به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «هوش مصنوعی و بمب: استراتژی و خطر هستهای در عصر دیجیتال» تالیف جیمز جانسون ترجمه محمدامین پورحسینقلی، فراتر از یک پژوهش راهبردی در حوزه امنیت بینالملل، متنی است که یکی از بنیادیترین تغییرات در ماهیت وجودی انسان مدرن را روایت میکند؛ واگذاری قدرت مرگ و زندگی به الگوریتمها. این اثر واکاوی دقیق لحظهای است که انسان، در تلاش برای ارتقای امنیت و سرعت تصمیمگیری، عاملیت خود را به چیزی واگذار میکند که دیگر نه ابزاری مطیع، بلکه ساختاری خودمختار و غیرقابلپیشبینی است.
جانسون با نگاهی انتقادی نشان میدهد چگونه ورود هوش مصنوعی به سیستمهای فرماندهی هستهای، نه یک پیشرفت فنی، بلکه فروپاشی جایگاه سوژه در تاریخ است. در دوران جنگ سرد، پارادایم بازدارندگی بر پایه حضور دو سوژهی انسانی استوار بود که با وجود ترس، عقلانیت و حتی خطای احتمالی، مسئولیت نهایی فشار دادن دکمه را بر عهده داشتند. آن «سوژهی استراتژیک» اگرچه در لبهی پرتگاه نابودی هستهای قدم میزد، اما همچنان ارادهاش، مرز میان بودن و نبودن بود. جانسون در این اثر نشان میدهد که چگونه ورود فناوریهای هوشمند، این روایت کلاسیک را واسازی میکند. اکنون با «عصر جنگهای الگوریتمی» روبهرو هستیم؛ جایی که سرعت پردازش دادهها، زمانی برای تفکر انسانی باقی نمیگذارد. سیستمهای هوشمند با سرعتی عمل میکنند که ارادهی انسانی، حتی اگر بخواهد مداخله کند، توان همگامی با آن را ندارد.
محتوای کتاب بر مفهوم «بیثباتی ساختاری» تمرکز دارد. ادغام هوش مصنوعی در ساختارهای فرماندهی هستهای، منجر به پدیدهای به نام «سوگیری اتوماسیون» میشود. در این وضعیت، انسان به دلیل پیچیدگی فنی و حجم عظیم دادهها، به طور ناخودآگاه تصمیمات ماشین را بدون ارزیابی انتقادی میپذیرد. اینجاست که مکث اخلاقی-همان لحظهای که سوژه باید در برابر وسوسهی خشونت ایستادگی کند-به کلی حذف میشود. جانسون استدلال میکند که ماشینهای هوشمند، «جعبههای سیاهی» هستند که منطق درونیشان برای طراحان انسانی نیز به طور کامل شفاف نیست. وقتی عاملیت بقا به چنین ساختاری تفویض میشود، انسان دیگر صاحب تصمیم نیست، بلکه تنها تأییدکنندهی خروجی الگوریتم است؛ کارگزار منفعل سیستمی که خود آن را ساخته اما دیگر بر آن مسلط نیست. معماری متن جانسون، حرکتی آگاهانه را دنبال میکند.
کتاب با بررسی چارچوبهای تئوریک آغاز میشود، اما هرچه پیش میرود، سوژهی انسانی در روایتهای پیچیدهتر فنی رنگ میبازد. ساختار کتاب به خوبی نشان میدهد که در فضای سایبرنتیک، عاملیت دیگر یک ویژگی درونی سوژه نیست، بلکه به تابعی از سرعت شبکه تبدیل شده است. خواننده در حین پیشروی در متن، همان حس انقیادی را تجربه میکند که سیستمهای هستهای به فرماندهان نظامی تحمیل میکنند: حس اینکه دیگر زمان برای هیچ کنش معنادار یا اخلاقی وجود ندارد و ماشین خودکار، پیشاپیش مسیر فاجعه را ترسیم کرده است. از منظر نقد سوژه، آنچه جانسون توصیف میکند، مرحلهی غایی ازخودبیگانگی است. هوش مصنوعی در اینجا نه یک خدمتگزار، بلکه یک «شبهسوژهی غیرارگانیک» است که منطق ریاضیاتی خود را بر جهان زیسته تحمیل میکند.
کتاب «هوش مصنوعی و بمب: استراتژی و خطر هستهای در عصر دیجیتال» تالیف جیمز جانسون ترجمه محمدامین پورحسینقلی در 210 صفحه به بهای پانصد و پنجاه هراز تومان در انتشارات جهان کتاب منتشر شد.
نظر شما