سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - عبدالرضا شهبازی شاعر و منتقد ادبی: نمیدانم در عصر دیجیتال، فنآوری و دنیای مجازی شعر به همان اندازه که در محفلهای شاعرانه و خانوادگی سالهای دور انسان را سرحال میآورد، باز هم آن کارکرد را دارد و یا مثل خیلی از رفتارهای اجتماعی و فرهنگی تحت تأثیر این فضا قرار گرفته است.
بیشک در هر عصری نظام فکری و اجتماعی تحت تأثیر رسانههای غالب و بنیانگذاران فکری آن عصر قرار می گیرند. اینکه شعر هم تحت تأثیر این شرایط قرار گرفته امری طبیعی است. دیگر مخاطب امروز ما دل در گرو خال هندو و بخشندگی شاعر قرار نمیدهد. عصر امروز، عصر دلتنگیهای توأمان با خلوتهای غرق شده در فضای مجازی است، عصر همه با هم بودن اما تنها زیستن!
با این نگاه میخواهم چند شعر کوتاه شاعر بروجردی فرانک لری را با هم مرور کنیم.
پس از مرگم / پاییز منتظرم باش/
باد که آمد / پنجره را نبند/ شاید من/ همان قاصدکی باشم /که برای دیدنت/همهی خرمنها را/ به باد داده است.
لری یکی از زنان شاعری است که چون همه زنان شاعر دلتنگی، حسرت، تنهایی، امید و انتظار در شعر او نمودی عینی دارد. شاعری که در حین تنگ نظریها، محدودیتها و فراهم نبودن فرصتهای حضور و بروز همچنان تلاش میکند تا صدای مستقل زن امروز را به نمایش بگذارد.
زنان شاعر امروز توانستهاند به طور روشن خواستهها و نیازهای فکری خود را در قالب هنر بویژه شعر به منصه ظهور برسانند، هر چند این نگاه تلخ و پر از ناکامی باشد.
نمونه دیگری از آثار این شاعر:
بگذار باران ببارد/ زمین خیس شود /بوی خاک در کوچهها بپیچد/ دوره گردها نوبرانهها را جار بزنند /
همه چیز حراج شود /بوتیکها لباسهای پشمی را آف بزنند/ اصلاً بهار شود / تمام درختها شکوفه بزنند/ اما دیگر من/ با هیچ بهاری شاعرانگیام » گُل نمیکُند
فرانک لری با همین کلمات معمولی و مکالمات روزانه در پی خلق اثری شده است تا نیاز درونی همجنسهای خودش را جار بزند در میان روزمرگیهای جامعه، در میان حراجیهای معمول، او در پایان این شعر کوتاه میخواهد بگوید همه چیز حراج شد نمیگذارم شاعرانگیام قربانی این حراجی شود، او زن است و زن نمادی از زیبایی و مراقبت از خود و دیگران حتی اگر این مراقبت شعر و شاعرانگی باشد.
نمونهای دیگر:
دوستت دارم/ مانند تمام شعرهای ناتمامی/ که هر شب به آن ها فکر میکنم / و به اندازه تمام واژههای سپیدی/که در دفترم سیاه شد/
و شب /تنها کلمهای بود که همرنگ موهایت بود/ اما تو/ آن شب موهایت را کوتاه کرده بودی /
و من فهمیدم/ وقتی یک زن موهایش را کوتاه میکند/ شبها طولانیتر میشود/ و میترسم/ میترسم از دنیایی که/ معادلاتش را موی زنی به هم میریزد.
اعتراض یکی از ویژگیهای شعر از ازل بوده و تا ابد هست، اعتراض به ناعدالتیها، ظلمهای ظالمان، نادیده گرفته شدن، توجه نکردن به خواستههای یک جامعه که این اعتراض توسط هنرمندان همیشه بیان شده است، اما آنچه شعر را از دیگر هنرها متمایز کرده و نمود تاثیرگذارتری دارد، همین عنصر اعتراض است.
فرانک لری همچون دیگر شاعران معاصر نیز گوشه چشمی به این عنصر ادبی داشته است، هر چند در لفافه و پوشیدن آن در میان ستری از کلمات عاشقانه و احساسی، اما باز هم با زیرکی حرف خود و جامعهاش را بیان میکند.
سوال این که آیا شعر زنان را میتوان از شعر مردان متمایز کرد و حالتهای زنانگی آیا شعر آنان را متفاوتتر نشان داد یا خیر، بحثی جدی در ادبیات امروز است و این تفکیک را هم میتوان قائل شد و هم آن را یک مجموعه واحد و همصدا در شعر امروز ایران نشان داد.
به هر تقدیر شعر زنان لرستان، صدایی است که با حضور نسرین جافری، بنفشه و خاطره حجازی، غزل تاجبخش و دیگر شاعران جوان در لرستان صدای واحدی دارد و باید به آن توجه بیشتری بشود، فرانک لری شاعری از همین تبار است با نگاه و ویژگیهای خاص خودش، که امیدوارم از او شعرهای پر قدرتتری بخوانیم.
فرانک لری شاعر و نویسنده لرستانی، متولد ۱۳۵۸، در بروجرد است. وی از دوران نوجوانی به سرودن شعر روی آورده است و هماکنون نیز در انجمنهای شعر و ادب بروجرد حضوری فعال دارد از لری تاکنون کتابهای «مجموعه شعر آن سوی مرز دلتنگی»، «مجموعه شعر زمستان با گلوله میآید»، «مجموعه شعر گلیمی که از پایم درازتر است»، «مجموعه داستان وجدان من بیدار است»، «آقامصطفی: زندگینامه و خاطرات شهید سید مصطفی حسینی» منتشر شده است.
نظر شما