سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ابتدای خیابان هفده شهریور، کتابفروشی «مِهر» هنوز ایستاده؛ کتابفروشی که نزدیک به نیم قرن بخشی از زندگی داریوش اشرفالکتابی بوده است.
او که متولد سال ۱۳۴۶ است، از کودکی در کنار پدرش با کتاب بزرگ شده و شاهد روزهای پُررونق بوده و چند سالی است، روزگار سخت نشر و کتابفروشی را میگذراند.
از خاطراتش با عباس معروفی (۱۳۳۶ -۱۴۰۱)، شروع میکند، نویسندهای که سالها پیش، زمانی که هنوز کودکی علاقهمند به کتاب بود، به کتابفروشی مهر، رفتوآمد داشت.
پدر عباس معروفی در شمال شرقی میدان امام حسین(ع) مغازه لوازم خانگی داشت و همین مجاورت موجب شده بود، عباس از همان سالهای کودکی، مشتری کتابفروشی باشد. خودش پولهایش را جمع میکرد و میآمد کتابهای کودک میخرید.

کتابفروشی اشرفالکتابی
کمکم که نوشتن را آغاز کرد، هر متنی که مینوشت برای پدر داریوش اشرفالکتابی (مجتبی) میآورد تا بخواند و نظر بدهد. پدر با حوصله نوشتههایش را میخواند، تشویقش میکرد و همین دلگرمی باعث میشد عباس دوباره نوشتههای تازهاش را بیاورد و نظر بخواهد.
سالها گذشت. عباس معروفی دیگر مدیر مجله «گردون» شده بود، اما هنوز هم کتابفروشی را فراموش نکرده بود. هر بار که میآمد، کتابهای ادبی، رمان، تاریخ و آثار اجتماعی میخرید و مطالعه میکرد. بعدها که کتابهای خودش به چاپ رسید، مشغلههایش بیشتر و رفتوآمدش کمتر شد. سرانجام با مهاجرت به خارج از کشور، این دیدارها هم پایان یافت.
کتابفروشی مهر، تنها میزبان عباس معروفی نبود. مهدی سهیلی (۱۳۰۳-۱۳۶۶)، شاعر و گوینده رادیو نیز از مشتریان قدیمی این کتابفروشی بود.
پدر داریوش همیشه از حافظه فوقالعاده سهیلی تعریف میکرد. در یکی از برنامههای شعرخوانی، فردی شعری از شاعری دیگر را به نام خودش خوانده اما او بلافاصله متوجه میشود و اعلام میکند این شعر متعلق به آن فرد نیست.
سهیلی گاهی هم برای پیدا کردن کتابهای خودش به کتابفروشی میآمد. با کاهش شمارگان کتابها، پیدا کردن آثارش سخت شده بود و هر از گاهی سری به کتابفروشی میزد و نسخهای از کتابهایش را تهیه میکرد.
اما امروز حال و هوای این کتابفروشی دیگر شبیه گذشته نیست.
داریوش اشرفالکتابی معتقد است، شرایط اقتصادی موجب شده کتاب از سبد خرید مردم حذف شود و اگر هم جایی در این سبد داشته باشد، آخرین اولویت خرید باشد.
به گفته او، مشکلات اقتصادی از یک سو و گسترش شبکههای اجتماعی از سوی دیگر، مردم را از کتاب دور کرده است. با نگرانی از وضعیت نشر میگوید که شمارگان کتاب برای کشوری با این جمعیت، اسفبار است. کتابهایی که امروز برای فروش به کتابفروشی میآورند، گاهی تنها ۳۰۰ تا ۵۰۰ نسخه چاپ شدهاند؛ آماری که از نگاه او نشان دهنده بحرانی جدی در صنعت نشر است.
به اعتقاد اشرفالکتابی، چاپ و نشر کتاب در سالهای اخیر با سقوط فرهنگی روبهرو شده و اکنون در یکی از بدترین دورههای خود قرار دارد. او میگوید در تمام سالهایی که از کودکی کنار پدرش در کتابفروشی بوده، هرگز چنین شرایط دشواری را به خاطر ندارد.
در همین منطقه زمانی حدود ۱۷ کتابفروشی فعال بودن و امروز فقط کتابفروشی مِهر باقی مانده است؛ با وجود همه این مشکلات، هنوز ایستاده است؛ نه به دلیل سود اقتصادی، بلکه علاقهای که به کتاب دارد. با این حال، با صراحت میگوید، اگر اوضاع به همین شکل ادامه پیدا کند، شاید ناچار شود کتابفروشی را تعطیل کند و مغازه را اجاره بدهد، چون این کار دیگر پاسخگوی هزینههای زندگی نیست.

کتابفروشی اشرفالکتابی
گرانی کاغذ را فاجعهبار توصیف میکند و میگوید مردم از نظر اقتصادی شرایط مناسبی ندارند. بسیاری از آنها برای تأمین هزینههای زندگی تا سه شیفت کار میکنند و دیگر وقتی برای مطالعه باقی نمیماند؛ کسانی هم که زمان و توان مالی دارند، معمولاً اهل کتاب خواندن نیستند.
اشرفالکتابی معتقد است، برای ترویج کتابخوانی، برنامه جدی و زیربنایی وجود ندارد. تنها سالی یکبار در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، درباره اهمیت مطالعه صحبت میشود؛ درحالی که فرهنگ کتابخوانی نیازمند تبلیغات مستمر، آموزش و برنامهریزی بلندمدت است.
نزدیک به نیم قرن از عمرش را در این میراث خانوادگی سپری کرده، اما حتی آینده همین کتابفروشی هم نامعلوم است. فرزندانش علاقهای به ادامه این راه ندارند و از او میخواهند کتابفروشی را جمع کند.

خودش بیشتر علاقهمند به مطالعه کتابهای روانشناسی، تاریخ و رمانهای کلاسیک است و باور دارد حل مشکلات نشر از توان کتابفروشان و ناشران خارج است. میگوید اگر قرار است تغییری رخ دهد، باید با حمایتهای دولتی، بهبود شرایط اقتصادی، تبلیغات مؤثر و ایجاد فضای فرهنگی مناسب برای ناشران و کتابفروشان باشد.
تأکید میکند باید مسئولان حوزه فرهنگ، همچون اتحادیه ناشران و کتابفروشان، برای احیای فرهنگ کتاب، نشر و کتابفروشی برنامهریزی کنند؛ چراکه این حوزه امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض نابودی قرار گرفته است.
نظرات