به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در شیراز، شب پنجم از سلسه نشستهای شبهای شاعران معاصر ایران به همت گالری آبان در پردیس سینمایی شیراازمال با موضوع بررسی جهان شعری، زندگی و کارنامه ادبی بیژن الهی برگزار شد. در این برنامه، سارا هِلاله، نویسنده و پژوهشگر ادبیات معاصر، با نگاهی تحلیلی به زندگی و آثار این شاعر و مترجم برجسته پرداخت و کوشید تصویری مبتنی بر شواهد از جایگاه او در شعر معاصر ایران ارائه کند.
هِلاله در ابتدای سخنان خود با اشاره به سابقه پژوهشهایش درباره بیژن الهی گفت: از حدود سال ۱۳۸۹ تاکنون در قالب کتاب، مقاله، ویژهنامه و سخنرانیهای مختلف به مطالعه و بررسی آثار بیژن الهی پرداخته است.
وی اظهار کرد: در این نشست تلاش کرده است از نگاههای ستایشآمیز و اسطورهسازانه فاصله بگیرد و تا حد امکان با رویکردی بیطرفانه به زندگی و آثار الهی بنگرد؛ به علاوه، شاخصهایی برای بررسی دقیقتر این آثار به دست بدهد و جهان شعری الهی را اندکی واشکافی کند، بدون آنکه لزوماً آثار او را با کسی دیگر مقایسه کند.
هلاله افزود: اکنون سالهای زیادی از درگذشت بیژن الهی و همچنین از انتشار بخش مهمی از آثار او گذشته است. به همین دلیل شاید بتوان با فاصلهای تاریخی، تصویری روشنتر از دستاوردها، ویژگیها و حتی کاستیهای کارنامه ادبی او ترسیم کرد.
این پژوهشگر با بیان اینکه هدف اصلی نشست، معرفی و بازشناسی دقیقتر بیژن الهی از خلال آثارش بوده است، توضیح داد: برای پرهیز از کلیگویی، مهمترین مؤلفههای جهان فکری و شعری او را همراه با نمونههایی از اشعارش بررسی خواهد کرد.
مروری بر زندگی و فعالیتهای ادبی
در بخش نخست نشست، هِلاله به زندگینامه بیژن الهی پرداخت و مهمترین مقاطع زندگی او را مرور کرد. وی به ورود بیژن الهی به فضای ادبی دهه ۱۳۴۰ با جریان شعر موج نو اشاره کرد.
به گفته او، انتشار شعر «برف» در مجله طرفه، نقش فعال در مجله «شعر دیگر»، مشارکت در جریان شکلگیری بیانه حجمگرایی، مدیریت نشر 51 و فعالیتهای فرهنگی پراکنده دهههای بعد بعضی از مهمترین رخدادهای زندگی حرفهای این شاعر بودند. همچنین به ازدواج او در حدود سال 1347 یا 1350 با غزاله علیزاده و سال ۱۳۶۷ با ژاله کاظمی و در نهایت درگذشت وی در سال ۱۳۸۹ اشاره شد.
مسئله انتشار آثار و چالشهای پس از درگذشت شاعر
بخش دیگری از نشست به وضعیت انتشار آثار بیژن الهی اختصاص داشت. هِلاله با اشاره به مجموعههایی چون «اشعار حلاج»، «علف ایام» و «چهارشنبه خاکستر» توضیح داد که برخی آثار الهی در زمان حیات او به صورت نهایی و تثبیتشده منتشر نشدند و در نسخههای مختلف دچار تغییرات متعدد بودند.
وی یکی از دلایل این وضعیت را وسواس شدید شاعر در بازنگری آثارش دانست و گفت: الهی بارها نوشتههای خود را بازنویسی میکرد و همین مسئله باعث شد بخشی از آثار او تا پایان عمر به شکل قطعی آماده انتشار نشوند.
او در ادامه به مشکلات موجود در چاپهای پس از مرگ شاعر اشاره کرد و گفت: برخی اشعار مجدد چاپ شدهاند، برخی دیگر از قلم افتادهاند و در مواردی نیز آشفتگیهایی در تنظیم و ارائه مطالب دیده میشود. به گفته وی، این مسائل باعث شده پژوهش درباره متن نهایی آثار الهی با دشواریهایی همراه باشد.
هویتهای مستعار و بازی با مفهوم «خود»
هِلاله در بخش دیگری از سخنانش به استفاده گسترده بیژن الهی از نامهای مستعار پرداخت و نامهایی چون فرود خسروانی، تینا شهرستانی، فرهاد آرام، الف. اسفندیاری، طاهر علفی، الف. بختیار و فرهاد سامان را از جمله هویتهایی دانست که او در دورههای مختلف از آنها استفاده کرده است.
وی این موضوع را صرفاً یک انتخاب ظاهری ندانست و آن را بخشی از نگاه ادبی و فکری الهی ارزیابی کرد. به گفته او، شاعر در برخی موارد با خلق شخصیتهای خیالی و فاصله گرفتن از هویت واقعی خود، به نوعی بازی ادبی با مفهوم «من» دست میزند؛ رویکردی که میتوان آن را در پیوند با سنتهای مدرن ادبی و اندیشه شاعرانی چون آرتور رمبو نیز بررسی کرد.
بازتاب عرفان در شعر بیژن الهی
در ادامه نشست، عناصر عرفانی در آثار الهی مورد توجه قرار گرفت. هِلاله توضیح داد که عرفان در شعر الهی صرفاً به معنای حضور مفاهیم مذهبی یا اشاره به شخصیتهای دینی نیست، بلکه گاه به صورت ساختارهای نمادین و فضاسازیهای رازآلود در متن ظاهر میشود.
وی با اشاره به شعر «امامزاده گل زرد» اظهار کرد: در این شعر، شاعر از فضایی آیینی و مذهبی برای خلق یک موقعیت نمایشی بهره میگیرد. به گفته او، تغییر زاویه دید، حضور زائر و مفهوم شفاعت، از جمله عناصری هستند که در شکلگیری فضای شعر نقش دارند.
هِلاله همچنین به برخی دیگر از آثار الهی اشاره کرد که در آنها فضایی مهآلود، رازآمیز و چندلایه شکل میگیرد و خواننده را به تأویلهای گوناگون دعوت میکند.
روایتگری، اسطوره و ارجاعات ادبی
بخش مهمی از سخنرانی به ویژگی روایتگری در شعر بیژن الهی اختصاص داشت. هلاله توضیح داد که بسیاری از اشعار او بر پایه اسطورهها، متون کهن و ارجاعات فرهنگی شکل گرفتهاند و شاعر از این منابع برای خلق روایتهای تازه بهره میبرد.
او در این زمینه به شعر «مردابهای شمنیس» اشاره کرد و توضیح داد: این اثر با تکیه بر اسطوره هوروس در مصر باستان شکل گرفته است. به گفته وی، شاعر از زاویه دید این شخصیت اسطورهای سخن میگوید و با بازآفرینی روایت کهن، لایههای تازهای از معنا را در شعر ایجاد میکند.
سخنران همچنین به ارجاعات ادبی موجود در آثار الهی پرداخت و حضور شخصیتهایی چون آگوست دوپن، کارآگاه داستانهای ادگار آلن پو، را نشانه گستردگی دایره مطالعاتی و علاقه او به ادبیات جهان دانست.
تصویرسازی و ظرفیتهای سینمایی شعر
در بخش پایانی نشست، هِلاله به ویژگیهای تصویری شعر بیژن الهی پرداخت و تأکید کرد: تصویرسازی در آثار او معمولاً فشرده، دقیق و فاقد توصیفهای اضافی است.
او با بررسی شعر «بازگشت» نشان داد که شاعر چگونه از جابهجایی زاویه دید، تغییر موقعیت مکانی و حرکتهای شبیه به دوربین سینمایی برای پیشبرد روایت بهره میگیرد. به گفته وی، این شعر از خلال تعقیب و گریز یک گوزن، تصاویری چندلایه و تأثیرگذار خلق میکند و مخاطب را در موقعیتی میان روایت، تصویر و احساس قرار میدهد.
هِلاله همچنین به نقش ایهام و چندمعنایی در شعر الهی اشاره کرد و توضیح داد که بسیاری از واژگان در آثار او همزمان چند سطح معنایی را فعال میکنند؛ ویژگیای که یکی از مهمترین عوامل پیچیدگی و ماندگاری شعر او به شمار میرود.
او در پایان این نشست تأکید کرد: بیژن الهی را نمیتوان صرفاً شاعری عارف، مترجمی نوگرا یا چهرهای حاشیهای در ادبیات معاصر دانست. به اعتقاد او، الهی شخصیتی چندوجهی و پیچیده بود که در آثارش میتوان هم نشانههای معنویت، هم تجربهگرایی زبانی، هم دغدغه هویت و هم تلاش برای گسترش مرزهای شعر و ترجمه را مشاهده کرد.
وی خاطرنشان کرد: ارزش بازخوانی آثار بیژن الهی نیز در همین پیچیدگی نهفته است؛ آثاری که همچنان خواننده را به بازاندیشی درباره شعر، زبان، هویت و معنا دعوت میکنند و امکان خوانشهای تازه را فراهم میآورند.
نظر شما