سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سایه برین: روز جهانی کودک فرصتی برای توجه به نیازها، خواستهها و جهان ذهنی کودکان است؛ اما این مناسبت میتواند فراتر از برگزاری جشنی شاد و سرگرمکننده، زمینهای برای آشنایی آنها با ادبیات و هنر نیز فراهم کند. آکادمی مهر و خرد گیومه در برنامهای که به مناسبت این روز برگزار کرد، تلاش داشت با محوریت کتاب و قصه، تجربهای متفاوت برای کودکان رقم بزند؛ تجربهای که در آن، ادبیات نه بهعنوان موضوعی آموزشی و رسمی، بلکه در پیوند با شادی، تخیل و کشف جهان معنا پیدا میکرد.
در این رویداد، توجه به ادبیات تنها به انتخاب یک کتاب یا روایت قصه محدود نبود؛ بلکه از قصه و نمایش گرفته تا برنامه قصهگویی و انتخاب موسیقیها، تلاش شده بود متن، شعر و محتوای آثار نیز با دقت انتخاب شوند. در حاشیه برگزاری مراسم نیز نمایشگاهی از کتابهای کودک و نوجوان با همراهی انتشارات افق و مهرسا برپا شد تا کودکان و خانوادهها فرصتی برای آشنایی نزدیکتر با کتابها و آثار منتشرشده در حوزه ادبیات کودک داشته باشند.
چنین رویکردی بر این باور استوار است که کودکان، در کنار سرگرمی و نشاط، شایسته مواجهه با آثار فرهنگی و هنری باکیفیتاند و میتوان از مسیرهای گوناگون، از نمایش و موسیقی تا قصهگویی و دسترسی مستقیم به کتاب، آنها را با زیباییهای زبان و ادبیات آشنا کرد. در این نگاه، قصه فرصتی برای پرورش تخیل، تقویت قدرت تفکر، شناخت احساسات و مواجهه با تجربههای انسانی است.
پیوند این عناصر هنری با کتاب، راهی برای شکلگیری خاطرات خوش و ایجاد رابطهای ماندگار میان کودک و ادبیات است؛ رابطهای که نه با اجبار و توصیه، بلکه با لذت و تجربه شکل میگیرد. در گفتوگو با مهرانگیز اخوی مدیرمسئول آکادمی مهر و خرد گیومه، درباره ایده شکلگیری این رویداد، معیارهای انتخاب قصه و موسیقی، ویژگیهای ادبیات باکیفیت کودک و راههای ایجاد علاقه پایدار به کتابخوانی صحبت کردهایم؛ اینکه چگونه میتوان کتاب را از یک موضوع آموزشی به فرصتی برای خیالپردازی، شناخت خود و جهان و لذت بردن از زندگی تبدیل کرد. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.
در طراحی برنامههای روز جهانی کودک در آکادمی مهر و خرد گیومه، کتاب و قصه محور اصلی برنامهها بودند. این رویکرد از چه ایده و دغدغهای شکل گرفت و چرا تصمیم گرفتید یک برنامه کودک را بر پایه ادبیات و کتاب طراحی کنید؟
کتاب و قصه فقط ابزار آموزش نیستند؛ راهی برای شناخت جهان، پرورش تخیل، رشد عاطفی و شکلگیری قدرت تفکر در کودکاناند. ما در آکادمی مهر و خرد گیومه باور داریم که کودکان شایسته تجربههای فرهنگی و هنری باکیفیت هستند و آشنایی با ادبیات باید از همان سالهای نخست زندگی، با لذت و اشتیاق همراه باشد. دغدغه ما این بود که روز جهانی کودک صرفاً به یک جشن شاد و سرگرمکننده محدود نشود. میخواستیم بچهها در کنار شادی، تجربهای فرهنگی و ماندگار داشته باشند؛ قصه بشنوند، نمایش ببینند، موسیقی را تجربه کنند و با جهان خیال و ادبیات ارتباط برقرار کنند. به اعتقاد من، اگر بتوانیم کتاب را با خاطرهای شیرین و تجربهای لذتبخش پیوند بزنیم، قدم مهمی برای شکلگیری رابطهای پایدار میان کودک و کتاب برداشتهایم. هدف ما این بود که کودکان بدون احساس اجبار آموزشی، در فضایی شاد و هنری با بخش کوچک و جذابی از ادبیات آشنا شوند.
یکی از بخشهای قابل توجه برنامه، قصهگویی بود؛ قصهای که صرفاً برای سرگرم کردن کودکان روایت نمیشد و مفاهیم قابل تأملی را هم با خود داشت. از نظر شما یک قصه خوب برای کودک باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا هم جذاب باشد و هم بتواند مفهومی را به او منتقل کند؟
به نظرم قصه خوب، پیش از هر چیز باید بتواند کودک را با خودش همراه کند. زبان مناسب، شخصیتهای باورپذیر، تخیل، کشش داستانی و تناسب با دنیای ذهنی کودک از ویژگیهای مهم یک قصه خوب هستند؛ اما آنچه برای من اهمیت ویژهای دارد، احترام قصه به هوش و احساس کودک است
موسیقی هم در این برنامه جایگاه ویژهای داشت و حتی در انتخاب موسیقیها به شعر و محتوای کلام توجه شده بود. چرا برای شما مهم بود که موسیقی کودک هم از نظر هنری و هم از نظر ادبی و محتوایی کیفیت داشته باشد؟
گاهی یک قصه خوب، بدون اینکه مستقیماً از دوستی، شجاعت، پذیرش تفاوتها یا مسئولیتپذیری حرف بزند، این مفاهیم را در جان کودک مینشاند. به باور من، قصهای که پس از پایان، ذهن کودک را به حرکت وامیدارد، میتواند تأثیری عمیقتر و ماندگارتر از دهها جمله آموزشی داشته باشد.
به نظر شما وقتی کودک، کتاب و قصه را در کنار نمایش، موسیقی و تجربههای سرگرمکننده میبیند، آیا ارتباطش با کتاب متفاوت از زمانی نمیشود که صرفاً به او توصیه کنیم «کتاب بخوان»؟ این ترکیب هنر و ادبیات چگونه میتواند کودک را به سمت کتابخوانی سوق دهد؟
وقتی کودکان ترانهای را بارها میشنوند و تکرار میکنند، در واقع با واژهها، تصویرها و مفاهیم آن هم ارتباط برقرار میکنند. بنابراین برای من مهم است که موسیقی کودک از نظر شعر و محتوا نیز ارزشمند باشد و به زبان و دنیای ذهنی او احترام بگذارد. این به معنای کمرنگ کردن شادی و نشاط نیست. اتفاقاً معتقدم میتوان موسیقیای انتخاب کرد که هم پرانرژی و سرگرمکننده باشد و هم از کیفیت ادبی و هنری برخوردار باشد. کودکان به همان اندازه که به شادی نیاز دارند، شایسته شنیدن آثار خوب و آشنایی با زیبایی زبان و موسیقی نیز هستند.
آیا میتوان گفت یکی از اهداف این برنامهها این است که کتاب از یک «موضوع آموزشی» به یک «تجربه لذتبخش» برای کودک تبدیل شود؟ آکادمی برای رسیدن به چنین تجربهای چه مسیری را دنبال میکند؟
از بهترین مسیرها برای نزدیک کردن کودکان به ادبیات است. نمایش، قصهگویی، موسیقی و فعالیتهای خلاقانه میتوانند کنجکاوی کودک را برانگیزند و او را به جستوجوی بیشتر در جهان کتاب ترغیب کنند. ما بهجای اینکه صرفاً کتابخوانی را توصیه کنیم، باید فرصت تجربه کردن جهان کتاب را در اختیار کودکان قرار دهیم. وقتی کودک با کتاب خاطرهای شیرین میسازد، احتمال اینکه دوباره به سراغ آن برود، بیشتر میشود.
در انتخاب کتابها و قصههایی که قرار است به کودکان معرفی شوند، چه معیارهایی برای شما اهمیت دارد؟ آیا صرفاً جذابیت داستان کافی است یا مسائلی مانند زبان، تصویرسازی، ارزشهای انسانی، تخیل و تناسب با دغدغههای امروز کودکان هم مورد توجه قرار میگیرد؟
نگاه ما این است که کودک باید فرصت تجربه کردن و کشف کردن داشته باشد. وقتی داستانی میشنود، میتواند درباره شخصیتها گفتوگو کند، آن را به نمایش تبدیل کند یا داستان تازهای با الهام از آن بسازد. در این فرایند، ادبیات از یک محتوای صرفاً آموزشی فراتر میرود و به بخشی از تجربه زیسته کودک تبدیل میشود.
هدف ما این است که کودکان با کتاب خاطره بسازند.
یکی از چالشهای امروز خانوادهها، ایجاد علاقه پایدار به کتابخوانی در کودکان است؛ بهخصوص در شرایطی که کودک با انواع سرگرمیهای دیجیتال مواجه است. از تجربه شما، چه نوع برنامههایی میتوانند کتاب را برای کودک به رقیبی جدی برای این سرگرمیها تبدیل کنند؟
برای من، کتاب خوب کتابی نیست که الزاماً در پایان به کودک بگوید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. گاهی یک داستان با نشان دادن موقعیتی انسانی، کودک را به فکر کردن درباره دوستی، تفاوتها، انتخابها و احساسات خودش و دیگران دعوت میکند؛ بدون اینکه به او درس مستقیم بدهد. همچنین باید دنیای امروز کودکان را بشناسیم. کودکان امروز با پرسشها، تجربهها و چالشهای متفاوتی روبهرو هستند. ادبیات خوب میتواند بدون شعار دادن، به آنها کمک کند جهان خود و دیگران را بهتر بشناسند. در کنار این موارد، به نظرم احترام به تخیل و استقلال فکری کودک بسیار مهم است. کتاب باید بتواند افق تازهای پیش روی او بگشاید و به او اجازه دهد فراتر از تجربههای روزمره اش فکر کند.
آیا این برنامه را صرفاً یک رویداد مناسبتی برای روز جهانی کودک میدانید یا بخشی از یک نگاه و برنامه بلندمدت برای ترویج کتاب، قصه و ادبیات کودک در آکادمی است؟ اگر برنامهای برای ادامه این مسیر دارید، درباره آن بگویید.
ترویج کتابخوانی با برگزاری یک جشن اتفاق نمیافتد؛ به استمرار، همکاری خانوادهها، حضور مربیان آگاه و دسترسی کودکان به آثار باکیفیت نیاز دارد. به همین دلیل، توسعه فعالیتهای فرهنگی و ادبی، معرفی کتاب و قصه و پیوند دادن ادبیات با نمایش و دیگر هنرها از مسیرهایی است که برای ما اهمیت دارد.
اگر بخواهیم از این رویداد یک پیام اصلی برای والدین و مربیان بگیریم، آن پیام چیست؟ به نظر شما بزرگسالان برای اینکه کودک واقعاً با کتاب و قصه مأنوس شود، چه تغییری باید در شیوه مواجهه خود با کتابخوانی ایجاد کنند؟
گاهی کافی است هر روز چند دقیقه در کنار کودک بنشینیم و برایش قصه بخوانیم؛ بدون عجله، بدون امتحان گرفتن و بدون اینکه بخواهیم از هر داستان نتیجهای آموزشی استخراج کنیم. همین لحظههای ساده میتوانند به خاطراتی ماندگار تبدیل شوند. من باور دارم کودکان بیش از آنکه به توصیههای ما نیاز داشته باشند، به تجربههای ما نگاه میکنند. اگر میخواهیم کتاب در زندگی آنها جایگاه داشته باشد، باید خودمان نیز برای کتاب، قصه و گفتوگو جا باز کنیم. در نهایت، هدف ما این است که کودک کتاب را نه وظیفهای برای بزرگ شدن، بلکه فرصتی برای کشف کردن، خیالپردازی، شناخت خود و جهان و لذت بردن از زندگی بداند.
نظر شما