شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸
هنر نقالی باید معاصر شود وگرنه رو به زوال می‌رود

یک نقال و فعال هنرهای نمایشی گفت: نمایش‌ سنتی ما رو به زوال می‌رود، مگر اینکه به‌روز و معاصرتر شود، به آن بها داده و بودجه‌ای اختصاص داده شود.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - صدف سرداری؛ نقالی برای بسیاری‌ها تصویر مرشدی را در ذهن تداعی می‌کند که جمعی دور او حلقه زده‌اند و با حماسه‌سرایی و لحنی کوبنده، داستانی را نقل می‌کند. اما سال‌هاست که دیگر نقال لزوماً آن مرشد مرد قهوه‌خانه‌ای نیست؛ زنان هم پا به این عرصه گذاشته‌اند تا این آیین نمایشی سنتی را زنده نگه دارند. «فهمیمه‌ باروتچی»، نقال و فعال هنرهای نمایشی، معتقد است این هنر به‌خصوص از زمانی که زنان شروع به‌کار کرده‌اند، رواج بیشتری پیدا کرده. هرچند که در چند دهه اخیر کمتر از این هنر نمایشی حمایت می‌شود، بودجه و فضایی اختصاصی برای اجرا وجود ندارد، به جز مناسبت‌هایی مانند روز بزرگداشت فردوسی، نوروز و شب چله، کمتر کسی سراغ نقالی می‌رود و نقالانی که از این راه درآمد داشته باشند، انگشت‌شمار هستند.

به نظر شما هنر نقالی و شاهنامه‌خوانی امروز تا چه اندازه میان مردم عادی و به‌ویژه نسل جوان جا افتاده است؟ اگر جایگاه کنونی این هنر را با گذشته مقایسه کنیم، در چه وضعیتی قرار داریم؟

اگر بخواهیم به ۲۰ سال گذشته نگاهی بیندازیم، نقالی در میان مردم رواج بیشتری پیدا کرده است؛ به‌خصوص از زمانی که زنان نقال مانند فاطمه حبیبی‌زاد و ساقی عقیلی شروع به کار نقالی کردند. این موضوع باعث شد نقالی میان کودکان و نوجوانان رواج پیدا کند، چرا که به‌ واسطه اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بچه‌ها فیلم‌های نقالی‌های آنها را می‌دیدند و این افراد به زبان ساده‌تری نقالی می‌کردند.

مرشدان قدیمی هر کدام شیوه خودشان را داشتند و شاید با زبان راحتی نقل نمی‌گفتند اما این افراد که کار نقالی را شروع کردند، گسترش پیدا کرد. بعدها کارهای ما را هم که بچه‌ها در اینترنت می‌دیدند به این هنر علاقه‌مند شدند. امسال بزرگداشتی برای فردوسی برگزار شد و دخترانی می‌دیدم که لباس‌های نقالی پوشیده‌اند. پرس‌وجو کردم که آیا معلمی دارند یا خیر. بعضی از آنها معلم داشتند، اما بسیاری از آنها از طریق ویدیوهایی در فضای مجازی یا فیلم «ماه پیشونی» به نقالی علاقه‌مند شدند.

جالب است که اغلب بچه‌ها شخصیت‌های شاهنامه را از فیلم «ماه پیشونی» می‌شناسند. مزیت آن این است که با شاهنامه آشنا می‌شوند، اما علاقه‌مندی کودکان به نقالی به واسطه فیلم‌هایی که می‌بینند چند آسیب دارد. مهمترین ایراد این است که تقلید می‌کنند. تقلید، اشتباه است. هنر یعنی خلاقیت. هنر تقلید نیست. کسی که هنری را اجرا می‌کند زاییده ذهن و روح خودش است.

وقتی بچه‌ها بدون اینکه درکی از شاهنامه داشته باشند بخواهند عینا فیلمی که دیده‌اند را تقلید کنند، درکی از شاهنامه ندارند. اگر از آنها بپرسید معنی این بیت چیست یا فلان شخصیت که بوده، نمی‌دانند. این موضوع یک آسیب است، چرا که سطحی و طوطی‌وار پیش می‌روند. به علاوه اینکه بعضی از آنها فقط به‌خاطر این نقالی می‌کنند که دیده شوند و مقام بیاورند. صرف مقام‌آوردن، افتخار نیست چون جشنواره اصولا معیار درستی برای سنجش نیست و داوران ممکن است سلیقه‌ای نظری دهند. اگر خانواده‌ای می‌خواهد فرزندش به‌ خوبی نقالی یاد بگیرد باید معلم داشته باشد. اما به‌ زعم من، نقالی کاری نیست که برای کودکان باشد.

هنر نقالی باید معاصر شود وگرنه رو به زوال می‌رود
فهمیه باروتچی، نقال و فعال هنرهای نمایشی

من خودم از سال ۹۸ تا الان کلاس‌های شاهنامه و نقالی آنلاین دارم. اما از همان ابتدا به خانواده‌ها می‌گویم من نقالی درس نمی‌دهم چون نقالی یک پله بالاتر از بازیگری است. به این معنا کسی که می‌خواهد نقال باشد باید تمام اصول بازیگری را آموخته باشد و بسیار کار سختی است. بچه‌ای که تا به‌حال غم و هجر و عاشقی را درک نکرده باشد چطور می‌خواهد احساس آن را در کلام‌اش بیاورد؟ در کلاس‌های نقالی هدفم این است بچه‌ها با شاهنامه آشنا شوند، دایره لغات‌شان بیشتر شود، قدرت بیان‌شان بالا برود، اشعار شاهنامه را به‌ درستی بخوانند و اعتمادبه‌نفس این را داشته باشند که در یک جمع داستانی را تعریف کنند.

حتی اگر قرار است نقالی کنند به‌شیوه‌ای که خودم کار کرده‌ام یعنی نقالی معاصر به آنها آموزش می‌دهم؛ به دور از نقالی‌هایی که گذشتگان داشتند و چوب می‌چرخاندند و پا می‌کوبیدند. اینها تکنیک نیست. اگر تکنیک بوده برای صدسال پیش بوده که میکروفونی وجود نداشته و نقال برای جلب توجه مردم پا می‌کوبیده و بلند آواز می‌خوانده تا مردم دور او جمع شوند.

امروزه فضای این کار عوض شده. ما در سالنی با تماشاگر و در سکوت کامل اجرا می‌کنیم و تکنیک‌های قدیمی کاربردی ندارد. هنر باید باتوجه به جریان روز، معاصر شود و پیشرفت کند؛ البته باتوجه به حفظ چارچوب اصلی آن.

تفاوت تکنیک‌های نقالی که به آن اشاره کردید در چیست؟

یکی از انواع آن، نقالی قهوه‌خانه‌ای است که مرشد ترابی از این‌ دست نقالان بود و چند سال پیش از دنیا رفت. اغلب کسانی که نقالی می‌کنند به شیوه او این کار را انجام می‌دهند. یک شیوه‌ای هم در خراسان داشتیم که از نوع داستان‌سرایی با موسیقی بوده. مصطفی سعیدی هم یکی از مرشدانی بود که بیش از اینکه بر روی حرکت بدن کار کند، روی قدرت کلام کار می‌کرد.

من خودم هم شبیه او نقالی می‌کنم؛ در واقع شیوه‌ای است که با کلام تماشاگر را همراه می‌کنید. البته من چندسالی است که معلمی دارم و آن چیزی که الان به بچه‌ها یاد می‌دهم حاصل شاگردی نزد اوست؛ دکتر پرویز ممنون. او اولین ایرانی‌ای است که در رشته تئاتر در اروپا تحصیل کرد و دکتری گرفت و به ایران بازگشت. دانشگاه هنرهای دراماتیک و هنرهای زیبا را هم در کنار مهدی فروغ و بزرگان دیگری برپا کرد.

بعدها به دلایلی از ایران رفت و سال‌هاست در وین زندگی می‌کند. دکتر ممنون به‌ دلیل تجربه‌های زیاد در هنرهای نمایشی و تحقیقاتی که بر روی نمایش سنتی ایران مانند تعزیه، سیاه‌بازی و... انجام داده‌ شخصیت مهمی است. کتابی هم درباره تاریخ تئاتر اصفهان نوشته‌ که تقریبا تاریخ تئاتر ایران است. جلد اول آن چندین سال پیش منتشر شد و در حال آماده‌سازی جلد دوم است. پرویز ممنون به دلیل این تجربیات فروان و تسلطی که بر نمایش ایرانی دارد، در کشورهای اروپایی نقل می‌گوید و داستان‌های نظامی و هزار و یک‌ شب را به زبان آلمانی را بازگو می‌کند. کار عجیبی است؛ به این دلیل که ما در ایران چنین چیزی نداریم نقالی روی صحنه برود و دو ساعت داستان لیلی و مجنون را تعریف و تماشاگر بدون خستگی به آن گوش کند.

چندسال پیش آقای حسین پاکدل، رئیس مرکز هنرهای نمایشی بود و از آقای ممنون دعوت کرد تا در سالن چارسو تئاتر شهر داستان لیلی و مجنون را به همان شیوه برای مردم تعریف کند. این اتفاق فقط یک‌ بار در ایران افتاد و فکر نمی‌کنم الان نقالی داستانی طولانی تعریف کند. البته مرشدان قدیمی به دلیل تسلطی که داشتند ساعت‌ها می‌توانستند این‌کار را انجام دهند. اما ازآنجا که تکنیک این بوده داستان را تا جایی تعریف کنند و بقیه آن را تا شب بعد نگه‌دارند تا مخاطب دوباره بیاید و بتوانند پول بگیرند، اصولا بیشتر از نیم ساعت نقل نمی‌گفتند. الان هم اغلب نقالی‌های ما نیم ساعت تا چهل دقیقه است.

هنر نقالی باید معاصر شود وگرنه رو به زوال می‌رود
پرویز ممنون، مدرس و کارگردان تئاتر

به‌عنوان یک نقال زن، وضعیت فعالیت زنان در این عرصه را چگونه می‌بینید؟ آیا تعداد نقالان زن در سال‌های اخیر افزایش یافته و چقدر فعال هستند؟ محدودیت‌ها و موانعی سر راهشان است؟

امروز موانعی وجود ندارد. یادم هست سال ۸۶ که تازه شروع به کار کرده بودم، بسیاری از اجراهای من را کنسل می‌کردند. مثلا یک روز قبل اجرا تماس می‌گرفتند و می‌گفتند نقال زن نباید اجرا کند. اما الان چنین مشکلاتی را نداریم. فکر می‌کنم از این مرزها گذشته‌ایم و زنان حتی بیشتر از مردها فعال هستند. حتی در کلاس‌هایم هم دخترها بیشتر از پسرها هستند. در واقع اینکه می‌گویم تعداد نقالان زن در حال افزایش است، منظور تعداد بچه‌ها است. اگر به شهرهای دیگری به جز تهران نگاه کنیم می‌بینیم تعداد نقالان قدیمی مرد بیشتر است، اما نسل جدید دختران انگار به نقالی علاقه‌مندتر شده‌اند. بااین‌حال تعداد نقالانی که از این راه درآمد داشته باشند و به شکل حرفه‌ای آن را انجام دهند واقعا انگشت‌شمار است.

دلیل اینکه تعداد آنها کم است به چه موضوعی برمی‌گردد؟

بارها جشنواره نمایش‌های آیینی-سنتی آسیب‌شناسی شده. آنقدر باید و شاید برای هنرهای سنتی مانند نقالی، خیمه‌شب‌بازی، سیاه‌بازی و تعزیه ارزش قائل نمی‌شوند. ما دو سال یکبار جشنواره آیینی-سنتی داریم که آن‌هم با توجه به اندیشه‌ها و رویکرد هر دبیر اجرا می‌شود. مثلا ممکن است دبیری، قدیمی‌ترین هنرمندان هر استانی را پیدا کند تا اجرا کنند. ممکن است در دوره بعد دبیری فکر کند که باید جوان‌ترها اجرا داشته باشند و رویکرد یکسانی وجود ندارد.

همچنین باید برای نقالی فضایی وجود داشته باشد. اگر یکی بخواهد یک شب برود نقالی ببیند، فضایی نیست. نقال‌ها بیکار هستند. بعضی از آنها به‌ واسطه کار با ارگان‌های مختلف می‌توانند اجراهای زیادی داشته باشند اما بسیاری از نقالان چنین امکانی ندارند. نمایش‌ سنتی ما رو به زوال می‌رود، مگر اینکه به‌روز و معاصرتر شود، به آن بها داده و بودجه‌ای اختصاص داده شود. اغلب نقال‌های ما یا در روز بزرگداشت فردوسی (۲۵ اردیبهشت) اجرا دارند یا شب چله و نوروز. به‌ جز این مناسبت‌های سنتی فضا و جایی وجود ندارد که نقالان فعالیت کنند. نه دولت بودجه‌ای به آن می‌دهد و نه سرمایه‌گذاری خصوصی برای آن هزینه می‌کند.

در چند دهه اخیر دوره‌ای بوده که در ایران به نقالی بیشتر توجه شود؟

حدود ۲۰ سال پیش که جشنواره نمایش‌های آیینی-سنتی برگزار می‌شد، آقای عظیم موسوی مسئول بخشی از جشنواره و دبیر آن آقای داوود فتحعلی‌بیگی بودند. نقال‌های سنتی را از جای‌ جای ایران برای اجرا می‌آوردند. حتی نه فقط نقال‌ها، گروه‌های موسیقی‌های سنتی هم بودند و به‌ نظرم همه چیز باشکوه‌تر برگزار می‌شد. سال ۱۴۰۴ هم آقای سیاوش ستاری دبیر بود و کارهای خوبی انجام شد. اما متاسفانه اطلاع‌رسانی درستی صورت نگرفت و آنقدر تماشاگران زیادی نیامدند.

خود شما از چه سالی به نقالی علاقه‌مند شدید و معلمان شما چه کسانی بودند؟

من از سال ۸۶ با راهنمایی خانم حببیی‌زاد شروع کردم. در این مسیر مرشد محسن میرزاعلی به من کمک کردند و از سال ۹۶ معلم من دکتر پرویز ممنون بودند. در بهار سال ۹۶ یا ۹۷ دکتر پرویز ممنون به ایران آمد و ورکشاپ نقالی داشت که فقط برای زنان برگزار می‌شد. در آن ورکشاپ از ما خواست بخش‌هایی را اجرا کنیم. پس از اجرا گفت شما هیچکدام درک درست و عمیقی ندارید و فقط دارید داد و هوار و تقلید می‌کنید؛ شما زن‌اید و باید زنانه نقل بگویید، برای همین هم خواستم این ورکشاپ نقالی برای زنان باشد. می‌گفت مردان بسیار این کار را خوب انجام می‌دهند و حماسه‌خوانی می‌کنند، شما که زن هستید به نظرتان چطور می‌توانید داستان‌ها را ارائه کنید؟ این بزرگترین درس زندگی من بود و از آن روز شیوه نقالی‌ام تغییر کرد و اکنون زنان دیگری هم که در آن جلسه بودند به شیوه او کار می‌کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها