سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- استاد پیشکسوت باستانشناسی و چهره برجسته میراث فرهنگی دار فانی را وداع گفت. این باستانشناس پیشکسوت پس از یک دوره بیماری، دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ در فرانسه، چشم از جهان فرو بست و خبر درگذشت او سهشنبه ۲۸ مهرماه منتشر شد. یوسف مجیدزاده، زاده ۱۳۱۵ در تبریز بود و در دانشگاه تهران در رشته باستانشناسی تحصیل کرد و پس از کسب مدرک لیسانس با رتبه اول در سال ۱۳۴۴ با استفاده از بورس شاگرد اولها به شیکاگو، ایلینوی رفت و پایه فوقلیسانس و سپس دکترا را با رساله «باستانشناسی و گرایش پیش از تاریخ و تمدن بینالنهرین» تا سال ۱۳۵۵ گذراند. او در همان سال به ایران برگشت و با عنوان استادیار در گروه باستانشناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران مشغول تدریس شد و در سال ۱۳۵۶ به درجه دانشیاری رسید. در خصوص زندهیاد یوسف مجیدزاده با سیدمنصور سیدسجادی باستانشناس و پژوهشگر تاریخ به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
در چه سالی و در چه شرایطی با آقای دکتر یوسف مجیدزاده آشنا شدید؟
سال ۱۳۴۹ بود که ما سال دوم رشته باستانشناسی را در دانشگاه تهران میگذراندیم، در آن زمان دو استاد بسیار جوان که فاصله سنی آنها با ما ده تا دوازده سال بیشتر نبود، در گروه باستانشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آمدند. با تمام احترامی که برای تمام استادان عزیزی که همیشه به ما لطف داشتند، قائل هستیم. اما باید بگویم که این دو استاد یک انقلابی را در گروه باستانشناسی به پا کردند. به این معنا که هر دو استاد هم صادق ملک شهمیرزادی و هم مرحوم دکتر یوسف مجیدزاده فسقندیسی (نام کامل ایشان است) علاوه بر اینکه در سر کلاس با شیوههای نوینی با دانشجویان برخورد داشتند، هم در درس، تدریس و در امتحان و در ارتباط با مسائل علمی بسیار جدی بودند، نوعی دوستی و نزدیکی را با دانشجویان آغاز کردند و برای اولین بار ما میدیدیم که این استادان گرامی که خدا هر دو نفرشان را بیامرزد، به همراه دانشجویان حتی به بوفه دانشکده سرمیزدند و در آنجا یک چای یا قهوه میخوردند و صحبت میکردند و کلاس درس را کلاس درس میدانستند و بیرون از کلاس درس با دانشجویان یک ارتباط صمیمانه و نزدیک و دوستانه داشتند و از این جهت طرفداران بسیار زیادی در دانشکده پیدا کرده بودند. به نحوی که حتی دانشجویان از گروههای دیگر درسی نیز سر برخی از کلاسهای این استادان حاضر میشدند.
نخستین تجربه شما از حضور در کاوشهای باستانشناسی با دکتر یوسف مجیدزاده چگونه بود؟
من این افتخار را داشتم که دوره حفاری باستانشناسی را به صورت ابتدایی و برای اولین بار در خدمت دکتر یوسف مجیدزاده بودم و ایشان من را به همراه دو نفر دیگر از دانشجویان آن زمان به سر حفریات و کاوشهای تپه چغامیش در خوزستان برد، در جایی که استادان خود ایشان مشغول حفاری بودند و آنجا برای اولین بار بود که من خودم یک حفاری باستانشناسی را از نزدیک مشاهده میکردم. پس از آن هم دوره اولیه دانشگاهی را باز در خدمت ایشان در تپه قبرستان قزوین گذراندم.
دکتر یوسف مجیدزاده چه ویژگیهایی در تدریس و برخورد با دانشجویان داشتند؟
آقای دکتر یوسف مجیدزاده بسیار بسیار در زمان تدریس جدی و بسیار سختگیر بودند. به نحوی که به هیچ عنوان ملاحظه کسی را نداشتند و حتی به عنوان مثال در یک مورد یک دانشجویی که عموما درسهایش ضعیف بود و از رشته دیگری هم به رشته باستانشناسی آمده بود، به ایشان گفتند که بعدازظهرها به منزل آقای دکتر در محله گیشا مراجعه کند و در آنجا باز هم به این دانشجو درس میدادند و میگفتند که تو باید علاوه بر آن کلاس درس بیایی و من تو را برای امتحان آماده کنم. چون آنگونه که من میبینم به کمک نیاز داری. به همین ترتیب مثلا حتی به صورت خیلی خودمانی با دانشجویان رفتار میکردند.
کدام ویژگیها باعث میشد که دکتر مجیدزاده در زمینه باستانشناسی فردی متفاوت باشند؟
معمولا باستانشناسان در زمینههای گوناگونی تخصص دارند، یک باستانشناس حفار بسیار خوبی است، دیگری تحلیلگر بسیار خوبی است و دیگری طراح بسیار خوبی است و کمتر باستانشناسی را میبینیم که همه این هنرها را با هم داشته باشد، ولی آقای دکتر مجیدزاده این هنر خدادادی را داشت. چون خودشان هنر نقاشی را بسیار خوب انجام میدادند. نقاشیهای بسیار خوبی کشیدند که از ایشان به یادگار مانده است و حتی قبل از اینکه به رشته باستانشناسی بیایند، اصولا کار نقاشی میکردند و البته بعد از آن باستانشناسی را ادامه دادند و در آمریکا از دانشگاه شیکاگو دکترا گرفتند و برگشتند و در دانشگاه به تدریس مشغول شدند.

آثار و دستاوردهای علمی دکتر مجیدزاده چه جایگاهی را به خود اختصاص دادهاند؟
تمام کارهایی را که دکتر مجیدزاده به سرانجام رساندند، کارهای ماندگاری است. به عنوان مثال کتاب سه جلدی «تاریخ و باستانشناسی و هنر بینالنهرین» دکتر یوسف مجیدزاده که برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران هم شد، کتابی جامع است و من تصور میکنم بدون اغراق تا هفتاد یا هشتاد سال دیگر ما در ایران، کتابی را به این جامعیت نداشته باشیم.
دکتر یوسف مجیدزاده چه کاوشهای باستانشناسی مهمی انجام دادند و گزارشهای این کاوشها چگونه منتشر شدند؟
از دیگر کارهای مهمی که دکتر یوسف مجیدزاده انجام دادند این بود که هر کار حفاری که انجام دادند، البته کار حفاری ایشان معدود بود، تپه قبرستان قزوین، تپه ازبکیه کرج نظرآباد و جیرفت.
ایشان بلافاصله بعد از کاوش گزارشهای مفصلی را هم به زبان فارسی و هم به زبانهای دیگر و البته عمدتا انگلیسی و فرانسه منتشر کردند و این یکی از محسنات کار ایشان است؛ کاری را که به انجام رساندند، ناتمام باقی نگذاشتند و کلی گزارش را به صورت منظم آماده و منتشر کردند.
روند ادامه کار دکتر یوسف مجیدزاده در دانشگاه تهران چگونه بود و تا چه زمانی ادامه داشت؟
متاسفانه و با کمال تاسف پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از افرادی که حتی خود مرحوم آقای دکتر مجیدزاده پای این افراد را به دانشگاه باز کرد، آنها را به دانشگاه آورد و در گروه باستانشناسی مشغول کرد و چون اعتقاد داشت که باید همه با هم همکاری کنیم تا وضعیت باستانشناسی ایران را به یک سروسامانی برسانیم، ولی متاسفانه برخی از این افراد نمکناشناسی کردند و با پروندهسازیهای غیرمنطقی و نادرست و به صورت ناجوانمردانه ترتیب اخراج ایشان را از دانشگاه تهران دادند که البته بعدا با شکایتی که ایشان کردند، توانستند به دانشگاه برگردند و بازنشست شوند و قبول نکردند که دیگر در دانشگاه تدریس کنند و به بازنشستگی قانع شدند ولی در دوران بازنشستگی هم همینطور که عرض کردم، ایشان بیکار ننشست و با تمام سختیهایی که متحمل شد، مشغول تحقیق شدند و کارهای متعدد و مقالات ماندگار و کتابهای متعددی را منتشر کردند.
دلیل اصلی رفتن ایشان به فرانسه هم البته همین بود که چون از دانشگاه با آن شکل فجیع اخراجشان کرده بودند، یک مقدار زیادی سرخوردگی داشتند و نمیتوانستند بمانند و ببینند که در دانشگاه دانشجویان بسیار زیادی را که تربیت کردند، که اغلب آنها هم به درجه استادی دانشگاه در ایران رسیدهاند و یا در ردههای بالای مدیریتی میراث فرهنگی کشور شرکت داشتند.
وضعیت جسمی دکتر مجیدزاده در سالهای پایانی عمر چگونه بود؟
آقای دکتر مجیدزاده این اواخر متاسفانه بسیار مریض بودند و مشکلات جسمی فراوان از جمله از ناحیه چشم و گوش و قلبشان داشتند.
من به شخصه هر زمان که در فرانسه خدمت ایشان میرسیدیم، مجبور بودیم با صدای بلند با همدیگر صحبت کنیم تا بشنوند و زمانی هم که میخواستیم تلفنی صحبت کنیم، با کمک همسر ایشان و در حقیقت به شکل واسطه با ایشان صحبت میکردیم و ایشان اخبار را میدادند.

دکتر مجیدزاده در سالهای اخیر چه دغدغههایی درباره محوطه باستانی جیرفت داشتند؟
آقای دکتر مجیدزاده در همین چند سال اخیر و پس از کارهای بسیار درخشانی که در جیرفت انجام دادند و مقدار زیادی این محوطه باستانی ایرانی را به جهان و دنیای باستانشناسی معرفی کردند، همیشه فکر و ذکرشان در آنجا بود و همیشه از این نگران بودند که چرا باید متاسفانه دست قاچاقچیها به اشیای عتیقه باز باشد و بتوانند صدماتی را به همه سایتهای مملکت از جمله جیرفت بزنند که البته با همت پاسدارهای فرهنگی میراث فرهنگی مقدار زیادی از این مشکلات حل شد ولی مرتب همیشه از من سوال میکردند که آنجا چه خبر است، چه شده، چکار کردهاند، چکار میکنند و همیشه دوست داشتند که از اخبار مطلع باشند.
خبر درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده چگونه به شما رسید؟
صبح روز سهشنبه ۲۸ مهر دختر ایشان مژگان ایزابل به من خبر داد که متاسفانه روز دوشنبه 27 مهرماه 1405 ایشان به رحمت خدا رفتند.
مراسم خاکسپاری پیکر زندهیاد یوسف مجیدزاده چه زمان و در کجا خواهد بود؟
پیکر مرحوم یوسف مجیدزاده در فرانسه آرام میگیرد و آرامگاه ابدی این باستانشناس پیشکسوت در همین کشور خواهد بود.
نظر شما