سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: سقاخانهها را معمولاً در هیاهوی زندگی شهری، بناهایی کوچک و ساده میپنداریم که کارکردی محدود به تأمین آب رهگذران داشتهاند؛ اما پژوهشهای تاریخی نشان میدهد این عناصر شهری در حقیقت بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی ایران هستند؛ حافظهای که در آن مفاهیمی چون آب، وقف، نذر، آیینهای مذهبی، هویت محلهای و حتی روابط اجتماعی شهروندان در طول قرنها به هم گره خوردهاند. در شهری مانند اصفهان که تاریخ آن با زایندهرود، مادیها، آبانبارها و نظام پیچیده مدیریت آب پیوندی ناگسستنی دارد، سقاخانهها را میتوان حلقهای مهم از زنجیره تمدن آب دانست؛ آثاری که نهتنها تشنگی رهگذران را برطرف میکردند، بلکه در شکلگیری بخشی از فرهنگ عمومی شهر نیز نقش داشتند.
ماه محرم، فرصت مناسبی برای بازخوانی این میراث کمتر شناختهشده است. در فرهنگ شیعی، آب مفهومی فراتر از یک نیاز زیستی دارد و یاد تشنگی شهدای کربلا، بهویژه حضرت ابوالفضل(ع)، به آن معنایی آیینی و عاطفی بخشیده است. از همین رو سقاخانهها در بسیاری از شهرهای ایران بهتدریج به بخشی از جغرافیای عزاداری تبدیل شدند. دستههای سوگواری از کنار آنها عبور میکردند، نذورات در جوارشان توزیع میشد و روشنکردن شمع و توسل در کنار آنها به یکی از جلوههای فرهنگ مذهبی مردم بدل شد. این پیوند میان آب و عاشورا سبب شده است که مطالعه سقاخانهها، تنها مطالعه یک عنصر معماری نباشد، بلکه واکاوی بخشی از تاریخ آیینهای محرم و فرهنگ عامه ایرانیان محسوب شود.
در میان پژوهشهای انجامشده درباره این موضوع، کتاب «سقاخانهها و سنگابهای اصفهان» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که حاصل سالها پژوهش میدانی، مستندسازی و ثبت تصویری بخشی از میراث در معرض فراموشی اصفهان است. این کتاب علاوه بر معرفی سقاخانهها و سنگابهای تاریخی شهر، دریچهای به تاریخ اجتماعی محلات، فرهنگ وقف، هنر کاشیکاری و جایگاه آب در زندگی مردم میگشاید. به مناسبت ماه محرم و برای بررسی ابعاد مختلف این میراث ارزشمند، با منصور دادمهر، پژوهشگر میراث فرهنگی و نویسنده کتاب «سقاخانهها و سنگابهای اصفهان» گفتوگو کردهایم.

چه عاملی باعث شد به سراغ پژوهش درباره سقاخانهها و سنگابهای اصفهان بروید و این موضوع را برای نگارش یک کتاب انتخاب کنید؟
زمانی که پژوهش درباره سقاخانهها را آغاز کردم، متوجه شدم بخش قابل توجهی از این آثار یا از بین رفتهاند یا در معرض تخریب قرار دارند. بسیاری از مردم هر روز از کنار آنها عبور میکردند، اما کمتر کسی به ارزش تاریخی و فرهنگیشان توجه داشت. احساس کردم اگر امروز این آثار ثبت و مستندسازی نشوند، فردا بخشی از حافظه تاریخی اصفهان را از دست خواهیم داد. از سوی دیگر، درباره سقاخانههای اصفهان پژوهش مستقلی وجود نداشت و اطلاعات موجود پراکنده بود. همین مسئله انگیزهای شد تا با عکاسی، بررسی میدانی، مطالعه منابع تاریخی و گفتوگو با اهالی محلات، مجموعهای جامع درباره این میراث فراهم کنم. در واقع هدف من تنها معرفی چند بنای تاریخی نبود؛ میخواستم بخشی از تاریخ اجتماعی شهر را که در دل این سقاخانهها نهفته است ثبت کنم.
چرا سقاخانهها را باید فراتر از یک آبخوری عمومی یا عنصر معماری شهری دانست؟
اگر تنها به ظاهر سقاخانه نگاه کنیم، ممکن است آن را محلی برای تأمین آب رهگذران بدانیم، اما واقعیت بسیار فراتر از این است. سقاخانهها در گذشته محل تلاقی بسیاری از روابط اجتماعی و فرهنگی بودند. مردم در کنار آنها گرد هم میآمدند، از احوال یکدیگر باخبر میشدند، نذورات خود را ادا میکردند و در برخی مناسبتها مراسم مذهبی برگزار میکردند. افزون بر این، بسیاری از سقاخانهها دارای کتیبهها، وقفنامهها و نشانههایی هستند که اطلاعات ارزشمندی درباره بانیان، ساختار محلات، باورهای دینی و حتی وضعیت اقتصادی دورههای مختلف در اختیار پژوهشگران قرار میدهد. از این منظر، سقاخانهها اسناد زنده تاریخ اجتماعی شهر به شمار میروند.
در پژوهشهای خود به پیوند میان آب، فرهنگ ایرانی و شکلگیری سقاخانهها اشاره کردهاید. این پیوند را چگونه توضیح میدهید؟
آب در فرهنگ ایرانی جایگاهی استثنایی دارد. از دوران باستان تا امروز، احترام به آب بخشی از فرهنگ این سرزمین بوده است. در ایران خشک و کمآب، آب همواره نعمتی ارزشمند محسوب میشد و همین موضوع موجب شکلگیری آیینها و باورهای متعددی پیرامون آن شد. پس از اسلام نیز این احترام از بین نرفت، بلکه در قالبهای جدید ادامه پیدا کرد. سقاخانهها را میتوان یکی از نمودهای همین تداوم فرهنگی دانست. در واقع سقاخانهها تنها مکانی برای نوشیدن آب نبودند؛ بلکه نمادی از حرمت آب و ارزش بخشیدن به فرهنگ بخشش و خدمت به دیگران محسوب میشدند.
آیا میتوان سقاخانهها را بخشی از تاریخ وقف در اصفهان دانست؟
بدون تردید. بسیاری از سقاخانهها حاصل فرهنگ وقف هستند. افراد خیر و خانوادههای متمول برای رفع تشنگی رهگذران، بخشی از دارایی خود را وقف ساخت و نگهداری سقاخانه میکردند. در بسیاری از نمونهها نام واقف، تاریخ ساخت و حتی شرایط نگهداری بنا در کتیبهها ثبت شده است. این اطلاعات برای شناخت فرهنگ وقف در اصفهان بسیار ارزشمند است. وقتی به این کتیبهها نگاه میکنیم، در حقیقت با روایتهایی از نیکوکاری، مسئولیت اجتماعی و مشارکت مردم در اداره امور شهری روبهرو میشویم.

سقاخانهها چه نسبتی با آیینهای محرم و فرهنگ عاشورایی دارند؟
پیوند سقاخانهها با محرم بهتدریج و در بستر فرهنگ مردمی شکل گرفت. بسیاری از سقاخانهها در مسیرهای پرتردد شهر ساخته شده بودند و بعدها دستههای عزاداری نیز از همان مسیرها عبور میکردند. از سوی دیگر، آب در فرهنگ عاشورا جایگاه ویژهای دارد و یاد تشنگی شهدای کربلا همواره در ذهن مردم زنده بوده است. به همین دلیل سقاخانهها به مکانی برای نذر، توسل و توزیع آب در ایام محرم تبدیل شدند. حضور فردی که به عزاداران آب میداد، برای مردم یادآور سقایی حضرت عباس(ع) بود و همین مسئله به سقاخانهها بُعدی آیینی بخشید.
در کتاب خود از سنگابها نیز سخن گفتهاید. سنگابها چه جایگاهی در این منظومه فرهنگی دارند؟
سنگابها بخش جداییناپذیر سقاخانهها هستند. این آثار علاوه بر کارکرد عملی، ارزش هنری و تاریخی فراوانی دارند. بسیاری از سنگابهای اصفهان دارای کتیبههای نفیس، اشعار مذهبی، تاریخ ساخت و نام واقف هستند. در واقع هر سنگاب را میتوان یک سند تاریخی دانست. متأسفانه بسیاری از این آثار در دهههای اخیر آسیب دیده یا از محل اصلی خود جدا شدهاند. در حالی که مطالعه سنگابها میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره هنر سنگتراشی، فرهنگ وقف و تاریخ محلات در اختیار ما قرار دهد.
وضعیت سقاخانههای اصفهان را امروز چگونه ارزیابی میکنید؟
متأسفانه وضعیت نگرانکننده است. بخشی از سقاخانهها در جریان توسعه شهری از بین رفتهاند و برخی دیگر بر اثر مرمتهای غیرعلمی اصالت خود را از دست دادهاند. در مواردی شاهد بودهایم که کاشیهای تاریخی حذف شده یا مصالح جدید جای عناصر اصیل را گرفتهاند. همچنین برخی سقاخانهها در اثر بیتوجهی، فرسودگی یا حتی برخورد خودروها آسیب دیدهاند. اگرچه در سالهای اخیر توجه بیشتری به میراث فرهنگی صورت گرفته، اما هنوز فاصله زیادی تا حفاظت مطلوب از این آثار وجود دارد.
آیا در جریان پژوهش با نمونههایی از تخریب کامل سقاخانهها مواجه شدید؟
بله، متأسفانه تعداد این نمونهها کم نیست. برخی سقاخانههای ارزشمند در نتیجه پروژههای عمرانی از بین رفتهاند و امروز تنها عکس یا توصیفی از آنها باقی مانده است. این مسئله اهمیت مستندسازی را دوچندان میکند. وقتی اثری تخریب میشود، فقط یک بنا از بین نمیرود؛ بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی شهر نیز نابود میشود.

به نظر شما کتابها و پژوهشهای میراثی چه نقشی در حفاظت از چنین آثاری دارند؟
نخستین گام در حفاظت، شناخت است. تا زمانی که جامعه ارزش یک اثر را نداند، نمیتوان انتظار داشت از آن حفاظت کند. کتابها، پژوهشها و گزارشهای رسانهای میتوانند آگاهی عمومی را افزایش دهند و توجه مسئولان را جلب کنند. بسیاری از آثار تاریخی به این دلیل حفظ شدهاند که پژوهشگران پیشتر اهمیت آنها را نشان دادهاند. من معتقدم هر کتابی که درباره میراث فرهنگی نوشته میشود، در حقیقت سندی برای حفاظت از آن میراث است.
برخی پژوهشگران از سقاخانهها به عنوان کتابهای سنگی تاریخ یاد میکنند. آیا با این تعبیر موافق هستید؟
کاملاً موافقم. وقتی به کتیبهها، کاشیها، وقفنامهها و نشانههای موجود در سقاخانهها نگاه میکنیم، در واقع در حال خواندن متنی تاریخی هستیم. این آثار روایتگر زندگی مردمی هستند که شاید نامشان در کتابهای رسمی تاریخ نیامده باشد، اما در ساختن هویت شهر نقش داشتهاند. از این منظر، سقاخانهها کتابهایی هستند که صفحات آنها از سنگ و کاشی ساخته شده است.
در میان سقاخانههای اصفهان، کدام نمونهها از اهمیت بیشتری برخوردارند؟
هر سقاخانه ویژگی خاص خود را دارد، اما برخی نمونهها به دلیل قدمت، کاشیکاریها یا نقش تاریخیشان اهمیت ویژهای دارند. سقاخانه دردشت، سقاخانه حاج آقا شجاع و برخی نمونههای قدیمی دیگر از جمله آثار ارزشمند شهر هستند. البته اهمیت این بناها تنها به زیبایی معماری محدود نمیشود؛ بلکه جایگاه آنها در حافظه جمعی مردم نیز بسیار مهم است.
پیشنهاد شما برای آینده این میراث چیست؟
به نظر من باید نگاه جامعتری به موضوع آب و میراث مرتبط با آن داشته باشیم. ایجاد موزه آب میتواند گام مهمی در این مسیر باشد. چنین مرکزی نهتنها امکان حفاظت از آثار را فراهم میکند، بلکه بستری برای پژوهش، آموزش و آشنایی نسلهای جدید با تاریخ آب در ایران خواهد بود. همچنین لازم است سقاخانههای باقیمانده بهطور علمی مرمت شوند و در طرحهای شهری جایگاه آنها مورد توجه قرار گیرد.
اگر بخواهید در یک جمله اهمیت سقاخانههای اصفهان را برای نسل امروز توضیح دهید، چه خواهید گفت؟
سقاخانهها تنها یادگارهای معماری گذشته نیستند؛ آنها روایتگر فرهنگ آب، وقف، همدلی، دینداری و هویت تاریخی مردمی هستند که قرنها در این شهر زیستهاند و حفظ آنها به معنای حفظ بخشی از حافظه فرهنگی ایران است.
نظر شما