سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- پریسا احدیان؛ جنگهای ایران و روس در تاریخ ایران عنوانی برای دو جنگ بزرگ میان ایران و امپراتوری روسیه در ربع قرن از دوره پادشاهی فتحعلیشاه قاجار در اوایل قرن نوزدهم میلادی است. علت این جنگها روابط خصمانه ایران و امپراتوری روسیه بر سر منطقه قفقاز بود، روسیه مدعی بود که گروههایی از مردم قفقاز خواستار خودمختاری و استقلال از ایران هستند، اگرچه هدف اصلی روسیه کنترل ایران و دستیابی به آبهای آزاد بود. این جنگها در نهایت با شکست ایران و امضای دو عهدنامه گلستان و ترکنچای و در نتیجه از دست رفتن بخش وسیعی از خاک ایران همراه بود. درباره این جنگها، زمینهها و ریشههای آنها و در نهایت پیامدهایشان در تاریخ ایران بحثها و گفتوگوهای فراوانی صورت گرفته و اختلاف نظر فراوان است. به تازگی نیز انتشارات نگارستان اندیشه سه کتاب «مآثر سلطانیه»، «تاریخ ذوالقرنین» و «ازگلستان تا ترکمنچای» در این زمینه را منتشر کرده است.
نهصد و پنجاه و ششمین شب از مجموعه شبهای مجله بخارا عصر دوشنبه، ۸ تیرماه ۱۴۰۵ در تالار شهناز خانه هنرمندان به شب «جنگهای ایران و روس» و رونمایی این آثار اختصاص داشت. به این مناسبت شماری از استادان تاریخ با مخاطبان در زمینه این دو جنگ نکاتی را مطرح کردند که گزارش آن از نظر میگذرد:
جنگهایی با پیامدهای ماندگار جغرافیایی و سیاسی و فرهنگ
در ابتدای این شب علی دهباشی، مدیر مسئول و سردبیر مجله بخارا ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این مجلس در معرفی این سه کتاب چنین گفت: جنگهای ایران و روس در دوران قاجار از مهم ترین حوادث دو سده اخیر ایران است که آثار آن همچنان در جغرافیا، سیاست و فرهنگ امروز به جا مانده است. مؤلف مآثر سلطانیه که مقارن ایام جنگ اول با روسیه در دارالسلطنه تبریز حضور داشته شاهد بسیاری از حوادث قفقاز و آذربایجان بوده و روایت مستقیم و دست اولی از این جنگ در کتاب خود آورده است. با توجه به اینکه عبدالرزاق در آستانه هجوم دوم روس به ایران درگذشت و نتوانست حوادث دوره دوم جنگ را نیز روایت کند در این تصحیح گزارش جنگهای مرحله دوم از نسخه خطی تاریخ ذوالقرنین نوشته خاوری شیرازی به پایان کتاب افزوده شده است.
وی در ادامه افزود: کتاب از گلستان تا ترکمنچای یادداشتهای ژنرال یرمولوف در فاصله دو جنگ ایران و روسیه اثر مهم دیگری در زمینه جنگهای ایران و روس است این یادداشتها برای نخستین بار و پس از حدود ۲۰۰ سال از روسی به فارسی ترجمه شده است.
ترکمنچای صرفا یک سند خفتبار نبود
گودرز رشتیانی، استاد تاریخ دانشگاه تهران، دیگر سخنران این نشست بود. وی از اهمیت عهدنامه ترکمنچای و ابهامزدایی بندهای آن چنین بیان داشت: جنگهای ایران و روس هنوز مسئله جامعه حاضر ایران است. دولت تازه تاسیس قاجار در بحران آن زمان به نظرم تدبیر لازم را اندیشید و توانست صدمات ناشی از جنگها را به حداقل ممکن برساند. قاجار و عباس میرزا و ابوالحسن خان ایلچی به روشنی دریافتند که اگر بخواهند در مقابل روسیه تزاری مقاومتی داشته باشند تا حدی بتوانند قفقاز را حفظ کنند و حداقل از پیشروی بیشتر جلوگیری کنند نیاز به یک ائتلاف جهانی دارند. و در همان سالهای اول جنگ سراغ قدرت اول اروپا ناپلئون رفتند و قرارداد فینکنشتاین را با او بستند تا بتوانندحمایت او را داشته باشند.
وی در ادامه گفت: وقتی به دلایلی این عهدنامه متوقف شد دولت قاجار سراغ انگلیسیها رفتند. در عهدنامه گلستان و ترکمنچای حضور انگلیسیها بسیار مهم بود و پیامدهای خیلی مثبت و درخشانی برای مذاکره کنندگان ایرانی داشت. نکته دیگر اینکه گاهی گفته میشود که جنگهای ایران و روس، جنگهای بین آذربایجان و روسیه بوده است در صورتی که همه بخشهای مختلف ایران در این جنگها حضور مستقیم و غیرمستقیم داشتند. در تاریخ ذوالقرنین هم به این مطالب اشاره میشود که به عنوان مثال بختیاریها نقش مهمی در این جنگها داشتهاند یا از سلحشوران مازندرانی و دامغانی نام برده میشود.
نکته دیگر اینکه عباس میرزا و هیئتی که او را همراهی میکرد به خوبی ظرفیتهایی تاریخی منطقه قفقاز را میدانستند و به همین دلیل طیف مهم و قدرتمندی از بین مسیحیانی که در قفقاز بودند یعنی گرجیها و ارمنیها در دو دوره جنگ اول و دوم در کنار سربازان عباس میرزا با روسها میجنگیدند.
وی در ادامه اظهار داشت: از عهدنامه ترکمنچای به عنوان یک سند خفتبار در تاریخ ایران یاد میشود ولی این همه روایت نیست و بخشهایی از این عهدنامه بسیار مهم بوده است و اتفاقا حاصل اراده عباس میرزا و دربار ایران بوده که خواستههای خودشان را بر دولت تزاری تحمیل کردند و مهم ترینش شاید تخلیه تبریز است. در مذاکره طولانی مدت این قدرت دیپلماسی قاجار بود که روسها را مجبور کرد تبریز را تخلیه کنند.

مطلع جدیدی برای تاریخ ما
در ادامه جواد مرشدلو استادیار تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، از آغاز زمینههای جنگ ایران و روس از دوران صفویه تا آغاز جنگ در دوره قاجار چنین گفت: "اهمیت کتابهایی که امروز رونمایی میشود بخشی بخاطر اطلاعاتی است که به ما عرضه نمیشود بخشی هم اگر امروز به آن دوره بازگردیم و از زیر سایه سنگین روایتهای جا افتاده (عمدتا از تبار دوره پهلوی) بیرون بیاییم و نگاه تازه ای به خطوط و بین خطوط متنها داشته باشیم، میتوانیم که به درک متفاوتی از مهم ترین مقاطع و رخدادهای تاریخ ایران دست پیدا کنیم. رخدادهایی که به عهدنامه ترکمنچای منتهی شد. همان عهدنامهای که در بیشتر روایتهای جا افتاده از جمله روایت کتابهای درسی عمدتا با تغییر ننگین از آن یاد شده و ذهن ما را شکل داده است ولی ما نیاز به بازنگری داریم و اگر بازگردیم خواهیم دید که دولت نوپای قاجار در نخستین مراحل تأسیسش وقتی با چنین بحرانی مواجه شد چگونه آن را مدیریت کرد یعنی گذار از یک روس منحوس. این تجربه دیپلماسی که متأسفانه بخش زیادی از آن در دنیای اسناد است هم به زبان فارسی و روسی و اروپایی یا دیده نشده و یا حجمش اندک است. بنابراین اهمیت چاپ این متون بسیار مهم است. ما متون بسیاری به زبان روسی (از دوره صفویه) داریم که در انتظار ترجمه هستند و ترجمه هر کدام از اینها میتواند ذهن ما را نسبت به سلسله رخدادهایی که از سال ۱۳۳۵ ه.ق تا آغاز جنگ اول ایران و روسیه اتفاق افتاد روشنی ببخشد.
وی در ادامه افزود: میان سال ۱۸۱۳ عهدنامه ترکمنچای تا ۱۸۲۶ که جنگ دوم رخدادهای مهمیاتفاق افتاد. تمرکز ما بیشتر بر دوره جنگ است و این مانع میشود تا بفهمیم پیش از این روسها چه ساز و کاری داشتند. به روایتی آنچه ما به عنوان جنگهای ایران و روس میدانیم و روایتش را سرآغاز تاریخ ایران عصر قاجار میشناسیم خود پیامد یک رشته تحولاتی است که از مدتها پیش و از زمان صفویه آغاز شده است. اگر این مسائل را در نظر بگیریم که روسها مدتها قبل برنامههایی برای نفوذ به ایران داشتند آن زمان شگفتزده نمیشویم که چطور روسها سر از گنجه درآورده اند. زمینه جنگ دوم که عمدتا نقش سید محمد مجاهد اصفهانی برجسته شده است خودبهخود به یک داوری منجر شود اما نکتهای که باید به آن توجه داشته باشیم رجوع به اسناد است. ما قبل از گزارش یرمولوف دو گزارش داریم که نشان میدهد روسها برنامه تثبیت مرز در ارس را داشتند. به عبارتی اینچنین نبود که اهدافشان در عهدنامه گلستان تثبیت شده بود و پذیرفته بودند. در دو گزارشی که در جلد هفتم اسناد کمیسیون باستانشناسی قفقاز آمده است یک ژنرال گزارش مفصلی نوشته و در ابتدای آن مینویسد از من درباره مرز ایران و روسیه در قفقاز نظر خواسته بودید؟ در آنجا بعد از استدلالهای مشخص میگوید که مرز ما باید در ارس تثبیت شود. قبل ایشان هم در سال ۱۸۱۵ گزارش دیگری هم نوشته شده بود که در ماده ششم گزارش تأکید شده که تثبیت مرز متصرفات ما در راس یک چیز اجتناب ناپذیر است. این نشان میدهد یک سیاستی در کار بوده و جنگ دیر یا زود اتفاق میافتاده و دو ایالت نخجوان و ایروان برای روسیه اهمیت راهبردی داشته است. وقتی به این مسائل رجوع میکنیم تا حد زیادی میبینیم در روایتهای جا افتاده باید بازنگری کرد. تردیدی نیست که عهدنامه گلستان و ترکمنچای مطلع جدیدی برای تاریخ ماست.
یرمولوف ابوالهول زمان
در بخشی دیگر حسین اصغری از فراز و نشیب ترجمه کتاب از گلستان تا ترکمنچای چنین بیان داشت: "شروع ترجمه این کتاب را مدیون کتاب دکتر آدمیت میدانم کتابی که تاریخ روابط دیپلماتیک ایران با بریتانیا بود. در آنجا دیدم که توضیحاتی در مورد یرمولوف داده اند و در یک پاورقی خواننده را به مجموعه اسناد قفقاز ارجاع داده بودند. اگربا دانش امروز میخواستم این کتاب را ترجمه کنم انجامش نمیدادم. مثلا یکی از مشکلات اسامیبود شما یک دید به اسامیدارد اساتید دید دیگر. این کتاب توسط چهار نفر از اساتید بازنگری شده است و خود نیز بیشتر از ده بار آن را بازخوانی کرده ام.
وی در ادامه افزود: یرمولوف شخصیت عجیبی در تاریخ ادبیات روسیه دارد. پوشکین و حتی تولستوی در کتاب جنگ و صلح از او نوشتهاند. تقریبا همه ایشان را به عنوان یک قهرمان جنگی میشناسند. حتی گریبایدوف، یرمولوف را ابوالهول زمان میداند. زمانی که یرمولوف به فرمانداری قفقاز میرسد با روسیسازی منطقه آن را از دست ایران بیرون میآورد اما همه ما از دست دادن قفقاز را اقدام نظامی میدانیم اما او اقدامات غیر نظامیزیادی از تعویض خیابان تا ساخت میدان دارد و برای این موضوع محل قبرستان را تغییر میدهد. او مردم را از یک مردم شاکی به یک مردم راضی تبدیل میکند. در کنار اینها یرمولوف در پی تهیه اطلاعات دقیق از سراسر ایران و تهیه نقشه بود. برخی مطالب در همین یادداشتها وجود دارد که وقتی آنها میخوانید انگار با یک نقشه شفاهی روبرو هستید.
نماد حافظه تاریخی یک ملت
محمدعلی اکبری استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی دیگر سخنران این نشست بود. وی ابتدا درباره اهمیت عهدنامه ترکمنچای گفت: چرا ترکمنچای در ذهنیتی تاریخی ما ایرانیان زنده است؟ چرا دائما در سالهای اخیر در هر بزنگاه تاریخی به یاد آورده میشود؟ چرا توسط نیروهای مختلف سیاسی و ایدئولوژیک، جریانهای مختلف سیاسی و عوامل خارجی یکی از کلیدهایی که در موردش حرف زده میشود؟ همین امروز که بخش توافق نامه مطرح است عدهای میگویند ترکمنچای یادتان نرود! لحظه تاریخی آن زمانی است که رخداد تاریخی از یک واقعه تبدیل میشود به نمادی در حافظه تاریخی یک ملت. دو تلقی و فهم از ترکمنچای در تاریخ ایران نمادین میشود: یکی خاطره تروماتیک تاریخ ایران است. در یک تلقی ترکمنچای در تاریخ معاصر ایران یک زخم عمیق است. من درباره درستی و نادرستی این موضوع حرف نمیزنم. این بخش آن اهمیت دارد که به نام نماد تروما کدگذرای شده است."
وی افزود: اما ترکمنچای سویه دیگری هم دارد که به طور موقت آن را به نام خاطره بنیانگذار نامگذاری کردهام. خاطرهای که مبدایت پیدا میکند و باید دائما به آن رجوع شود. اما اینجا صورت تروماتیک ندارد بلکه یک پرسش گشوده در تاریخ است. آن چیزی که به یک معنا تاریخ را به نحو نمادین به پیش از ترکمنچای و پس از ترکمنچای تقسیم میکند پرسشهایی است که ما را در مقابل دوره جدید تاریخیمان قرار میدهد. لحظه تاریخی زمان تقویمی نیست یک زمان تلاقی است زمانی که ما در برابر تلاقی زمانههای مختلف قرار میگیریم و پرسشمند میشویم و زمان را پرسشمند میکنیم.
ما در موضع تاریخی متفاوتی قرار میگیریم و اما میشود میان این دو پیوندی زد. میتوان درد و رنج را به نحوی خواند که ما را به صرافت کاری کردن بیندازد. همه تروماها لزوما منفی نیستند و گاهی میتوانند یک انرژی جدیدی را آزاد کنند. لحظه ترکمنچای تاریخ اکنون ایران است.
میرزا بزرگ فرزانه بود
در پایان غلامحسین زرگرینژاد استاد بازنشسته تاریخ دانشگاه تهران و مصحح این دو اثر سخنرانی کرد. وی ابتدا درباره هدفش از تصحیح دو کتاب «مآثر سلطانیه» و «تاریخ ذوالقرنین» چنین گفت: مآثر سلطانیه کار عبدالرزاق بیک دنبلی است اولین کتابی است که در تاریخ ایران در تبریز چاپ شد و آقای صدری افشار هم آن را تصحیح کرده بود. فکر کنم کهحیف است این کتاب به چاپ مجدد و تصحیح کامل نرسد. همه گزارشهایی که در این کتاب است در منابع چاپی و عمدتا خطی بررسی کردم و به آنها ارجاع دادم. دنبلی در تبریز وقایع نویس عباس میرزا بوده است. او در اغلب صحنههای جنگ حضور داشته و بنابراین این یک متن مستند و دست اول بوده و از کسی نقل نشده است. دنبلی جنگهای ایران و روس را تا ۱۲۴۱ نوشته است. در رجب سال ۱۳۴۲ فوت شده و نتوانسته به این کار ادامه دهد. بنابراین کسی دیگر جانشین او شده. کسی با نام میرزا خاوری شیرازی که تاریخ ذوالقرنین را در دو جلد نوشته است. همه اینها را مورخان بعدی رونویسی کردند و چیزی به آن اضافه نشد. در واقع مآثر سلطانیه و تاریخ ذوالقرنین مبنای نگارش روضه الصفا و ناسخ التواریخ است.
وی در ادامه افزود: میرزا بزرگ یک فرزانه بود که هم فقه میدانست هم فیلسوف و ادیب و ... بود. او کتابی با عنوان احکام جواد و اسباب الارشاد دارد. در جنگهای ایران و روس قرار بود برای مذاکره با روسها برود اما سفیر انگلستان که در فکر شکست ایران بود به دربار رفت و فتحعلی شاه را راضی کرد تا میرزا ابوالحسن خان ایلچی به عنوان مذاکره حضور داشته باشد و این باعث شد که سر ما تا ناف کلاه گذاشتند! گلستان و ترکمنچای عهدنامه نیست قرارداد متارکه جنگ است. قرارداد متارکه جنگی که پای آن در هیچ جا امضای فتحعلی شاه را ندارد. میرزا ابوالحسن خان ایلچی آن را برده و روسها امضا کردهاند و در میانه راه متوجه شده که چه گندی زده و از تزار خواهش و تمنا کرده و تزار بعد بازگشت از پاریس یرمولوف را به ایران به شکل سوری فرستاده و اما نتیجهای یافت نشده است.
نظر شما