جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳
«رسم وزیرکشی» روایت ۶۰ سال از تاریخ و فرهنگ خراسان است

خراسان رضوی- مؤلف کتاب «رسم وزیرکشی» با اشاره به شکل‌گیری ایده نگارش این اثر گفت: این کتاب با محوریت زندگی حسنک وزیر، به روایت حدود شش دهه از تاریخ ایران و خراسان، از سال ۳۷۰ تا ۴۳۰ هجری قمری، می‌پردازد. دوره‌ای سرنوشت‌ساز که در آن، فردوسی سرودن شاهنامه را آغاز کرد و به پایان رساند، سامانیان از قدرت کنار رفتند و غزنویان به قدرت رسیدند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، مهدی سیدی همزمان با فرا رسیدن روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی و روز پاسداشت نثر فارسی، در رویداد «تاملی بر زمانه و جغرافیای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیشابور در عصر بیهقی» و بررسی کتاب «رسم وزیرکشی» که عصر پنجشنبه در کافه‌کتاب طربخانه نیشابور در باغ دلگشای خیام برگزار شد، درباره چگونگی شکل‌گیری کتاب «رسم وزیرکشی» اظهار کرد: ایده اولیه این کتاب از پیشنهادی شکل گرفت که بر اساس آن، خواستیم زندگی حسنک وزیر را فراتر از روایت اعدام او در تاریخ بیهقی بررسی کنیم؛ اینکه حسنک در دوران کودکی و جوانی کجا زندگی می‌کرد، چه شرایطی داشت و چه اتفاقاتی بر او گذشت تا به مقام وزارت رسید.

وی افزود: پیشنهاد این بود که با استفاده از اطلاعات تاریخی موجود درباره نیشابور و خاندان‌های آن دوره، در کنار بهره‌گیری از تخیل و بازسازی فضای زندگی شخصیت‌ها، روایتی شکل بگیرد که تاریخ و جغرافیا را با زبانی داستان‌گونه به مخاطب منتقل کند. بر همین اساس، طرح اولیه کار آماده شد، اما پس از آن، تصحیح و شرح تاریخ بیهقی چندین سال از وقت ما را گرفت و این پروژه مدتی به تعویق افتاد.

این پژوهشگر تاریخ، جغرافیای تاریخی و فرهنگ کلاسیک ادامه داد: پس از بازگشت دوست قدیمی‌ام، یامان حکمت تقی‌آبادی، از افغانستان و دیدار دوباره‌مان در مشهد، تصمیم گرفتیم برخی کارهای نیمه‌تمام را سامان بدهیم که یکی از آن‌ها «رسم وزیرکشی» بود. در این مرحله، متن را دوباره بررسی کردیم، بخش‌های مختلف آن را جابه‌جا کردیم و به ساختار نهایی کتاب رسیدیم.

سیدی با اشاره به اهمیت دوره تاریخی مورد بررسی در این کتاب گفت: ما در این اثر، حدود ۶۰ سال از تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و ادب خراسان را از سال ۳۷۰ تا ۴۳۰ هجری روایت کرده‌ایم؛ دوره‌ای بسیار مهم در تاریخ ایران که در آن تحولات سیاسی بزرگی رخ داد. فردوسی در حدود سال ۳۷۰ هجری سرودن شاهنامه را آغاز کرد و در همین بازه زمانی، این اثر را به پایان رساند. در مقابل، سامانیان که در اوج قدرت بودند، به‌تدریج از میان رفتند و قلمروشان میان قدرت‌های رقیب تقسیم شد.

وی افزود: در این دوره، غزنویان به قدرت رسیدند و محمود غزنوی ابتدا در جایگاه سپهسالار ظاهر شد و سپس به سلطنت رسید. پس از او نیز مسعود غزنوی به قدرت رسید و در ادامه، سلجوقیان وارد صحنه سیاسی شدند. بنابراین، در فاصله‌ای حدود ۶۰ سال، تحولات مهمی در ساختار قدرت، مناسبات سیاسی و وضعیت فرهنگی خراسان رخ داد که شناخت آن‌ها برای درک تاریخ این منطقه ضروری است.

مؤلف کتاب «رسم وزیرکشی» با بیان اینکه زندگی حسنک وزیر محور روایت این دوره تاریخی قرار گرفته است، اظهار کرد: حسنک در سال ۴۲۲ هجری به دار آویخته شد و بنا بر روایت تاریخی، پیکر او تا سال ۴۲۹ همچنان بر دار بود. ما روایت کتاب را تا سال ۴۳۰ ادامه دادیم تا سرانجام این ماجرا نیز در بستر تاریخی خود بازگو شود. در واقع، زندگی حسنک بهانه‌ای برای روایت دوره‌ای گسترده‌تر از تاریخ ایران و خراسان است.

وی با اشاره به شیوه نگارش کتاب گفت: «رسم وزیرکشی» روایتی داستان‌گونه دارد، اما بر مستندات تاریخی و جغرافیایی تکیه می‌کند. در این اثر تلاش کرده‌ایم مطالب را به شکلی روان و قابل‌فهم ارائه کنیم تا مخاطب بتواند بدون مراجعه به ده‌ها منبع مختلف، تصویری کلی از تحولات این دوره به دست آورد. این کتاب در حدود ۲۰۰ صفحه تنظیم شده و بخشی از تاریخ چند دهه‌ای ایران را در قالب یک روایت منسجم عرضه می‌کند.

سیدی با اشاره به دشواری مطالعه تاریخ دوره سامانیان و غزنویان تصریح کرد: برای شناخت تاریخ این دوره، منابع مختلفی وجود دارد؛ از جمله تاریخ گردیزی، تاریخ یمینی و تاریخ بیهقی که هر یک به بخش‌هایی از این تاریخ پرداخته‌اند. با این حال، برای بازسازی کامل روند تحولات سیاسی و اجتماعی، پژوهشگر ناچار است اطلاعات را از منابع متعدد گردآوری و با یکدیگر تطبیق دهد. ما در این کتاب کوشیده‌ایم بخشی از این اطلاعات پراکنده را در روایتی پیوسته کنار هم قرار دهیم.

وی ادامه داد: برای مثال، تاریخ بیهقی اطلاعات ارزشمندی درباره تحولات دوره سامانیان و چگونگی انتقال قدرت به غزنویان در اختیار ما می‌گذارد. اگر این منبع وجود نداشت، شناخت ما از برخی جزئیات این تحولات بسیار محدودتر بود. در «رسم وزیرکشی» نیز تلاش کرده‌ایم با بهره‌گیری از منابع تاریخی، روند شکل‌گیری و افول قدرت‌ها و تأثیر آن‌ها بر زندگی شخصیت‌هایی مانند حسنک را بازنمایی کنیم.

این پژوهشگر تاریخ با اشاره به جایگاه نیشابور در کتاب گفت: یکی دیگر از اهداف ما، معرفی نیشابور و اهمیت تاریخی آن بود. شناخت تاریخ این شهر کار ساده‌ای نیست و برای دستیابی به تصویری جامع از گذشته آن، باید منابع متعددی درباره دوره‌های مختلف تاریخی، از دوران اسلامی تا دوره مغول و تیموری، بررسی شود. هنوز اثری جامع که مخاطب بتواند با مطالعه آن تصویری کامل از تاریخ و جغرافیای تاریخی نیشابور به دست آورد، در اختیار نداریم.

سیدی با تأکید بر ضرورت توجه به مفهوم تاریخی خراسان بزرگ اظهار کرد: در تقسیم‌بندی تاریخی، خراسان به چهار ربع یا بخش بزرگ تقسیم می‌شد که ربع بلخ، ربع هرات، ربع مرو و ربع نیشابور را دربرمی‌گرفت. این محدوده با تقسیمات جغرافیایی امروزی تفاوت داشت و بخش‌هایی از افغانستان و ترکمنستان کنونی را نیز شامل می‌شد. بنابراین، نباید مفهوم تاریخی خراسان بزرگ را با تقسیمات امروزی خراسان رضوی، شمالی و جنوبی یکسان دانست.

وی افزود: ربع نیشابور نیز محدوده‌ای گسترده داشت و شهرها و مناطقی مانند طوس، ترشیز و بیهق را دربرمی‌گرفت. از این منظر، هنگامی که از تاریخ نیشابور سخن می‌گوییم، باید مشخص کنیم منظورمان شهر نیشابور است یا محدوده گسترده تاریخی آن؛ زیرا هر یک از این موضوعات به پژوهشی مستقل و گسترده نیاز دارد.

«رسم وزیرکشی» روایت ۶۰ سال از تاریخ و فرهنگ خراسان است

مؤلف کتاب «رسم وزیرکشی» با اشاره به کمبود منابع جامع درباره تاریخ نیشابور گفت: نیشابور از شهرهای مهم تاریخ، فرهنگ و ادب ایران است، اما به اعتقاد من، هنوز آن‌گونه که شایسته است، به تاریخ و جغرافیای تاریخی آن پرداخته نشده است. در حالی که درباره برخی شهرهای تاریخی خارج از مرزهای امروز ایران، مانند مرو و خوارزم، پژوهش‌هایی در زمینه جغرافیای تاریخی انجام شده، همچنان جای یک اثر جامع و قابل‌استفاده درباره نیشابور خالی است.

وی با اشاره به دشواری معرفی تاریخ و آثار باستانی این شهر خاطرنشان کرد: حتی معرفی یک محدوده کوچک از نیشابور، از شهر و محلات آن تا روستاهای پیرامونی و محوطه‌های تاریخی، کاری گسترده است. پژوهش‌های ارزشمندی نیز در این زمینه انجام شده، اما گاه حجم بالای اطلاعات و تصاویر و دشواری‌های انتشار و عرضه کتاب‌های تخصصی، مانع از آن می‌شود که این آثار به‌طور گسترده در اختیار مخاطبان قرار گیرند.

سیدی با بیان اینکه نیشابور برای او جایگاهی ویژه در تاریخ و فرهنگ ایران دارد، گفت: نام‌هایی مانند نیشابور، طوس، سمرقند و بخارا برای علاقه‌مندان به تاریخ و ادبیات، تنها نام یک شهر نیستند، بلکه یادآور لایه‌های عمیقی از فرهنگ و تمدن ایرانی‌اند. من نیز به نیشابور تعلق خاطر داشته‌ام و در این کتاب کوشیده‌ایم به سهم خود، بخشی از تاریخ و جایگاه این شهر را معرفی کنیم.

وی افزود: در «رسم وزیرکشی» تلاش کرده‌ایم با تمرکز بر دوره زندگی حسنک، دو شهر مهم خراسان، یعنی نیشابور به‌عنوان خاستگاه او و بلخ به‌عنوان محل اعدامش، را در بستر تحولات تاریخی آن زمان معرفی کنیم. از همین رو عنوان فرعی کتاب به مسیر زندگی حسنک، از شادیاخِ نیشابور تا دار بلخ، اشاره دارد. مسیری که در دل خود، بخشی از تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خراسان را نیز بازگو می‌کند.

«رسم وزیرکشی»؛ بازخوانی تاریخ اجتماعی نیشابور در قرون گذشته

در ادامه این رویداد فرهنگی یامان حکمت تقی‌آبادی، پژوهشگر ادبیات فارسی و روایت‌شناسی، مدرس دانشگاه و شاهنامه پژوه با اشاره به تجربه خود از پیشنهاد برگزاری جلسات تاریخ بیهقی‌خوانی اظهار کرد: در ابتدا، وقتی پیشنهاد خواندن تاریخ بیهقی مطرح شد، برخی می‌پرسیدند چرا باید این کتاب را بخوانیم؛ زیرا تصورشان این بود که با متنی تاریخی مواجه‌اند و لزومی ندارد آن را به‌عنوان یک متن ادبی بخوانند. همین پرسش برای من اهمیت پیدا کرد و باعث شد به این موضوع فکر کنم که در جدال میان ادبی بودن و تاریخی بودن تاریخ بیهقی، نباید وجه تاریخی این اثر را نادیده گرفت و صرفاً به زیبایی‌های ادبی آن پرداخت.

وی افزود: قرون سوم، چهارم و پنجم هجری از دوره‌های مهم شکل‌گیری زبان فارسی و بازتولید هویت ایرانی به شمار می‌روند. در این دوره‌ها، رخدادهای تاریخی و اجتماعی متعددی اتفاق افتاده است که روایت و بررسی آن‌ها می‌تواند موضوع پژوهش‌های گسترده‌ای باشد.

این پژوهشگر ادبیات فارسی با اشاره به کتاب «رسم وزیرکشی» ادامه داد: این کتاب حاصل کار استاد سیدی است که من نیز در کنار ایشان همراهی‌اش کردم. آنچه در این اثر ارائه شده، صرفاً قصه و داستان نیست، بلکه روایتی تاریخی است که می‌کوشد بخشی از تاریخ اجتماعی آن دوره را بازنمایی کند.

تقی‌آبادی با بیان اینکه در این کتاب، رویدادهایی مانند قحطی سال ۴۰۰ هجری در نیشابور در پیوند با مناسبات اجتماعی شهر بررسی می‌شود، گفت: خواننده تنها با گزارش یک قحطی روبه‌رو نیست، بلکه روابط میان خاندان‌ها، ورود و حضور شخصیت‌های مختلف در نیشابور و شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر شهر را نیز دنبال می‌کند. تلاش شده است با اتکا به منابع گوناگون، تصویری روایی از این مناسبات ارائه شود تا مخاطب بتواند ساختار اجتماعی آن دوره و زمینه‌های رشد جریان‌های فکری و مذهبی را بهتر بشناسد.

جریان کرامیه در نیشابور

وی با اشاره به جریان کرامیه در نیشابور اظهار کرد: یکی از مسائل مهمی که در این روایت تاریخی مطرح می‌شود، این است که چه شرایطی زمینه رشد برخی فرقه‌ها را فراهم می‌کرد و چگونه در غیاب نهادهای مستقل و قدرتمند، گروه‌هایی می‌توانستند اتهام‌زنی و خشونت را گسترش دهند. در چنین فضایی، متهم کردن افراد به قرمطی بودن می‌توانست به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به حذف و کشتن آنان تبدیل شود؛ وضعیتی که از نظر اجتماعی و روان‌شناختی، نشانه‌ای از گسترش ترس و خشونت در جامعه بود.

این پژوهشگر با بیان اینکه ترس از فروپاشی خاندان‌ها و حکومت‌ها و نگرانی از قدرت‌گیری گروه‌های خطرناک می‌توانست بر رفتار اجتماعی مردم تأثیر بگذارد، افزود: در چنین شرایطی، خشونت تنها یک کنش فردی نبود، بلکه می‌توانست در مناسبات اجتماعی و سیاسی ریشه بدواند و به ابزاری برای پیشبرد اهداف گروه‌ها و صاحبان قدرت تبدیل شود.

تقی‌آبادی درباره علت انتخاب عنوان «رسم وزیرکشی» برای این کتاب توضیح داد: عنوان اولیه کتاب «حسنک وزیر و روزگارش» بود، اما در جریان روایت با نمونه‌های متعددی از وزیرانی مواجه می‌شویم که در طول این دوره به شیوه‌های مختلف کنار گذاشته شدند، به بند افتادند یا کشته شدند. از این منظر، می‌توان از الگویی تکرارشونده در مناسبات قدرت سخن گفت که وزیرکشی یکی از جلوه‌های آن است.

وی با اشاره به مفهوم «زیردست‌کشی» در مناسبات سیاسی و اجتماعی تصریح کرد: این الگو تنها به روابط سیاسی محدود نیست و در سطوح مختلف روابط انسانی نیز می‌توان نمونه‌هایی از آن را مشاهده کرد. در مناسبات قدرت، گاهی صاحبان مقام از پذیرش مسئولیت تصمیم‌ها و اقدامات خود شانه خالی می‌کنند و برای حفظ موقعیتشان، افراد زیر دست را قربانی می‌کنند.

این پژوهشگر ادبیات فارسی ادامه داد: در چنین الگویی، حاکم یا صاحب قدرت می‌کوشد با کنار زدن مسئولیت از خود، وزیر یا کارگزارش را در معرض مجازات قرار دهد و از این طریق چنین وانمود کند که در پی اصلاح امور است؛ در حالی که ممکن است هدف اصلی، حفظ موقعیت و بقای قدرت باشد. از این منظر، وزیرکشی را می‌توان در چارچوب سازوکارهای تکرارشونده قدرت و تلاش صاحبان آن برای حفظ موقعیت خود بررسی کرد.

تقی‌آبادی با تأکید بر نقش اتهام‌زنی در این فرایند گفت: اتهام، یکی از ابزارهای مهم حذف افراد در مناسبات قدرت بوده است. برچسب‌هایی مانند قرمطی بودن یا متهم کردن افراد به تلاش برای تصاحب قدرت، می‌توانست به تدریج آن‌ها را از جایگاه اجتماعی و سیاسی خود دور کند و زمینه حذفشان را فراهم آورد.

این استاد دانشگاه با اشاره به ماجرای حسنک وزیر افزود: در روایت مربوط به حسنک، اتهام قرمطی بودن نقشی مهم در روند حذف او ایفا می‌کند. این الگو را می‌توان در سرگذشت دیگر وزیران و کارگزاران نیز بررسی کرد؛ افرادی که گاه بدون آنکه مسئولیت اصلی رخدادها بر عهده آن‌ها باشد، قربانی تصمیم‌ها و رقابت‌های صاحبان قدرت می‌شدند.

این شاهنامه‌پژوه با بیان اینکه عنوان «رسم وزیرکشی» لزوماً به معنای کشته شدن نظام‌مند وزیران در همه حکومت‌ها نیست، اظهار کرد: مسئله اصلی، شناسایی الگویی تکرارشونده در روایت‌های تاریخی و مناسبات قدرت است؛ الگویی که از منظر ادبی می‌توان آن را در ساختار روایت‌ها بررسی کرد و از منظر روان‌شناختی نیز می‌توان به سازوکارهای رفتاری و مسئولیت‌گریزی صاحبان قدرت در شکل‌گیری آن پرداخت.

وی با اشاره به پیوند میان تاریخ نیشابور و مسائل دوران معاصر گفت: مناسبات میان قدرت دینی و قدرت سیاسی و پیامدهای اجتماعی آن‌ها، از جمله موضوعاتی است که در روایت تاریخ نیشابور دیده می‌شود و می‌تواند برای خواننده امروز نیز قابل تأمل باشد. از این منظر، مطالعه تاریخ تنها شناخت رخدادهای گذشته نیست، بلکه فرصتی برای بررسی الگوهایی است که ممکن است در دوره‌های مختلف تاریخی تکرار شوند.

تقی‌آبادی در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به ویژگی‌های روایی کتاب «رسم وزیرکشی» خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی‌های این اثر، تعدد شخصیت‌ها و حوادث تاریخی است. به همین دلیل، خوانندگانی که آشنایی کمتری با تاریخ، جغرافیای تاریخی و ادبیات این دوره دارند، ممکن است در دنبال کردن روایت با دشواری‌هایی مواجه شوند.

«رسم وزیرکشی» روایت ۶۰ سال از تاریخ و فرهنگ خراسان است

وی افزود: به دلیل تعدد شخصیت‌ها و رخدادها، برخی شخصیت‌ها وارد روایت می‌شوند و پس از مدتی از آن خارج می‌شوند، بی‌آنکه سرنوشتشان به‌طور کامل مشخص شود. ازاین‌رو، مخاطب باید از ابتدای مطالعه با دقت شخصیت‌ها و ارتباط میان آن‌ها را دنبال کند تا رشته روایت تاریخی از دستش خارج نشود.

این پژوهشگر در پایان تأکید کرد: «رسم وزیرکشی» برای علاقه‌مندان به تاریخ اجتماعی، فرصتی فراهم می‌کند تا ضمن دنبال کردن سرگذشت وزیران و دیگر شخصیت‌های تاریخی، مناسبات میان خاندان‌ها، رقابت‌های سیاسی و سازوکارهای حذف در جامعه آن روزگار را نیز بررسی کنند.

شناخت تاریخ نیشابور نیازمند بازنگری منابع و ایجاد مرکزی تخصصی است

علی یحیایی، مدیر گروه تاریخ و باستان‌شناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان و پژوهشگر تاریخ اجتماعی ـ اقتصادی شرق ایران و جغرافیای تاریخی نیشابور نیز در بخش دیگری از این نشست با تأکید بر ضرورت بازشناسی تاریخ این شهر گفت: با وجود پژوهش‌های ارزشمند انجام‌شده درباره نیشابور، همچنان جای یک اثر جامع که تصویری روشن از تاریخ و جغرافیای تاریخی این شهر ارائه کند، خالی است و گردآوری و بازنگری منابع پراکنده می‌تواند به رفع این خلأ کمک کند.

علی یحیایی با اشاره به دیدار خود با محمدرضا شفیعی کدکنی اظهار کرد: سال گذشته، در ۱۲ اردیبهشت، خدمت استاد شفیعی کدکنی رسیدم. ایشان با تأکید درباره انتقال من به نیشابور پرسیدند و وقتی مطلع شدند این موضوع در حال انجام است، بسیار خوشحال شدند. در همان دیدار، گفت‌وگویی تصویری از ایشان ضبط کردم که در آن تأکید داشتند نیشابور را باید از نو شناخت زیرا این شهر ظرفیت‌های فراوانی برای پژوهش دارد.

وی افزود: به اعتقاد من، این مسئله تنها به نیشابور محدود نمی‌شود و درباره بسیاری از شهرهای ایران، آثار جامع و روزآمدی در اختیار نداریم. پژوهش‌های فراوانی انجام شده، اما کتاب‌های تاریخی نیازمند بازنگری، بازآرایی و مراجعه دوباره به منابع و یافته‌های جدید هستند. حتی آثاری که سال‌ها پیش درباره تاریخ شهرهایی مانند مشهد نوشته شده‌اند، می‌توانند با پژوهش‌های تازه تکمیل و بازنگری شوند.

این پژوهشگر تاریخ با اشاره به سابقه همکاری خود با مهدی سیدی، مؤلف کتاب «رسم وزیرکشی»، گفت: از زمان شکل‌گیری گروه خراسان‌شناسی در مشهد، در سال ۱۳۷۵، با استاد سیدی در ارتباط بوده‌ام و در ادامه نیز در پروژه‌های پژوهشی مختلف از دانش و تجربه ایشان بهره برده‌ام. تاریخ خراسان و نیشابور حوزه‌هایی هستند که برای شناخت آن‌ها باید بارها به منابع مراجعه کرد و روایت‌های تاریخی را با دقت سنجید.

یحیایی با اشاره به پژوهش‌های خود درباره حکومت آل‌بویه ادامه داد: در مطالعاتم درباره روابط علمای شیعه و حکومت آل‌بویه، متوجه شدم که برای شناخت مناسبات اجتماعی و اقتصادی آن دوره، باید از منابع متعددی استفاده کرد. حکومت آل‌بویه قلمرو گسترده‌ای داشت و روابط آن با حکومت‌های همسایه، از جمله سامانیان، در تحولات شرق ایران نیز تأثیرگذار بود.

وی افزود: در دوره آل‌بویه، تحولات علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای رخ داد و آثار تاریخی اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی مردم، رقابت‌های سیاسی، مناسبات میان وزیران و دبیران و رفتار صاحبان قدرت ارائه می‌کنند. ترجمه کتاب «اوضاع اجتماعی دوره آل‌بویه» نوشته جرجی زیدان متحده و ترجمه مقالات مرتبط با این دوره، به من کمک کرد تا ابعاد مختلف این مناسبات را بهتر بشناسم.

مدیر گروه تاریخ و باستان‌شناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان با اشاره به شباهت برخی مناسبات تاریخی با مسائل امروز گفت: هنگام مطالعه این منابع، گاهی احساس می‌کنیم برخی روابط اجتماعی و سیاسی در طول هزار سال تغییر چندانی نکرده‌اند. رقابت میان کارگزاران حکومتی، مصادره اموال وزیران، اختلاف میان دبیران و نحوه برخورد صاحبان قدرت با مردم، از جمله موضوعاتی است که در روایت‌های تاریخی به آن‌ها پرداخته شده است.

یحیایی با بیان اینکه پژوهش درباره جغرافیای تاریخی نیشابور را حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش آغاز کرده است، اظهار کرد: در مقطعی از من خواسته شد مقاله‌ای درباره جغرافیای تاریخی نیشابور برای دانشنامه‌ای مرتبط با جغرافیای تاریخی جهان اسلام بنویسم. اگرچه آن پروژه به سرانجام نرسید، کار پژوهشی من درباره نیشابور ادامه پیدا کرد و اکنون امیدوارم بتوانم در چهار بخش، تاریخ و جغرافیای تاریخی این شهر را تا پایان دوره قاجار بررسی کنم.

وی با اشاره به دشواری پژوهش درباره تاریخ نیشابور گفت: سخن گفتن درباره تاریخ این شهر، به تعبیر استاد شفیعی کدکنی، کاری سهل و ممتنع است. روایت‌های مختلفی درباره شکل‌گیری نیشابور وجود دارد؛ از جمله اینکه شاپور اول آن را بنا کرد و شاپور دوم در آبادانی دوباره آن نقش داشت. در کنار این روایت‌ها، باید به پیشینه سکونت در این منطقه و کارکردهای نظامی و جغرافیایی آن نیز توجه کرد.

این پژوهشگر تاریخ افزود: نیشابور پس از ورود اسلام رشد چشمگیری پیدا کرد و در منابع تاریخی، از وسعت و اهمیت محلات آن سخن گفته شده است. مقدسی نیز در توصیف این شهر به گستردگی محلات آن اشاره می‌کند. گزارش‌های متعددی درباره جمعیت، زلزله‌ها، جابه‌جایی مراکز شهری و تحولات سیاسی نیشابور وجود دارد که بررسی و تطبیق آن‌ها نیازمند پژوهشی طولانی و روشمند است.

یحیایی در ادامه به ضرورت بازنگری در روایت‌های تاریخی رایج اشاره کرد و گفت: گاهی یک روایت به‌تدریج در کتاب‌ها تکرار می‌شود و در نهایت به‌عنوان یک واقعیت قطعی در ذهن جامعه جای می‌گیرد؛ در حالی که بررسی دقیق منابع ممکن است نتیجه دیگری به دست دهد. برای نمونه، سال‌ها درباره پیشینه مدرسه فخریه سبزوار و ارتباط آن با دوره آل‌بویه مطالبی مطرح شده بود، اما من پس از حدود ۱۵ سال بررسی منابع، به این نتیجه رسیدم که این انتساب قابل تأیید نیست و شواهد تاریخی به دوره دیگری اشاره دارند.

وی توضیح داد: در بررسی این موضوع، به گزارش ابوالحسن بیهقی درباره مدرسه‌ای در سبزوار با نام مدرسه دروازه عراق توجه کردم و سپس روایت‌های مربوط به فخرالدوله و معزالدوله را با یکدیگر سنجیدم. این بررسی نشان داد که برای تعیین قدمت آثار تاریخی، نمی‌توان صرفاً به شهرت یک روایت یا تکرار آن در کتاب‌های بعدی تکیه کرد، بلکه باید شواهد و منابع تاریخی را با دقت بررسی کرد.

مدیر گروه تاریخ و باستان‌شناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان با تأکید بر اهمیت مطالعات انجام‌شده درباره نیشابور گفت: خوشبختانه درباره نیشابور، به‌ویژه پیش از حمله مغول، پژوهش‌ها و مقالات فراوانی به زبان‌های مختلف منتشر شده است. با این حال، بخش‌هایی از تاریخ شهر همچنان نیازمند بررسی بیشتر است و باید یافته‌های پژوهشگران مختلف در کنار یکدیگر قرار گیرد تا تصویری کامل‌تر از تحولات تاریخی آن به دست آید.

وی افزود: نیشابور در سده‌های نخستین اسلامی، در دوره حکومت‌هایی مانند طاهریان، صفاریان، سامانیان و سپس سلجوقیان و خوارزمشاهیان، از مراکز مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خراسان بود. قرار گرفتن این شهر در مسیرهای تجاری، از جمله مسیرهای مرتبط با جاده ابریشم، به رونق و پویایی آن کمک می‌کرد. اما حملات نظامی، به‌ویژه حمله مغول و همچنین تحولات پیش از آن، آسیب‌های بزرگی به جمعیت، ثروت و شکوه تاریخی شهر وارد کرد.

یحیایی با اشاره به دشواری شناخت تاریخ نیشابور پس از حمله مغول اظهار کرد: با وجود منابع نسبتاً گسترده درباره نیشابور در دوره‌های پیش از حمله مغول، برای دوره‌های بعدی، به‌ویژه دوره قاجار، با کمبود روایت‌های دقیق و روشن مواجه هستیم. برای نمونه، درباره کنش‌ها و واکنش‌های مردم نیشابور در جریان تحولات مهمی مانند جنبش مشروطه، اطلاعات موجود در منابع مختلف پراکنده است و برای دستیابی به تصویری روشن‌تر باید این اطلاعات گردآوری و تحلیل شوند.

وی با اشاره به اهمیت منابع تاریخ محلی خاطرنشان کرد: در استفاده از این منابع، باید به زمینه نگارش و نگاه نویسنده نیز توجه داشت. گاهی نویسندگان تاریخ محلی، در کنار گزارش رویدادها، باورهای مذهبی یا گرایش‌های فکری خود را نیز وارد روایت می‌کنند. بنابراین، پژوهشگر باید بتواند میان گزارش تاریخی، اغراق‌های محلی و برداشت‌های ایدئولوژیک تمایز قائل شود.

لزوم ایجاد مرکزی تخصصی برای مطالعات تاریخی نیشابور

این پژوهشگر تاریخ در بخش پایانی سخنانش، پیشنهاد ایجاد مرکزی تخصصی برای مطالعات تاریخی نیشابور را مطرح کرد و گفت: با توجه به حجم پژوهش‌هایی که درباره این شهر انجام شده و تلاش چندین‌ساله پژوهشگرانی مانند استاد سیدی، پیشنهاد می‌کنم مرکزی با عنوان «خانه تاریخ نیشابور» راه‌اندازی شود تا آثار موجود، از جمله پژوهش‌های مرتبط با تاریخ محلی و جغرافیای تاریخی، گردآوری و بررسی شوند.

وی افزود: چنین مرکزی می‌تواند با مشارکت پژوهشگران و علاقه‌مندان، زمینه‌ای برای انتشار آثار تازه و استفاده از ظرفیت نسل جوان فراهم کند. تجربه فعالیت‌های پژوهشی و انتشار کتاب درباره تاریخ مشهد نشان می‌دهد که با همکاری نهادهای علمی و فرهنگی و حمایت از پژوهشگران می‌توان گام‌های مؤثری برای شناخت تاریخ شهرها برداشت. امیدوارم در نیشابور نیز چنین بستری فراهم شود تا پژوهش‌های آینده بتوانند بخش‌هایی از خلأ موجود در شناخت تاریخ این شهر را جبران کنند.

به گزارش ایبنا؛ کتاب «رسم وزیرکشی؛ حسنک وزیر و روزگارش، از شادیاخ نشابور تا دار بلخ» با تالیف مهدی سیدی و یامان حکمت تقی‌آبادی روایتی مستند از زندگی حسنک وزیر و تحولات تاریخی خراسان در حدود شش دهه، از اواخر دوره سامانیان تا برآمدن غزنویان و رسیدن سلجوقیان به خراسان است. این اثر ضمن پرداختن به سرنوشت حسنک وزیر و ماجرای اعدام او که از روایت‌های برجسته تاریخ بیهقی به شمار می‌رود، به بررسی جغرافیای تاریخی و شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیشابور و دیگر بخش‌های ایران شرقی در آن دوران می‌پردازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها