سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – تابستان ۱۹۹۷، کتابی با تیراژی بسیار محدود منتشر شد که قرار نبود اتفاق بزرگی رقم بزند. اما کمتر از یک دهه بعد، میلیونها کودک در سراسر جهان نیمهشب مقابل کتابفروشیها صف میکشیدند تا جلد تازه آن را بخرند. بسیاری معتقدند هری پاتر نسلی از کتابخوانها ساخت. اما آیا واقعاً چنین بود، یا فقط نسلی از طرفداران هری پاتر به وجود آورد؟ این سؤال، بهظاهر ساده، پاسخهای پیچیدهتری از آنچه تصور میکنیم دارد.
از ۵۰۰ نسخه تا صفهای نیمهشب
انتشار جلد اول در ژوئن ۱۹۹۷ با تیراژی کوچک آغاز شد: ۵۰۰ جلد سختجلد که بیشترشان برای کتابخانهها بود و ۵,۱۵۰ جلد نرم. اما چیزی در داستان این پسر جادوگر بود که دهانبهدهان گشت. تا جلد چهارم در سال ۲۰۰۰، کتاب از یک کشف خصوصی به یک رویداد عمومی تبدیل شده بود.
چه اتفاقی افتاد؟ چند چیز با هم همزمان شد. ساختار سریالی کتاب سبب میشد کودکان ماهها منتظر بمانند و در این فاصله درباره ادامه داستان بحث کنند و فرضیه بسازند. خواندن از یک کنش خصوصی به موضوع اصلی گفتوگو در زنگ تفریح تبدیل شد. فیلمها و بازیها هم کتاب را در مرکز ماجرا نگه داشتند. و مجموعه تا ۲۰۲۳ به مرز ۶۰۰ میلیون نسخه فروش در جهان رسید و در شمار پرفروشترین مجموعههای تاریخ نشر قرار گرفت.
«اثر هری پاتر» یعنی دقیقاً چه؟
اوایل دهه ۲۰۰۰، کتابداران و معلمان آمریکایی اصطلاح «Harry Potter Effect» رایج کردند و منظورشان این بود که کتاب رولینگ کودکانی را به خواندن کشانده که پیشتر هرگز داوطلبانه کتابی تمام نکرده بودند. یک ادعای قوی. اما شواهد چه میگویند؟
پاسخ صادقانه این است، نه به اندازهای که طرفدارانش ادعا میکنند و نه آنقدر ناچیز که منتقدان میگویند.
آنچه واقعاً اتفاق افتاد
آمار فروش و گزارش کتابخانهها، انجمن کتابخانههای آمریکا گزارش داد که پس از انتشار هر جلد جدید، امانت کتاب در رده سنی ۹ تا ۱۴ سال جهشی چشمگیر داشت. کتابداران از کودکانی میگفتند که برای اولین بار کارت کتابخانه گرفته بودند. والدین هم بارها در نظرسنجیهای کیفی، هری پاتر را «نقطه عطف» خواندن فرزندشان معرفی کردند.
پژوهشها چه میگویند؟ چند مطالعه دانشگاهی تأثیر مثبتی نشان دادهاند، اما با یک قید مهم. مطالعهای در ۲۰۱۴ نشان داد که خواندن این مجموعه با افزایش اعتمادبهنفس در خواندن و تمایل به کتابهای ضخیمتر همراه است اما این اثر بیشتر در کودکانی دیده شد که از پیش زمینه مطالعه داشتند. به بیان دیگر، هری پاتر بیشتر اشتیاق موجود را تقویت کرد تا اینکه اشتیاقی تازه خلق کند.
البته بخشی از پژوهشهای این حوزه منابع دقیق و قابلتأیید ندارند و باید با احتیاط خوانده شوند.
چرا هری پاتر کار کرد؟
وقتی با چشم روانشناسی خواندن به این مجموعه نگاه میکنیم، چهار عامل به چشم میخورد،
انگیزه اجتماعی: بسیاری از بچهها شروع کردند چون دوستانشان میخواندند. خواندن جمعی بود، نه انفرادی.
قلاب داستانی: هر فصل با تعلیقی تمام میشد که تحمل گذاشتن کتاب را نداشتی. وقتی انگیزه کافی باشد، بچهها از سطح خواندن خود فراتر میروند.
دلبستگی عاطفی: مرگ شخصیتهای محبوب برای میلیونها کودک یک تجربه احساسی واقعی بود. کتابی که اشکت را دربیاورد فراموشنشدنی است.
رشد موازی با خواننده: جلد اول برای ۹ سالهها مناسب بود؛ جلد آخر حاوی مرگ، خیانت و معضلات اخلاقی. کتاب دقیقاً با سرعت بزرگ شدن خوانندگانش جلو رفت.
آنچه معمولاً نادیده میگیریم
آمار ملی گفتوگوی دیگری داشت، در همان سالهای اوج هری پاتر ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ آمار کودکانی که روزانه برای سرگرمی کتاب میخواندند، سیر نزولی داشت. دادههای بلندمدت NAEP نشان میدهد که درصد ۱۳ سالههایی که «تقریباً هر روز» میخواندند در آن دوره کاهش یافت. پس نمیتوان از «نجات یک نسل» حرف زد.
آنچه احتمالاً رخ داد این بود که کودکانی که از قبل اهل مطالعه بودند، حجم بیشتری خواندند. «اثر هری پاتر» بیش از هر چیز نقش یک شتابدهنده را داشت و روندهای موجود را با سرعت بیشتری پیش برد.
نقد هارولد بلوم
هارولد بلوم، منتقد ادبی مشهور، در ژوئیه ۲۰۰۰ در والاستریت ژورنال مقالهای با عنوان «آیا ۳۵ میلیون خریدار کتاب اشتباه میکنند؟ بله» نوشت. استدلال اصلی او این بود که نثر رولینگ پر از کلیشه است و هیچ فشاری بر ذهن خواننده نمیگذارد. بسیاری این نقد را افراطی میدانند، اما پرسش پشتش «آیا این کتابها ذهن کودک را به جاهای تازه میبرند؟» همچنان جدی است.
کتابخوان شدن با کتابخوان ماندن فرق دارد
اینجاست که ماجرا جالب میشود. بسیاری از بچههایی که هری پاتر خواندند، بعدش سراغ پرسی جکسون، نارنیا، و هابیت رفتند. انجمن کتابخانههای آمریکا گزارش داد که در سالهای پس از اوج محبوبیت هری پاتر، امانت کتابهای فانتزی برای نوجوانان رشد چشمگیری داشت. این دیگر فقط ماجرای یک کتاب نبود. اما یک واقعیت تلخ هم وجود دارد: برخی کودکان فقط همان مجموعه را بارها خواندند.
هری پاتر در ایران؛ یک نسل خاطره مشترک
هری پاتر در ایران نیز تنها یک مجموعه ترجمهشده خارجی نبود. از اوایل دهه ۱۳۸۰، این کتاب به یکی از پرفروشترین آثار نوجوان تبدیل شد و برای بسیاری از خوانندگان ایرانی، نخستین تجربه خواندن یک رمان چندجلدی بلند بود. ترجمههای متعدد، تجدید چاپهای مکرر و گفتوگوهای گسترده درباره کتاب و فیلمها باعث شد هری پاتر به بخشی از حافظه فرهنگی یک نسل تبدیل شود.
نقش مترجمانی مانند ویدا اسلامیه نیز در این موفقیت کماهمیت نبود. ترجمههای او سالها پرخوانندهترین نسخه فارسی مجموعه محسوب میشدند و بسیاری از نوجوانان ایرانی نخستین بار دنیای هاگوارتز را از طریق همین ترجمه شناختند. پس از موفقیت ترجمه ویدا اسلامیه، ناشران و مترجمان دیگری نیز نسخههای متفاوتی از مجموعه را منتشر کردند و هری پاتر به یکی از آثار فانتزی جهان تبدیل شد که چندین ترجمه فعال در بازار کتاب ایران پیدا کرد.
با این حال، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، محبوبیت هری پاتر در ایران نیز به معنای کتابخوان شدن همه کودکان نبود. این مجموعه برای بسیاری دروازه ورود به ادبیات فانتزی شد، اما تأثیر آن بر عادت بلندمدت مطالعه به عوامل دیگری مانند خانواده، مدرسه و دسترسی به کتاب وابسته بود. شاید مهمترین اثر هری پاتر در ایران این بود که به بسیاری از نوجوانان نشان داد رمانهای بلند و چندجلدی الزاماً خستهکننده نیستند؛ تجربهای که بعدها راه را برای استقبال از آثار فانتزی و نوجوانانه دیگر باز کرد.
فیلمها؛ رقیب کتاب یا دروازه ورود به آن؟
یکی از دلایل ماندگاری هری پاتر این بود که برخلاف بسیاری از اقتباسهای سینمایی، فیلمهای آن رقیب کتاب نشدند. نخستین فیلم در سال ۲۰۰۱، زمانی اکران شد که تنها چهار جلد از مجموعه منتشر شده بود و میلیونها کودک برای دانستن ادامه داستان ناچار بودند به کتابها مراجعه کنند. در سالهای بعد نیز هر فیلم موج تازهای از توجه را به سوی مجموعه برمیگرداند و بسیاری از خوانندگان جدید ابتدا از طریق سینما با دنیای جادوگری رولینگ آشنا میشدند و سپس سراغ کتابها میرفتند.
البته برخی پژوهشگران معتقدند موفقیت هری پاتر را نمیتوان تنها به کتاب نسبت داد؛ زیرا فیلمها، بازیهای رایانهای، اسباببازیها و محصولات جانبی هم در گسترش این پدیده نقش داشتند. به همین دلیل، «اثر هری پاتر» بیش از آنکه محصول یک کتاب منفرد باشد، حاصل تعامل میان کتاب و یک جهان رسانهای گسترده بود.
آیا نسل جدید هنوز هری پاتر میخواند؟
یکی از تصورهای رایج این است که محبوبیت هری پاتر به نسلی محدود بود که همزمان با انتشار کتابها بزرگ شد. اما شواهد نشان میدهد ماجرا پیچیدهتر از این است.
بیش از بیست سال پس از انتشار جلد اول، مجموعه هری پاتر همچنان در فهرست پرفروشترین کتابهای کودک و نوجوان قرار دارد و کتابخانهها و مدارس در بسیاری از کشورها هنوز آن را به خوانندگان جدید پیشنهاد میکنند. اقتباسهای سینمایی، نسخههای مصور، بازیها، نمایشهای صحنهای و حضور دائمی این مجموعه در فضای مجازی باعث شده جهان جادوگری رولینگ برای نسلهای بعدی نیز قابل کشف باقی بماند.
با این حال، شیوه مواجهه کودکان امروز با هری پاتر با نسل نخست تفاوت دارد. بسیاری از خوانندگان اولیه همراه با انتشار تدریجی جلدها بزرگ شدند و سالها برای ادامه داستان انتظار کشیدند. اما کودکان امروز معمولاً با مجموعهای کامل روبهرو هستند و میتوانند تمام داستان را بدون انتظار بخوانند. به همین دلیل، تجربه «رویداد فرهنگی مشترک» که در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکل گرفته بود، تا حد زیادی تکرار نشده است.
پژوهشگران ادبیات کودک معتقدند هری پاتر هنوز قدرت جذب خوانندگان جدید را دارد، اما دیگر تنها گزینه محبوب در بازار نیست. کودکان امروز در کنار کتاب با بازیهای آنلاین، شبکههای اجتماعی، ویدئوهای کوتاه و جهانهای داستانی متعدد رقابت میکنند. در نتیجه، موفقیت هری پاتر در نسلهای جدید بیشتر به کیفیت خود داستان وابسته است تا موج فرهنگی عظیمی که در زمان انتشار اولیه آن را همراهی میکرد.
به بیان ساده، هری پاتر هنوز خوانده میشود اما دیگر پدیدهای نیست که تمام نسل را به شکل همزمان درگیر کند.
آیا میتوان هری پاتر بعدی را ساخت؟
برخی کتابها پس از این کتاب منتشر شدند اما هیچکدام آن طوفان نسلی هری پاتر را نداشتهاند. پروفسور ماریا نیکولاجوا از کمبریج دلیلش را اینطور میبیند: هری پاتر در آخرین لحظات عصر پیشادیجیتال آمد. کودکان امروز که زمان بسیار بیشتری را با صفحهنمایش میگذرانند، کتاب را در رقابتی سختتر میبینند. اما این به معنای شکست کتاب نیست. تجربه اشتراکی و جهانسازی غوطهورکننده هنوز قدرت دارند. «هری پاتر بعدی» ابتدا باید خوانندگان را با داستانش مجذوب کند و سپس به یک پدیده فرهنگی و تجاری تبدیل شود.
اگر فرزندتان فقط هری پاتر میخواند
نگران نباشید، تا حدی. خواندن مکرر یک کتاب محبوب اعتمادبهنفس میدهد و درک عمیقتری از داستان میسازد. اما اگر بیش از یک سال این الگو ادامه داشت:
«یک کتاب از من، یک کتاب از تو»: اجازه دهید یک جلد دلخواهش را دوباره بخواند، بعد یک کتاب کوتاه و جذاب از شما.
روی داستان تمرکز کنید، نه سطح خواندن: کودکی که به داستان علاقه داشته باشد، کتابی دو سطح بالاتر از توانش را با شوق میخواند.
درباره کتاب حرف بزنید: هری پاتر نه فقط خواندن، که بحث و نظریهپردازی را باب کرد. این را ادامه دهید.
نه افسانه، نه معجزه
هری پاتر نه معجزهای بود که همه کودکان را کتابخوان کند، و نه ادعایی پوچ. شواهد نشان میدهند که این مجموعه واقعاً کودکان زیادی را به خواندن ترغیب کرد اما بیشترشان آنهایی بودند که از قبل آماده بودند. در همان سالها، آمار مطالعه تفننی کودکان در آمریکا کاهش داشت. پس «نجات یک نسل» اغراق است.
اما شاید جادوی واقعی هری پاتر چیز دیگری بود: این مجموعه به میلیونها کودک نشان داد که خواندن میتواند هیجانانگیزتر از آن چیزی باشد که تصور میکردند. درسی که هنوز، سالها بعد از آخرین صفحه، ارزش یاددادن دارد.
نظر شما