تمامی راههای کشور بهخصوص خطوط راهآهن و شوسه تحت کنترل نیروهای اشغالگر درآمد. نیروی کار ایرانی برای تهیه تدارکات ارتشهای درگیر در جنگ، با نازلترین دستمزد بهکار گماشته شد. منابع نفتی کشور غارت شد و بحران غذایی در کشور به اوج خود رسید. همراه با تمامی این مسائل، سیاستهای پولی مهاجمان و تحمیل مخارج ارتش اشغالگر و هزینههای کمکرسانی به شوروی، ملت ایران را با مشکلات عدیدهای روبهرو ساخت.
توقف واردات به کشور به علت جنگ، عایدات گمرکی را که یکی از عمدهترین منابع درآمد دولت بود به حداقل رساند و هرج و مرج موجود در کشور نیز جمعآوری هر نوع مالیات را غیرعملی ساخته بود. وضع غیرعادی کشور که ناشی از تحمیل جنگی ناخواسته بود، همراه با مخارج سنگین و کمرشکن نیروهای متفقین در ایران، فشارهای تورمی را افزایش میداد و دولت ایران برای مقابله با آن تنها به افزایش نشر اسکناسهای در جریان میپرداخت که خود امری نگرانکننده بود.اشغال ایران از نظر نظامی نیز نتایجی شوم و غیرقابل انکار داشت. با صدور دستور رضاشاه مبنی بر ترک مقاومت در ششم شهریور، ارتشی که رضاشاه با صرف بودجه و هزینههای گزاف ایجاد کرده بود، به یکباره فروریخت و نتوانست در برابر حمله متفقین، جز مقاومتی بسیار اندک، کاری انجام دهد.حضور قوای بیگانه از نظر فرهنگی - سیاسی نیز ایران را دستخوش دگرگونی و تحولاتی بزرگ کرد.

در این باره، کتاب روزگار بیقراری به تحولات مازندران، گرگان و ترکمنصحرا در خلال سالهای ۱۳۲۵-۱۳۲۰، یعنی روزگار اشغال ارتش سرخ پرداخته است. این کتاب به تحولات مازندران، گرگان و ترکمنصحرا در خلال سالهای ۱۳۲۵-۱۳۲۰، یعنی روزگار اشغال ارتش سرخ میپردازد. مؤلف نخست به مسائل مهمِ میراث اجتماعی برجایمانده از گذشته چون شکلگیری اداره املاک اختصاصی رضاشاه و شهرهای کارگری مانند شاهی، بهشهر و چالوس نظری افکنده است. وی چندوچون اشغال صفحات مازندران و گرگان توسط ارتش سرخ و مسائلی نظیر تصرف اماکن، غارت قصرها، خسارت مالی به اهالی در روزهای نخست اشغال، تأمین مایحتاج نظامیان سرخ و بهرهبرداری از راهآهن از یکسو و بازداشت ترکمنها و نظامیان ایرانی و تجاوزات قوای شوروی در سالهای نخست از سوی دیگر، در فصل دوم گنجانده است و در فصول بعدی نیز به ناآرامیهای مازندران، زندگی توده فرودست جامعه و درگیریهای ایجاد شده در شهرهای مازندران و ... پرداخته است.

فصل نخست به «میراث برجای مانده» اختصاص دارد. شکلگیری تشکیلات اداره املاک اختصاصی رضاشاه با غصب املاک عمدهمالکان و خردهمالکان و تبعید و زندانیکردن آنها، شکلگیری شهرهای کارگری چون شاهی (قائمشهر کنونی)، بهشهر و چالوس بهواسطه تأسیس کارخانجات و راهآهن در نیمه دوم سلطنت رضاشاه و در پی آن ورود چندین هزار کارگر آذربایجانی برای کار در کارخانهها و راهآهن از عمده میراث برجای مانده بود که تأثیر مستقیمی بر تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سالهای اشغال داشت.
در فصل دوم با عنوان «در هجوم طوفان سرخ»، چند و چون اشغال صفحات مازندران و گرگان توسط ارتش سرخ و مسائلی نظیر تصرف اماکن، غارت قصرها، خسارت مالی به اهالی در روزهای نخست اشغال، تأمین مایحتاج نظامیان سرخ و بهرهبرداری از راهآهن از یکسو؛ و بازداشت ترکمنها و نظامیان ایرانی و تجاوزات قوای شوروی در سالهای نخست از سوی دیگر، گنجانده شده است.

فصل سوم با عنوان «طغیان و یاغیگری» گزارشی تحلیلی از ناآرامیهای مازندران و پیامدهای فرار نظامیان ایرانی بر اساس دستور ترک مقاومت ستاد ارتش و متعاقب آن مسلحشدن گروههای محلی با اسلحه و مهمات آنها، بروز یاغیگری، تصفیهحسابهای محلی و سرقتهای مسلحانه است.
در فصل چهارم که زمین غوغا کرده است، به رویدادهای قابل ملاحظهای شامل: فرو ریختن تشکیلات «ادارۀ املاک اختصاصی»، آزادی زندانیان و تبعیدیها، امید مالکان برای دستیابی به املاک غصبشده، شکایات متعدد از اجحافات کارپردازان «ادارۀ املاک اختصاصی»، تصویب «لایحۀ استرداد املاک» در مجلس، بازگشت خوانین بر سر املاک سابق خود پرداخته شده است.
«گذران مشقتبار زندگی» عنوان مهمترین مباحث عمومی جنگ در خلال سالهای اشغال در فصل پنجم است که به زندگی تودۀ فرودست جامعه، کمبود مایحتاج زندگی همراه با قاچاق برنج، سهمیهبندی و کوپن، احتکار و گرانی روزافزون، شیوع بیماریهایی نظیر حصبه، تیفوس و مالاریا و نیز وقوع بلایای طبیعی مانند زلزله، و واقعۀ ۱۷ تیر ۱۳۲۲ در ساری برای دستیابی به برنج، و تلاش برای یافتن مرهمی بر زخمهایی زندگی اختصاص دارد.
ششمین فصل کتاب، «خروش کارگران» نام دارد. درگیریها و اتفاقاتی در شهرهای کارگری مازندران در فاصلۀ زمانی شهریور ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۲۳، محاکمۀ کارگران بهشهر، شکلگیری اتحادیههای کارگری و کلوپهای حزب توده و شروع درگیری حزب توده با هواداران سیدضیاءالدین و حزب وطن از مهمترین مضامین این فصل است.
در برگ هفتم روزگار بیقراری، «قدرت بلامنازع» روسها از تابستان سال ۱۳۲۳ به بعد رقم خورده است. در این فصل، تبعید مخالفان سیاسی شوروی از صفحات شمالی ایران، خودسریهای روزافزون افسران و سربازان روس و نیز شکلگیری انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی تبیین شده است.

در فصل هشتم «پس از کنگره»یِ تابستان ۱۳۲۳، تقویت شاخۀ حزب توده در مازندران با حضور احسان طبری و رضا ابراهیمزاده، صفآرایی جدی بین حزب توده و حزب وطن، ماجرای نفت شمال و هواداری حزب توده از خواستۀ شوروی، آزادی عملی که حزب توده برای گسترش شعبههای خود در خلال زمامداری مرتضیقلی بیات بهدست آورد، و نیز درگیریهای مکرر احزاب توده و وطن در این ایام، موضوع اصلی بحث قلمداد شده است.
«خیزش مجدد» در فصل نهم که از اواخر فروردین ۱۳۲۴ تا پایان همان سال در مسائل حزبی مازندران و گرگان روی داده، با رخدادهایی چون: درگیریهای مسبوق به سابقۀ حزبی، استقرار احمد قاسمی در تشکیلات شرق استان مازندران، قیام افسران خراسان، درگیریهای شهریورماه بهخصوص «جنگ پل سهتیر»، انعکاس وقایع آذربایجان و شکلگیری حزب جنگل در زمستان همان سال، و نیز انعکاس اعلام خودمختاری در آذربایجان، انتخابات «انجمن ایالتی و ولایتی» و قتل حامد اسدی از رهبران جنبش دهقانی در گلوگاه همراه است.

آخرین فصل کتاب مربوط به اتفاقات سال ۱۳۲۵ و «سال سرنوشتساز» رقم خورده است. این برگ اختصاص دارد به: ترک روسها پس از حدود پنج سال از ایران، استقرار قوای نظامی ایران، بهاوج رسیدن درگیری رضا روستا با احسان طبری، کشتهشدن آبا آبایی معلم ترکمن، شکلگیری حزب دموکرات ایران در صفحات مازندران و گرگان و درگیری آن با حزب توده، اوجگیری اختلافات حزب توده با هیئت حاکمه در ۱۳۲۵، درگیری و سرکوب حزب توده همزمان با لشکرکشی ارتش به آذربایجان، و روایت تاریخی مبتنی بر اسناد و گزارشهای برجای مانده که موضوعِ اثری از جلال آلاحمد با عنوان «از رنجی که میبریم» است.
در بخش پیوست، نخست گزارش مبسوط دکتر هاشم افراشته صاحب امتیاز و مدیر روزنامه دموکرات ایران در باب اوضاع مازندران و فعالیتهای حزب توده و سپس به متن بازجوییهایی که از محمد برومند و یوسف لنکرانی صورت گرفت، ارائه شده است.
تنظیم گاهشمار حوادث؛ تصاویر رنگی اسناد و عکسها، بهویژه نمایههای تخصصی هشتگانه، شامل: اشخاص؛ اماکن؛ ادارات، سازمانها و نهادها؛ احزاب، دستجات و گروهها؛ اقوام و مذاهب؛ کتابها و مقالات؛ رویدادها؛ روزنامهها و مجلات؛ و در پایان چکیدۀ لاتین، در غنای کتاب و تسهیل در استفاده پژوهشگران، سهم چشمگیری دارند.
نظر شما