سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزی: هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران در حالی که به پایان رسید که طبق آخرین اخبار، تا ساعت ۱۴ دوشنبه چهارم خرداد ۶۹۷ هزار و ۲۹۹ نسخه به فروش رفت، که پیشبینیمیشود تا ساعت ۲۴ آخرین روز، این آمار از ۷۰۰ هزار نسخه عبور کند. این رویداد، که با تکیه بر فضای دیجیتال، محدودیتهای جغرافیایی و زمانی را حذف کرد، اگرچه با چالشهایی در حوزه قیمتگذاری، رقابت بازارهای موازی و نگرانی ناشران همراه بود، اما بار دیگر ثابت کرد که ذائقه کتابخوانی در جامعه ایران زنده، پویا و قابلاتکا است.
این موضوع درحالی رخ داد که هنوز سایه جنگ بر سر کشور بود و مردم با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکردند، اما تجربه خرید مردم آنهم بدون بنهای هر ساله و تنها با ۱۰ درصد یارانه نشان داد که نمایشگاه در تقویم فرهنگی ایران به نقطهای مرجع برای خانوادهها تبدیل شده، حتی در شرایطی که تورم و نااطمینانیهای کلان بر سبد خانوار سنگینی میکرد، توانست مخاطبان را بار دیگر به سمت مطالعه سوق دهد.
کارشناسان فرهنگی معتقدند اگرچه این نمایشگاه بهتدریج از کارکرد صرفاً «بازرگانی-نمایشگاهی» خود فاصله گرفته، اما با افزودن نشستهای تخصصی، رویدادهای علمی و برنامههای فرهنگی، هویت جدیدی یافته و به پاتوقی دانشمحور تبدیل شده است.
اما این رویداد مجازی که با تکیه بر فضای دیجیتال، محدودیتهای جغرافیایی و زمانی را حذف کرد و هرچند صنعت نشر با چالشهایی در حوزه قیمتگذاری، رقابت بازارهای موازی و ... همراه بود، اما بار دیگر ثابت کرد که ذائقه کتابخوانی در جامعه ایران زنده، پویا و قابلاتکا است.
مزیتهای بستر مجازی؛ دسترسی ۲۴ ساعته و حذف مرزها
تجربه برگزاری این رویداد در فضای مجازی، همگام با تغییر الگوهای مصرف و خرید برخط در سالهای اخیر، بار دیگر نشان داد که مردم ایران کتابخواناند؛ حذف فاصله جغرافیایی و امکان دسترسی شبانهروزی به سایت نمایشگاه، دو ویژگی کلیدی آن بودند که این دوره را از نسخههای حضوری متمایز کرد. کتاب، این یار دیرین، اگرچه با دگرگونی محملهای دانش و تغییر ذائقههای خوانشی مواجه شده، اما اینبار نیز به همت دستاندرکاران فرهنگی به خانهها رسید و جدیدترینهای نشر را روانه کتابخانههای شخصی کرد.
نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با حذف مرزهای جغرافیایی، امکان دسترسی عادلانه به منابع فرهنگی را برای تمامی اقشار جامعه فراهم کرد و دیگر نیازی نیست ساکنان شهرستانها و مناطق دورافتاده برای بهرهمندی از جدیدترینهای نشر، هزینههای سنگین سفر به پایتخت را متحمل شوند. این قابیلت دیجیتال، نمایشگاه را به خانههای میلیونها ایرانی در سراسر کشور و حتی برای هموطنان مقیم خارج از کشور برد و به این ترتیب، عدالت فرهنگی را در دسترسی به کتاب محقق ساخته است.
یکی از برجستهترین مزایای این رویداد مجازی، تسهیل دسترسی برای گروههایی است که در نمایشگاه حضوری با محدودیت مواجه بودند؛ ازجمله افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی، سالمندان، مادرانی که فرزند خردسال دارند یا کسانی که به دلایل شغلی یا تحصیلی فرصت بازدید حضوری را ندارند. همچنین، امکاناتی نظیر جستوجوی پیشرفته براساس موضوع، نویسنده، ناشر و قیمت، مقایسه آثار مختلف و دسترسی به اطلاعات کامل کتابها، تجربهای کاربرپسند و کارآمد را برای مخاطبان رقم زده است که در فضای فیزیکی نمایشگاه کمتر در دسترس بود.
از منظر اقتصادی هم میتوان گفت که نمایشگاه مجازی با حذف هزینههای ایاب و ذهاب، اسکان و صرفهجویی در زمان، مشارکت در این رویداد بزرگ فرهنگی را برای همه اقشار مقرونبهصرفهتر کرده است. علاوه بر این، امکان دسترسی شبانهروزی به سایت نمایشگاه، این فرصت را فراهم میآورد تا هر فرد در هر ساعت از شبانهروز و با هر برنامه زمانی، به دنیای بیکران کتابها سفر کند و بدون محدودیتهای زمانیِ رایج در نمایشگاههای حضوری، به انتخاب و خرید کتاب بپردازد.
وقتی تخفیف جایگزین اصالت میشود
یکی از مسائل مهم در این دوه از نمایشگاه مجازی کتاب تهران، بهرهبرداری برخی سایتها و سکوهای فروش اینترنتی از فضای نمایشگاه بود. این پلتفرمها با برگزاری نمایشگاههای همسو و عرضه کتابهای بدلی، کپی و بیکیفیت با تخفیفهای اغراقآمیز، بخش قابلتوجهی از مخاطبان را به سمت خود کشاندند.
در این میان مسائلی مثل ضعفهای زیرساختی و غفلت از فاکتور مهمی به نام «سئو» در سایت نمایشگاه نیز باعث شد بسیاری از کاربران در جستوجوی عناوین خاص، بهطور ناخواسته به این بازارهای موازی هدایت شوند. کارشناسان هشدار میدهند که عادتکردن ذائقه مخاطب به کتاب بیکیفیت، در بلندمدت به صنعت نشر آسیب جبرانناپذیری میزند و نیازمند طراحی راهکارهای نظارتی و فنی برای کوتاهکردن دست سودجویان است.
بهنظر میرسد که برخورد با سکوهای توزیعکننده کتابهای کپی و غیرمجاز، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ بقای صنعت نشر است؛ این پلتفرمها با نقض آشکار قوانین کپیرایت و حقوق مؤلف، در واقع پایههای اقتصادی زنجیره تولید کتاب را هدف قرار میدهند. وقتی یک کتاب بدون مجوز ناشر و بدون پرداخت حقالتألیف به نویسنده، با قیمتی ناچیز عرضه میشود، انگیزه مالی برای تولید آثار جدید از بین میرود. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که این روند اگر متوقف نشود، به مرور زمان منجر به کاهش تولید محتوای اصیل و باکیفیت خواهد شد و نویسندگان و ناشران را به سمت فعالیتهای دیگر سوق میدهد.
علاوه بر آسیبهای اقتصادی، گسترش کتابهای کپی و بیکیفیت پیامدهای فرهنگی نگرانکنندهای نیز به همراه دارد؛ این کتابها معمولاً بدون ویراستاری علمی و فنی منتشر میشوند و پر از اغلاط املایی، نگارشی و محتوایی هستند. وقتی مخاطب، بهویژه نسل جوان و دانشآموزان، با این متون نادرست آشنا میشوند، ناخودآگاه این خطاها در ذهن آنها نهادینه شده و به تدریج سطح سواد عمومی جامعه کاهش مییابد. در این حوزه برای مقابله با این پدیده، صنعت نشر نیازمند یک عزم ملی و همکاری بیندستگاهی است، قوانین موجود باید بازبینی شده و مجازاتهای بازدارندهای برای متخلفان در نظر گرفته شود.
کتاب دیجیتال و چالش آییننامهها
از سوی دیگر حضور پلتفرمهای عرضه کتاب دیجیتال، اگرچه فرصتی نوین برای نسل جدید خوانندگان بود، اما با مخالفت بخشی از ناشران سنتی روبهرو شد. ناشران نگران کاهش فروش نسخه چاپی بودند و همین مساله موجب شد پلتفرمهای دیجیتال در بیانیهای رسمی تأکید کنند که عرضه نسخه الکترونیک آثار، کاملاً اختیاری است و ناشران میتوانند در صورت عدم تمایل، آن را متوقف کنند.
از سوی دیگر، بحث الحاق سال انتشار کتابها به آییننامه نمایشگاه نیز تا میانه راه با چالش مواجه شد؛ موضوعی که به دلیل تداخل با طرح فصلی خرید کتاب ابتدا رد شد، اما در نهایت میانههای فعالیت ناشران به تصویب رسید. همچنین، انتقادها نسبت به حذف کتابهای زیر ۲۰۰ هزار تومان (بهویژه در حوزه کودک و نوجوان) به دلیل افزایش هزینههای پستی، از دیگر چالشهای این دوره بود که با دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مرتفع شد.
لزوم سیاستگذاری برای ماندگاری فرهنگ کتابخوانی
در پشت پرده این کامیابی، دغدغههای جدی صنعت نشر نهفته است؛ کتابفروشیهای فیزیکی که با افزایش سرسامآور اجارهبها دستوپنجه نرم میکنند، برای بقا ناچار به تنوعبخشی به محصولات خود با انواع و اقسام کالاهای غیر کتابی شدهاند؛ هرچند لذت قدمزدن در میان قفسههای کتاب و خرید حضوری، هنوز جایگزینناپذیر است. ناشران نیز از یک سو با گرانی کاغذ و ناشران متخلف (قاچاقچیان کتاب) و از سوی دیگر با معضل قیمتگذاری کتابهای جدید و تجدیدچاپ مواجهاند که سرمایهگذاری در این حوزه را با ریسک جدی روبهرو کرده است.
اما فصلی خرید کتاب، یارانههای هدفمند برای ناشران مستقل، تقویت زیرساختهای فنی سایت نمایشگاه برای رقابت با سکوهای موازی، و شفافسازی مدلهای همکاری با پلتفرمهای دیجیتال، از جمله راهکارهای کلیدی برای عبور از بزنگاههای حساس صنعت نشر هستند.
سیاستگذاری فرهنگی درست در سطح کلان میتواند خرید کتاب و سرکشی به کتابفروشیها را از یک فعالیت تفننی به عادتی خانوادگی و فرهنگی تبدیل کند. در نهایت، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران ثابت کرد که فرهنگ مطالعه در ایران نهتنها زنده است، بلکه با هوشمندی در بستر دیجیتال و حمایت از زنجیره تولید تا توزیع، میتواند در سختترین شرایط نیز تابآوری خود را حفظ کند.
البته سیاستگذاری فرهنگی در حوزه نشر نباید صرفاً به مناسبتهای فصلی یا رویدادهای مقطعی محدود شود، بلکه باید بهعنوان یک راهبرد بلندمدت و چندبعدی در دستور کار نهادهای تصمیمگیر قرار گیرد. این راهبرد نیازمند پیوند عمیق میان سیاستهای اقتصادی، آموزشی و فرهنگی است تا بتواند زنجیره ارزش کتاب را از مرحله تألیف و چاپ تا توزیع و مصرف، بهصورت یکپارچه حمایت کند. بدون چنین نگاه سیستمیکی، حتی موفقترین نمایشگاههای مجازی یا فیزیکی نیز تنها به جرقهای زودگذر تبدیل میشوند که توانایی روشن نگهداشتن چراغ مطالعه در زندگی روزمره مردم را نخواهد داشت.
گذار به فضای دیجیتال، اگرچه فرصتهای زیادی برای دسترسی گسترده به کتاب فراهم کرده، اما بدون چارچوبهای نظارتی و استانداردهای فنی مشخص، میتواند به حاشیهنشینی ناشران مستقل و سلطه پلتفرمهای انحصاری بینجامد. به همین دلیل تدوین پروتکلهای همکاری شفاف میان ناشران، کتابفروشیها و سکوهای دیجیتال، همراه با توسعه زیرساختهای ملی میتواند عدالت دسترسی را تضمین کند.
نظر شما