چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۳
«سیاست‌نامه» با عباس میرزا آمد

یادنامه اصغر دادبه، پرونده نگاه دوباره به شرق و یادداشت‌هایی به مناسبت دویستمین سال جنگ‌های ایران و روس عمده مطالب «سیاست‌نامه» سی‌وهشتم هستند.

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): سی‌وهشتمین شماره «سیاست‌نامه» فصلنامه اندیشه سیاسی ایران به صاحب‌امتیازی، مدیرمسئولی و سردبیری حامد زارع، ویژه تابستان ۱۴۰۵ منتشر شد.

سیاست‌نامه سی‌وهشتم که در ۱۰ فصل به روزنامه‌فروشی‌ها آمده، با خبرنامه آغاز می‌شود. خبر نخست که به سرای علوم انسانی اختصاص یافته، با عنوان «ایران بعد از جنگ چگونه ایرانی باید باشد؟»، مجموعه ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» را روایت می‌کند. در نشست رونمایی از این مجموعه که با حضور لیلا اردبیلی و جبار رحمانی اعضای هیئت‌علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، همچنین وزیر علوم و رئیس موسسه مذکور برگزار شد، اردبیلی از «پیش‌دستی علوم اجتماعی در پساجنگ»، «جامعه نمی‌تواند آینده‌ای برای خود تصور کند» و «مای جمعی ترک برداشته است» سخن گفت و لب‌کلام رحمانی «پساجنگ پایان جنگ نظامی نیست»، «کار جمعی و میان‌نهادی؛ جنگ به‌مثابه مسئله اجتماعی»، «بازسازی ناموفق در ایران و تروما»، «چهار شاخص برای بازسازی‌های موفق پساجنگ»، «حاکمیت آخرین نهادی است که باید وارد بازی شود»، «چه شد که به این‌جا رسیدیم؟» و «کل ایده کتاب این است که بازسازی خردمندانه باشد» بود. حامد زارع هم با پرسش «چرا ما شکست‌نامه نمی‌نویسیم؟» به گفته‌های سخنرانان واکنش نشان داد.

خبر دوم این شماره که به سراغ مجمع فلاسفه ایران رفته، با عنوان «سه گام پژوهشی در خصوص الحادشناسی»، به معرفی کتاب «الحاد جدید در ایران» اثر نیما نریمانی اختصاص یافته است. فصلنامه در ادامه، خبری با تیتر «یک پژوهش کربن‌شناسانه» معرفی کتاب «ارانوس و دین‌گرایی» ترجمه علیرضا سمنانی، برگزاری نشست تخصصی شرح تفسیر فصوص‌الحکم، همچنین درس‌گفتار وحدت وجود از نگاه ابن‌عربی در دپارتمان فلسفه و عرفان را پیش روی خوانندگان قرار می‌دهد.

سرمقاله این شماره به قلم احمد نقیب‌زاده رئیس شورای علمی مجله با تیتر «شکست یا پیروزی؟» است. وی که معتقد است این پرسش را باید ۱۲۰ سال پس از مشروطه پرسید، می‌آورد: «امروز که ۱۲۰ سال از مشروطه می‌گذرد، جامعه ایران به بیشتر پیش‌شرط‌های لازم برای تحقق دموکراسی دست یافته است، الّا یک شرط فرهنگی که می‌تواند همه آن‌چه را حاصل شده است بر باد دهد، یعنی فقدان فرهنگ دموکراتیک به‌ویژه در بین نخبگان.» به باور وی: «جامعه ایران از هر زمان دیگری برای ورود به دموکراسی آماده‌تر است. درعین‌حال، هنوز هم بخشی از جمعیت کشور در حالت توده‌وار قرار دارند که بستر مناسبی برای عوام‌فریبی و تمامیت‌خواهی فراهم می‌کند.»

اصغر دادبه

«یادنامه» فصلنامه، به سراغ مرحوم اصغر دادبه رفته است. یادداشت نخست «زندگی او و زندگی ما» به‌قلم نصرالله پورجوادی است. پورجوادی در این یادداشت، ضمن تبیین زندگی موقتی و عاریتی انسان و اعتقاد پیشینیان در این باب، می‌نویسد: «من هفته‌ها و روزهای آخر زندگی دوست‌مان دکتر دادبه را به یاد می‌آورم. می‌گفتند هیچ‌چیز نمی‌خورد. نمی‌توانست بخورد. نشسته بود و به زمین چشم دوخته بود و نیم‌نفسی می‌کشید. قدرت این‌که نفس کامل بکشد، نداشت. ما با هم روزهای جوانی را دیده بودیم؛ روزهایی که او در اوج قدرت جسمی و بعد هم ذهنی و فکری بود. در دوران سربازی، در پادگان، وقتی می‌دویدیم، یا در مرکز نشر دانشگاهی وقتی می‌آمد و با هم صحبت می‌کردیم، وقتی پشت میکروفن می‌رفت و با شدت و حدّت از زبان فارسی و از ایران عزیزش و عزیزمان دفاع می‌کرد.»

یادنامه اصغر دادبه به یادداشت محمدجعفر یاحقی نیز آراسته است. وی در این یادداشت با عنوان «هیچ در «به» نتوان گفت چو گفتی که «به» است!» چنین می‌آورد: «اگر سخن او گیرنده و دل‌شکار بود، اگر بعد از هر صحبت او چیزها و خلجان‌هایی در ذهن مخاطب می‌ماند و اندیشه آدمی را به چالش می‌کشید از آن بود که ترزبانی و نکته‌شناسی را از حافظ گرفته بود و نظم فکری و آراستگی اندیشه را از ملاصدرا. یا نه، چه می‌گویم! حافظ برای او کفایت می‌کرد که هم شاعر بود و هم فیلسوف و منتقد اجتماعی و هم زبان‌آور و هم نکته‌شناس.»

داوود اسپرهم هم با عنوان «هر آن‌چه خدای جهان خواست را همان خواهد»، از خاطرات خود با مرحوم دادبه، نکاتی آورده، در وصف وی می‌نویسد: «تنها دل‌سپردگی‌اش ایران و فرهنگ دیرینه‌سال و غنی آن بود. حقیقتاً نسبت به ایران و مفاخر آن نه‌تنها حساس که غم‌خوار و دغدغه‌مند بود.»

عنوان پرونده «سیاست‌نامه» سی‌وهشتم که با همکاری خانه اندیشه‌ورزان و با موضوع جایگاه چین و روسیه در سپهر سیاسی ایران فردا تدوین شده، «نگاه دوباره به شرق» است.

«سیاست‌نامه» با عباس میرزا آمد

فتح‌باب این پرونده، گفت‌وگو با غلامعلی خوشرو با عنوان «سیاست خارجی توسعه‌محور» است که حول محور سیاست نگاه به شرق در پرتو تجربه توسعه چین صورت گرفته است. خوشرو در این گفت‌وگو بر این باور است که بدون شناخت تحولات شتابان چین طی چهار دهه گذشته نمی‌توان درباره سیاست «نگاه به شرق» ایران قضاوتی دقیق داشت. به اعتقاد سفیر و نماینده اسبق ایران در سازمان ملل، سیاست خارجی کارآمد، محصول موازنه‌گرایی و تأمین منافع ملی است، نه جانبداری از شرق یا غرب.

سیاست‌نامه در این پرونده به سراغ حمید بعیدی‌نژاد هم رفته است. دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین ایران در بریتانیا که با محوریت بایدهای نگاه حاکم بر سیاست خارجی ایران و با عنوان « لزوم گذار از دوگانه قدیمی شرق و غرب» سخن می‌گفت، در این گفت‌وگو تأکید دارد که چین و روسیه نیز همچون دیگر قدرت‌های جهانی، روابط خود را بر پایه منافع ملی تنظیم می‌کنند و هرگز حاضر نیستند مناسبات‌شان با غرب را به سود ایران به خطر اندازند.

سیاست‌نامه سی‌وهشتم از سخنان الهه کولایی نیز با تیتر «راهبرد غیرمستقل نگاه به شرق» بی‌نصیب نمانده است. وی که سیاست نگاه به شرق را واکنش به فشارهای مستمر و رو به افزایش آمریکا می‌داند، بر این باور است که سیاست خارجی موفق نه بر اتکا به یک بلوک قدرت، بلکه بر ایجاد موازنه و تنوع‌بخشی به روابط خارجی استوار است. استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران هچنین معتقد است ایران تنها زمانی می‌تواند از ظرفیت‌های ژئوپلیتیک خود بهره ببرد که روابطش را به‌طور هم‌زمان با شرق و غرب توسعه دهد.

پرونده «نگاه دوباره به شرق» مشتمل بر چند یادداشت نیز هست. یادداشت نخست به قلم حمزه صفوی با عنوان «نگاه چینی به نگاه به شرق» است که از منظر «شراکت راهبردی، نه اتحاد»، «مسئله اصلی، اعتماد به تداوم سیاست ایران است» و «تداوم همکاری در نظمی در حال گذار» به روابط دوجانبه دو کشور می‌نگرد.

مهدی سنایی هم در یادداشت «در جست‌وجوی مناسبات متوازن» که در باب سیاست شرقی و رویکرد نگاه به شرق به نگارش درآمده، می‌آورد «توجه ایران به شرق را نه باید انتخابی صرفاً ایدئولوژیک دانست و نه واکنشی صرف به فشار غرب. این رویکرد در تقابل چند عامل شکل گرفته است: تغییر تدریجی قدرت در نظام بین‌الملل و افزایش وزن اقتصادی و سیاسی قدرت‌های آسیایی، محدودیت‌های انباشته در روابط ایران با غرب، و تلاش تهران برای حفظ قدرت مانور در محیطی که گزینه‌های آن محدود شده است.»

«نقد استعاره شرق و غرب» با این محوریت که رقابت اصلی نه میان شرق و غرب، بلکه در تولید دانش و خلق فناوری است، دیگر یادداشت این پرونده به قلم روح‌الله اسلامی دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد است. اسلامی در بخشی از این یادداشت می‌آورد: «می‌توان استدلال کرد که دوگانه‌های شرق و غرب و روایت‌های مبتنی بر آن‌ها بیش از آن‌که مفاهیمی علمی باشند، نوعی زبان سیاسی و فرهنگی‌اند که پیچیدگی جهان را در قالب تصاویری ساده بازنمایی می‌کنند. در مقابل، تحلیل علمی سیاست جهانی مستلزم تمرکز بر متغیرهای قابل مشاهده، منافع ملی، موازنه قدرت، ظرفیت‌های دولت و سازوکارهای واقعی تولید قدرت است. از این منظر، آن‌چه اصالت دارد نه شرق و غرب، بلکه واقعیت‌های عینی، داده‌های تجربی و دانش علمی است که امکان فهم، پیش‌بینی و مدیریت محیط سیاسی را فراهم می‌آورد.»

طیبه محمدی‌کیا عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در «آگاهی بیشتر رفتار استراتژیک ایران» با طرح این پرسش که راهبرد سیاست‌های شرقی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چه پیامدی دارد، مفهوم نگاه به شرق را فراتر از یک سیاست تاکتیکی اقتصادی و یک راهبرد استراتژیک برای کاهش وابستگی به غرب، تنوع‌بخشی به شرکای بین‌المللی و بهره‌برداری از ظرفیت آسیا به شمار آورده، ریشه‌های آن را در سه سطح تاریخی – ژئوپلیتیک، ایدئولوژی ضدسلطه، و اقتصادی – راهبردی جست‌وجو می‌کند.

«عملکرد سیاست نگاه به شرق» به قلم غلامرضا کریمی دانشیار دانشگاه خوارزمی حول محور چشم‌انداز سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به طرح سرفصل‌هایی از این دست می‌پردازد: «سیر تحول راهبرد نگاه به شرق در دولت‌های نهم تا سیزدهم»، «کارآمدی و اثربخشی رویکرد نگاه به شرق»، «جنگ‌های تحمیلی و عملکرد روسیه و چین»، «آتش‌بس و آغاز گفت‌وگوهای ایران و آمریکا»، «سناریوهای آینده: کارآمدی نگاه به شرق در گرو چیست؟» و «آیا نگاه به شرق بدون عادی‌سازی با غرب کارآمد است؟».

حمیدرضا فرتوک‌زاده استاد دانشگاه صنعتی مالک‌اشتر هم یادداشتی دارد با عنوان «فراتر از دوگانه شرق و غرب» حول بازتعریف نسبت ایران با نظم جهانی بر پایه توسعه صنعتی. «توسعه صنعتی؛ مسئله اصلی ایران»، «اضطراب ژئوپلیتیک و صورت‌بندی متفاوت توسعه»، «از شرق‌گرایی تا کلان‌راهبرد»، «توسعه صنعتی؛ مسئله‌ای در گرو حکمرانی»، «اقتصادهای مکمل»، «تجارت راهبردی و زنجیرهای ارزش»، «از نظریه تا سازوکار اجرا» و «فراتر از شرق و غرب» محورهای این یادداشت هستند.

«چرخش ایران به شرق» به قلم محمد زریق از دانشگاه سان‌یات‌سن چین هم حول خوانش چرخش راهبردی به‌سوی چین با محوریت «ایده‌ای کهن در جامعه‌ای نو»، و نهایتاً یادداشت صابر میرزایی مشاور مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت با عنوان «شرق، شریک است نه تکیه‌گاه» با تأکید بر لزوم عبور از روابط تجاری و حرکت به سوی مشارکت‌های فناروانه هم در شمار یادداشت‌های شماره سی‌وهشتم سیاست‌نامه هستند.

عباس کیارستمی

گزارش این شماره، عباس کیارستمی و کنگره نویسندگان ایران را محل مداقه قرار داده است. احمد محمدتبریزی دهمین سال‌مرگ عباس کیارستمی را با عنوان «راز مردی که قواعد سینما را شکست» گرامی داشته است. تبریزی، احوال این فیلم‌ساز فقید را حول یگانگی شیوه فیلم‌سازی او، ورود وی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تجربه‌گرایی، عشق به وطن، آشنایی منتقدان غربی به وی، حرکت به سمت سینمای شاعرانه و معصومیت فیلم‌های او تدوین کرده است.

حمیدرضا محمدی هم در «نخستین صحنه زورآزمایی موج نو و گروه کهنه»، به تبیین هشتادمین سال برگزاری نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیرماه ۱۳۲۵ پرداخته است. گزارش محمدی از ریاست ملک‌الشعرا بهار و لزوم حمایت مردم از ادبیات تا پی‌ریزی اتحادیه گویندگان و نویسندگان ایران گسترده است. محمدی در بخشی از این گزارش می‌آورد: «خانلری که این کنگره را نخستین صحنه زورآزمایی موج نو و گروه کهنه توصیف می‌کند، چنین می‌اندیشید که از آن‌جاکه ملک‌الشعرا بهار زیرکانه به ریاستش انتخاب گردیده بود، به موج کهنه مجال خودنمایی زیادی داده نشد و از سوی دیگر، چون دستگاه تبلیغاتی جناح چپ به نفع کنگره بود و این دستگاه نیز خوه‌ناخواه جوان‌ها را که به موج نو توجه داشتند تقویت می‌کرد، اسباب و موجباتی را فراهم کرد که نوگرایان و نوجویان بیش‌تر معرفی شوند و بهتر درباره آن‌ها تبلیغ به عمل آید.»

«تأمل» سیاست‌نامه هم به «اتیسم فرهنگی» در باب اسلام‌گرایی؛ انقلاب و قدرت، جهان معاصر نوشته محمدمنصور هاشمی اختصاص یافته است. هاشمی در این جستار کوشیده یکی از جلوه‌های اسلام‌گرایی را تا آن‌جا که خود وی تجربه کرده و شناخته، معرفی و تحلیل کند. «فراتر رفتن از دوگانه سنت و مدرنیته و کوشش برای دیدن جزئیات بیشتر» و «اسلام‌گرایی، انقلاب، قدرت و اتیسم فرهنگی» محورهای بحث هاشمی‌اند.

«جستار» شماره سی‌وهشتم فصلنامه به قلم علی‌اصغر مصلح، با عنوان «تبار دیگری‌ستیزی در جهان ایرانی»، حول این محور است که واقعیت خطیر در ایران امروز، بستگی آینده آن به نحوه رفتار با «دیگری» است. استاد دانشگاه علامه‌طباطبایی، ضمن تبیین چشم‌انداز تاریخی «دیگری‌ستیزی»، به گونه آن در ایران دوره مدرن، منشور آن، مقابله «دیگری‌ستیزی» با غرب جهانی‌شده، و کوشش‌ها برای تلطیف آن می‌پردازد.

«داستان جلد» هم یادداشت‌هایی به مناسبت دویستمین سال جنگ‌های ایران و روس است. یادداشت علی میرسپاسی در «افسانه یک شکست» که پیرامون جنگ‌های ایران و روس و پیدایش روایت عقب‌ماندگی در دوازده بند نگاشته شده، پاسخ به این پرسش است که «چرا حافظه تاریخی ایران یکی از این دو شکست را به افسانه انحطاط تبدیل کرد و دیگری را به حاشیه راند؟» پاسخ میرسپاسی به این پرسش، نه در خود رخداد نظامی، که در سیاست روایت است. به باور وی، «شکست‌های قاجار بعدها در تاریخ‌نگاری ملی‌گرا و پهلوی به کار آمدند تا گذشته نزدیک ایران به صحنه تاریک بی‌نظمی، فساد و بی‌کفایتی تبدیل شود و دولت جدید جدید بتواند خود را آغاز نظم، ارتش، قانون و مدرنیته معرفی کند. اما شهریور ۱۳۲۰، چون این تصویر را مختل می‌کرد، نمی‌توانست به همان سادگی در روایت نجات‌بخش پهلوی جای گیرد.» نیز در نتیجه‌گیری این نوشتار می‌آورد: «مهم‌ترین میراث فکری جنگ‌های ایران و روس آن نیست که ایرانیان فهمیدند ضعیف‌اند؛ آن است که ضعف، قدرت، اصلاح، علم، دولت، ملت و گذشته، همگی در زبان تازه‌ای بازتعریف شدند. این زبان هم امکان نهادسازی آفرید و هم امکان خودتحقیری تاریخی. هم دارالفنون و ترجمه و مشروطه را ممکن کرد و هم روایت‌های ایدئولوژیک زوال و نجات را.»

محمد جواد غلامرضا کاشی

«بازاندیشی در مدرنیته قرارگاهی» با طرح این پرسش که مسئله ایران از دوران عباس‌میرزا تاکنون چه بوده است؟ دیگر یادداشت «داستان جلد» به قلم محمدجواد غلامرضا کاشی است. کاشی می‌نویسد: «در ایران معاصر، جوهر مدرنیته را قدرت فهم کردند و مسیر تاریخی مدرنیته ایرانی را به سمت کسب قدرت برای رفع سلطه کسانی و اعمال سلطه بر کسان دیگر هدایت کردند. این مسیر تاکنون پرهزینه و دشوار بوده است. در رفع سلطه آن کسان چندان توفیقی نداشته‌ایم اما در کسب قدرت برای اعمال سلطه بر مردمان خویش موفق عمل کرده‌ایم.». به باور کاشی «سرشت مدرنیته را باید در خلق قدرت جست‌وجو کرد.»

علی قیصری هم در «آغاز دگرگونی در فهم دولت» با تأمل در حاکمیت، قدرت مشروع و نهاد دولت در پایان دور دوم جنگ‌های ایران و روس، می‌آورد: «میراث فکری این دوره، آغاز دگرگونی در فهم دولت و کارکردهای آن بود؛ فرایندی که در آن مشروعیت سلطنت به‌تدریج به توانایی حکومت در دفاع از قلمرو، حفظ استقلال و اداره موثر کشور پیوند خورد. این مسیر در اصلاحات امیرکبیر و توسعه نهادهای جدید ادامه یافت و سرانجام در انقلاب مشروطه در قالب نظریه حکومت قانون، دولت مشروطه و حاکمیت ملی به صورت‌بندی حقوقی و سیاسی رسید.»

«یک پرفورمنس سیاسی» در باب صورت بندی تاریخی و اجتماعی جنگ‌های ایران و روس نوشته داود غرایاق‌زندی دیگر یادداشت این بخش است. استادیار دانشگاه شهیدبهشتی در چهار بند می‌کوشد نشان دهد که پرسش عباس‌میرزا از فرستاده ناپلئون در اردوگاه نایب‌السلطان دو نکته محوری در درون خود دارد: نخست جدا از این‌که از یکی از نمایندگان تمدن جدید می‌خواهد که راز برآمدن خود را بازگوید تا ایران نیز همانند آن‌ها سری در میان سرها درآورد، این پرسش عدم درک علت مسئله را نشان دهد و دو این‌که چرا به رغم درک این ضعف، هوشیار نشدیم؟

نهایتاً «هنوز از میراث تاریخی جنگ‌ها عبور نکرده‌ایم» گفت‌وگویی است با مازیار بهروز، که این نویسنده و پژوهشگر در آن، درک تحولات دوران جدید و مدرنیته (گسترش مردم‌سالاری، جامعه مدنی، آزادی بیان، احزاب و غیره) را مهم‌ترین درس این مقطع می‌داند.

«جوابیه» این شماره از فصلنامه با عنوان «از عیب‌جویی‌های شکلی تا نادیده‌انگاری محتوایی»، نقدی بر یک مقاله در مورد اعطای اختیارات به مصدق، به قلم کوروش احمدی دیپلمات پیشین است. وی این نوشتار را در پاسخ به مقاله «نقض عالمانه قانون اساسی؛ مروری بر تعرض‌های محمد مصدق به قانون اساسی مشروطه» به قلم رضا یعقوبی نوشته است.

واپسین بخش سیاست‌نامه سی‌وهشتم «کتاب‌نامه» است. نخست، احمد بستانی «تاریخ‌نگاری اندیشه یا ردیه‌نویسی؟» در نقد و بررسی کتاب «فراملی‌گرایی در اندیشه سیاسی ایرانیان» را نوشته است. از منظر استادیار دانشگاه خوارزمی، کتاب دو ویژگی شاخص دارد: ۱. نخستین پژوهش جامع و مبتنی بر اسلوب‌های کار دانشگاهی درباره فردید، زندگی، زمانه، آثار و میراث اوست، ۲. ابداع و نوآوری آن، فهم کربن در بستر مباحث شرق‌شناسی و الگوهای پسااستعماری است. با این وجود، وی از حکمی شگفت‌انگیز در کتاب هم سخن می‌گوید: «احمد فردید، هانری کربن و محمد اقبال راه را برای اسلام سیاسی قرن بیستم هموار کردند.» به باور بستانی، استدلال روشنی برای اثبات این مدعای بزرگ عرضه نمی‌شود. نیز به باور وی، اتکای بیش از حد به منابع دست‌دوم و کم‌اعتبار به مهم‌ترین ضعف کتاب انجامیده است. برخی تضادها و بی‌ارتباطی بخش‌هایی از کتاب با فردید نیز محل بحث احمد بستانی است.

خواننده در ادامه «در ستایش هستی از بند رسته» نقد و بررسی کتاب «در باب نیستی از بند رسته» به قلم فواد حبیبی را پیش روی خود می‌بیند. به باور استادیار دانشگاه کردستان، کتاب یکی از جدی‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین تلاش‌های فلسفی برای پاسخ دادن به این پرسش است که چگونه در جهانی بی‌تضمین، بی‌مرکز و بی‌غایت، همچنان به کنش، آفرینش و سیاست وفادار بمانیم؟

سی‌وهشتمین شماره «سیاست‌نامه» در ۲۲۸ صفحه پیش روی مخاطبان قرار دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها