به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، انتشارات سازمان اسناد و کتابخانة ملّی جمهوری اسلامی ایران، چاپ سوم کتاب «ستارۀفروزان: مصاحبه تاریخ شفاهی با نوشآفرین انصاری» را در ۲۶۱ صفحه با ویرایشی اساسی و ساختاری جدید، چاپ و روانه بازار نشر کرد. مصاحبه، تدوین و پژوهش این اثر به اهتمام پیمانه صالحی صورت گرفته است. با انتشار این اثر تعداد منشورات سازمان به ۱۶۶۶ عنوان رسید.

نوشآفرین انصاری سال ۱۳۱۸ در شهر سیملا که آن زمان پایتخت تابستانی هندوستان بود، در یک خانوادۀ دیپلمات ایرانی متولد شد. پدرش، عبدالحسین مسعود انصاری کارمند وزارت امور خارجه بود و اولین مأموریت مستقل وی خارج از ایران، سرکنسولگری ایران در دهلینو بود. پس از تولد وی، به کشورهای مختلف مأموریت یافت و این، آغازی برای سفرهای پیدرپی بود. بنابراین بیستوچهار سال اولیه زندگی نوشآفرین انصاری بهدلیل شغل پدر، در سفر به کشورهای مختلف گذشت، یعنی مجبور شد بارها زبان تحصیلیاش را تغییر دهد و در مدارس مختلف به تحصیل بپردازد.
وی در هند پرستاری از کشور برمه (میانمار) داشت. آموختن زبان انگلیسی را با پرستار سوئدی در استکهلم شروع کرد. دوران ابتدایی را در مدارسی در رشت، اصفهان، و افغانستان گذراند و دوره متوسطه را در شیراز، هلند، بلژیک، پاکستان، روسیه، و انگلستان طی کرد. آموزش زبان فرانسه را هم در زمان اقامت در افغانستان آغاز کرد و هنگام تحصیل در بلژیک آن را تقویت نمود. همچنین زبانهای سوئدی، آلمانی، و روسی را نیز فراگرفت، البته بعدها به فراموشی سپرد.
نوشآفرین انصاری در سال ۱۳۳۸ جهت ادامه تحصیل به سوئیس رفت و سه سال در مدرسه کتابداری ژنو در رشته کتابداری تحصیل کرد و فوقدیپلم کتابداری دریافت کرد. در این دوره با مرحوم سید محمدعلی جمالزاده که از دوستان پدرش بود، آشنا شد و تجربههای بسیاری در زمینة آشنایی با کتابهای زبان و ادب فارسی کسب کرد. پس از آن، به هند رفت و بهطور داوطلبانه در کتابخانه عمومی دهلی به فعالیت پرداخت.
وی سال ۱۳۴۲، پس از بازنشستگی پدر به ایران مراجعت کرد و در انجمن کتاب با دکتر مهدی محقق آشنا شد و با ایشان ازدواج کرد. علاوه بر این، به پیشنهاد مرحوم ایرج افشار، مدت یک سال به کار در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران مشغول شد و در مدیریت خدمات فنی و ساماندهی مجلههای لاتین این کتابخانه نقش فعالی داشت. سال ۱۳۴۳ به همراه همسرش به دانشگاه مک گیل[۱] کانادا رفت و همزمان در دانشکده کتابداری و مؤسسه مطالعات اسلامی این دانشگاه تحصیل کرد و به کسب فیض از محضر استادانی نظیر چارلز آدامز[۲]، توشیهیکو ایزوتسو[۳] و هرمان لندُلت[۴] پرداخت و سال ۱۳۴۷ با مدرک فوقلیسانس کتابداری به ایران بازگشت.
انصاری از سال ۱۳۴۷ به عضویت هیئتعلمی گروه نوپای کتابداری در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران درآمد و نیز تا سال ۱۳۵۰ ریاست کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی را عهدهدار بود. البته از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ به تحصیل در مقطع دکتری کتابداری دانشگاه تورنتو[۵] کانادا مبادرت ورزید که بهدلیل مصادف شدن با وقوع انقلاب اسلامی و عدم موافقت دانشگاه تهران با اعزام مجدد وی جهت ارائه و دفاع از رساله دکتری؛ ناتمام ماند.
نوشآفرین انصاری سال ۱۳۴۲ از طریق دکتر مهری آهی، با توران میرهادی آشنا شد و از تأسیس شورای کتاب کودک (سال ۱۳۴۱) مطلع گردید و به عضویت آن درآمد. سپس بافاصلة زمانی کم از عضویت، بهعنوان یکی از اعضای هیئتمدیرة شورای کتاب کودک انتخاب شد و در کنار فعالیتهای دانشگاهی، در پیشبرد اهداف این شورا نقش مؤثری داشت. همچنین از سال ۱۳۷۸ که از دانشگاه کناره گرفت، تمام وقت و نیروی خود را صرف خدمت داوطلبانه در شورای کتاب کودک کرد و توانست بهعنوان دبیر شورا، ادبیات کودک و نوجوان ایران را در دهههای مختلف به جهانیان معرفی کند و در کسب جوایز متعدد برای نویسندگان، مترجمان و تصویرگران کتاب کودک، نقش بسزایی داشته باشد.
کتاب «ستارۀ فروزان» در پنج فصل تنظیم و تدوین شده است. فصل اول با عنوان «خانواده و تحصیلات»، به خانواده، کودکی، تحصیلات، سفرها، زندگی در افغانستان و شیراز، آشنایی با محمدعلی جمالزاده، مدرسۀ کتابداری ژنو، کتابخانۀ عمومی دهلی و بازنشستگی پدر اختصاص دارد.
فصل دوم با عنوان «کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران و فوق لیسانس کتابداری» به انجمن کتاب، کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانهها در اوایل دهۀ ۱۳۴۰، تحصیل در دانشگاه مکگیل، درسها و محیط موسسه مطالعات اسلامی، ریاست کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات و تأسیس بخش مرجع آن پرداخته شده است.
در فصل سوم با عنوان «مدیریت گروه کتابداری دانشگاه تهران و دورۀ دکتری (ناتمام)»، مدیریت گروه کتابداری، نوآوری در برنامههای درسی، استادان آمریکایی و ایرانی و شخصیتهای مؤثر در کتابداری نوین، تحصیل در دانشگاه تورنتو، تعطیلی دانشگاهها، ویژگیها و گرایشهای کتابداری بیان شده است.
و در فصل چهارم که به «کتابخانهها و انجمن کتابداران» اختصاص دارد، در باب کتابخانۀ ملی ایران و ادغام با سازمان اسناد ملی ایران، کتابخانههای دانشگاهی و عمومی و انجمنهای کتابداران آمریکا، کانادا، اروپا و ایران اطلاعات ارزشمندی ارائه شده است.
فصل پایانی به عضویت، ساختار و فعالیتهای شورای کتاب کودک و فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان اختصاص دارد که از دغدغههای اصلی مصاحبهشونده در حال حاضر است.
کارنامه پژوهشی و علمی، سفرها، حضور در مجامع علمی، لوحهای تقدیر، بزرگداشتها، گزیدۀ تصاویر و اسناد و نمایه پیوستهای اثر هستند در غنای کتاب سهم چشمگیری دارند.
نظر شما