به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فردوس اعظم درباره این اثر خود این گونه توضیح داده است: «مجموعه داستان «دل سنگ» روایت سالهایی است که میان دو جهان معلق بودم: روستا و شهر، وطن و غربت، کودکی و مرگ، عشق و جدایی در بندبندِ این داستانوارهها صداها و بویهایی نفس میکشند که جان مرا ساختهاند؛ صدای «دزینگـدزینگ» داس بابابزرگ بر سینه سبزه، خروش بیرحم قطار و کارخانه، بوی شیرِ تازهدوشیده و دود تلخ تنور، طعم چای مانده، عطرِ خاک تر و تَپَک وطن و سردی سنگفرش بیگانه، و حتی آن سکوتِ گزندهای که بعد از رفتنِ عزیزی، در چارچوبِ خانه جا میماند.
این مجموعه شامل داستانهای «دلِ سنگ»، «تارسَکی»، «لباس جایرَوَک»، «گمشده»، «زوزهها»، «خانهتکانی»، «آسوخته»، «شاپرکهای کاغذی»، «سَقِچ»، «شاهده»، «آدمهای شیشهای»، «اسبهای وحشی»، «سوغاتی» و «سایهدست» است. شخصیتهای این داستانها، همگی چیزی را در جایی جا گذاشته و از دست دادهاند؛ یکی خانهاش را، یکی پدری را، سومی جوانی، زن، روستا یا حتی واژهای زلال را که زمانی معنای روشنی داشت. یکی مدام به عقب نگاه میکند، دیگری با تمام وجود فرار میکند و سومی میپندارد که گریخته است اما شب که میشود، صدای پا و نجواهای همان گذشته را پشت پنجره میشنود.
«دلِ سنگ»، در ۱۷۰ صفحه، توسط انتشارات آروَن در تهران منتشر شده است.
نظر شما