سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محسن آزموده؛ کارلو گینزبورگ، مورخ ایتالیایd ۲۷ خرداد در ۸۷ سالگی در بولونیای ایتالیا درگذشت. نام او را نخستینبار در کلاسهای درس دکتر داریوش رحمانیان در دانشگاه تهران شنیدم، به عنوان تاریخنگاری که نگاه و رهیافتی نو و متفاوت به تاریخ دارد، به جزییات علاقهمند است و از مبدعان رویکرد «تاریخ خرد» (Microhistory)، نگاهی تازه که همانطور که از عنوانش بر میآید، در تحقیق تاریخی بر امور کوچک و به ظاهر «بیاهمیت» تمرکز میکند، چیزهایی چون رویدادها و اتفاقهای ظاهرا ساده و معمولی، افراد ناشناخته و فراموش شده، اجتماعات حاشیهای یا نوشتهها و اسناد دمدستی. به قول یکی از تاریخنگاران، تاریخنگار خرد، پاسخ سوالهای بزرگ را جاهای کوچک میجوید.

بعدا در سال ۱۳۹۳ با دو کتاب مهم و خوب در زمینه تاریخ اجتماعی آشنا شدم، هر دو با ترجمه دو پژوهشگر باسواد تاریخ یعنی دکتر ابراهیم موسیپوربشلی و محمدابراهیم باسط، یکی کتاب «تاریخ اجتماعی: مسائل، راهبردها و روشها» نوشته مایلز فربرن و دیگری کتاب «تاریخ اجتماعی: دانش، روش، آموزش». این دو کتاب، مجموعهای از رویکردهای نو و متفاوت و روشنگر در تاریخنگاری را معرفی میکنند که پیشتر به دلیل تسلط تاریخنگاری سیاسی مغفول واقع شده بودند. در یکی از این دو کتاب، بخشی درباره گینزبورگ و به ویژه کتاب ارزشمند و مهمش «پنیر و کرمها» آمده که نویسنده در آن کار این مورخ جزیینگر را توضیح داده است. خوشبختانه این کتاب را چند سال بعد، دوست باسوادم محمدجواد عبداللهی به همراه ابوذر فتاحیزاده ترجمه و نشر نو آن را منتشر کرد، با عنوان کامل «پنیر و کرمها: جهان یک آسیابان قرن شانزدهمی». کتاب شرح زندگی تراژیک و در عین حال کمیک منوکیو است، آسیابان وراج ایتالیایی که افکاری ظاهرا عجیب و غریب داشت و طرفه آنکه نمیتوانست جلوی زبانش را بگیرد و هر جا مینشست، این باورهای خلافآمد عادتش را تکرار میکرد. هر چه هم به او هشدار میدادند و تهدیدش میکردند، علاجش نمیشد و در نهایت زبان سرخ، سر سبزش را بر باد داد!

گینزبورگ در این کتاب داستان غمبار این روستایی فلکزده را مستمسکی ساخته برای راهیابی به درونیترین و پنهانیترین دارایی هر انسانی، یعنی جهان ذهنی و یباورهای او، آن هم آدمی به ظاهر بیاهمیت که در اواخر قرون وسطا در یک منطقه حاشیهای زندگی میکرد. گینزبورگ در تحقیق گسترده و مستندش کوشیده پرده از مناقشات بیپایان اروپا در آستانه زایش جهان نو بردارد. به تعبیر دقیقتر او با نگاه ریزبین و دقیق خود توانسته جزییات عالم صغیر ذهن منوکیو را محملی کند برای به تصویر کشیدن عالم کبیری که در آن میزیست. این مورخ ایتالیایی از -به تعبیر احمد کسروی در تاریخ مشروطه معروفش- «گمنامان بیشکوه» نوشت و چیزهایی از تاریخ را به ما نشان داد که پیشتر به علت عینک کلاننگرمان نمیدیدیم. گینزبورگ مثل یک مینیاتوریست ظریف و جزئینگر نشان داد که آدمهای معمولی و وقایع فراموش شده زندگی آنها آنقدر هم که تصور میکنیم، مبتذل و پیشپا افتاده نیست و خیلی بهتر و دقیقتر میتواند ریز و درشتهای زندگی واقعی آدمیان را آشکار سازد. یادش گرامی. با امید.
نظر شما