به گزارش خبرنگار خبرگزار ی کتاب ایران (ایبنا) در این آیین که شامگاه هشتم مهر به میزبانی خانه هنر نیماژ و همرمان با روز جهانی ترجمه به مناسبت رونمایی از کتابهای «دوراهی جوجهتیغی» اثر هاکان آکدوغان، ترجمه فرهاد سخا، «یادداشتهای سوزان» نوشته آیفر تونچ با ترجمه فرهاد سخا، «ماهیهایی که نمیمیرند» از مقدر گمیجی، «پرنده تکبال» از یاشار کمال ترجمه فرهاد سخا، «قلمها»ی یاشار کمال با ترجمه مژگان دولتآبادی و «افسانههای کوه آرارات» ترجمه یاسمن پوری و دو کتاب دیگر از یاشار کمال و با ترجمه سولماز حسنزاده به نامهای «نگاه کن فرات پر از خون است» و «آب نوشیدن مورچه» برگزار شد، گوکهان چتین کایا، رایزن فرهنگی ترکیه در ایران عنوان کرد: خوشحالم در محفلی هستم که برای معرفی آثار ترکیه به ایرانیان تدارک دیده شده و از مسئولان نشر نیماژ و نیز شیوا مقانلو که مسئولیت برگزاری این مراسم را بر عهده داشتهاند سپاسگزارم.

وی با بیان اینکه این تعریف که ترجمه انتقال آنچه در یک زبان گفته میشود به زبان دیگر است، در ادبیات کافی نیست، تاکید کرد: آنچه در متن ادبی میآید تنها کلمات نیست و خاطرات، اندیشهها، احساسات و شیوه درک جامعه را نیز منتقل میکند. به گفته جمیل مریچ، متفکر ترک، ترجمه یک فتح و پیروزی است و باید توجه داشته باشیم آنچه مطرح میشود به معنی برتری یک زبان بر دیگری نیست بلکه به برکت ترجمه دنیای اندیشه گسترش میِیابد. به اعتقاد مریچ ترجمه قویترین هنر است و هر ترجمه یک رویارویی تازه با یک اثر ادبی است. وقتی صحبت از تعامل و ارتباط ادبی ایران و ترکیه به میان میآید با پیشینهای کهن مواجه هستیم و اگر فقط به ترجمههای ترکی و فارسی امروز بسنده کنیم یک کاستی بزرگ انجام دادهایم چون گذشته تعاملات ما بیسار عمیقتر است. ترکان و ایرانیان در یک جغرافیا و تمدن مشترک بودهاند و زبانشان درتعامل با یکدیگر بوده است. زبان فارسی که در تاریخ و جغرافیای ترکی بوده در فرهنگ ترکیه جایگاهع خاصی یافته و باید توجه داشت که تنها دلیل درهمتنیدگی این دو ادبیات سخن گفتن در جوار هم نبوده بلکه شاعران و ادیبات ایرانی و ترکی آثاری به هر دو زبان داشتهاند. در آناتولی که مولانا شناخته شده است، جامی، فردوسی، عطار و سایر شاعران کهن ایرانی نیز ادبیات ترکیه را تحت تاثیر قراردادهاند و حتی شاعران ترک آثاری را به زبان فارسی خلق کردهاند.
رایزن فرهنگی ترکیه در ایران با بیان اینکه تماس دو زبان ترکی و فارسی تا دل زندگی روزمره اهالی دو کشور نسوخ کرده افزود: در این زمینه میتوان به واژههایی مشترک چون دوست،دشمن، جان، جهان، ییلاق و قشلاق اشاره کرد اما این تعامل تاریخی تنها به کلمات خلاصه نمیشود بلکه گاهی به صورت یک اصطلاح بر اساس استعارهای مشترک است و گاه این شباهت به شکل سنت روایی منعکس میشود. به عنوان نمونه داستانهای ایرانی با «یکی بود یکی نبود» شروع میشوند و آغاز داستانهای ترکی با معادل همین جمله است این مثال اهمیت خاص دارد چون یک جمله و کلمه مشترک نیست و اشتراک سنت داستانگویی است. در ادبیات کلاسیک نیز وقتی به واژههای گل و بلبل و باغ و بستان و فرهاد و شیرین میرسیم که بخشهایی از واژگان ادبی مشترک هستند و برای دو زبان آشنا هستند درمییابیم در هر دو زبان گل تنها یک گل نیست بلکه محبوب و معشوق است و بلبل نیز عاشق است، پروانه از موجودی که بر گرد شمع میچرخد فراتر میرود و عاشقی است که خود را در عشق محبوب نابود میکند. از این رو رابطه دو زبان را نباید تنها تاثیر گیری یکی از دیگری دانست این دو ادبیات در یک جغرافیا از هم کلمه و قالب گرفتهاند و هم را تغذیه کردهاند. بنابراین میتوان از حافظه ادبی ایران و ترکیه سخن گفت.

وی همچنین گفت: نکته مهمی که باید در نظر بگیریم این است که داشتن جهان تاریخی و فرهنگی مشترک به معنی مشابهت کامل ادبیات دو کشور نیست و زیبایی ترجمه ادبی اینجاست که هم شباهتها و نیز تفاوتها را نشان میدهد. گاهی در یک متن ترکی برگردانده شده به فارسی و برعکس واژهای مشترک میّینیم ولی این مشابهت فریبنده است و ممکن است معناهای مختلف در طول زمان وارد واژه شده باشد. اینجاست که نقش مترجم آشکار میشود که باید فرهنگ و تاریخ این دو زبان را بداند زیرا فرهنگ لغت معادل را ارائه میدهد ولی بار معنایی را کاملا منتقل نمیکند و این مترجم است که جهانی را پیش چشم میآورد که معنای معادل را حمل میکند.
رایزن فرهنگی ترکیه تاکید کرد: با آغاز نوگرایی شکل رابطه ادبی ایران و ترکیه نیز متحول شد و شاهد انجام ترجمه مستقیم آثار دو کشور شدیم و از طریق ترجمه میراث ادبی گذشته و معاصر دو کشور معرفی شد. خواننده ترکیه وقتی آثار امثال هدایت و فروغ را میخواند از دریچهای دیگر ایران را میّبیند و به همین ترتیب وقتی یک ایرانی رمانهای ترکی را میخواند میتواند وارد روستاهای اناتولی و شهرهای استانبول شود. وقتی اطلس قارههای مه آلود را میخواند با استانبولی دیگر که دنیای واقعی و خیال در آن در هم آمیختهاند آشنا میشود و عامل این آشنایی ادبیات است. ترجمه آثار ادبی ترکیه در ایران طی قرن بیستم شتاب گرفت و نویسندگان ترکیه با خوانندگان ایرانی خود ارتباط برقرار کردند و امروزه در کتابفروشیهای ایران میتوان آثار ادبی دورانهای مختلف ترکیه را دید. البته در تحقق این امر مترجمان و ناشران نیز نقش مهمی داشتهاند. پس ترجمه از مهمترین حاملهای ادبی دو کشور است و حضور ما در این محفل نیز ادامه یک سفر ادبی طولانی در روزگارمان است. به مدد آثاری که امشب رونمایی میشوند آثار جهانی نویسندگانشان از نو ساخته میشود و به خوانندگان تازه میرسد و امیدوارم این حلقه دادوستد فرهنگی ادامه دار باشد. روزگاری آثار حافظ و سعدی در آناتولی خواننده داشت و امروز نیز آثار ترکی در اصفهان و شیراز خوانده میشود. زبانها و خوانندگان دگرگون شدهاند ولی پلی که ادبایت میسازد پایدار است. شاید ارزشمندترین امکان ادبیات نیز این است که ادبیات دیگران را از خلال حکایات و قصههای یکدیگر بشناسیم.
وی در ادامه به شعر مشهور «ای بسا هندو و ترک همزبان/ وی بسا دو ترک چون نامحرمان» از مولانا و شعری با همنین مضمون از یونس امره اشاره کرد و گفت: این دو شاعر بزرگ یکی به فارسی و دیگری به ترکی یکدیگر را تکیل کردهاند.
در ادامه، موسی رحیمی، نویسنده و سیاستمدار به بیان توضیحاتی در باب ادبیات ترکیه از حیث واژه و بازتاب هویت در ادبیات این کشور پرداخت و با بیان اینکه ادبیات تلاشی انسانی برای فهم خود و شناخت گذشتهمان است، عنوان کرد: هر اثر ادبی راوی روزگار خود و حافظه جمعی است و میتوان این پرسش را مطرح کرد که یک جامعه چگونه گذشته خود را به یاد میآورد و نقش ادبیات در این میان چیست. گاه یک اثر ادبی حافظه چند ملت را حفظ میکند و زبان تنها وسیله ارتباط نیست آرشیو حافظه است. ادبیات ترکیه بارها با این پرسش بنیادذین روبهکو شده که ما که هستیم و از کجا آمدهایم و پاسخ این پرسش مستقیم یا غیر مستقیم در ادبیات جاری است. تماس عثمانیان با جهان غرب ادبیات را وارد عرصه اندیشیدن به انسان و جامعه کرد و مفاهیم خرد، جامعه،هویت و تجدد مورد توجه فقرار گرفت. در دوران جمهوری ادبیات محور گفتوگو شد به مثابه آنچه تنها نقل داستان نمیکند و هویت میسازد. انسان امروز معناباخته است و به قول هایدگر شاید با ادبیات بتوانیم به هویت خود دست یابیم.

وی در ادامه به ارائه مثالهایی از نمود هویت در ادبیات ترکیه از جمله در آثار اورهان پاموک پرداخت که در آثارش استانبول تنها یک مکان جغرافیایی نیست و بخشی از هویت و معنای انسانی است. حافظه یک ملت تنها در آرشیو تاریخ نیست و در زبان و ادبیات جاری است.
همچنین در این مراسم پخش از پخش کیلیپی درباره زندگی و آثار یاشار کمال و نیز پیامهایی به زبان ترکی از نویسندگان ترکیه، سولماز حسنزاده، از مترجمان ادبیات ترکیه نشر نیماژ در سخنانی به معرفی ترجمه خود از کتاب رمان چهارگانه یاشارکمال پرداخت و علیرضا اسدی،مدیر انتشارات نیماژ نیز با اشاره به برنامهریزی این دفتر نشر برای توسعه فعالیت خود در ترجمه ادبیات ترکیه گفت: این فضا تاکنون مغفول مانده بود و جای کار دارد.
وی با اشاره به چالش عدم رعایت کپی رایت در ایران اظهار امیدواری کرد که با برطرف شدن مشکلات موجود شاهد گسترش فعالیت در ترجمه آثار ادبی دو کشور باشیم.
نظر شما