سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب(ایبنا)- فاطمه رازیپور؛ کارشناس کتابخانه و موزه ملی ملک: اگر دارایی «حاج حسین آقا ملک» با معیارهای امروز سنجیده شود، ارزش آن به دهها هزار میلیارد تومان میرسد. طبیعی بود چنین ثروتی نسلها در یک خانواده باقی بماند، اما او تصمیم دیگری گرفت؛ تصمیمی که حتی امروز نیز کمنظیر است. حاج حسین آقا ملک، خانواده بزرگتری را برای میراث خود برگزید؛ «مردم ایران». شاید راز ماندگاری نام او نیز همین باشد؛ او تنها اموالش را وقف نکرد، بلکه فرهنگی را پایه گذاشت که بیش از یک قرن است در خاندان ملک استمرار یافته است.

حاج حسین آقا ملک از بزرگترین واقفان فرهنگی ایران بود؛ مردی که ثروت را نه وسیلهای برای تفاخر، بلکه ابزاری برای ساختن آینده میدانست. سالها از عمر خود را صرف گردآوری نسخههای خطی، کتابهای نفیس، آثار هنری، سکهها، تمبرها، فرشها، آثار لاکی، نقاشیها و اشیای تاریخی کرد؛ گنجینهای که اگر دوراندیشی او نبود، امروز بخش قابل توجهی از آن شاید در موزهها و مجموعههای خصوصی خارج از ایران نگهداری میشد. او این مجموعه کمنظیر را با نام «کتابخانه و موزه ملی ملک» وقف آستان قدس رضوی کرد تا میراث فرهنگ و هنر ایران در اختیار همگان قرار گیرد.
اما گستره نگاه او به همین جا محدود نشد. املاک، باغها، اراضی، خانهها و داراییهای فراوانی را نیز وقف کرد تا درآمد آنها صرف آموزش، پژوهش، فرهنگ و خدمات عمومی شود. نگاه او به وقف، نگاهی جامع بود؛ همانگونه که جامعه به سلامت جسم نیاز دارد، به سلامت روح و اندیشه نیز محتاج است. از همین باور بود که بیمارستان چناران برای خدمت به سلامت مردم شکل گرفت و در کنار آن، کتابخانه و موزه ملی ملک به مأمنی برای رشد فرهنگ، دانش و هویت ایرانی تبدیل شد. این دو، در حقیقت، دو روی یک اندیشه بودند؛ خدمت به انسان، هم در جسم و هم در جان.

با این همه، شاید دوراندیشانهترین اقدام حاج حسین آقا ملک، نه گستردگی موقوفاتش، بلکه تضمین ماندگاری آنها بود. او که ارادتی عمیق به حضرت امام رضا(ع) داشت، همه موقوفات خود را به «آستان قدس رضوی» سپرد؛ او باور داشت که وقتی این میراث، در سایه بارگاه رضوی و زیر نظر آستان قدس رضوی اداره شود، میتواند با همان نیت نخستین، در خدمت مردم و فرهنگ ایران باقی بماند. او بهخوبی میدانست که وقف، تنها با تنظیم یک وقفنامه ماندگار نمیشود، بلکه به امانتدارانی نیاز دارد که سالها و نسلها بعد نیز با همان دقت و وفاداری، از آرمانهای واقف پاسداری کنند. از همین رو، در کنار تولیت آستان قدس رضوی، مسئولیت «نظارت استصوابی» بر اجرای دقیق مفاد وقفنامه را به دخترش، «بانو عزتملک ملک»، سپرد. این تصمیم، تنها یک انتخاب خانوادگی نبود؛ بلکه نشانه اعتماد عمیق او به درایت، امانتداری و شناخت دقیق دخترش از اندیشه و آرمانهای پدر بود؛ اعتمادی که بانو عزتملک سالها با دقت و تعهد از آن پاسداری کرد و یکی از مهمترین حلقههای تداوم این میراث ماندگار شد.
بانو عزتملک تنها ناظر بر میراث پدر نبود؛ او ادامهدهنده راه او بود. سالها با دقت و وسواس بر اجرای مفاد وقفنامه نظارت کرد. در کنار این مسئولیت، خود نیز با عشق و شناختی عمیق از هنر ایران، مجموعهای ارزشمند از آثار تاریخی و هنری را گرد آورد؛ آثاری که بسیاری از آنها از معتبرترین حراجهای بینالمللی خریداری شده بود. او سرانجام این مجموعه را نیز به کتابخانه و موزه ملی ملک اهدا کرد تا آنچه از پدر آموخته بود، در عمل استمرار یابد. برای او، وقف تنها بخشیدن یک مجموعه نبود؛ سپردن بخشی از هویت فرهنگی ایران به آیندگان بود.

داستان خاندان ملک با بانو عزتملک پایان نیافت. فرزندان او، «حسینعلی سودآور» و «ابوالعلاء سودآور»، نیز همین مسیر را ادامه دادند. آنان خود را وارث ثروت نمیدانستند؛ وارث مسئولیتی بودند که از نسل پیش به آنان رسیده بود. هر دو، در سالهای مختلف، با اهدای آثار تاریخی، هنری و فرهنگی به کتابخانه و موزه ملی ملک، بر غنای این گنجینه افزودند و نشان دادند که وقف، در این خانواده یک اقدام مقطعی نیست، بلکه به فرهنگی نهادینه تبدیل شده است؛ فرهنگی که هر نسل میکوشد آن را پربارتر از گذشته به نسل بعد بسپارد.
شاید به همین دلیل است که این روایت، پس از بیش از یک قرن، همچنان ادامه دارد. تازهترین جلوه این فرهنگ، اهدای «۵۵ قطعه سکه تاریخی ارزشمند» از سوی «ابوالعلاء سودآور» به کتابخانه و موزه ملی ملک است؛ مجموعهای کمنظیر که از نخستین سکههای استاندارد جهان، ضربشده در سرزمین لیدی، آغاز میشود و تا سکههای دوره قاجار امتداد مییابد. این مجموعه، تنها بر شمار آثار موزه نیفزوده است؛ بلکه بیش از دو هزار و ششصد سال تاریخ پول، اقتصاد، هنر و حکومت را در قالب یک مجموعه پژوهشی در اختیار آیندگان قرار داده است.

شاید ارزش واقعی این مسکوکات، نه در قدمت، کمیابی یا ارزش مادی آنها، بلکه در پیامی باشد که با خود به همراه دارند؛ اینکه چراغ اندیشهای که حاج حسین آقا ملک بیش از یک قرن پیش برافروخت، هنوز روشن است. در خاندان ملک، وقف هیچگاه یک رویداد یا یک مناسبت نبوده است؛ شیوهای از اندیشیدن و زیستن بوده که از پدر به دختر و از مادر به فرزندان رسیده و هر نسل، چیزی بر آن افزوده است.
امروز، هر بازدیدکنندهای که از تالارهای کتابخانه و موزه ملی ملک دیدن میکند، تنها با نسخههای خطی، تابلوهای نقاشی، سکهها یا آثار تاریخی روبهرو نیست؛ او روایت خانوادهای را میبیند که باور داشتند ثروت، زمانی ماندگار میشود که سهمی از آینده یک ملت باشد.
«شاید بزرگترین موقوفه حاج حسین آقا ملک، کتابخانه، موزه یا املاک گسترده او نباشد؛ بزرگترین موقوفه او، فرهنگی است که در خاندان ملک نهادینه شد؛ فرهنگی که هنوز، پس از بیش از یک قرن، همچنان برای ایران وقف میکند.»
نظر شما