به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین رونمایی از رمان «جوجهای که عاشق هیولا شد!» اثر مرتضی ایمانی، به همت مؤسسه فرهنگی هنری آیین صدای تهران و نشر چلچله و با همکاری خانه هنرمندان ایران، با حضور جمعی از استادان دانشگاه، پژوهشگران، نویسندگان، هنرمندان و علاقهمندان ادبیات و هنر برگزار شد.
در این مراسم آتش تقیپور، سید مصطفی مختاباد، میثم زندی، بهاره رهنما، کاظم نظری، محمد هاشمی، آلبرت بغزیان، محمد خدادادی، همایون نصابیان، نسیم مرعشی، نازنین ایمانی و مرتضی ایمانی درباره این اثر سخن گفتند.
در شروع مراسم، سینا ضیاعزیزی، مجری برنامه، ضمن خوشامدگویی به استادان، هنرمندان، نویسندگان و اهالی فرهنگ و هنر، بر اهمیت قصه و ادبیات در بازتاب تجربههای انسانی تأکید کرد و گفت: قصهای که از ذهن یک انسان آغاز میشود، با کلمات شکل میگیرد و وقتی به دست دیگران میرسد، هرکس میتواند بخشی از خودش را در آن پیدا کند. آیین رونمایی از این رمان، فرصتی برای گفتوگو درباره موضوعاتی همچون انسان، انتخاب، عشق، روابط، آگاهی و پیامد تصمیمهای آدمی است.
ضیا عزیزی همچنین عنوان کتاب «جوجهای که عاشق هیولا شد!» را واجد پرسشی درباره شناخت و انتخاب دانست و گفت: پشت این عنوان، مفاهیمی همچون ندیدن حقیقت و چگونگی شکلگیری انتخابهای انسانی نهفته است. هر اثر ادبی، علاوه بر روایت یک داستان، میتواند بازتاب نگاه نویسنده به جامعه و دغدغههای انسانی پیرامون او باشد.
آتش تقیپور، پیشکسوت هنر و نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما، با ابراز خرسندی از حضور در کنار مرتضی ایمانی، او را انسانی فراتر از عنوانها و القاب توصیف کرد و گفت: سالهاست او را «فرشته» میدانم؛ انسانی صاحب ایده، جسور و اهل عمل که همواره راههایی تازه برای پیشرفت دیگران گشوده است.
او با اشاره به عنوان رمان اظهار کرد: آیا ما عاشق میشویم یا تنهایی و نیازهای درونی ما را به سوی عشق میکشانند؟ تقیپور همچنین «هیولا»های داستان را انسانهایی دانست که ممکن است جامعه، شرایط، تربیت و رنجهای زندگی آنان را به چنین موقعیتی رسانده باشد.
به گفته او، اگر قرار است هیولاهای زندگی را بشناسیم، باید سهم خودمان را نیز در شکلگیری آنان ببینیم؛ سهمی که میتواند از فرهنگ، آموزش، تربیت و ساختارهای اجتماعی ناشی شود. وی در ادامه، جسارت و سدشکنی ایمانی در زندگی و فعالیت هنری و ادبی را شایسته تقدیر دانست و ابراز امیدواری کرد این رمان خوانندگان را نیز به تأمل درباره انسان و جامعه دعوت کند.

تئاتر در این رمان، پناهگاهی برای روح انسان است
سید مصطفی مختاباد، عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس، پژوهشگر، نویسنده و استاد ادبیات نمایشی، با اشاره به جایگاه هنر و ادبیات در مواجهه انسان با خود و دیگری، آشنایی خود با ایمانی را در سه مرحله پژوهش دانشگاهی، پادکست «یاد یار» و در نهایت مواجهه با رمان «جوجهای که عاشق هیولا شد!» تشریح کرد.
او خواندن این رمان را تجربهای همراه با غافلگیری و کشف دانست و گفت: در لایههای درونی اثر میتوان ردپای اندیشههای هنری و زیباییشناختی مورد توجه نویسنده را مشاهده کرد.این اثر تنها روایت زندگی پرفرازونشیب حمید نیست، بلکه سفری به جهان انسانهایی است که در میان جنگ، تنهایی، عشق، شکست و جستوجوی هویت، راهی برای ادامه زندگی میجویند.
مختاباد حضور پررنگ تئاتر در رمان را از نکات قابل توجه آن دانست و افزود: تئاتر در این اثر صرفاً صحنهای برای نمایش نیست، بلکه پناهگاهی برای روح انسان و امکانی برای بازسازی خویشتن است.
او همچنین برخی بخشهای رمان را یادآور فضای سینمای نوآر دانست و تأکید کرد: این اثر، برخلاف ماندن در تاریکی و تلخی، در نهایت با تکیه بر هنر و امید راهی به سوی آغاز دوباره میگشاید.
جسارت نویسنده در نوشتن از زن و عشق ارزشمند است
بهاره رهنما، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و نویسنده، نیز در این مراسم گفت: رمان ایمانی در روزهایی به دست او رسیده که درگیر ساخت یک فیلم بوده و هنوز فرصت نکرده آن را به پایان برساند، اما آغاز کوبنده و پرقدرت اثر توجه او را به خود جلب کرده است.
رهنما مهمترین ویژگی اثر از نگاه خود را جسارت نویسنده در نوشتن از زن، عشق و تئاتر دانست؛ بهویژه در روزگاری که به باور او پرداختن به عشق در ادبیات معاصر، بهخصوص عشق پیوندخورده با ادبیات و درام، کمرنگتر شده است.
او گفت: نسل امروز آنچنان با مسائل بزرگ و دشواریهای زندگی درگیر است که گاه سخنگفتن از عشق برای آن غریب و حتی دور از دسترس به نظر میرسد.
رهنما تأکید کرد: اینکه یک نویسنده مرد همچنان از زن و عشق بنویسد و این مفاهیم را با تئاتر و ادبیات درهم بیامیزد، برای او ارزشمند و قابل احترام است.
«هیولا» معنایی فراتر از جنسیت دارد
میثم زندی، عضو هیأت علمی دانشگاه، پژوهشگر، نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما و مدیرکل اسبق نظارت بر عرضه و نمایش فیلم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سخنان خود را با یاد و گرامیداشت استاد جواد مجابی آغاز کرد.
زندی با تمرکز بر عنوان رمان، آن را بهعنوان «پیرامتن» مورد توجه قرار داد؛ عنوانی که در ابتدا معنایی ظاهراً قطعی به مخاطب ارائه میدهد، اما در جریان خوانش داستان، این معنا بهتدریج سیال و چندلایه میشود. او رمان را از منظر نشانهشناسی تن، فضا و جنسیت نیز قابل بررسی دانست.
به گفته زندی، حمید در آغاز داستان «تنِ زخمی» انسانی گرفتار در زیرزمین، اسارت و روابط آسیبزاست، اما با ورود به جهان تئاتر، موسیقی و هنر، به تدریج از این وضعیت فاصله میگیرد و به سوی «تنِ رستگار» حرکت میکند.
او تئاتر را نیرویی رهاییبخش دانست و پگاه و نیروانا را دو چهره متفاوت زنانه در مسیر سعادت و رهایی حمید معرفی و نیز تاکید کرد: «هیولا» را نباید صرفاً مفهومی جنسیتی دانست؛ چراکه هیولا میتواند نماد هر پدیده، رابطه یا موقعیتی باشد که انسان را گرفتار میکند و در مقابل، فرشته میتواند هر آن چیزی باشد که انسان را به سوی رهایی و زندگی هدایت میکند.
انسان جهان خود را از طریق روایت معنا میکند
محمد هاشمی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه فلسفه هنر، رمان را پیش از هر چیز روایتی از زندگی و جهان انسان دانست و گفت: انسان نیز جهان خود را از طریق روایت معنا میکند؛ چراکه اگر نتواند رویدادهای پراکنده و بینظم زندگی را در قالب داستانی منسجم سامان دهد، جهان برای او به مجموعهای آشفته و بیمعنا تبدیل خواهد شد.
او راوی رمان را انسانی توصیف کرد که میکوشد از تجربههای پراکنده و دردناک زندگی خود روایتی معنادار بسازد، اما هر بار که با تجربهای شکستخورده مواجه میشود، معنای مورد جستوجویش از دست میرود و این جستوجو دوباره آغاز میشود.
هاشمی در ادامه گفت: تئاتر، پگاه و نیروانا همچون سه ضلع یک معنا، شخصیت را از سرگردانی و بیمعنایی نجات میدهند و امکان رسیدن او به روایتی منسجمتر از زندگی را فراهم میکنند. وی همچنین رمان را نوعی روایت زندگینامهای تخیلی دانست که برخلاف الگوی سنتی قهرمانسازی، ضعفها و شکستهای شخصیت اصلی را پنهان نمیکند و همین مسئله او را به انسانی واقعی و باورپذیر تبدیل کرده است.
رمان فقط داستان عشق نیست
آلبرت بغزیان، عضو هیأت علمی و مدیر گروه اقتصاد دانشگاه تهران، با اشاره به حضور خود در جمع هنرمندان گفت: رمان را با نگاه یک اقتصاددان خوانده و در آن بیش از هر چیز دو مفهوم «کمیابی» و «انتخاب» را مشاهده کرده است؛ مفاهیمی که به باور او نهتنها در اقتصاد، بلکه در زندگی انسان نیز تعیینکنندهاند. حمید در سراسر زندگی خود با محدودیتها و انتخابهای دشواری مواجه است؛ انتخابهایی که از فقر و معیشت تا عشق، ازدواج، خانواده، مهاجرت و آینده را دربرمیگیرد و در نهایت شخصیت او را شکل میدهد.
بغزیان «هیولا» را مجموعهای از آدمها، روابط، شرایط و انتخابهایی دانست که انسان را گرفتار میکنند، اما تأکید کرد: داستان در گرفتاری متوقف نمیشود و مسئله اصلی، یافتن راهی برای عبور، دوباره ایستادن و بازسازی معنای زندگی است.
او در نهایت تأکید کرد :«جوجهای که عاشق هیولا شد!» تنها یک داستان عاشقانه نیست، بلکه روایتی از مواجهه انسان با فقر، طلاق، خانواده، تربیت، مسئولیتپذیری، خشونت، مهاجرت و دشواریهای انتخاب است و پیام امیدبخش آن را میتوان در امکان بازنگری در انتخابها و ساختن مسیری تازه برای زندگی جستوجو کرد.
نباید «جوجههای» خود را در جامعهای سرشار از هیولا رها کنیم
محمد خدادادی، مدرس مهارتهای نرم، رفتارشناسی و رئیس هیأتمدیره گروه آموزشی یونیبست، با اشاره به دغدغههای انسانی و تربیتی موجود در رمان، گفت: در پس رنجها و حوادث زندگی حمید، توجه جدی به انسان، تربیت و جامعه دیده میشود. او محرومیت حمید از حمایت و تربیت شایسته والدین در آغاز زندگی را یادآور اهمیت فرزندپروری و آموزش مهارتهای زندگی دانست و افزود: نباید «جوجههای» خود را در جامعهای سرشار از هیولا رها کنیم.
خدادادی در عین حال رمان را با پرسشی مهم همراه دانست و گفت: چه بسا خود ما نیز در بخشهایی از زندگی برای دیگری به «هیولا» تبدیل شده باشیم.
او با اشاره به رنجها و محرومیتهای حمید، ایستادگی او پس از هر شکست را وجه امیدبخش داستان دانست و افزود: در دل همین هیولاها، انسانهایی نیز حضور دارند که دست او را میگیرند و امکان ایستادن دوباره را برایش فراهم میکنند و درنهایت سیر داستان، حمید را از انتخابهای اشتباه و مواجهه با هیولاها به عشق ابدی پگاه میرساند.
وی در پایان، «دگرخواهی» را از ویژگیهای برجسته شخصیت دکتر ایمانی دانست و گفت: هنر، دانش و آموزش در نگاه او ابزاری برای خدمت به دیگران و فراهم کردن فرصت رشد برای انسانهاست.

برای اثر تازه ایمانی آرزوی موفقیت دارم
کاظم نظری، عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی سوره، نویسنده و کارگردان و مدیرکل اسبق مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که به دلیل حضور همزمان در برنامهای در یکی از شهرستانها امکان حضور در مراسم را نداشت، با ارسال پیام تصویری از برگزارکنندگان و حاضران عذرخواهی کرد.
او ایمانی را از هنرمندان، صاحبنظران و اهل قلمی دانست که آثار ارزشمندی را به جامعه فرهنگی و هنری کشور عرضه کرده است و برای اثر تازه او آرزوی موفقیت کرد. نظری ابراز امیدواری کرد این کتاب نیز همچون دیگر آثار ایمانی مورد استقبال مخاطبان و علاقهمندان فرهنگ و هنر قرار گیرد.
با داستانی عاشقانه و در عین حال امروزی روبهرو هستیم
نسیم مرعشی، نویسنده و برنده جایزه ادبی جلال آلاحمد، نیز در پیامی تصویری درباره این رمان گفت: کتاب کمی دیر به دستم رسیده و به همین دلیل فرصت نکردهام آن را تا پایان مطالعه کنم، اما بخشهایی که خواندهام، من را با داستانی عاشقانه و در عین حال امروزی مواجه کرده است.
او نثر کتاب را روان و پرکشش توصیف کرد و گفت: رمان در خلال روایت خود، نکتهها و درسهایی از زندگی را نیز با مخاطب در میان میگذارد. مرعشی با اشاره به حجم ۴۱۷ صفحهای کتاب، آن را برای علاقهمندان به رمانهای بلند و داستانهای عاشقانهای که در کنار روایت به تجربههای انسانی و درسهای زندگی میپردازند، اثری قابل توجه دانست.
ایمانی در برنامههای خیرخواهانه پیشگام بود
همایون نصابیان، پزشک متخصص و قائممقام اسبق بیمارستان میلاد، در سخنان خود با اشاره به سالهای خدمت در حوزه درمان و توجه به کودکان بیمار، از برنامههای خیرخواهانهای یاد کرد که با هدف ایجاد فضایی شاد و امیدبخش برای کودکانی که به دلیل شرایط جسمانی امکان ترخیص از بیمارستان را نداشتند، برگزار میشد.
وی همچنین گفت: در طول سالهایی که توفیق خدمت به مردم را داشتیم، بخشی از فعالیت ما به کودکان بیماری اختصاص داشت که به دلیل شرایط جسمانی، امکان ترخیص از بیمارستان را نداشتند.
نصابیان افزود: در ایام نوروز، با برپایی سفره هفتسین و اجرای برنامههای شاد و مفرح، از جمله نمایشهای آیینی، تلاش میکردند فضای بیمارستان را برای کودکان و خانوادههای آنان دلپذیرتر کنند تا خانوادهها بتوانند در کنار یکدیگر سال نو را آغاز کنند.
او در ادامه با اشاره به همراهی مرتضی ایمانی در این برنامههای خیرخواهانه اظهار کرد: هرگاه دکتر ایمانی در تهران حضور داشتند و برنامهای در شهرهای دیگر نداشتند، با وجود مشغلههای فراوان، بهصورت افتخاری همراه جمعی از همکاران خود در این برنامهها شرکت میکردند.
نصابیان با تأکید بر روحیه خیرخواهانه ایمانی گفت: وی همواره در امور خیر پیشگام بودهاند و حضورشان برای ما ارزشمند و دلگرمکننده بود.
برای من، پدرم پیش از هر چیز یک قهرمان است
نازنین ایمانی، فرزند مرتضی ایمانی، در سخنان خود گفت: قصد ندارد درباره کتاب یا نویسنده سخن بگوید، بلکه میخواهد از پدرش بگوید؛ مردی که او را در سالهای مختلف با عناوینی همچون نویسنده، گوینده، هنرمند و مجری شناخته، اما برای خودش پیش از هر چیز یک قهرمان است.
او «جوجهای که عاشق هیولا شد!» را روایتی دانست که مخاطب را به این پرسش وامیدارد که چه رنجها و تجربههایی پشت آفرینش آن وجود داشته است. نویسنده قصه نمیسازد، بلکه قصههای پنهان انسانهایی را روایت میکند که شاید ما بهسادگی از کنارشان عبور کنیم.
او «جوجه» را نماد سادگی و اعتماد و «هیولا» را نماد چیزی دانست که حقیقتش در ابتدا دیده نمیشود و تأکید کرد: هیولا جنسیت ندارد؛ بلکه هر انسانی که از انسانیت فاصله بگیرد، میتواند به هیولا تبدیل شود. ایمانی همچنین با اشاره به ساعتها تلاش پدرش برای نوشتن این اثر گفت: هیچ کتابی یکشبه متولد نمیشود و پشت هر سطر، هزاران درنگ، تأمل، بازنگری و حرف ناگفته وجود دارد.
او مسیر حمید را یادآور مسیر قهرمانی یونگ دانست؛ مسیری از معصومیت و جستوجو تا رنج، مبارزه، یافتن حامی و رسیدن به مرحلهای تازه از رشد و بلوغ.

این رمان درباره زن یا مرد نیست؛ درباره انسان و انتخابهای اوست
مرتضی ایمانی، نویسنده رمان، در این مراسم با بیان اینکه از کودکی با قصه بزرگ شده است، از تأثیر لالاییهای مادر و قصههای شبانه دوران کودکی بر شکلگیری تخیل خود سخن گفت و مسیر آغاز نوشتن را از دوران مدرسه تا امروز تشریح کرد.
او با اشاره به تجربههای شخصی خود در مسیر نوشتن گفت: حتی در مقاطعی که نوشتههایش بدون اجازه برده شد یا دفتر داستانهایش در دانشگاه ناپدید گشت، به این نتیجه رسید که اگر نوشتههایش برای دیگران ارزش دارد، پس میتواند نوشتن را ادامه دهد. همه کارهای بزرگ از قدمهای کوچک آغاز میشوند.
نویسنده رمان، تخیل را یکی از شگفتانگیزترین تواناییهای انسان دانست و گفت: هنگام نگارش اثر، با شخصیتهایی چون حمید، پگاه و نیروانا زندگی کرده، گریسته و رنج کشیده و حتی در مواردی توانسته بخشی از وجود شخصیتهای منفی را نیز درک کند.
ایمانی با تأکید بر اینکه نویسندگان شخصیتهای خود را از دل جامعه میآورند، گفت: «هیولا» جنسیت ندارد و زن و مرد در برابر یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند.
او درباره برداشت احتمالی برخی مخاطبان از نگاه آنتی فمنیست و یا ضدزن بودن در بخشهایی از داستان نیز گفت: این رمان درباره زن یا مرد نیست؛ درباره انسان و انتخابهای اوست و از مخاطبان خواست پیش از پایان داستان درباره شخصیتها و معنای هیولا قضاوت نکنند.
وی همچنین ادامه داد: من فکر میکنم برای قضاوت درباره نگاه یک نویسنده به زن، باید همه زنان رمان را ببینیم، نه فقط زنان منفی داستان را؛ در این رمان پری، مهوش و مهری وجود دارند، اما در کنار آنها مادر حمید، نیروانا و پگاه هم هستند؛ بنابراین نویسنده نمیخواهد بگوید زن خوب است یا زن بد؛ میخواهد نشان دهد انسان چگونه تحت تأثیر ریشه، تربیت، محیط، تجربه و انتخابهایش ساخته میشود.
ایمانی در ادامه گفت: اتفاقاً پگاه یکی از مهمترین شخصیتهای اخلاقی و انسانی رمان است؛ زنی که عشق، اعتماد، وفاداری، احترام و امنیت عاطفی را نمایندگی میکند. «هیولا» در این داستان جنسیت ندارد؛ هیولا، هر انسانی یا هر رابطهای است که کرامت و آرامش انسان دیگری را نابود میکند.
ایمانی افزود: اگر قرار بود من نگاه ضد زن داشته باشم، هرگز پگاه را خلق نمیکردم؛ زنی که در سختترین بخشهای زندگی حمید، نه با مالکیت، نه با کنترل و نه با منفعتطلبی، بلکه با عشق، اعتماد، احترام و وفاداری وارد زندگی او میشود. او همچنین رمان را آمیزهای از خیال و واقعیت، ذهن و عین و تجربه زیسته و آفرینش هنری دانست و گفت: در خلق حمید، بخشی از تجربه زیسته خود را با جهان خیال درآمیخته است.
ایمانی نوشتن را به تعبیر ویلیام فاکنر «عرقریزان روح» خواند و گفت: شخصیتها در جریان نگارش چنان در ذهن او جان گرفتهاند که گاه خودشان مسیر داستان را پیش بردهاند.
نظر شما