به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درحالیکه اغلب نویسندگان حوزه ادبیات در ذهن و گفتارشان تاکید میکنند، ناشران با فضای کاری آنها آشنا نیستند و درکی از مسائل، مشکلات و دغدغههایشان ندارند نویسندگانی را سراغ داریم که خود با ورود به عرصه نشر لباس ناشر را به تن کردهاند.
با سه نفر از این نویسندگان حوزه ادبیات گفتوگو کردهایم و دلیل ورودشان را به فضای نشر و میزان تحقق انتظاراتشان از نظر فرهنگی، ادبی و اقتصادی جویا شدهایم که در ادامه میخوانید.
محمد حسینی، مدیر انتشارات چهل کلاغ، ویراستار و نویسنده کتابهایی چون «آبیتر از گناه»، «زمستان سرزده»، «نمیتوانم به تو فکر نکنم سیما»، «ویرایش و زبان داستان»، «آنها که ما نیستیم»، «ده داستاننویس» و «قصههای شاهنامه» نیز از افرادی است که در عین نویسندگی سالها قبل از تاسیس دفتر نشر خود با حوزه نشر آشنایی داشته و کار خود را در این عرصه ۳۰ سال پیش با فعالیت در انتشارات ققنوس آغاز کرده است.
وی درباره علت اصلی ورودش به حوزه نشر و تاسیس «چهل کلاغ» گفت: انگیزهام کاملا شخصی بود. سالها دبیر تحریریه و مدیر تولید در دفاتر نشر بودم و میدیدم متاسفانه کتابهای ارزشمند زیادی توسط نویسندگان در اختیار ناشران قرار میگیرد ولی ناشران حاضر به نشر این کتابهای دوستداشتنی نیستند. پس دفتر نشری را تاسیس کردم که این کتابها فرصت و مجال انتشار پیدا کنند.
حسینی افزود: چون در حوزه نشر فرد باتجربهای بودهام و پیشبینی غلطی نداشتم خوشبختانه امروز دچار افسردگی نیستم و به کار خود با اطمینان ادامه میدهم.
وی یکی از چالشهای اصلی حوزه ادبیات را محدودیتهای اعمال شده و سختگیری حتی در انتخاب واژهها و جزییاتی در طرح جلد کتابها دانست و گفت: این مشکل که خود مانعی در ایجاد انگیزه برای چاپ کتاب است در کنار مشکلات چشمگیر اقتصادی و عدم امکان معرفی کتابها به مخاطبان مسائلی است که باید متولیان فرهنگی کشورمان برای آن چارهاندیشی کنند.
نشر ادبیات در کشور ما بسیار مظلوم است
محسن فرجی، نویسنده مجموعه داستانهای «گالری امیال بشری» و «جغرافیای اموات» که مدریت انتشارات خزه را بر عهده دارد، با بیان اینکه دو دغدغه برای ورود به عرصه نشر داشته، توضیح داد: برای ورود به حوزه نشر هم دغدغه فرهنگی داشتم و هم دغدغه اقتصادی. احساس میکردم موضوعاتی ازجمله محیط زیست، فرهنگ عامه و ترجمه شاهکارهای ادبیات کلاسیک در عرصه نشر مغفول ماندهاند و بد نیست خودم دست به کار نشر این آثار بهصورت منسجم شوم. از سوی دیگر احساس کردم ناشر بودن میتواند یک شغل دوم با بهره اقتصادی برایم باشد.
فرجی که سالها خبرنگار حوزه کتاب نیز بوده، افزود: قبل از ناشر شدنم برخوردم بهعنوان یک نویسنده و خبرنگار کتاب با فردی که آن طرف میز نشسته این بود که ناشران اگر گلهمند وضعیت اقتصادی خود هستند اغراق میکنند ولی وقتی خودم درگیر این شغل شدم دیدم درست میگویند و هر سال که میگذرد با افزایش مشکلات و کم شدن نقدینگی شرایط نشر بغرنجتر میشود. اوایل ورودم به حوزه نشر حتی امکان درآمدزایی و اشتغالزایی نیز برای ناشران حوزه ادبیات فراهم بود ولی امروز دیگر نمیتوان ناشر بودن را شغل دانست.
وی درعینحال گفت: تلاش کردهام مشکلات صنعت نشر را در کنار نویسندگی که فعالیت دلی و لذتبخش برایم است به جان بخرم و به مسیر خود ادامه بدهم. نشر ادبیات در کشور ما بسیار مظلوم است و امیدوارم متولیان فرهنگی نگاهی ویژه به این حوزه داشته باشند.
فرجی معتقد است که برای تقویت و بهبود فضای نشر ادبیات باید مسئولان و متولیان فرهنگی بدون نگاه ایدئولوژیک و سفارش موضوع، فضایی امن و آزاد را برای فعالیت نویسندگان جوان در زیر سایه حمایتهای بدون خطکشی و عادلانه فراهم کنند. برپایی جشنوارهها و مسابقههای ادبی آزاد و بدون خطکشی ایدئولوژیک در کنار راهاندازی و تقویت نشریههای تخصصی حوزه ادبیات میتواند به بهبود شرایط فعلی و افزایش شمارگان آثار ارزشمند نویسندگان جوان و مستعد کمک کند.
وی همچنین پیشنهاد راهاندازی آژانسهای ادبی و افزایش گردهماییهای بینالمللی را مطرح کرد و گفت: با اینکه ما در حوزه ادبیات داستانی بهویژه داستان کوتاه کم از کشورهای دیگر نداریم نبود ارتباط مستمر با کشورهای دیگر ادبیات ما را در حالت جزیرهای و در عزلت نگه داشته است. باید ارادهای قوی برای معرفی آثار ارزشمند ایرانی به جهانیان شکل بگیرد.
منتقد جدی فضای نشر بودم
آیت دولتشاه، مدیر انتشارات هفت اقلیم هنر و نویسنده آثاری چون «این بازی کی تمام میشود» و «ترکش لغزنده» نیز دلیل ورود خود را به حوزه نشر اینگونه بیان کرد: متاسفانه تا پیش از ورود به این حوزه شاهد بودم که اغلب ناشران برای بسیاری از نویسندگان کتابهای ارزشمند حرمتی قایل نیستند و بهتر است فضایی برای چاپ و نشر کتاب توسط خود اهالی قلم تدارک دیده شود. قبل از ورود به حوزه نشر زمانی که نویسنده و نیز برگزارکننده جایزه هفت اقلیم در حوزه ادبیات بودم همیشه نگاهی انتقادی به ناشران داشتم و در ذهنم از خود میپرسیدم اگر خودم وارد این عرصه میشدم چه میکردم و چگونه ناشری بودم. در حقیقت همین گلهمندی و نقدی که به ناشران کمتجربه که برای اعتبار خود ارزشی قایل نیستند و پول میگیرند تا کتاب نویسندهها را منتشر کنند من را تشویق کرد وارد این حوزه شوم.
وی توضیح داد: میدانستم فضای نشر سخت است ولی خوشبختانه با ورود به این عرصه و شروع کار متوجه شدم که ناشر خوب شدن در حوزه ادبیات غیرممکن نیست و میتوان چشمانداز روشنی داشت. البته نمیتوان انکار کرد که مشکلات زیاد است و یک ناشر ناچار است ۴۰ درصد عایدی فروش را به توزیعکننده و ۱۵ درصد را به نویسنده یا مترجم بدهد و هزینه چاپ کتاب نیز بسیار بالاست.
دولتشاه تاکید کرد: ناشران و نویسندگان جفاهای زیادی را بهدلیل مشکلات اقتصادی و مسائل فرهنگی متحمل میشوند ولی خوشحالم که به فعالیت خود در حوزه هم خلق اثر ادبی و هم رساندن آن به دست خوانندگان ادامه میدهم.
وی به چالشی با نام انباشت زبالههای ادبی اشاره کرد و گفت: متاسفانه یکی از دلایل افت ادبیات داستانی کشورمان تولید انبوه کتابهای فاقد ارزش ادبی است که خوانندهای هم دارند ولی بهراحتی مجوز دریافت میکنند و وارد بازار میشوند. همین آثار گاه کتابهای ارزشمند نویسندگان و مترجمان واقعی را تحتالشعاع قرار میدهند و مانع دیده شدن آنها هستند. اولین لطفی که متولیان فرهنگی میتوانند به حوزه ادبیات کنند جلوگیری از انباشت زبالههای ادبی است که اغلب بهدلیل دریافت پول از نویسنده برای چاپ و نشر کتابهای بیارزش بروز میکند. ناشری که هر اثر بیکیفیت و بیمحتوا را در قبال دریافت پول از نویسنده منتشر و عرضه میکند بلای جان صنعت نشر و ادبیات کشور است.
به گزارش ایبنا، در شرایط فعلی که اغلب خانوادهها از توان کافی برای خرید کتاب برخوردار نیستند و مشکلات مالی و دغدغه معاش سنگهای سر راه نویسندگان هستند ناشران و اهالی قلم تلاش میکنند فاصله کتاب با سبد خانوار را کم کنند که این کار مسلما بدون سیاستگذاری متولیان فرهنگی و ارائه تسهیلات ویژه به صنعت نشر غیرممکن است.
نظر شما