یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴
۳ خاطره از رهبر شهید انقلاب؛ از آزادی بیان تا شعرخوانی عشایر

بخشی از کتاب «حضرت یار» به خاطرات شفاهی رهبر شهید انقلاب، درباره کتاب و فرهنگ مطالعه اختصاص دارد؛ از توصیه به بهره‌گیری از زمان‌های انتظار برای مطالعه و خاطره کتاب‌خواندن در اتوبوس تا روایت‌هایی درباره ذوق ادبی مردم.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «حضرت یار» مجموعه‌ای سه جلدی از خاطرات خودگفته آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، است. این کتاب به اهتمام علی‌اکبر مزدآبادی گردآوری و در سال ۱۳۹۴ منتشر شده است. مطالب کتاب برگرفته از خاطراتی است که آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌ها و نشست‌های مختلف بیان کرده‌اند و دربرگیرنده بیانات ایشان در مناسبت‌ها و مقاطع گوناگون، از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۸ است.

در پیشگفتار کتاب آمده است: «مبنای انتخاب این مطالب، صرفاً داشتن وجه خاطره است و از آنجا که هدف معظم‌له از بیان این مطالب، کمک به درک بهتر مخاطب از موضوع مورد نظر بوده و جز در چند جلسه ـ مانند نشست گفت‌وشنود صمیمانه با جمعی از نوجوانان و جوانان در سال ۱۳۷۶ ـ قصد خاطره‌گویی نداشته‌اند، در برخی موارد موضوع اصلی‌ای که خاطره در ذیل آن مطرح شده نیز ذکر شده است.»

گزارش پیشِ رو که از جلد نخست این مجموعه است، با نگاهی به این اثر و مروری بر فصل‌های مختلف آن، به سه برش از خاطرات شفاهی آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد؛ خاطراتی که هر یک به نوعی با کتاب و نشر ارتباط دارد و توجه، دقت نظر و اهتمام ایشان به ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی را نشان می‌دهد.

۳ خاطره از رهبر شهید انقلاب؛ از آزادی بیان تا شعرخوانی عشایر

وقتم را ضایع نمی‌کردم

«کسانی که وقت‌های ضایع‌شونده‌ای دارند، مثلاً به اتوبوس یا تاکسی سوار می‌شوند، یا سوار وسیلهٔ نقلیهٔ خودشان هستند و دیگری ماشین را می‌راند، یا در جاهایی مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر می‌برند و به‌هرحال اوقاتی را در حال انتظار به بی‌کاری می‌گذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند.

کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. وقتی هم به مقصد رسیدند، نشانه‌ای لای کتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصت‌های بعدی آن را باز کنند و از همان‌جا بخوانند.

بنده خودم چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم. البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزی برای انجام کاری از مشهد به تهران آمده بودم. بنا به دلایلی نمی‌خواهم اسم کتاب را بگویم. وضعیت و فضای اتوبوس‌های آن روزگار برای ما خیلی آزاردهنده بود و نمی‌توانستیم تحمل کنیم. دلم می‌خواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتی، بهترین کار بود. ساعتی را که به این حالت می‌گذراندم، احساس نمی‌کردم ضایع می‌شود. آن وقت‌ها تقریباً یک ساعت طول می‌کشید تا آدم با اتوبوس از جایی به جای دیگر می‌رفت. بعضی وقت‌ها این جابه‌جایی کمتر یا بیشتر هم طول می‌کشید. به‌هرحال چنین یک ساعت‌هایی را احساس نمی‌کردم که ضایع می‌شود، چون کتاب می‌خواندم.»

آمریکا و آزادی بیان

«یکی از مسئولان کنونی درباره تسخیر لانه جاسوسی کتابی به زبان انگلیسی نوشته بود. این مسئول محترم خودش به من می‌گفت: به هر ناشری در آمریکا مراجعه کردیم، حاضر نشدند این کتاب را چاپ کنند. چون ناشران، عمده وابسته به دستگاه‌های سرمایه‌داری‌اند. بنابراین مجبور شدیم به کانادا برویم. در آن‌جا با زحمت توانستیم یک ناشر پیدا کنیم که این کتاب را چاپ کند. ایشان می‌گفت آن ناشر بعداً با من تماس گرفت و گفت از وقتی من تعهد کرده‌ام این کتاب را چاپ کنم و آن‌ها این را فهمیده‌اند، به من تلفن‌های تهدیدآمیز می‌شود و جان من را تهدید می‌کنند. آزادی واقعی بیان و آزادی انتخاب هم به معنایی که آن‌ها شعارش را می‌دهند، در آن‌جا نیست.»

این شعرها مال کیست؟

«من این دو، سه روزی که مهمان این مردم [چهارمحال و بختیاری] هستم، حقیقتاً احساس آرامش می‌کنم. صفای این مردم و ذوقیات و استعداد آن‌ها، ازجمله مواردی است که بسیار جالب است. به‌خصوص استعداد فرهنگی و ذوقیات این مردم، قابل توجه است. اهل ادبیاتند، اهل شعرند. در همین محل (بلد) که ما هستیم، از این سینه‌کش که می‌رفتیم بالا، دیدم یکی از آقایان مشغول شعرخواندن است. گوش کردم ببینم چه شعری است. دیدم شعرهای بسیار خوبی است.

هم مضامینش خوب است، هم الفاظش، الفاظ خیلی خوبی است. شعرها را پُرجوش و خروش می‌خواند. پرسیدم: «این شعرها مال کیست؟» گفت: «این‌ها را پدرم سروده است.» گفتم: «تو سواد داری؟» گفت: «نه!» این آقا سواد نداشت، اما شعری را به‌قدر یک قصیده مفصل، با کمال متانت و استواری و مثل یک انسان باسواد، خوب و از بر می‌خواند. یا همین‌جا که الان در این چادر نشسته‌ایم، این آقای صاحبخانه ما که این‌جا نشسته بودند، با شعر و با نثر، بنا کرد با ما حرف زدن...»

کتاب «حضرت یار» شامل جستارهایی در خاطرات شفاهی آیت‌الله خامنه‌ای در شمارگان ۲ هزار نسخه از سوی انتشارات یا زهرا (س) منتشر و روانه بازار نشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها