چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
پیامبری در متن زندگی مردم

به مناسبت سالروز وفات پیامبر اکرم(ص)؛‌

پیامبری در متن زندگی مردم

بازخوانی سیمای نبوی در نسبت با ثروت، عدالت و مسئولیت اجتماعی

محمد (ص) پیامبری بود که در متن زندگی مردم حضور داشت؛ در بازار راه می‌رفت، بازرگانان را هدایت می‌کرد، ثروت را ابزار عدالت می‌دانست و در برابر فساد و تکاثر با قاطعیت می‌ایستاد.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی راد استاد دانشگاه تهران؛ تصویر رایج از پیامبر اکرم (ص) در بسیاری از منابر و رسانه‌های جهان اسلام، بیش از آنکه بر حضور او در متن جامعه، بازار و مناسبات اقتصادی تأکید کند، او را در سیمایی صرفاً زاهدانه، گوشه‌گیر و دور از عرصه‌های قدرت و ثروت به نمایش می‌گذارد. این نوشته می‌کوشد با نقد پارادایم تصوف و ایدئولوژی زهد، نشان دهد که پیامبر اسلام نه تنها از بازار و ثروت گریزان نبود، بلکه بازار را محراب نبوت، میدان تحقق عدالت و یکی از مهم‌ترین عرصه‌های هدایت انسان می‌دانست؛ چنان‌که حتی شدت و هشدارهای او نیز در امتداد رحمت و مسئولیت اجتماعی معنا می‌یابد.

پیامبری در متن زندگی مردم
علی راد

امروزه تعبیر «پیامبر بازار» شاید در نگاه نخست تناقض‌آمیز به نظر آید؛ زیرا در ذهن بسیاری از ما، مقام پیامبری شأنی معنوی، ملکوتی و فراتر از امور دنیوی دارد و بازار نماد دنیاگرایی، لهو و لعب و غفلت از یاد خداوند تلقی می‌شود. بر پایه چنین انگاره‌ای، پیامبر باید از بازار فاصله بگیرد و حضور او به مسجد و منبر محدود شود؛ تصویری که به تدریج در اذهان برخی از مسلمانان نهادینه شده و سبب شده است که از حضور پیامبر در بازار و آموزه‌های اقتصادی و اجتماعی او کمتر سخن به میان آید.

حال آنکه نصوص تاریخی و حدیثی گویای آن است که پیامبر اکرم (ص) از ظرفیت بازارهای مکه و مدینه برای تبیین آموزه‌های وحیانی حداکثر بهره را برد. او بازار را محراب خود قرار داد، با حضورهای مکرر و پی‌درپی در آن به تثبیت عدالت اقتصادی پرداخت، با ربا، گران‌فروشی، احتکار، کم‌فروشی، حیله و غش در معامله مبارزه کرد، شأن و منزلت بازار و بازاریان را تعالی بخشید، تاجران درستکار را همنشین شهیدان معرفی کرد، فقه بازار را بر اهل بازار واجب دانست و از ظرفیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بازار غفلت نورزید. فضای بازار با تلاوت آیات قرآن عطرآگین می‌شد و همان‌جا میدان رویارویی با شرک و کفر و عرصه دعوت و تحدی بود.

متون حدیثی و تاریخی از حضور گسترده پیامبر (ص) در بازارهای مکه و مدینه، از نظارت، صیانت، هدایت و اصلاح بازار و حرکت آن به سوی عدالت خبر می‌دهند. شاید یکی از اسرار لطیف تعبیر «وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْوَاقِ» در آیه «وَما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ» (فرقان/۲۰) نیز همین باشد؛ اینکه حضور در بازار نسبتی ذاتی با رسالت دارد. بازار همان‌گونه که می‌تواند آوردگاه عدالت و توحید باشد، می‌تواند میدان استثمار، تکاثر، شرک و فریب نیز باشد و پیامبران را نشاید که از آن غفلت ورزند. آنان باید در میان مردم باشند، رنج و فقر آنان را بشناسند، مترفان و اهل تکاثر را هشدار دهند و مناسبات اجتماعی را از درون اصلاح کنند؛ و این همان تفاوت بنیادین بازار با مسجد است.

از این منظر، محمد (ص) نه تنها پیامبر مسجد، بلکه پیامبر بازار نیز بود. حتی دشمنان او نیز حضورش در بازار را آن‌چنان مؤثر می‌دیدند که برای ترور او در همان فضا نقشه می‌کشیدند. او طعم عدالت را در بازار به مسلمانان و حتی اهل ذمه چشانید، امنیت اقتصادی را برقرار کرد و امکان داد که اهل کتاب نیز در بازارهای مسلمانان به تجارت بپردازند. امام علی (ع) نیز همین سنت را ادامه داد: «وَکانَ یَرْکَبُ بَغْلَةَ رَسُولِ اللّهِ (ص) الشَّهْباءَ وَیَطوفُ فِی الأَسْواقِ سوقاً سوقاً...»؛ زیرا اگر آفتاب نبوت و امامت بر بازار نتابد، ابلیس و دجال سایه خود را بر آن خواهند گسترد.

این تصویر پویا و اجتماعی از پیامبر اکرم (ص)، ما را به نقد یکی از ریشه‌دارترین انگاره‌های تمدن اسلامی نیز رهنمون می‌کند؛ انگاره‌ای که می‌توان آن را «پارادایم تصوف و ایدئولوژی زهد» نامید. این پارادایم بر دنیاگریزی و مخالفت با ثروت استوار است و طی قرون متمادی تصویری همسو با آرمان‌های خود از شخصیت و سیره رسول خدا (ص) ارائه کرده است. امروز نیز در بسیاری از منابر و رسانه‌های جهان اسلام، همین تصویر زاهدانه از پیامبر بازتولید می‌شود؛ تصویری که تأثیرات عمیقی بر فرهنگ، تمدن، سبک زندگی و حتی نگرش مسلمانان به دانش و اقتصاد برجای نهاده است.

در حالی که پژوهش‌های دقیق سیره‌پژوهی بر خلاف این تصور دلالت دارند و بسیاری از ادله تاریخی و روایی درباره فقیر بودن پیامبر قابل مناقشه و نقدند. خاستگاه تصویر فقرآلود از رسول خدا (ص) را باید در فضیلت‌بخشی به فقر، منزلت معنوی فقیران و برتری اخروی آنان جست‌وجو کرد؛ انگاره‌ای که جریان تصوف در جامعه اسلامی نهادینه ساخت و از رهگذر آن، ترس از ثروت در ذهن مسلمانان تثبیت شد و فقر به عنوان یک فضیلت اجتماعی اشاعه یافت.

حال آنکه ایدئولوژی فقیر بودن محمد (ص) افزون بر تعارض با آیات قرآن و اصول اسلام، با نصوص تاریخی نیز ناسازگار است. منابع معتبر سیره و تراجم از پیامبر با تعبیرهایی چون «کان میسوراً غنیاً» و «لم یکن فقیراً قط» یاد کرده‌اند. او فردی برخوردار از امکانات و اموال قابل توجه بود و ثروت را نه برای انباشت و تفاخر، بلکه برای زدودن فقر، آزادسازی انسان‌ها و تحقق عدالت به کار می‌گرفت. بنابراین، مسئله اصلی در سیره نبوی، نه نفی ثروت، بلکه نفی تکاثر، استثمار و بی‌عدالتی است.

نمونه‌ای مشابه را می‌توان در «پارادایم قلندریه و ایدئولوژی قدرت» مشاهده کرد؛ جایی که قلندریه غالباً صرفاً به عنوان یک جریان عرفانی معرفی شده، حال آنکه در تحلیل‌های پارادایمی روشن می‌شود که این جریان، در کنار وجوه عرفانی، دارای ابعاد اجتماعی و سیاسی و در پی سهم‌خواهی از قدرت نیز بوده است. همان‌گونه که تصویر زاهدانه از پیامبر محصول یک فرایند تاریخی است، بسیاری از دیگر تصاویر رایج نیز نیازمند بازخوانی انتقادی‌اند.

در همین چارچوب باید به مسئله «نفرین محمد (ص)» نیز نگریست. در نگاه نخست، تعبیر «نفرین پیامبر رحمت» نیز تناقض‌آمیز می‌نماید؛ زیرا قرآن او را صاحب «خُلُق عظیم» و «رحمةً للعالمین» معرفی می‌کند. چگونه ممکن است از چنین شخصیتی نفرین صادر شود؟ این پرسش نیز تا حد زیادی زاده همان تصویر صوفیانه و عرفانی است که پیامبر را همواره اهل تسامح، مدارا، اغماض و رواداری با همه جریان‌ها، حتی جریان‌های زر و زور، معرفی می‌کند؛ گویی او هیچ‌گاه در برابر انحطاط فرهنگی، افول اخلاقی و ستم اجتماعی موضعی قاطع نداشته است.

اما این تصویر، نگاهی بریده و ناتمام به سیمای نبوی در قرآن و تاریخ است. محمد (ص) همان‌گونه که پیامبر صلح و رحمت بود، پیامبر رزم، مقاومت و عدالت نیز بود. شدت و رحمت در وجود او به موازات یکدیگر جریان داشت و این رفتار مخاطبان بود که نوع مواجهه او را تعیین می‌کرد. او هرگز با کسی که شایسته قهر و هشدار بود، از سر تجاهل و اغماض رفتار نمی‌کرد و چشم بر تباهی انسان و جامعه نمی‌بست؛ هرچند آغاز رفتار او با همگان از سر تکریم و مهرورزی بود.

از همین رو، نفرین نبوی از سر دلسوزی و رنج انسان کامل نسبت به اسیران شهوت، جهالت و غفلت بود. نفرین او با نفرین‌های برخاسته از خشم، حسادت و خودخواهی تفاوت ماهوی داشت؛ تجلی رحمت در آینه قهر بود. کاربرد اسلوب وعید و تهدید در گفتار، زمانی رخ می‌دهد که گوینده از عناد مخاطب به ستوه آید و برای بیدار کردن او به هشدار و سرزنش روی آورد. واژه «ویل» در احادیث نبوی نیز بیش از آنکه صرفاً دعای بد باشد، اعلام خطری بزرگ و پرده‌برداری از حقیقتی هولناک است؛ چنان‌که در روایت «ویل للعرب من شر قد اقترب...» پیامبر از آینده‌ای هشدار می‌دهد که در آن شر، سعادت انسان را تهدید می‌کند.

نفرین محمد (ص) در امتداد نفرین‌های وحیانی قرآن، برای روشنگری واقعیت، تبیین حقیقت، زدودن جهالت از اندیشه و بیدار کردن وجدان‌های خفته است. این نفرین‌ها نه گسستی از رحمت، بلکه گونه‌ای از رحمت‌اند؛ رحمتی که در برابر ظلم، فساد، تکاثر و استثمار خاموش نمی‌ماند و انسان را از سقوط در شوره‌زار جاهلیت بازمی‌دارد.

از این منظر، سه تصویر یادشده ــ پیامبر بازار، پیامبر برخوردار از ثروت در خدمت عدالت و پیامبرِ هشدار و قاطعیت ــ سه وجه از یک حقیقت واحداند. محمد (ص) پیامبری بود که در متن زندگی مردم حضور داشت؛ در بازار راه می‌رفت، بازرگانان را هدایت می‌کرد، ثروت را ابزار عدالت می‌دانست و در برابر فساد و تکاثر با قاطعیت می‌ایستاد. بازگشت به این سیمای جامع، می‌تواند بسیاری از سوءفهم‌های تاریخی درباره نسبت اسلام با اقتصاد، ثروت، قدرت و مسئولیت اجتماعی را اصلاح کند و نشان دهد که رحمت نبوی، نه در انزوا از جهان، بلکه در اصلاح جهان، برقراری عدالت و بیدار کردن انسان معنا می‌یابد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها